چرا حاشیه سود زنجیره فولاد کوچک‌تر شد؟

کارشناس اقتصادی گفت: مزیت گاز ارزان دیگر به‌تنهایی تضمین‌کننده سودآوری فولاد نیست؛ افزایش هزینه‌های انرژی، تأمین مالی، حمل‌ونقل و محدودیت‌های صادراتی، حاشیه سود زنجیره فولاد را کوچک‌تر کرده و رقابت‌پذیری این صنعت را تحت فشار قرار داده است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، زنجیره فولاد در ایران یکی از مهم‌ترین ستون‌های صنعتی و اقتصادی کشور است که به‌دلیل برخورداری از ذخایر معدنی قابل‌توجه، ظرفیت‌های گسترده تولید انرژی، نیروی انسانی متخصص و بازار داخلی بزرگ، جایگاهی راهبردی در توسعه صنعتی دارد. در این میان، آهن اسفنجی به‌عنوان حلقه‌ای کلیدی میان گندله‌سازی و فولادسازی، نقش تعیین‌کننده‌ای در پایداری تولید فولاد ایفا می‌کند و تحلیل حاشیه سود آن می‌تواند تصویری روشن از سلامت اقتصادی، بهره‌وری و قدرت رقابت‌پذیری بنگاه‌های فعال در این زنجیره ارائه دهد.

از نگاه اقتصادی، مزیت اصلی تولید آهن اسفنجی در کشور به دسترسی نسبی به منابع گاز طبیعی، زیرساخت‌های توسعه‌یافته فولادی و تجربه عملیاتی بنگاه‌های بزرگ بازمی‌گردد. این مزیت‌ها سبب شده‌اند ایران در سال‌های اخیر به یکی از بازیگران مهم تولید آهن اسفنجی در جهان تبدیل شود. هرچند نوسانات قیمت مواد اولیه، انرژی، نرخ ارز و سیاست‌های تنظیم بازار می‌تواند بر حاشیه سود اثرگذار باشد، اما همین پویایی‌ها فرصت ارزشمندی برای بازطراحی مدل‌های مدیریتی، ارتقای بهره‌وری و حرکت به سمت تصمیم‌گیری‌های داده‌محور فراهم کرده است.

ساختار بنگاه‌های فعال در زنجیره فولاد ایران نیز از تنوع قابل‌توجهی برخوردار است؛ از شرکت‌های بزرگ و یکپارچه معدنی-فولادی گرفته تا واحدهای تخصصی احیا مستقیم و فولادسازی. این تنوع، اگر با هماهنگی راهبردی و حکمرانی زنجیره‌ای همراه شود، می‌تواند به افزایش تاب‌آوری کل صنعت منجر شود. بنگاه‌هایی که توانسته‌اند ارتباط مؤثرتری میان تأمین مواد اولیه، مدیریت انرژی، فروش محصول و برنامه‌ریزی تولید برقرار کنند، به‌طور معمول از حاشیه سود باثبات‌تر و قدرت رقابتی بالاتری برخوردار بوده‌اند.

چالش‌های موجود در این حوزه را می‌توان نه‌تنها به‌عنوان محدودیت، بلکه محرک‌های تحول مدیریتی و صنعتی در نظر گرفت. مسائلی همچون ناترازی انرژی، تغییرات مقرراتی، محدودیت‌های صادراتی، هزینه حمل‌ونقل و فاصله فناوری میان واحدها، همگی ضرورت حرکت به سمت بهره‌وری بالاتر، سرمایه‌گذاری هدفمند، مدیریت ریسک و توسعه فناوری‌های نوین را برجسته می‌کنند. رویکرد مثبت و حرفه‌ای به این دغدغه‌ها نشان می‌دهد که صنعت فولاد کشور ظرفیت بالایی برای اصلاح، نوآوری و خلق ارزش پایدار دارد.

