علیرضا تقوینیا در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: طی روزهای گذشته نیروهای آمریکایی همانند روزهای قبل، حملات خود را علیه تأسیسات و زیرساختهایی که در اختیار نیروی دریایی ایران قرار دارد و بهزعم آنها میتواند بر عملکرد ایران در تنگه هرمز اثرگذار باشد، ادامه دادند. علاوه بر این، در تحول جدید، برخی از پلهای ارتباطی میان استانهای فارس و هرمزگان، از جمله در محدوده بندر خمیر و مناطق اطراف، نیز هدف حمله قرار گرفت.
وی افزود: نوع این حملات نشان میدهد آمریکا به دنبال قطع خطوط لجستیکی میان استان فارس و هرمزگان است؛ چراکه تصور میکند بخش مهمی از پشتیبانی و تدارکات نیروی دریایی ایران از این مسیر انجام میشود. این در حالی است که چنین اقداماتی نشاندهنده شناخت نادرست آمریکا از ساختار دفاعی ایران و راهبرد جنگ نامتقارن جمهوری اسلامی است.
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: چندی پیش در جریان حضورم در منطقه، با یکی از فرماندهان عملیاتی سپاه که مسئولیت مستقیم برخی مأموریتها را بر عهده داشت، درباره حملات آمریکا به اصفهان و عملیات هلیبرن آنها گفتوگو کردم. وی اطلاعاتی را مطرح کرد که به دلیل ملاحظات امنیتی امکان بیان آن وجود ندارد، اما تأکید داشت که فرماندهان نیروی زمینی سپاه همواره این پرسش را مطرح میکردند که آمریکاییها با انتقال حدود ۲۰۰ نیرو به مرکز ایران چه هدفی را دنبال میکردند و از اساس این اقدام چه توجیه عملیاتی داشت.
آمریکا توان نظامی بالا دارد اما ایران را نمیشناسد
تقوینیا تصریح کرد: این موضوع نشان میدهد که اگرچه آمریکا از توان نظامی بالایی برخوردار است، اما در بسیاری از موارد از شناخت دقیق شرایط داخلی ایران، اطلاعات میدانی و درک صحیح از راهبردهای دفاعی جمهوری اسلامی برخوردار نیست. نمونه روشن این خطای محاسباتی آن بود که تصور میکردند ایران پس از ترور رهبر شهید انقلاب اسلامی دچار فروپاشی خواهد شد، در حالی که چنین اتفاقی رخ نداد و این مسئله بیانگر اشتباهات جدی محاسباتی واشنگتن است.
وی ادامه داد: آمریکاییها همچنین گمان میکردند ایران قادر به حفظ کنترل و اعمال قدرت در تنگه هرمز نخواهد بود، اما اکنون ماهها از این درگیری میگذرد و همچنان این منطقه تحت کنترل و اشراف نیروهای ایرانی قرار دارد. آنها تلاش کردند با ایجاد زیرساختهای جدید در جنوب تنگه هرمز، یک کریدور ارتباطی و لجستیکی برای خود ایجاد کنند، اما نیروهای دریایی و هوافضای سپاه با حملات مستمر اجازه تثبیت این زیرساختها را ندادند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: برخی تصور میکردند جنوب تنگه هرمز به یک مسیر امن و دائمی برای آمریکا تبدیل شده است، در حالی که ایجاد چنین کریدوری مستلزم استقرار تجهیزات، سامانههای راداری، اپتیکی و لجستیکی است و زمانی که این زیرساختها شناسایی شوند، بهصورت مستمر زیر آتش قرار میگیرند. نتیجه این روند آن است که آمریکا تاکنون نتوانسته به هدف خود برای تبدیل جنوب تنگه هرمز به یک مسیر پایدار دست یابد.
جنگ به صبر نیاز دارد
تقوینیا تأکید کرد: جنگ نیازمند صبر، برنامهریزی و استمرار عملیات است. حملات گسترده اخیر آمریکا به تأسیسات و اماکن وابسته به نیروی دریایی سپاه نیز نشان میدهد که آنها در پرونده جنوب تنگه هرمز با ناکامی و خسارتهای قابل توجهی مواجه شدهاند و اکنون تلاش میکنند با هدف قرار دادن زیرساختهای دریایی ایران، این شکست را جبران کنند.
کارشناس سیاسی اظهار کرد: حملات اخیر آمریکا به برخی پلهای ارتباطی نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. آنها تصور میکنند با هدف قرار دادن این زیرساختها میتوانند توان عملیاتی نیروی دریایی سپاه را کاهش دهند، در حالی که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی سالها برای چنین سناریوهایی برنامهریزی و تمرین کردهاند و راهکارهای جایگزین برای حفظ خطوط پشتیبانی و انتقال تجهیزات از پیش پیشبینی شده است.
