داستان دل‌دادگی به مردی که با قرآن نفس می‌کشید

قرآن کریم در نگاه رهبر شهید، منشور زندگی، نقشه راه جامعه اسلامی و سرچشمه‌ای برای تربیت انسان مؤمن، آگاه و مسئولیت‌پذیر به شمار می‌رفت و ایشان بارها بر انس همگانی با قرآن تاکید کردند، ازاین‌رو به گفت‌وگو با علی شجاعی، حافظ کل، قاری و مربی قرآن که از مدیران قرآنی جوان کشور است، نشستیم.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، قرآن کریم در نگاه رهبر شهید، منشور زندگی، نقشه راه جامعه اسلامی و سرچشمه‌ای برای تربیت انسان مؤمن، آگاه و مسئولیت‌پذیر به شمار می‌رفت و از این‌رو، ایشان در طول سال‌های رهبری خود، بارها بر انس همگانی با قرآن، گسترش فرهنگ حفظ و تدبر، تقویت جلسات خانگی قرآن و تربیت نسل نوجوان و جوان قرآنی تأکید کردند و با بیان این مطالبه که «ما ده میلیون حافظ قرآن می‌خواهیم»، افقی روشن برای آینده فرهنگ قرآنی کشور ترسیم کرده بودند.

رهبر شهید همواره باور داشتند جامعه‌ای که با قرآن مأنوس باشد، در برابر هجمه‌های فرهنگی و فکری نیز استوار خواهد ماند و توصیه مکرر ایشان به جوانان، دعوتی فراگیر بود تا در هر جایگاه و مسئولیتی، پیام الهی را در متن زندگی اجتماعی جاری سازند؛ همین نگاه پدرانه و دغدغه‌مند، سبب شده بود محافل قرآنی همواره از جایگاهی ویژه در برنامه‌های رهبر شهید برخوردار باشد تا جایی که حتی در سخت‌ترین شرایط نیز حضور در جمع حافظان و قاریان قرآن را از دست نمی‌دادند.

در همین راستا، گفت‌وگویی صمیمی داشتیم با علی شجاعی، حافظ کل، قاری و مربی قرآن که از مدیران قرآنی جوان کشور است و بارها توفیق حضور محضر رهبر شهید را داشته است و برایمان روایت کرد که رهبری قرآن را محور تربیت انسان و رشد جامعه می‌دانستند. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

داستان دل‌دادگی به مردی که با قرآن نفس می‌کشید

ایمنا: نخستین دیداری که با مقام معظم رهبری داشتید، مربوط به چه زمانی بود و چه تصویری از ایشان در ذهن شما شکل گرفت؟

شجاعی: به لطف خدا در خانواده‌ای انقلابی، مذهبی و ولایی بزرگ شده‌ام و عشق به ولی‌فقیه و عشق به نایب امام زمان (عج) از همان دوران کودکی توسط خانواده در وجودم شکل گرفت. از همان کودکی، حتی پیش از اینکه رهبر شهید را از نزدیک ببینم، ارتباط قلبی و عاطفی ویژه‌ای با رهبر معظم انقلاب داشتم و نخستین دیداری که با مقام معظم رهبری داشتم، مربوط به دوران کودکی است که حدود ۱۰ سال سن بیشتر نداشتم.

پیش از آن، ایشان را از تلویزیون دیده بودم و تصویری که از معظم‌له در ذهن داشتم شامل مهربانی و تمام ویژگی‌های اخلاقی ایشان بود، اما وقتی از نزدیک به دیدارشان رفتم، این شناخت برایم تقویت شد و علاقه‌ام به مقام معظم رهبری بیشتر شد و فهمیدم اگر شنیده بودم که ایشان مهربان هستند، بچه‌ها را دوست دارند، مردمی هستند، شجاع هستند و حتی سخنران برتری هستند، به‌واقع همین طور بود.

