به گزارش خبرگزاری ایمنا، برخی شخصیتها را میتوان از میان سخنرانیها، مواضع رسمی و تصاویر رسانهای شناخت، اما برخی دیگر چهره واقعی خود را در روایت نزدیکترین همراهانشان آشکار میکنند. قبل از آنکه از شخصیتهای بزرگ سخن گفته شود، بهطور معمول روایتها از مواضع سیاسی، تصمیمهای تاریخی و سخنرانیهای رسمی آغاز میشود؛ همان تصاویری که سالها از قاب رسانهها در ذهن افکار عمومی نقش بسته است، اما تاریخ، تنها با اسناد رسمی نوشته نمیشود؛ بخشی از حقیقت، در خاطرات کسانی نهفته است که سالها در نزدیکترین فاصله با این شخصیتها زیستهاند، فراز و فرودهای تصمیمگیری را از نزدیک دیدهاند و شاهد لحظاتی بودهاند که هرگز در برابر دوربینها ثبت نشده است.
گاهی یک خاطره کوتاه، یک رفتار ساده یا یک تصمیم پشت درهای بسته، بیشتر از ساعتها تحلیل سیاسی میتواند ابعاد شخصیتی یک رهبر را آشکار کند.
میان روایتهایی که از رهبر شهید انقلاب نقل شده است، بیشتر خاطرات به مقاطع حساس سیاسی، دفاع مقدس، تصمیمهای کلان یا سخنرانیهای تاریخی محدود میشود، اما شناخت یک شخصیت اثرگذار، بدون مرور لایههای پنهانتر زندگی او، تصویری کامل به دست نمیدهد. اینکه چگونه میاندیشیدند، چگونه مطالعه میکردند، چگونه تصمیم میگرفتند، با اطرافیان چگونه رفتار میکردند، چه نگاهی به مردم داشتند و مهمتر از همه، باورهای دینی چگونه در تمام ابعاد زندگی و مدیریت او جاری بود، پرسشهایی است که پاسخ آنها را باید از زبان کسانی شنید که سالها در کنار او بودهاند.
در روزگاری که جامعه بیش از هر زمان دیگری به الگوهای مدیریتی، اخلاقی و فرهنگی نیاز دارد، بازخوانی تجربه زیسته افرادی که سالها در متن مهمترین رویدادهای کشور حضور داشتهاند، میتواند برای پژوهشگران، مدیران، جوانان و علاقهمندان تاریخ معاصر نیز ارزشمند باشد.
مجید نادرالاصلی، عضو شورای اسلامی شهر اصفهان از جمله افرادی است که نزدیک به ۲۹ سال در دفتر مقام معظم رهبری حضور داشته و بخش مهمی از زندگی کاری خود را کنار ایشان سپری کرده است. او در گفتوگو با خبرنگار ایمنا، نه از جایگاه یک مسئول، بلکه از منظر یک همراه دیرین، تصویری متفاوت از رهبر شهید انقلاب ارائه میدهد؛ تصویری که از پشت تریبونها فراتر میرود و به سبک زندگی، شیوه مدیریت، باورهای دینی، سلوک فردی، ارتباط با مردم، خانواده، نخبگان و حتی جزئیات کمتر روایتشده از زندگی روزمره ایشان میپردازد.
آنچه در ادامه میخوانید، تنها مرور چند خاطره یا بازگویی چند روایت تاریخی نیست، بلکه تلاشی است برای شناخت ابعاد شخصیتی رهبر شهید از زبان کسی که سالها از نزدیک شاهد تصمیمها، منش، رفتار و سبک رهبری او بوده است؛ روایتی که از باور آغاز میشود، از مدیریت، اخلاق، علم و مردمداری عبور میکند و در نهایت، تصویری انسانی و ماندگار از شخصیتی ترسیم میکند که به باور نادرالاصلی «آقا» تنها عنوانی برای او نبود، بلکه مفهومی از هدایت، پدری، بزرگواری و ایمان را در خود جای داده بود.

«آقا» فقط یک عنوان نبود؛ یک مفهوم بود
نادرالاصلی سخنانش را از تفاوت میان «باور» و «تکلیف اداری» آغاز میکند؛ تفاوتی که به اعتقاد او، راز ماندگاری بسیاری از همراهان رهبر شهید انقلاب بود.
وی میگوید: سالها حضورش در دفتر مقام معظم رهبری تنها یک مسئولیت اداری نبود، بلکه از سر اعتقاد و باور بود؛ باوری که موجب شد مسیرهای دیگر کاری و مدیریتی را کنار بگذارد و ماندن در کنار رهبر انقلاب را انتخاب کند.