بنابراین تحلیل ساختار اقتصادی و حاشیه سود آهن اسفنجی، کلید درک رقابت‌پذیری فولاد ایران است که در گفت‌وگویی با مینا جعفری کارشناس تحلیل‌های مالی و استراتژیک در حوزه صنعت با تمرکز بر مدیریت بهینه و چالش‌های زنجیره ارزش، راهکارهای خلق ارزش پایدار و تحول مدیریتی بنگاه‌ها بررسی می‌شود.

فولاد ایران؛ نبض توسعه در مدار آهن اسفنجی

ایمنا: باوجود فشارهای ژئوپولیتیک و نوسانات ارزی، صنعت فولاد ایران چگونه توانسته جایگاه خود را در تولید آهن اسفنجی در بازارهای هدف حفظ کند؟

جعفری: صنعت فولاد به‌عنوان یکی از ارکان توسعه اقتصادی کشورها، همواره تحت‌تأثیر عوامل متعددی از جمله قیمت مواد اولیه، انرژی، حمل‌ونقل و سیاست‌های کلان قرار دارد. در ایران، زنجیره فولاد از سنگ‌آهن تا محصول نهایی، با تکیه بر مزیت نسبی گاز ارزان، توانسته است جایگاه قابل‌توجهی در تولید آهن اسفنجی (DRI) در جهان کسب کند، اما شرایط ژئوپولیتیکی کنونی شامل تشدید تحریم‌ها، تنش با ایالات متحده و اسرائیل، و نوسانات ارزی تأثیر عمیقی بربهای تمام شده، حاشیه سود و رقابت‌پذیری این زنجیره گذاشته است.

ایمنا: جایگاه رقابتی ایران در زنجیره فولاد جهانی را در افق سال ۱۴۰۵ چگونه ترسیم می‌کنید؟

جعفری: بر اساس آخرین آمار انجمن جهانی فولاد (worldsteel) و گزارش‌های داخلی، ایران در سال ۱۴۰۵ با تولید حدود ۳۱ میلیون تن فولاد خام، همچنان رتبه دهم جهان را حفظ کرده است، اما نقطه قوت اصلی، تولید آهن اسفنجی با ظرفیت اسمی نزدیک به ۳۸ میلیون تن و تولید واقعی حدود ۳۳ میلیون تن است که حدود ۱۵ درصد از تولید جهانی را شامل می‌شود.

شرکت‌های فولاد مبارکه با واحد احیا مستقیم، فولاد خوزستان، فولاد خراسان، فولاد غدیر نیریز و فولاد سیرجان با مشارکت گل‌گهر مهم‌ترین بازیگران این حوزه هستند، مزیت اصلی ایران همچنان قیمت گاز یارانه‌ای حدود یک تا دو سنت به ازای هر مترمکعب است، در حالی که قیمت گاز در بازارهای جهانی هنری هاب حدود سه تا چهار دلار و در اروپا هشت تا ۱۰ دلار است، با این حال تحریم‌های بانکی و مالی در سال ۱۴۰۵ شدیدتر از گذشته شده و هزینه‌های مبادلاتی، لجستیک و تأمین قطعات را تا ۴۰ درصد افزایش داده است، نرخ ارز آزاد نیز از مرز ۱۱۰ هزار تومان عبور کرده و تورم نقطه‌ای حدود ۴۵ درصد است.

ایمنا: ساختار بهای تمام شده آهن اسفنجی کشور در سال ۱۴۰۵ را تشریح کنید؟

جعفری: بهای تمام شده آهن اسفنجی در کشور به‌طور عمده از سه مؤلفه؛ مواد اولیه سنگ‌آهن و گندله، حدود ۵۵ تا ۶۰ درصد هزینه. قیمت گندله داخلی با نرخ تسعیر ۷۰ هزار تومانی (دلار نیمایی) محاسبه می‌شود، اما با توجه به افزایش نرخ بازار آزاد به ۱۱۰ هزار تومان، هزینه استخراج و حمل سنگ‌آهن بالا رفته است.