پس از آن، در دیدارهای مختلفی توفیق حضور محضر رهبر شهید را پیدا کردم؛ از جمله دیدار حافظان و قاریان قرآن که چند مرتبه در آن شرکت داشتم؛ دیدار روز اول ماه مبارک رمضان سال ۱۴۰۲ و سال ۱۴۰۵ که یک هفته پیش از شهادت آقا، بار دیگر توفیق حضور در این دیدار نصیبم شد، همچنین چندین مرتبه در مراسم روضه حضرت آقا، ایام شهادت‌ها، فاطمیه و محرم و نیز دیدارهای مختلفی که به‌مناسبت‌های گوناگون با مقام معظم رهبری برگزار می‌شد، حضور داشتم. تمام این توفیق‌ها را لطف خداوند می‌دانم و از این بابت خدا را شکر می‌کنم.

ایمنا: زمانی که برای نخستین بار مقام معظم رهبری را از نزدیک دیدید، نخستین احساسی که تجربه کردید چه بود و آن دیدار را چطور توصیف می‌کنید؟

شجاعی: نخستین چیزی که در وجود رهبر شهید در دیدارهای با ایشان دیدم، اقتدار و ایستادگی بود؛ ایشان حتی زمانی که روی صندلی می‌نشستند، با نهایت اقتدار می‌نشستند، با اقتدار سخن می‌گفتند و سخنانشان بسیار رسا، محکم و کوبنده بود؛ به‌گونه‌ای که تمام حاضران را به هیجان می‌آورد و بسیاری از افراد تکبیر می‌گفتند.

مقام معظم رهبری را همچون شمعی می‌دیدم که تمام ما همچون پروانه به دور آن می‌گردیم و نورانیتی که در چهره ایشان مشاهده می‌کردم، تا امروز در چهره هیچ انسان دیگری ندیده‌ام؛ به‌ویژه در آخرین دیداری که یک هفته پیش از شهادتشان در جمع حافظان و قاریان قرآن برگزار شد.

احساس می‌کردم نورانیت چهره ایشان از همیشه بیشتر شده بود و حتی به اطرافیان می‌گفتم این بار آقا با دفعات قبل تفاوت دارد؛ تبسم، لبخند و مهربانی همیشگی ایشان نیز همواره برای من الگو بوده است.

/ در حال تکمیل ... /

ایمنا: با توجه به دیدارهایی که رهبر شهید با نخبگان و فعالان قرآنی داشتند، مهم‌ترین پیام ایشان برای فعالان قرآنی چه بوده است؟

شجاعی: در دیداری که در سال ۱۴۰۲ با رهبر شهید داشتم، ایشان پیام ویژه‌ای به فعالان قرآنی دادند و یکی از مهم‌ترین جملات ایشان این بود که فرمودند: «پیام من و توصیه من به جوانان این است که الذین یبلغون رسالات الله باشند.»

این سخن در دیدار حافظان و قاریان قرآن مطرح شد، اما دقت کنید که نفرمودند پیامم تنها برای حافظان و قاریان است، بلکه جوانان را خطاب قرار دادند؛ یعنی هر کسی در هر شغل، هر منصب و هر جایگاهی که فعالیت می‌کند، باید رسالت الهی را در جامعه تبلیغ کند.

از دیگر توصیه‌های ایشان درباره قرآن، مطالبه تربیت ده میلیون حافظ قرآن بود، همچنین بارها بر اهمیت نهج‌البلاغه تأکید کردند و حتی در پیام نوروزی سال ۱۴۰۴ نیز به تمام مردم توصیه کردند که نهج‌البلاغه را جدی بگیرند و فرمودند در کنار قرآن، نهج‌البلاغه نیز باید بیش از گذشته مورد اهتمام قرار گیرد.