به گفته او، بسیاری از افراد ممکن است بهدلیل جایگاه سازمانی در مجموعهای فعالیت کنند، اما زمانی که اعتقاد و باور به آن مسیر وجود داشته باشد، نوع نگاه، کیفیت کار و حتی تحمل سختیها نیز متفاوت خواهد شد.
نادرالاصلی تأکید میکند: در طول بیش از چهار دهه پس از انقلاب، کمتر پیش آمده بود که کسی رهبر انقلاب را با نام دیگری جز «آقا» خطاب کند و این موضوع تنها یک عادت لفظی نبود.
او میگوید: در ادبیات ایرانی، واژه «آقا» فقط یک عنوان نیست، بلکه مفهومی عمیق از بزرگی، پدری، فهم، هدایت، سیادت و بزرگواری را در خود جای داده است؛ مفهومی که درباره رهبر شهید انقلاب به معنای واقعی کلمه مصداق پیدا کرده بود.
۲۹ سال حضور در دفتر رهبری؛ انتخابی از روی باور
او سپس به سالهای حضور خود در دفتر مقام معظم رهبری اشاره میکند.
نادرالاصلی اظهار میکند که نزدیک به ۲۹ سال در دفتر رهبر شهید انقلاب فعالیت کرده است، در حالی که امکان حضور در مسئولیتهای دیگر همچون وزارت کشور، وزارت علوم یا دیگر دستگاههای اجرایی برایش فراهم بوده، اما آگاهانه ماندن در دفتر رهبری را انتخاب کرده است.
به گفته او، این انتخاب نه بهدلیل مزایای مادی یا رفاهی، بلکه به دلیل اعتقاد قلبی به مسیر و باور به شخصیت رهبر انقلاب بوده است.
او تأکید میکند که شرایط اقتصادی و رفاهی مجموعه دفتر رهبری هیچگاه امتیاز ویژهای نسبت به بسیاری از دستگاههای دیگر نداشت و آنچه موجب ماندگاری افراد میشد، لذت خدمت کنار رهبر انقلاب و باور به آن مسیر بود.
سادهزیستی؛ از خانواده آغاز میشد
یکی از بخشهای مهم روایت نادرالاصلی، مربوط به زندگی خانوادگی رهبر شهید انقلاب است.
او میگوید طی سالهای حضورش، ارتباط نزدیکی با فرزندان رهبر انقلاب بهویژه سه تن از پسران ایشان داشته و همین ارتباط موجب شده است سبک زندگی خانواده را از نزدیک مشاهده کند.
به گفته وی، پیش از آن نیز آقازادههای بسیاری را در دستگاههای مختلف دیده بود؛ افرادی که بهواسطه جایگاه پدرانشان از نفوذ، امکانات یا امتیازهای ویژه برخوردار بودند و بسیاری از افراد نیز تلاش میکردند از این نفوذ بهره ببرند.
اما آنچه در خانواده رهبر انقلاب مشاهده کرده، بهطور کامل متفاوت بوده است.
او تأکید میکند که در این خانواده هیچ نشانی از هوای نفس، روحیه اشرافیگری یا استفاده از جایگاه پدر برای کسب امتیاز وجود نداشت.
نادرالاصلی با اشاره به شخصیت آیتالله سیدمصطفی خامنهای و دیگر فرزندان رهبر شهید انقلاب میگوید آنچه بیش از هر چیز در رفتار آنان دیده، فروتنی، سادگی و دوری از هرگونه امتیازخواهی بوده است.
آیا پس از ائمه، شخصیتی بالاتر از رهبر انقلاب داشتهایم؟
در ادامه، نادرالاصلی به تحلیلی از جایگاه رهبر شهید انقلاب میپردازد؛ او نقل میکند که یکی از علما چندی پیش گفته بود: «بعد از ائمه معصومین (ع)، شخصیتی بالاتر از ایشان نداشتهایم.»
سپس توضیح میدهد که شخصاً امام خمینی(ره) را نیز در همین مسیر میبیند و معتقد است امام راحل سه هادی بزرگ در زندگی خود داشت که یکی از مهمترین آنان شهید آیتالله سیدحسن مدرس بود.
