به گزارش خبرگزاری ایمنا، دونالد ترامپ بار دیگر تصور کرد که میتوان با بمباران، تهدید و نمایش قدرت، معادلات منطقه را به سود واشنگتن تغییر داد، اما آنچه در ادامه رخ داد، دستکم نشان داد که تصمیم کاخ سفید برای گسترش درگیری، بهجای ایجاد بازدارندگی، دامنه هزینههای آمریکا را به سراسر منطقه کشاند.
پس از حملات ارتش آمریکا به مناطق جنوبی ایران به زیرساختهای غیرنظامی از جمله منابع آب کشاورزی ماهشهر و اسکلههای ماهیگیری نیز آسیب وارد کرده بود، نیروهای مسلح ایران مجموعهای از عملیاتهای چندمرحلهای را اجرا کردند؛ عملیاتی که این بار تنها بر اهداف رزمی متمرکز نبود و شبکه پشتیبانی، فرماندهی، لجستیک، سوخترسانی، ارتباطات و زیرساختهای مورد نیاز ارتش آمریکا را در کانون توجه قرار داد؛ همان شریانهایی که ادامه هر عملیات نظامی به آنها وابسته است.
اردن؛ نخستین ضربه به حلقه پشتیبانی آمریکا
نخستین مرحله پاسخ ایران یکشنبه بیستویکم تیر ۱۴۰۵ با حمله به پایگاه هوایی «پرنس حسن» در اردن آغاز شد. زاغههای مهمات و مخازن راهبردی سوخت این پایگاه هدف قرار گرفتند؛ پایگاهی که یکی از مراکز اصلی پشتیبانی عملیات هوایی آمریکا در شمال عربستان، عراق و جنوب سوریه محسوب میشود. پیام این حمله روشن بود؛ اگر ترامپ جنگ را گسترش دهد، امنیت عقبه لجستیکی آمریکا نیز دیگر تضمینشده نخواهد بود.
بحرین؛ قلب فرماندهی آمریکا زیر فشار
در ادامه، بحرین که میزبان مهمترین مراکز فرماندهی آمریکا در خلیج فارس است، هدف قرار گرفت، پایگاه هوایی «شیخ عیسی»، مراکز تعمیر و نگهداری بالگردها، آشیانه هواپیماهای جنگ الکترونیک و مرکز هدایت پهپادها هدف حملات قرار گرفتند. در موج بعدی نیز انبارهای تسلیحاتی، مرکز ارتباطات ماهوارهای و محل استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه جفیر مورد اصابت قرار گرفت، همچنین ناوگان پنجم آمریکا، مخازن سوخت، رادارهای پدافندی، سامانههای هشدار اولیه و مرکز هدایت شناورهای بدون سرنشین نیز در فهرست اهداف قرار داشتند. نتیجه، زیر سؤال رفتن ادعای ترامپ درباره برتری مطلق نظامی آمریکا در منطقه بود.
کویت؛ هدف قرار گرفتن توان تهاجمی و لجستیکی
در کویت نیز عملیات در دو مرحله انجام شد. ابتدا پایگاه موشکی آمریکا و سامانههای پرتاب «هایمارس» هدف قرار گرفت و سپس در پایگاههای «علی سالم» و «احمد الجابر»، مخازن سوخت، سامانههای پاتریوت و رادارهای راهبردی مورد حمله قرار گرفتند. این حملات با هدف کاهش توان جابهجایی نیرو، محدود کردن آتش دوربرد و مختل کردن پشتیبانی زمینی آمریکا توصیف شده است.
عمان؛ پایان تصور «منطقه امن»
یکی از مهمترین پیامهای این عملیات، ورود بندر راهبردی «دقم» عمان به فهرست اهداف بود، مراکز لجستیکی، تأسیسات سوخترسانی ناوهای آمریکایی و انگلیسی و رادارهای دریایی و هوایی این منطقه هدف قرار گرفتند، این تحول نشان میداد که حتی زیرساختهایی که واشنگتن تصور میکرد از دایره درگیری دور هستند نیز میتوانند در صورت ادامه تنشها در معرض خطر قرار گیرند.
قطر؛ العدید و چالش فرماندهی آمریکا
پایگاه هوایی العدید در قطر نیز، از حملات در امان نماند. مرکز تعمیر جنگندههای آمریکایی و بخش فرماندهی عملیات این پایگاه در فهرست اهداف قرار گرفتند؛ پایگاهی که بزرگترین مرکز هوایی آمریکا در غرب آسیا محسوب میشود و نقش کلیدی در هدایت عملیات منطقهای ایفا میکند.
امارات و تنگه هرمز؛ پاسخ به ادعاهای ترامپ
در حالی که ترامپ و فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) مدعی بودند کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارند، نیروهای دریایی ایران با دو ابرنفتکش اماراتی که سامانههای ناوبری خود را خاموش کرده و به اخطارها توجه نکرده بودند، برخورد کردند. تهران نیز تأکید کرد امنیت عبورومرور در این آبراه، به پایان مداخلات نظامی آمریکا وابسته است و تا زمانی که این روند ادامه یابد، تردد در تنگه با مخاطرات جدی روبهرو خواهد بود.
در مجموع، پاسخ ایران تنها با هدف وارد کردن خسارت طراحی نشده است، بلکه بر افزایش هزینههای راهبردی سیاستهای دولت ترامپ متمرکز بوده است، سیاستی که با هدف قرار دادن شبکه فرماندهی، لجستیک، سوخت، ارتباطات و رادارهای آمریکا، تلاش دارد توان استمرار عملیات نظامی واشنگتن را کاهش دهد و این پیام را منتقل کند که هر تصمیم شتابزده در کاخ سفید، هزینهای فراتر از محاسبات اولیه برای آمریکا و متحدانش خواهد داشت.
نظر شما