انرژی به‌طور عمده گاز با سهم ۱۸ تا ۲۲ درصد باوجود یارانه، افزایش قیمت گاز خوراک صنایع در بودجه ۱۴۰۵ به سه سنت مصوبه شورای اقتصاد سبب افزایش هزینه شده است و رشد سایر هزینه‌ها نیروی انسانی، استهلاک، تعمیرات، حمل‌ونقل حدود ۱۸ تا ۲۵ درصد حقوق و دستمزد با تورم تطبیق یافته و هزینه تعمیرات به‌دلیل تحریم قطعات تا ۳۰ درصد از دیگر مولفه‌ها است.

در سال‌جاری بهای تمام شده آهن اسفنجی در کشور حدود ۱۲ تا ۱۴ میلیون تومان به ازای هر تن است (معادل ۱۱۰ تا ۱۳۰ دلار با نرخ آزاد، اما ۱۷۰ تا ۱۹۰ دلار با نرخ نیمایی). قیمت جهانی DRI حدود ۳۵۰ تا ۴۵۰ دلار است، بنابراین حاشیه سود اسمی بالا است، اما با در نظر گرفتن هزینه‌های مخفی تحریم (حق بیمه حمل، کارمزد نقل‌وانتقال ارز، و هزینه تأمین مالی) این حاشیه به ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهش پیدا می‌کند.

فولاد ایران؛ نبض توسعه در مدار آهن اسفنجی

ایمنا: با رویکرد اقتصاد بنگاه، ساختار عملیاتی و مالی شرکت‌های تولیدکننده آهن اسفنجی را چگونه می‌توان از منظر بهره‌وری، سودآوری و تاب‌آوری رقابتی تحلیل کرد؟

جعفری: برای درک صحیح از زنجیره باید شرکت‌های تولیدکننده را از منظر نسبت‌های مالی، ساختار بدهی و کارایی عملیاتی بررسی کرد، این بخش بر اساس آخرین صورت‌های مالی سال ۱۴۰۴ و پیش‌بینی‌های سال ۱۴۰۵ تدوین شده است.

نسبت‌های سودآوری حاشیه سود ناخالص شرکت‌های DRI محض همچون فولاد غدیر نیریز و فولاد سیرجان حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد در سال ۱۴۰۳ برآورد شده، اما در شش ماهه نخست ۱۴۰۴ به ۲۵ تا ۳۰ درصد کاهش یافته است که دلیل اصلی آن افزایش نرخ گندله خوراک با نرخ نیمایی بالاتر و محدودیت‌های صادرات است.

از سوی دیگر حاشیه سود خالص به ۸ تا ۱۲درصد رسیده که نسبت به سال ۱۴۰۰ با حدود ۲۵ درصد افت چشمگیری روبه‎‌رو شد که این افت ناشی از تکالیف قیمت‌گذاری دستوری شمش و محصولات بعدی است. نرخ بازده دارایی‌ها ROA در شرکت‌های بزرگ فولاد مبارکه حدود ۶ درصد در شرکت‌های متوسط نیریز نزدیک به ۴ درصد و شرکت‌های زیان‌ده همچون بعضی واحدهای قدیمی به پایین‌تر از ۲ درصد رسیده است.

نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهامD/E در صنعت آهن اسفنجی کشور به‌طور میانگین ۱.۵ تا ۲.۵ است. شرکت‌های زیرمجموعه بانک‌ها همچون فولاد غدیر بدهی بالایی به بانک عامل خود دارد. نسبت جاری (Current Ratio) از ۱.۲ به ۰.۹ در بعضی شرکت‌ها کاهش یافته است؛ نشانه بحران نقدینگی است که علت آن انباشت طلب از بورس کالا و تأخیر در وصول مطالبات صادراتی اعلام شده است.