به اعتقاد او، بسیاری از ویژگیهای شخصیتی امام خمینی (ره) همچون صداقت، شجاعت، سادهزیستی، فقاهت، صراحت در بیان و بیاعتنایی به دنیا، بعدها در رهبر شهید انقلاب نیز به شکلی عمیق ادامه پیدا کرد.
او یادآوری میکند که امام خمینی (ره) ۲۶ فروردین ۱۳۴۳ در سخنانی فرمودند: «اگر من خدای نخواسته، یک وقتی دیدم که مصلحت اسلام اقتضا میکند که یک حرفی بزنم، میزنم و دنبالش راه میافتم و از هیچچیز نمی ترسم بهحمداللَّه تعالی و اللَّه تا حالا نترسیدهام.»
نادرالاصلی معتقد است رهبر شهید انقلاب نیز همین اصل را در تمام سالهای مسئولیت خود بهصورت عملی نشان دادند و هیچگاه از تهدیدها و فشارها هراسی به دل راه ندادند.
رهبری که برای ماندن آمده بود
او در ادامه به حادثه انفجار مسجد ابوذر در سال ۱۳۶۰ و حوادث ابتدای انقلاب اشاره میکند و معتقد است که تقدیر الهی بر این قرار گرفته بود که رهبر شهید انقلاب برای آینده انقلاب اسلامی باقی بماند.
از نگاه نادرالاصلی، رهبر انقلاب از همان دوران دفاع مقدس، مبارزه با جریان بنیصدر و عبور از بحرانهای متعدد، ظرفیتهای مدیریتی و رهبری خود را اثبات کرده بودند.
او تأکید میکند که تفاوت مهم رهبر شهید انقلاب با بسیاری از چهرههای سیاسی این بود که مواضع و تحلیلهایشان تنها بر اساس نقلقول دیگران شکل نمیگرفت، بلکه حاصل سالها مطالعه، تحقیق، فقاهت و شناخت عمیق از مسائل داخلی و بینالمللی بود.
رهبری که پیش از همه مطالعه میکرد؛ از داووداوغلو تا «انسان ۲۵۰ ساله»
نادرالاصلی معتقد است یکی از مهمترین ویژگیهای رهبر شهید انقلاب که کمتر درباره آن سخن گفته شده، عمق علمی و مطالعات گسترده ایشان است؛ ویژگیای که موجب میشد هیچگاه تصمیمی بر پایه شنیدهها یا هیجانهای مقطعی گرفته نشود.
او تأکید میکند رهبر انقلاب هیچگاه «آدم دهنی» نبودند، یعنی تنها بر اساس شنیدهها یا توصیه دیگران تصمیم نمیگرفتند؛ هر موضوعی را خود مطالعه میکردند، منابع مختلف را میخواندند، نظر کارشناسان را میشنیدند و در نهایت، جمعبندی نهایی را خودشان انجام میدادند.
به گفته نادرالاصلی، اگر کسی کتابی را به رهبر انقلاب معرفی میکرد، گاهی پاسخ میشنید که «۵۰ سال پیش این کتاب را خواندهام» ؛ این موضوع برای بسیاری تعجبآور بود، اما برای کسانی که سالها کنار ایشان بودند، طبیعی محسوب میشد.
او خاطرهای از یکی از دیدارهای رهبر انقلاب با وزیر امور خارجه وقت نقل میکند؛ زمانی که درباره کتاب احمد داوود اوغلو، نظریهپرداز سیاست خارجی ترکیه، صحبت شد، رهبر انقلاب فرمودند: «کتابش را خواندهام» در حالی که همان کتاب به عنوان مانیفست سیاست خارجی ترکیه شناخته میشد، ایشان پیش از بسیاری از مسئولان آن را مطالعه کرده بودند و نسبت به محتوایش اشراف کامل داشتند.
نادرالاصلی میگوید این تنها یک نمونه بود و رهبر شهید انقلاب در حوزههای مختلف، پیش از آنکه مسئولان گزارش دهند، خودشان با مطالعه و تحقیق، شناخت دقیقی از موضوعات پیدا میکردند.

سخنرانیهایی که متن آماده نداشت
او سپس به شیوه آمادهسازی سخنرانیهای رهبر انقلاب اشاره میکند.
به گفته نادرالاصلی، برای هر سخنرانی، افراد مختلف از حوزههای گوناگون مطالب و گزارشهایی تهیه میکردند و در اختیار رهبر انقلاب قرار میدادند، اما نکته مهم این بود که متن نهایی هیچگاه تنها حاصل کنار هم قرار گرفتن این گزارشها نبود.