نیروی دریایی سپاه وابستگی مطلقی به انتقال تجهیزات از سایر استانها ندارد
وی افزود: در صورت آسیب دیدن مسیرهای ارتباطی، یگانهای مهندسی رزمی قادرند در مدت زمان کوتاهی پلهای موقت ایجاد کرده و مسیر انتقال تجهیزات و امکانات را برقرار کنند. علاوه بر این، طی سالهای گذشته زیرساختهای متعددی از جمله شهرهای موشکی، شهرهای پهپادی و مراکز شناوری در استان هرمزگان ایجاد شده و به همین دلیل نیروی دریایی سپاه وابستگی مطلقی به انتقال تجهیزات از سایر استانها ندارد.
این کارشناس مسائل سیاسی و بینالملل گفت: آمریکا از نظر تجهیزات نظامی، چه از لحاظ کمیت و چه کیفیت، قدرت قابل توجهی دارد و این موضوع قابل انکار نیست، اما مشکل اصلی آنها در حوزه راهبرد و تصمیمگیری است. به اعتقاد من، مدیران و تصمیمگیران فعلی آمریکا درک دقیقی از واقعیتهای میدان نبرد ندارند و بسیاری از تصمیمات آنها بر پایه محاسبات نادرست اتخاذ میشود.
تقوینیا تصریح کرد: نشانه این اختلافنظرها را میتوان در تغییرات گسترده در فرماندهی نظامی آمریکا مشاهده کرد؛ بهگونهای که در جریان جنگ، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا و همچنین وزیر نیروی دریایی این کشور از مسئولیت خود کنار رفتند، زیرا با برخی تصمیمات دولت آمریکا درباره ادامه جنگ و نحوه اجرای عملیات موافق نبودند و آنها را فاقد منطق نظامی میدانستند.
مهمترین هدف آمریکا چیست؟
وی ادامه داد: امروز مهمترین هدف راهبردی آمریکا بازگشایی تنگه هرمز است و بخش عمده درگیریهایی که در جنوب منطقه مشاهده میشود، در همین راستا انجام میگیرد. در مقابل، ایران نیز تمام توان خود را به کار گرفته تا مانع تحقق این هدف شود و اجازه ندهد آمریکا کنترل این گذرگاه راهبردی را به دست بگیرد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل خاطرنشان کرد: طی روزها و هفتههای گذشته بارها ادعا شد که کنترل جنوب تنگه هرمز از دست ایران خارج شده است، اما در عمل مشاهده شد که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی بهتدریج و با بهرهگیری از پهپادها و موشکها، زیرساختها، تجهیزات، سامانههای راداری، اپتیکی، مخابراتی و مراکز رصدی که آمریکا برای ایجاد یک کریدور عملیاتی در جنوب تنگه هرمز مستقر کرده بود را هدف قرار دادند.
وی افزود: این عملیاتها در شرایطی انجام شد که تأسیسات، دکلهای مخابراتی و مراکز وابسته به نیروی دریایی سپاه نیز بهطور مداوم زیر آتش دشمن قرار داشت، اما با وجود این فشارها، ایران توانست کنترل خود بر تنگه هرمز را حفظ کند. اگر آمریکا قادر به بازگشایی این مسیر بود، تاکنون عبور کشتیهای خود را از جنوب تنگه هرمز از سر گرفته بود، اما شرایط میدانی نشان میدهد چنین هدفی هنوز محقق نشده است.
تقوینیا بیان کرد: آمریکا اکنون تلاش میکند با تشدید حملات علیه تأسیسات و زیرساختهای نیروی دریایی سپاه، شرایط را تغییر دهد، اما جمهوری اسلامی برای چنین سناریوهایی نیز آمادگی لازم را دارد و متناسب با هر اقدام دشمن، پاسخ متقابل و هدفمندی را علیه مراکز عملیاتی، سامانههای راداری، تجهیزات تهاجمی و زیرساختهای مورد استفاده آمریکا در منطقه اجرا میکند.
وی گفت: در روزهای اخیر، پایگاهها و تأسیسات مورد استفاده آمریکا در کشورهای منطقه نیز هدف حملات ایران قرار گرفتهاند. بر اساس ادعای وی، شدت حملات به برخی مناطق در قطر به اندازهای بوده که مقامهای این کشور از شهروندان خواستهاند از منازل خود خارج نشوند و فرودگاهها نیز با محدودیتهایی مواجه شدند. همچنین پایگاههای آمریکایی در بحرین و برخی تأسیسات مرتبط در کویت نیز در چارچوب پاسخهای ایران هدف حملات قرار گرفتهاند.