البته نرخ بهره مؤثر تأمین مالی به دلیل تورم و ریسک، بسیاری از شرکت‌ها مجبور به استفاده از تسهیلات با نرخ ۳۰ تا ۳۵ درصد شده‌اند که حاشیه سود را به شدت کاهش می‌دهد. از سوی دیگر نرخ مصرف انرژی (شاخص شدت انرژی) در کشور به دلیل فرسودگی تجهیزات، حدود ۱۰ تا ۱۲ گیگاکالری به ازای هر تن DRI است، در حالی که استاندارد جهانی ۷ تا ۸ گیگاکالری است، این gap سبب هدررفت ۳۰ درصد مزیت گاز ارزان می‌شود، همچنین راندمان خطوط تولید شرکت‌های فعال همچون فولاد مبارکه و خوزستان حدود ۸۵ درصد از ظرفیت اسمی را استفاده می‌کنند، اما شرکت‌های کوچک‌تر همچون بعضی واحدهای اردکان و بافق به دلیل مشکلات تأمین گاز در زمستان ۱۴۰۴ و تابستان ۱۴۰۵، تنها ۶۰ درصد کار می‌کنند. این تحلیل‌ها نشان می‌دهد که صنعت آهن اسفنجی کشور نه با یک بحران واحد، بلکه با ترکیبی از چالش‌های مالی، عملیاتی و سیاستی روبه‎رو است.

ایمنا: چشم‌انداز رقابت‌پذیری حاشیه سود زنجیره فولاد ایران در تقابل با روندهای جهانی در افق سال ۱۴۰۵ را چگونه تحلیل و ارزیابی می‌کنید؟

جعفری: در زنجیره فولاد کشور، حاشیه سود در حلقه‌های بالادستی سنگ‌آهن و DRI به‌طور معمول بیشتر از حلقه‌های پایین‌دستی است، برای نمونه در سال‌جاری سنگ‌آهن حاشیه سود ناخالص ۴۵ تا ۵۵ درصد به دلیل قیمت‌های بالای داخلی و صادرات محدود برآورد شده است.

همچنین آهن اسفنجی در حاشیه ناخالص ۲۵ تا ۳۰ درصد با کاهش از سال گذشته، شمش و مقاطع با حاشیه ناخالص ۱۰ تا ۱۵ درصد به دلیل قیمت‌گذاری دستوری بود، البته در جهان، حاشیه سود متفاوت است، به طوری‌که DRI مبتنی بر گاز در خاورمیانه عربستان و عمان حاشیه ناخالص ۲۰ تا ۳۰ درصد، هزینه گاز ۲ تا ۴ دلار بوده است، برای نمونه DRI مبتنی بر زغال در کشور چین و هند، حاشیه ناخالص ۵ تا ۱۰ درصد، فولاد یکپارچه اروپا (BF-BOF) حاشیه ناخالص صفر تا ۵ درصد با توجه به قیمت بالای مجوز کربن برآورد شد، ایران از نظر هزینه تولید DRI همچنان رتبه اول تا سوم جهان را دارد، اما حاشیه سود واقعی پس از کسر هزینه‌های تحریمی و تأمین مالی به سطح عربستان نزدیک می‌شود و مزیت رقابتی در حال فرسایش است.

ایمنا: اثرات ژئوپولیتیک و تنش‌های نظامی سال‌جاری بر تاب‌آوری، هزینه و رقابت‌پذیری زنجیره فولاد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

جعفری: با توجه به تشدید تنش‌ها آمریکا و اسرائیل با ایران در سال ۱۴۰۵؛ شامل حملات سایری، تهدید به بمباران تأسیسات هسته‌ای و غیرنظامی و افزایش تحریم‌های بشکه‌ای، زنجیره فولاد با چالش‌های جدیدی روبه‌رو شده است، به طوری‌که افزایش ۴۰ درصدی هزینه حمل و بیمه؛ شرکت‌های بیمه خارجی پوشش محموله‌های فولاد کشور را با سه برابر حق بیمه و محدودیت‌های مضاعف ارائه می‌دهند.