رهبر انقلاب همه مطالب را مطالعه میکردند، از دیدگاههای مختلف بهره میبردند، اما در نهایت سخن، سخن خودشان بود.
او میگوید گاهی وقتی متنهای کارشناسان را با سخنرانی نهایی مقایسه میکردیم، شاید تنها یک مضمون یا یک جمله مشترک میان آنها پیدا میشد؛ زیرا ایشان مطالب را با ادبیات، تحلیل و بیان خودشان ارائه میکردند.
نادرالاصلی اظهار میکند که این ویژگی ناشی از تسلط علمی، قدرت تحلیل و احاطه ایشان بر موضوعات بود.
۲ ساعت سخنرانی؛ بدون آب، بدون مکث، بدون تکرار
نادرالاصلی معتقد است هنر سخنوری رهبر شهید انقلاب از ویژگیهایی است که کمتر درباره آن صحبت شده است.
او میگوید بعید میداند در دنیا کسی بتواند دو ساعت پیوسته سخنرانی کند، بدون آنکه نیاز به نوشیدن آب، مکثهای طولانی یا حتی جابهجا شدن روی صندلی داشته باشد.
به گفته او، رهبر شهید انقلاب در تمام مدت سخنرانی با آرامش کامل سخن میگفتند؛ بدون اینکه جملهای را بیدلیل تکرار کنند یا از مسیر اصلی بحث خارج شوند.
عبارات، روان، دقیق، سنجیده و قابل فهم برای همه گروههای جامعه بود؛ از استاد دانشگاه گرفته تا مردم عادی.
او میگوید این ویژگی حاصل سالها مطالعه، تفکر و انس عمیق با قرآن، نهجالبلاغه، تاریخ و ادبیات بود.
«انسان ۲۵۰ ساله» حاصل نگاهی عمیق بود
در ادامه، نادرالاصلی به آثار علمی رهبر انقلاب اشاره میکند.
او میگوید اگرچه بسیاری رهبر انقلاب را با عنوان سیاستمدار میشناسند، اما آثار علمی ایشان نشان میدهد که با شخصیتی عمیق در حوزه اندیشه و تاریخ اسلام روبهرو هستیم.
به گفته او، کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» نمونهای از همین نگاه است؛ کتابی که وقتی مطالعه میشود، انسان احساس میکند نویسنده سالها با تاریخ ائمه معصومین (ع) زندگی کرده است.
او معتقد است این کتاب تنها یک اثر تاریخی نیست، بلکه تحلیلی جامع از حرکت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ائمه اطهار (ع) است.
نادرالاصلی تأکید میکند رهبر شهید انقلاب در کنار مطالعات تاریخی، بر آثار عرفانی و اخلاقی امام خمینی (ره) نیز تسلط کامل داشتند و همین موضوع، شخصیت علمی ایشان را چندبعدی کرده بود.
آقای ما هیجانزده نمیشدند؛ حتی در سختترین بحرانها
یکی دیگر از ویژگیهایی که نادرالاصلی بر آن تأکید میکند، آرامش رهبر انقلاب در سختترین شرایط است.
او میگوید در طول سالهای حضورش در دفتر رهبری، هرگز ندیده است که ایشان تحت تأثیر هیجانهای مقطعی یا فشارهای سیاسی تصمیم بگیرند، حتی در شرایطی که کشور با بحرانهای امنیتی، سیاسی یا نظامی روبهرو بود، نخستین توصیه رهبر انقلاب همیشه حفظ آرامش بود.
نادرالاصلی میگوید بارها شنیده بودیم که میفرمودند: «آرام باشید» این آرامش، از نگاه او، نه ناشی از بیتفاوتی، بلکه حاصل اعتماد عمیق به خداوند، شناخت دقیق شرایط و تسلط بر مدیریت بحران بود.
از امام آموخت، اما مقلد نبود
او در ادامه به تفاوت میان امام خمینی (ره) و رهبر انقلاب اشاره میکند.
به اعتقاد نادرالاصلی، رهبر انقلاب خود بارها گفتهاند که شاگرد مکتب امام خمینی (ره) هستند، اما این به معنای تقلید در شیوه مدیریت نبود.
ایشان با حفظ اصول امام، متناسب با اقتضائات زمان تصمیم میگرفتند و روشهای جدیدی برای اداره کشور به کار میبستند.
به گفته نادرالاصلی، یکی از مهمترین ویژگیهای رهبر انقلاب این بود که در عین وفاداری کامل به آرمانهای امام (ره)، نگاه اجتهادی و نوآورانه داشتند و هرگز اسیر قالبهای ثابت و تکراری نشدند.
