به گزارش خبرگزاری ایمنا از کرمان، در میان هنرهای سنتی ایران، پتهدوزی کرمان ارتباط معناداری میان هویت فرهنگی، زیست بومی و معیشت خانوار ایجاد کرده است؛ هنری که ریشهدار است و با شیوههای خاص دوخت، ذوق، باور و سبک زندگی مردمان دیار کریمان را نسل به نسل حفظ کرده است.
پته کرمان روایت سالهای دور زنان هنرمند و هنردوستی است که رنج، باور و زیبایی را با نخ و سوزن بر زمینهای از پشم و رنگهایی که با اقلیم این سرزمین پیوند داشته و بازتابی از طبیعت و زندگی روزمرهشان بودهاند، در خانههایشان ماندگار کردهاند.
این هنر که نسل به نسل در میان زنان و خانوادههای کرمانی منتقل شده، طی سالیان متمادی به عنوان یک مهارت هنری و بخشی از سبک زندگی و اقتصاد خانوار در این استان بوده است و به جزئی از فرهنگ و هویت مردم تبدیل شده و در بسیاری از خانهها نمونهای از آن دیده میشود.
با وجود این جایگاه مهم، پته کرمان در سالهای اخیر با چالشهایی همچون کاهش نیروی ماهر، تغییر ذائقه بازار، گسترش تولیدات غیراصیل و کمرنگ شدن آموزش سنتی روبهرو شده است که تداوم این هنر اصیل را با تهدید روبهرو کرده و ضرورت حفظ و احیای پته را یادآور میشود.
تغییر سلیقه بازار، حضور نمونههای تقلیدی، دشواری آموزش و کاهش شمار هنرمندان ماهر، زنگ خطر فراموشی پته را بلندتر از گذشته به صدا درآورده است و در چنین وضعیتی، حفظ پته پاسداشت یک هنر سنتی و دفاع از شناسنامه فرهنگی کرمان و حراست از بخشی از هویت زنده این دیار است.

سلیمه حسنی، کارشناس صنایعدستی استان کرمان پته را فراتر از یک دستساخته تزئینی میداند و به خبرنگار ایمنا میگوید: پته در واقع بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی کرمان است؛ هنری که در گذشته نه فقط برای زیبایی، بلکه بهعنوان زبانی بصری برای بازتاب باورها، خاطرات، نمادهای مذهبی و جلوههای طبیعت در زندگی مردم این منطقه به کار میرفت.
وی با بیان اینکه بهرهگیری از مواد اولیه بومی و تکنیکهای خاص و ریشهدار، این هنر را به یکی از نمادهای استقامت، ظرافت و تداوم هنر ایرانی تبدیل کرده است، میافزاید: پته در گذشته در اشکال مختلفی از سجاده و پوشش گرفته تا دیگر کاربردهای روزمره، در لایههای مختلف اجتماعی کرمان حضور داشت و امروز نیز با رویکردی کاربردیتر ادامه حیات داده است.
این کارشناس صنایعدستی درباره تفاوت پته با دیگر رودوزیهای ایران میگوید: یکی از مهمترین ویژگیهای پته، تضاد میان جنس زمینه و ظرافت دوخت آن است؛ برخلاف بسیاری از رودوزیها که روی پارچههای نرم و لطیف همچون ابریشم و ساتن انجام میشوند، پته روی «عریض» یعنی پارچهای پشمی، ضخیم و خشن دوخته میشود.
وی ادامه میدهد: در این هنر، برخلاف برخی شیوههای گلدوزی که بیشتر جنبه تزئینی دارند، هدف در بسیاری موارد پوشاندن کامل سطح پارچه با نخ و خلق اثری نزدیک به تابلو یا فرش است.
حسنی همچنین با اشاره به آثار اقتصادی پته در خانوادهها بیان میکند: پتهدوزی یکی از منابع مهم درآمد خانگی برای هزاران زن در شهرها و روستاهای کرمان است و در واقع نوعی اقتصاد زنانه در کرمان بوده که به زنان امکان میداد بدون ترک خانه، به استقلال مالی برسند و در تصمیمگیریهای اقتصادی خانواده نقش بیشتری ایفا کنند.
وی با ابراز نگرانی از تهدیدهای پیشروی این هنر اصیل تصریح میکند: کاهش نیروی ماهر یکی از جدیترین چالشهای پتهدوزی است، زیرا یادگیری آن زمانبر و تولیدش دشوار است و نسل جدید کمتر به ورود جدی به این حوزه تمایل دارد.

این کارشناس صنایع دستی در استان کرمان با هشدار نسبت به پیامدهای بیتوجهی به این میراث ارزشمند با تأکید بر اهمیت آموزش اصولی پتهدوزی، میگوید: حضور افراد غیرمتخصص و ناآشنا با هویت و اصالت پته نیز به یکی از آسیبهای نگرانکننده این حوزه تبدیل شده است.
وی ادامه میدهد: بازار امروز بیشتر به دنبال تولید سریع و قیمت ارزان است، در حالی که پتهدوزی اصیل، کاری زمانبر، دقیق و پرهزینه است؛ همچنین ورود محصولات چاپی و صنعتی که تنها طرحی شبیه پته دارند، فشار زیادی بر بازار آثار دستدوز و اصیل وارد کرده است.
حسنی خاطرنشان میکند: از بین رفتن پته علاوه بر کاهش تولید یک هنر سنتی، نابودی بخشی از دانش فنی بومی را نیز در پی دارد؛ دانشی که بخش مهمی از آن، از جمله برخی تکنیکهای پیچیده دوخت، مکتوب نشده و سینهبهسینه از نسلهای گذشته منتقل شده است.
به گزارش ایمنا،حفظ پته کرمان، نیازمند نگاهی فراتر از شعار و مناسبتهای مقطعی است؛ این هنر برای بقا به آموزش اصولی نسل جدید، حمایت واقعی از هنرمندان، ایجاد بازارهای مطمئن، مقابله با تولیدات غیراصیل و معرفی حرفهای در سطح ملی و بینالمللی نیاز دارد.
اگر چنین نگاهی شکل بگیرد، پته میتواند همچنان بهعنوان یکی از مهمترین نمادهای فرهنگی کرمان زنده بماند و علاوه بر حفظ اصالت خود، با نیازهای روز نیز پیوند بخورد؛ در صورتیکه با دستان هنرمندان این دیار ادامه پیدا کند، دیده، فهمیده و جدی گرفته شود.
گزارش از بهناز شریفی، خبرنگار ایمنا در کرمان
نظر شما