یکی دیگر از توصیه‌های مکرر ایشان، مأنوس بودن با قرآن بود و همواره می‌فرمودند تا می‌توانید قرآن بخوانید؛ اگر کسی می‌تواند روزی دو جزء بخواند و اگر نمی‌تواند، یک جزء بخواند و اگر آن هم مقدور نیست، یک حزب؛ اگر نشد یک صفحه یا حتی نیم‌صفحه، اما به هر حال قرآن را ترک نکند. ایشان تأکید داشتند که قرآن همه چیز است و این توصیه را بارها تکرار می‌کردند.

همواره می‌فرمودند تا می‌توانید قرآن بخوانید، اگر کسی می‌تواند روزی دو جزء بخواند و اگر نمی‌تواند، یک جزء بخواند و اگر آن هم مقدور نیست، یک حزب؛ اگر نشد یک صفحه یا حتی نیم‌صفحه، اما به هر حال قرآن را ترک نکند

به یاد دارم در همان دیدار سال ۱۴۰۲ که خودم نیز حضور داشتم، خطاب به قاریان فرمودند هنگام تلاوت قرآن، به‌گونه‌ای نباشد که همه مجذوب نغمه‌های شما شوند و از معنای آیات غافل بمانند. می‌فرمودند هدف اصلی، رساندن معناست، نه نمایش صدا و هنر شخصی.

حتی از قاریان می‌پرسیدند: «شما می‌خواهید خودتان را نشان بدهید یا می‌خواهید خدا و قرآن را معرفی کنید؟» اگر هدفتان معرفی خودتان باشد، این مسیر درستی نیست، اما اگر هدفتان معرفی خدا و قرآن است، باید قرآن را با توجه به معنا تلاوت کنید و از ادا و اصول اضافه بپرهیزید.

ایشان حتی درباره پوشش قاریان نیز توصیه داشتند و می‌فرمودند: چرا یک قاری ایرانی باید لباس مصری یا پوشش خاص کشورهای عربی را بر تن کند؟ شما ایرانی هستید؛ لباس ایرانی بپوشید و با همان هویت ایرانی قرآن تلاوت کنید. عبا، کلاه مصری و این‌گونه پوشش‌ها را شایسته یک قاری ایرانی نمی‌دانستند.

ایمنا: لحظه‌ای که مقام معظم رهبری را از نزدیک دیدید، کدام صحنه بیشتر در ذهن شما ماندگار شد؟

شجاعی: بهترین لحظه‌ای که از رهبر شهید در ذهنم ثبت شده است، زمانی بود که دستشان را به سوی جمعیت بالا می‌آوردند و برای مردم تکان می‌دادند.

این صحنه برای من بسیار زیبا بود و همیشه آن را دوست داشتم و احساس می‌کردم حال آدم خوب می‌شود؛ انگار انسان احساس می‌کند مولایی دارد که همواره دست محبتش بر سر اوست؛ بزرگی که مراقب ما کوچک‌ترهاست.

وقتی دستشان را به سمت جمعیت می‌بردند و بر فراز سر مردم حرکت می‌دادند، این احساس به من منتقل می‌شد که آقا دارند ما را نوازش می‌کنند. این صحنه برای من بسیار دلنشین بود و هر بار که آن را می‌دیدم، انرژی می‌گرفتم و تمام خستگی‌هایم از بین می‌رفت.

ایمنا: تعامل و برخورد رهبر شهید با حافظان و قاریان قرآن را چطور می‌بینید؟

شجاعی: رهبر شهید انقلاب توصیه‌های فراوانی درباره قرائت قرآن، یادگیری قرآن، آموزش قرآن و آشنا کردن کودکان و نوجوانان با مفاهیم قرآنی داشتند و همواره تأکید می‌کردند قرآن باید از سنین کودکی و نوجوانی به نسل جدید آموزش داده شود تا انس با قرآن از همان دوران در وجود آن‌ها شکل بگیرد.

همیشه برای قاریان قرآن احترام ویژه‌ای قائل بودند و می‌توان گفت تمام جلسات ایشان با تلاوت قرآن آغاز می‌شد؛ حتی جلساتی که در دفتر معظم‌له و با تعداد محدودی از افراد برگزار می‌شد نیز با تلاوت آیاتی از قرآن کریم شروع می‌شد.