از مدیریت جهادی تا دینمداری؛ روایتی از ویژگیهای کمترشنیدهشده رهبر شهید
نادرالاصلی در پایان این بخش از گفتوگو به رابطه رهبر انقلاب با مردم اشاره میکند و معتقد است رهبر شهید انقلاب مردم را تنها جمعیتی برای حضور در مناسبتها نمیدیدند، بلکه آنها را صاحبان اصلی انقلاب میدانستند و به همین دلیل، در همه تصمیمها همواره معیشت، امنیت، عزت و آینده مردم در مرکز توجه ایشان قرار داشت.
از نگاه او، همین نگاه مردمی بود که موجب شد رهبر انقلاب در طول دهههای مختلف، با وجود همه فشارها و تهدیدها، مسیر هدایت کشور را با آرامش و ثبات ادامه دهند.
در میانه روایت، نادرالاصلی از سبک مدیریت رهبر شهید سخن میگوید؛ مدیریتی که به گفته او، نه بر هیجان، بلکه بر عقلانیت، مطالعه، برنامهریزی و ایمان استوار بود.
او معتقد است بسیاری از آنچه امروز درباره رهبر شهید گفته میشود، تنها بخشی از شخصیت ایشان را نشان میدهد و ابعاد عمیقتر این شخصیت هنوز برای نسل جوان بهدرستی روایت نشده است.
او با تأکید بر اینکه رهبر شهید «عقل مقلد» نبودند، میگوید: رهبر شهید هیچگاه تنها تکرارکننده مسیر دیگران نبودند. با دانشمندان که مینشستند، حرفی میزدند که آنها احساس میکردند چند پله جلوتر از آنها فکر کردهاند. با جوانان که گفتوگو میکردند، زبان نسل جوان را میشناختند. در عرصه سیاست، فرهنگ، علم، فناوری و مدیریت نیز همواره به دنبال نوآوری بودند و هیچگاه از روی تقلید تصمیم نمیگرفتند.
نظم، اما نه خشک و تشریفاتی
او درباره نظم کاری رهبر شهید نیز توضیح میدهد: بسیاری از مسئولان از نظم ایشان سخن گفتهاند، اما این نظم فقط بهمعنای حضور سر ساعت در جلسات نبود. رهبر شهید نسبت به همه تعهدات خود مقید بودند. ممکن بود در طول برنامهها، ملاقاتهای پیشبینینشده یا مسائل مهمی پیش بیاید، اما هیچگاه نسبت به مسئولیتهای خود بیتفاوت نبودند و برنامهها را با دقت مدیریت میکردند.
نادرالاصلی اضافه میکند: شیوه مدیریت ایشان با شیوه حضرت امام (ره) تفاوتهایی داشت؛ همانگونه که خودشان نیز بارها به آن اشاره کرده بودند، اما در یک ویژگی مشترک بودند؛ هر دو نسبت به مسئولیتی که بر دوش داشتند، احساس تکلیف کامل میکردند.
او یکی از مهمترین ویژگیهای رهبر شهید را صراحت میداند و میگوید: رهبر شهید در عین صراحت، مهربانترین انسان نسبت به مردم بودند. برخی تصور میکنند قاطعیت با خشونت همراه است، اما ایشان نشان دادند که میتوان در اداره کشور بسیار قاطع بود و در عین حال نسبت به مردم نهایت رأفت و محبت را داشت.
به اعتقاد نادرالاصلی در طول نزدیک به چهار دهه رهبری، هیچگاه از مواضع اصولی خود عقبنشینی نکردند، اما در عین حال تلاش میکردند با هدایت، اقناع و روشنگری مسیر را پیش ببرند، نه با تحکم و اجبار.

دین؛ محور همه تصمیمها
وی سپس به مهمترین ویژگی رهبر شهید اشاره میکند؛ ویژگیای که به اعتقاد خودش اگر بخواهد تمام شخصیت ایشان را در یک جمله خلاصه کند، همان است.
رهبر شهید انقلاب پیش از هر چیز انسانی دینمدار بودند. خیلیها عالم هستند، خیلیها مردمدار هستند، خیلیها مدیر خوبی هستند، اما ایشان دین را در زندگی خود پیاده کرده بودند.