از سوی دیگر قطع دسترسی به سامانه‌های مالی جهانی؛ بسیاری از معاملات صادراتی از طریق پایاپای غذا، دارو انجام می‌شود که با کارمزد ۱۰ درصد و زمان تسویه ۶۰ روزه همراه است، همچنین تهدید مستقیم تأسیسات به‌ویژه نیروگاه‌ها و خطوط توزیع گاز در استان‌های خوزستان و بوشهر به‌عنوان اهداف بالقوه مطرح شده‌اند که می‌تواند قطعی گاز صنایع فولاد را به همراه داشته باشد، به طوری‌که در زمستان ۱۴۰۴، قطعی گاز سبب توقف ۲۵ درصد ظرفیت DRI کشور شد، البته افزایش نرخ ارز به ۱۲۰ هزار تومان هم مساله مهمی است، این موضوع به نفع صادرکنندگان افزایش درآمد ریالی به نظر می‌رسد، اما هم‌زمان بهای تمام شده مواد اولیه وارداتی و هزینه تعمیرات را افزایش داده و سبب تله تورمی شده است. در مجموع، حاشیه سود واقعی زنجیره فولاد در شرایط جنگی حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد نسبت به سال ۱۴۰۲ کاهش یافته است.

ایمنا: راهکارهای مدیریتی در سطح ملی و جهانی برای تقویت بهره‌وری و رقابت‌پذیری زنجیره فولاد چیست؟

جعفری: برای خروج از این وضعیت مدیریتی در سطح بنگاه خرد و سیاستی کلان راهکارهای قابل تصور است، چرا که راهکارهای مدیریتی در سطح بنگاه با توجه به بهبود نقدینگی و مدیریت بدهی، شرکت‌ها باید نسبت بدهی را از طریق عملیات فروش فوری فروش اعتباری با تنزیل کاهش دهند و از قراردادهای buyback در مقابل صادرات استفاده کنند، بهره‌وری از وثیقه‌های سهام برای اخذ تسهیلات ارزان‌تر نیز پیشنهاد می‌شود، از سوی دیگر طی افزایش بهره‌وری انرژی با سرمایه‌گذاری در پروژه‌های بازیافت حرارت (WHR) و نصب تجهیزات مدرن کنترل مصرف گاز، می‌توان شدت انرژی را ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش داد که این اقدام همزمان با کاهش هزینه و بهبود زیست‌محیطی است، توسعه بازارهای جدید با تمرکز بر صادرات به آفریقا از جمله کنیا، آفریقای جنوبی و کشورهای آذربایجان و ترکمنستان از طریق کریدور شمال-جنوب و استفاده از قراردادهای تهاتر با کشورهای همسایه و سیستم‌های مدیریت ریسک طی ایجاد واحدهای تخصصی مدیریت ریسک در شرکت‌های بزرگ برای پوشش نوسانات ارز قراردادهای آتی سلف و بیمه محموله‌های صادراتی با کمک بیمه مرکزی کشور از دیگر راهکارها است.

ایمنا: برای ارتقای زنجیره ارزش فولاد و دستیابی به بهره‌وری کدام راهکارهای سیاستی به‌عنوان بستری برای تحول و رقابت‌پذیری پیشنهاد می‌شود؟