قاریان قرآن بارها خدمت ایشان می‌رسیدند و همین احترام ویژه‌ای که برای قرآن و قرائت قرآن قائل بودند، گویای جایگاه والای قرآن در نگاه ایشان بود. نمونه روشن آن، دیدار روز اول ماه مبارک رمضان سال ۱۴۰۵ بود که در آن مقطع، با توجه به تهدیدهایی که علیه مقام معظم رهبری مطرح شده بود و به‌دلیل مسائل امنیتی، بسیاری از جلسات ایشان لغو یا محدود شده بود، اما با وجود تمام آن تهدیدها، ایشان در دیدار حافظان و قاریان قرآن حضور پیدا کردند.

ابتدای برنامه اعلام شد که مقام معظم رهبری تشریف نمی‌آورند، اما ناگهان در میانه جلسه پرده کنار رفت و ایشان وارد حسینیه شدند. این اتفاق نشان داد که چه اندازه برای قرآن احترام قائل بودند. با ورود ایشان، گویی خورشید طلوع کرد و تمام حاضران جان تازه‌ای گرفتند. پیش از ورود آقا، فضای جلسه سنگین بود و تشویق‌ها شور همیشگی را نداشت، اما به محض ورود ایشان، همه زنده شدند، با شور فراوان تکبیر گفتند و قاریان را تشویق کردند.

دیدار رهبر شهید با حافظان و قاریان قرآن در سال ۱۴۰۲

ایمنا: نظر رهبر شهید درباره ورود نوجوانان و دانش‌آموزان به این مسیر چه بود؟

شجاعی: ایشان معتقد بودند دوران نوجوانی، دورانی است که هر آنچه به انسان آموزش داده شود، همچون نقش بر سنگ در وجود او باقی می‌ماند. با استناد به حدیث امام صادق (ع) نیز همواره بر این موضوع تأکید داشتند که هر جوان و نوجوان مؤمنی که با قرآن مأنوس شود و قرآن بخواند، قرآن با گوشت، پوست و خون او آمیخته می‌شود.

به همین دلیل، در بسیاری از دیدارهای ایشان، قاریان نوجوان حضور داشتند و تلاوت می‌کردند. مقام معظم رهبری این نوجوانان را به‌صورت ویژه مورد تشویق و تحسین قرار می‌دادند. بسیاری از قاریان ممتاز امروز کشور، از دوران کودکی در محضر ایشان تلاوت داشته‌اند و یکی از مهم‌ترین عوامل انگیزه‌بخش آن‌ها برای رسیدن به جایگاه امروز، همین تشویق‌ها و حمایت‌های مقام معظم رهبری بوده است.

ایمنا: پس از تجربه دیدار با رهبر شهید، چه تغییر محسوسی در نگرش و مسیر زندگی شما ایجاد شد؟

شجاعی: زندگی‌ام هدفمندتر شد، عشق و علاقه‌ام به ولایت فقیه بیشتر شد و از آن پس احساس می‌کردم سربازی هستم که باید تحت فرماندهی رهبرش برای کشور، برای امام زمان (عج) و برای مردم ایران خدمت کند.

همیشه تلاش کرده‌ام حتی اگر خودم در دیدارهای مختلف حضور نداشته باشم، پیام‌ها و سخنان مقام معظم رهبری را دنبال کنم؛ فرقی نمی‌کرد دیدار با کارگزاران نظام باشد یا مردم یا قشرهای مختلف؛ سعی می‌کردم پیام‌ها و نکات مهم سخنان ایشان را بخوانم، یادداشت کنم و در زندگی و کار خود به کار بگیرم.