تقوینیا در ادامه گفتوگو اظهار کرد: جمهوری اسلامی بر اساس یک برنامه عملیاتی مشخص در حال پیشبرد اهداف خود است و روند تحولات نیز نشان میدهد اقدامات ایران بر پایه برنامهریزی و محاسبات دقیق انجام میشود، نه تصمیمهای مقطعی و احساسی.
تنگه بابالمندب هم بسته میشود؟
وی افزود: آنچه در میدان نبرد اهمیت دارد، استمرار عملیات و حفظ راهبردهاست. به اعتقاد من، اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، در آینده نزدیک جبهه یمن نیز فشارهای خود را در منطقه افزایش خواهد داد و این موضوع میتواند معادلات دریای سرخ و تنگه بابالمندب را بیش از گذشته تحت تأثیر قرار دهد.
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: بر اساس آمارهای رسمی منتشرشده از سوی آمریکا، ذخایر استراتژیک نفت این کشور نسبت به هفته گذشته حدود سه میلیون بشکه کاهش یافته و به حدود ۳۱۶ میلیون بشکه رسیده است؛ در حالی که پیش از آغاز جنگ این میزان بیش از ۴۰۰ میلیون بشکه بود. این مسئله نشان میدهد آمریکا نهتنها موفق به افزایش ذخایر راهبردی خود نشده، بلکه با روندی کاهشی نیز مواجه است.
تقوینیا تصریح کرد: بر اساس محاسبات انجامشده در آمریکا، سطح ۳۰۰ میلیون بشکه بهعنوان مرز بحرانی ذخایر استراتژیک نفت این کشور در نظر گرفته میشود و به طور معمول پس از رسیدن ذخایر به این سطح، برداشت از آن متوقف خواهد شد؛ زیرا این میزان حداقل ذخیره مورد نیاز برای شرایط اضطراری محسوب میشود.
وی ادامه داد: هدف از بیان این آمارها آن است که افکار عمومی بدانند تحولات جنگ را باید با صبر و حوصله دنبال کرد. برخی افراد و رسانههای غیرمعتبر این تصور را ایجاد کردهاند که حملات ایران اثر بازدارنده ندارد، در حالی که باید توجه داشت جمهوری اسلامی در برابر قدرتمندترین قدرت نظامی جهان قرار گرفته و با وجود گذشت ماهها از آغاز درگیری، آمریکا هنوز نتوانسته به یکی از مهمترین اهداف راهبردی خود یعنی بازگشایی تنگه هرمز دست یابد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: تمرکز اصلی عملیات آمریکا در جنوب منطقه نیز مؤید همین موضوع است؛ زیرا زمانی که دشمن همه توان خود را برای باز کردن تنگه هرمز به کار گرفته، نشان میدهد در تحقق سایر اهداف خود نیز با ناکامی مواجه شده است. به باور من، تا زمانی که اراده ملی برای حفظ این راهبرد وجود داشته باشد، تحقق این هدف برای آمریکا امکانپذیر نخواهد بود.
آمریکا زیرساختها را هدف قرار میدهد؟
وی افزود: در صورتی که دامنه جنگ به حوزه زیرساختها کشیده شود، جمهوری اسلامی نیز متناسب با شرایط، زیرساختهای طرف مقابل را هدف قرار خواهد داد و پاسخ اقدامات دشمن بدون واکنش نخواهد ماند.
تقوینیا با اشاره به فضای رسانهای کشور اظهار کرد: بخش قابل توجهی از نگرانیهای مردم ناشی از فضاسازی برخی رسانهها و کانالهای غیرمعتبر است. مردم باید به فرماندهان نظامی و مسئولان کشور اعتماد داشته باشند و تحت تأثیر تحلیلها و روایتهایی قرار نگیرند که بدون شناخت از واقعیات میدان نبرد منتشر میشوند.
وی درباره برخی شایعات منتشرشده پیرامون سفر یک هواپیمای ایرانی به ترکیه نیز گفت: برخی بلافاصله چنین موضوعی را به مذاکرات با آمریکا نسبت دادند، در حالی که چنین برداشتهایی فاقد مستندات لازم است. یکی از برنامههای آمریکا تلاش برای فعالسازی گروههای تروریستی مستقر در اقلیم کردستان عراق و کشاندن آنها به درگیری در مرزهای ایران بوده است، اما جمهوری اسلامی تاکنون با اتخاذ تدابیر مناسب مانع تحقق این سناریو شده است.