جعفری: اصلاح و بهینه‌سازی نظام قیمت‌گذاری گاز؛ پیاده‌سازی افزایش پلکانی قیمت گاز خوراک صنایع تا نرخ پنج سنت طی یک برنامه سه‌ساله، همراه با تخصیص هدفمند یارانه‌ها به حوزه‌های بهره‌وری و صادرات؛ در این راستا، معافیت صادرکنندگان آهن اسفنجی (DRI) از قیمت‌گذاری دستوری می‌تواند محرک پویایی بازار باشد، تأسیس صندوق تثبیت فولاد طی ایجاد ساختاری حمایتی و تخصصی، مشابه الگوهای موفق در بازار سرمایه، با هدف مدیریت نوسانات ارزی و جبران هزینه‌های احتمالی ناشی از ناترازی انرژی در زنجیره تولید، تقویت دیپلماسی اقتصادی با توجه به رایزنی‌های راهبردی با کشورهای عمان و قطر به‌منظور ایجاد کریدورهای لجستیک فولادی و بهره‌برداری بهینه از ظرفیت بنادر این کشورها برای تسهیل فرآیند صادرات از جمله راهکارها است، البته سرمایه‌گذاری در فناوری‌های سبز هیدروژن با بهره‌گیری از ظرفیت‌های انرژی خورشیدی در کویر مرکزی ایران برای راه‌اندازی واحدهای پایلوت DRI هیدروژنی با همکاری شرکت‌های بین‌المللی برای حرکت به سوی تولیدات پاک و فناورانه از دیگر اقدامات است.

ایمنا: چگونه می‌توان با الگوگیری از تجربیات منطقه، جایگاه رقابتی زنجیره فولاد را ارتقا داد؟

جعفری: برای نمونه؛ عربستان با راه‌اندازی مجتمع فولاد و آهن اسفنجی حامد با ظرفیت ۵ میلیون تن و تلفیق هوشمندانه انرژی خورشیدی با گاز، الگویی در تولید سبز ارائه کرده که این رویکرد، پتانسیل‌های قابل‌توجهی برای جذب سرمایه‌گذاری‌های مشترک بین‌المللی ایجاد می‌کند، همچنین ترکیه با تمرکز بر تکمیل زنجیره ارزش، توسعه صنایع پایین‌دستی با هدف تولید محصولات دارای ارزش‌افزوده بالا و حذف تدریجی عوارض صادراتی، مسیر گذار از فروش مواد اولیه به سوی محصولات نهایی را با موفقیت طی کرده و جایگاه خود را در بازار تقویت کرده است، نگاه به این تجربیات نشان می‌دهد که صنعت فولاد کشور از ظرفیت‌های زیرساختی لازم برای هم‌راستا شدن با مدل‌های مدیریتی پیشرو برخوردار است و می‌تواند با الگوگیری، بهره‌وری زنجیره ارزش خود را دوچندان کند.

ایمنا: با توجه به فضای ژئوپولیتیک سال جاری، صنعت فولاد چگونه می‌تواند با اتخاذ راهبردهای پیش‌دستانه، تاب‌آوری و رقابت‌پذیری زنجیره تأمین را تضمین کند؟

جعفری: صنعت فولاد کشور به‌ویژه در حلقه آهن اسفنجی باوجود مزیت‌های طبیعی و زیرساخت‌های قابل قبول، در سال ۱۴۰۵ با ترکیبی از بحران‌های ساختاری بدهی، بهره‌وری، تأمین مالی و چالش‌های ژئوپولیتیکی تحریم و جنگ دست‌وپنجه نرم می‌کند، حاشیه سود واقعی این حلقه از ۳۰ درصد در سال ۱۴۰۰ به حدود ۱۰ درصد طی سال‌جاری کاهش یافته و رقابت‌پذیری بین‌المللی کشور در حال فرسایش است، راهکارهای مدیریتی در سطح بنگاه، بهبود نقدینگی و بهره‌وری و سیاستی اصلاح قیمت‌گذاری گاز، دیپلماسی اقتصادی، سرمایه‌گذاری در فناوری می‌تواند این صنعت را از بحران خارج کند، اما در غیاب حل تنش‌های کلان، ابزارهای مدیریتی نیز کارآیی محدودی خواهد داشت، برای حفظ جایگاه دهم فولاد جهان و جلوگیری از سقوط به رتبه‌های پایین‌تر باید ضمن مدیریت تنش، به بهره‌وری، تنوع‌بخشی و دیپلماسی اقتصادی عمیق‌تری روی آورد.

کد مطلب 988863

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.