از آنجا که در زمینه اجرا نیز فعالیت دارم، در اجراهایم بارها از جملات ناب و توصیه‌های مقام معظم رهبری در موضوعات مختلف استفاده کرده‌ام و احساس می‌کنم این سخنان هنوز آن‌گونه که باید در جامعه شناخته نشده است؛ به نظرم همه باید تا جایی که می‌توانند، پیام‌ها و رهنمودهای ایشان را بخوانند و از آن‌ها بهره ببرند.

دانشگاه‌های ما باید چندین واحد درسی با عنوان «رهبرشناسی» داشته باشند، زیرا این شخصیت آن‌قدر بزرگ است که باید نسل جوان و نوجوان بیش‌ازپیش با زندگی، منش، اندیشه و سیره ایشان آشنا شود و هنوز آن‌گونه که باید درباره زندگی این مرد بزرگ کار نشده است

ایمنا: بارزترین ویژگی شخصیتی و رفتاری رهبر شهید برای شما چه بود؟

شجاعی: بارزترین ویژگی رهبر شهید برای من، تجلی این آیه شریفه بود: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ». از یک سو، نهایت مهربانی را داشتند و کافی است مراسم جشن تکلیف دختران را ببینید که چگونه دور آقا می‌نشستند و ایشان همچون پدری مهربان با آن‌ها رفتار می‌کردند و برایشان تفاوتی نداشت که افراد با چه پوشش، ظاهر، عقیده یا تفکری نزدشان می‌آمدند؛ آقامان برای تمام مردم ایران آقایی و پدری می‌کردند.

از سوی دیگر، در عرصه رویارویی با دشمنان، مصداق کامل «أشداء علی الکفار» بودند؛ همان مهربانی در برابر مردم، در مقابل ظلم و استکبار به صلابت، اقتدار و ایستادگی تبدیل می‌شد و حتی پیش از شهادتشان نیز فرمودند که «مثل من با مثل یزید بیعت نمی‌کند» و تأکید کردند که با آمریکا بیعت نخواهند کرد، این روحیه را از مکتب امام حسین (ع) آموخته بودند.

ایشان دلسوز مردم بودند و بارها می‌فرمودند که تمام مردم را دعا می‌کنند، همچنین هیچ‌گاه از جایگاه و موقعیت خود سوءاستفاده نکردند. به اعتقاد من، دانشگاه‌های ما باید چندین واحد درسی با عنوان «رهبرشناسی» داشته باشند، زیرا این شخصیت آن‌قدر بزرگ است که باید نسل جوان با زندگی، منش، اندیشه و سیره ایشان آشنا شود و هنوز آن‌گونه که باید درباره زندگی این مرد بزرگ کار نشده و نوجوانان و جوانان باید بیش‌ازپیش با ابعاد مختلف شخصیت ایشان آشنا شوند.

ایمنا: به نظر شما بزرگ‌ترین سرمایه‌ای که رهبر شهید برای جوانان و اهالی قرآن بر جای گذاشتند، چیست؟

شجاعی: بزرگ‌ترین سرمایه‌ای که رهبر شهید برای اهالی قرآن به یادگار گذاشتند، عزت نفس بود. در دوران قبل از انقلاب، نه قاریان برجسته‌ای داشتیم، نه جلسات گسترده قرآنی و نه آن جایگاه و هویت قرآنی که امروز وجود دارد، اما مقام معظم رهبری، همان‌گونه که به همه قشرهای جامعه عزت نفس و غرور ملی بخشیدند، به قاریان و حافظان قرآن نیز عزت نفس دادند.

اگر جوان کشور عزت نفس داشته باشد، خود را موظف می‌داند که هدف خلقتش را دنبال کند، زندگی را تنها از منظر مادی نبیند، آینده‌نگر باشد، نگاهش به خدا باشد و تنها به قدرت الهی تکیه کند، از این‌رو عزت نفس، مهم‌ترین سرمایه‌ای است که ایشان به جامعه قرآنی بخشیدند.