این کارشناس مسائل بینالملل ادامه داد: ترکیه نیز با وجود اختلافات متعدد با ایران، در موضوع مقابله با گروههای مسلح تجزیهطلب کردی منافع مشترکی با تهران دارد؛ زیرا آنکارا نیز نگران است که تقویت این گروهها در ایران، عراق یا سوریه، به ناامنی در داخل خاک ترکیه منجر شود. از این رو، بخشی از رایزنیهای میان مقامات دو کشور میتواند در چارچوب مسائل امنیتی و مقابله با این گروهها قابل ارزیابی باشد.
تقوینیا تأکید کرد: در شرایط جنگی نباید بدون اطلاع دقیق، اخبار و تحلیلهایی منتشر شود که موجب نگرانی و عصبانیت افکار عمومی شود. اکنون زمان اختلافات سیاسی و جناحی یا انتشار شایعات تأییدنشده نیست، بلکه حفظ انسجام داخلی و پرهیز از دامن زدن به اخبار غیرمستند، از مهمترین الزامات مدیریت فضای عمومی در شرایط جنگی به شمار میرود.
تقوینیا در ادامه اظهار کرد: در روزهای اخیر نیروی زمینی سپاه نیز حملاتی را علیه برخی مناطق در اقلیم شمال عراق انجام داده است؛ این اقدامات در راستای پیشگیری از سناریوهایی صورت میگیرد که آمریکا برای فعالسازی گروههای مسلح مستقر در مناطق کردنشین و کشاندن درگیریها به مرزهای ایران دنبال میکند.
وی افزود: در این زمینه، دولت ترکیه نیز به دلیل منافع امنیتی مشترک با ایران میتواند نقش مؤثری ایفا کند. از نگاه آنکارا، تقویت گروههای مسلح تجزیهطلب کردی تنها تهدیدی علیه ایران نیست، بلکه امنیت ملی ترکیه را نیز تحت تأثیر قرار میدهد؛ از این رو، ترکیه نیز در مقابله با چنین روندی از منافع خود دفاع خواهد کرد.
این کارشناس مسائل سیاسی و بینالملل گفت: شکلگیری یک کانون قدرت برای گروههای تجزیهطلب کردی، نه تنها برای ایران، بلکه برای عراق، سوریه و ترکیه نیز تهدید امنیتی محسوب میشود. به همین دلیل، با وجود اختلافات سیاسی میان این کشورها، در موضوع مقابله با گروههای مسلح تجزیهطلب، منافع مشترکی وجود دارد و هیچیک از این دولتها تمایلی به ایجاد چنین ساختاری در منطقه ندارند.
تقوینیا تصریح کرد: تحولات میدانی نشان میدهد مدیریت جنگ بر اساس برنامهریزی، تدبیر و صبر در حال انجام است. همان رسانههایی که طی هفتههای گذشته مدعی بودند جنوب تنگه هرمز بهطور کامل از کنترل ایران خارج شده و آمریکا به اهداف خود دست یافته است، امروز نیز تلاش میکنند این گزاره را القا کنند که حملات ایران فاقد قدرت بازدارندگی است.
وی ادامه داد: نباید تحت تأثیر چنین فضاسازیهایی قرار گرفت. جمهوری اسلامی در حال اجرای برنامههای خود است و در عین حال با دشمنی مواجه است که از توان نظامی و امکانات گسترده برخوردار بوده و طبیعی است که بهسادگی از اهداف خود عقبنشینی نکند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل خاطرنشان کرد: هدف اولیه آمریکا، تغییر معادلات داخلی ایران و تضعیف جمهوری اسلامی بود، اما اکنون بخش مهمی از تمرکز این کشور بر بازگشایی تنگه هرمز قرار گرفته است. اگر آمریکا در تحقق این هدف نیز ناکام بماند، کنترل و نفوذ آن بر معادلات خلیج فارس با چالش جدی روبهرو خواهد شد.
وی افزود: استمرار این روند نیازمند صبر، تدبیر، تابآوری و حفظ انسجام ملی است و افکار عمومی نیز باید ضمن اعتماد به فرماندهان نیروهای مسلح، از تأثیرپذیری نسبت به تحلیلهای غیرمستند و فضاسازیهای رسانهای پرهیز کنند.
تقوینیا با قدردانی از همراهی مردم، بر ضرورت حمایت معنوی از نیروهای مسلح تأکید کرد و گفت: امیدواریم با تداوم همبستگی ملی و توکل به خداوند، جمهوری اسلامی همانگونه که تاکنون از چالشهای این نبرد عبور کرده است، در ادامه مسیر نیز با موفقیت از این مرحله عبور کند.
نظر شما