نادرالاصلی برای توضیح این موضوع به خاطرهای از مرحوم شیخ عباس قمی اشاره میکند: میگویند مرحوم شیخ عباس قمی بعد از نوشتن مفاتیحالجنان، یک سال کتاب را منتشر نکرد؛ چون میخواست ابتدا خودش به همه آنچه نوشته است عمل کند. رهبر شهید نیز همینگونه بودند. نمازهای نافله، انس دائمی با قرآن، فهم عمیق قرآن، تسلط بر سیره اهلبیت (ع) و عمل به آن، همه در زندگی ایشان دیده میشد.
او ادامه میدهد: ایشان فقط قرآن نمیخواندند، قرآن را زندگی میکردند. زیارت آلیاسین را فقط تلاوت نمیکردند، معنای آن را در رفتار و تصمیمهای خود پیاده میکردند. همین دینمداری بود که به ایشان ابهت، قدرت، آرامش و جهت میداد.
قرآن؛ نقشه راه اداره کشور
نادرالاصلی معتقد است رهبر شهید اداره کشور را نیز بر اساس آموزههای قرآن پیش میبردند؛ او میگوید: رهبر شهید انقلاب بارها تأکید کردند قرآن کتاب زندگی است، نه فقط کتاب تلاوت. آیات مبارزه، مقاومت، امید و جهاد را برای مسئولان، نخبگان، فرماندهان نظامی، دانشمندان و مردم تبیین میکردند و به همه میآموختند که وعدههای الهی واقعی است.
او به آیه «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» اشاره میکند و میگوید: رهبر شهید این آیه را فقط تفسیر نمیکردند؛ آن را به برنامه عملی برای اداره کشور تبدیل کرده بودند؛ اینکه سستی نکنید، اندوه به خود راه ندهید و اگر مؤمن باشید، برتر خواهید بود.
به گفته نادرالاصلی، یکی از توصیههای همیشگی رهبر شهید به جوانان، ارتباط با خانوادههای شهدا بود؛ او میگوید: ایشان معتقد بودند دیدار با خانواده شهدا کمتر از شهادت نیست. بارها فرمودند: «جوانان وصیتنامه شهدا را بخوانند، زیرا در این وصیتنامهها معارف عمیقی وجود دارد که شاید در کتابهای دانشگاهی هم پیدا نشود.»
نوپردازی؛ ویژگی کمترروایتشده رهبر شهید
او یکی دیگر از ابعاد کمتر شناختهشده رهبر شهید را روحیه نوآوری میداند.
رهبر شهید در همه عرصهها نوپرداز بودند؛ چه در علم، چه در فناوری، چه در فرهنگ و چه در مدیریت. وقتی با دانشمندان هستهای صحبت میکردند، آنها احساس میکردند رهبر از خودشان جلوتر فکر میکنند. وقتی درباره فناوری موشکی صحبت میشد، سالها پیش از آنکه بسیاری باور کنند، میگفتند رسیدن به موشک نقطهزن امکانپذیر است.
نادرالاصلی در پایان گفتوگو، خاطرهای شخصی را روایت میکند که برای خودش ماندگارترین تصویر از رهبر شهید است.
او میگوید: سال ۱۳۵۹ قرار بود خطبه ازدواجم را حضرت امام (ره) بخوانند که این اتفاق نیفتاد و شهید بهشتی و رهبر شهید خطبه عقد را در دفتر حزب جمهوری اسلامی جاری کردند. سالها بعد، زمانی که رهبر شهید در حسینیه خطبه عقد فرزندم را خواندند، همان عکس قدیمی را به ایشان نشان دادم. با دقت نگاه کردند، لبخندی زدند و عکس را در جیب خود گذاشتند.
برای من این صحنه، تنها یک خاطره نبود؛ نشانه همان حافظه، محبت و توجهی بود که نسبت به افراد داشتند.
تصاویری از حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی در منزل شهیدان نادرالاصلی در سفر ایشان به اصفهان در آبان ۱۳۸۰
پایان روایت
روایت مجید نادرالاصلی، بیش از آنکه مجموعهای از خاطرات اداری باشد، تلاشی برای ترسیم تصویری از رهبر شهیدی است که به اعتقاد او، مدیریت را با ایمان، سیاست را با اخلاق، اقتدار را با رأفت و دین را با زندگی روزمره درآمیخته بودند.
در این روایت، رهبر شهید نهتنها یک مسئول عالیرتبه، بلکه معلمی معرفی میشوند که با رفتار، سلوک و سبک زندگی خود، برای نسلهای آینده الگویی ماندگار بودند.
نظر شما