امروز اگر می‌بینیم قاریان و حافظان ایرانی در مسابقات بین‌المللی قرآن کریم افتخارآفرینی می‌کنند، رتبه‌های برتر به دست می‌آورند، طرح‌هایی همچون حفظ یک‌ساله و سه‌ساله قرآن شکل گرفته و گسترش پیدا کرده است، تمام این‌ها ریشه در همین روحیه عزت نفس دارد که ایشان در جامعه قرآنی ایجاد کردند.

در کنار این موضوع، ایشان بر برگزاری جلسات خانگی قرآن نیز تأکید فراوان داشتند و حتی می‌فرمودند مسجد باید پایگاه قرآن باشد، اعتقاد داشتند با وجود گسترش مؤسسات قرآنی نباید نقش آموزشی مساجد در حوزه قرآن کمرنگ شود و مسجد باید همچنان محور آموزش قرآن در هر محله باشد.

/ در حال تکمیل ... /

ایمنا: پس از شنیدن خبر شهادت رهبر شهید چه احساسی داشتید؟

شجاعی: لحظه‌ای که خبر شهادت آقا را شنیدم، شوکه شدم و هنوز نمی‌توانم درک کنم چه داغ عظیمی بر دل‌های ما مانده و چه شخصیت بزرگی را از دست داده‌ایم. ایشان ۳۷ سال رهبری این کشور را بر عهده داشتند، نایب امام زمان (عج)، امام ملت ایران و تمام آزادی‌خواهان جهان و ولی‌امر مسلمین جهان بودند.

البته خود آقا پیش از شهادتشان این نوید را داده بودند که مردم کار را تمام خواهند کرد؛ همان مردمی که به خیابان‌ها آمدند، کار را تا امروز به انجام رسانده‌اند و امید است در آینده نیز ادامه بدهند، بنابراین باید امیدوار بود و به لطف و احسان بی‌منتهای خداوند متعال نسبت به مردم ایران امید داشت.

مهم است که رهبر جدید انقلاب اسلامی، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای را بیش‌ازپیش دریابیم، سخنانشان را گوش دهیم، به فرامینشان لبیک بگوییم و هر آنچه را که در پیام‌هایشان منتشر می‌کنند، با دقت بخوانیم، بفهمیم و در همان مسیر عمل کنیم؛ همان‌گونه که پشتیبان ولی‌فقیه شهیدمان بودیم، باید پشتیبان ولی‌فقیه جدیدمان که نایب امام زمان (عج) و نائب‌الشهید هستند نیز باشیم.

ایمنا: اگر امروز فرصت داشتید سخنی به رهبر شهید بگویید، چه می‌گفتید؟

شجاعی: در آخرین دیداری که با رهبر شهید داشتم، در ردیف دوم یا سوم، درست روبه‌روی ایشان نشسته بودم و می‌توانستم بلند شوم و صحبت کنم؛ فاصله‌ام آن‌قدر نزدیک بود که مطمئن بودم اگر سخنی بگویم، رهبر شهید و حتی مجری برنامه نیز صحبت مرا قطع نمی‌کنند، اما این کار را نکردم، چون با خودم گفتم وقت آقا ارزشمند است و درست نیست در جلسه‌ای که متعلق به حافظان و قاریان قرآن است، وقت ایشان را بگیرم.

با این حال، هر زمان که آقا به سمت من نگاه می‌کردند، با اشاره دست، علامت قلب برایشان نشان می‌دادم و ایشان نیز دستشان را به نشانه محبت و احترام بالا می‌آوردند و پاسخ می‌دادند، اما هنوز حسرت این در دلم مانده که کاش بلند می‌شدم و حتی یک جمله با ایشان صحبت می‌کردم.

اگر امروز ایشان را ببینم، تنها یک جمله می‌گویم: «آقاجان، ما یک عمر گفتیم می‌خواهیم فدای شما شویم، گفتیم جانمان فدای شما؛ اما این شما بودید که جان عزیزتان را فدای مردم کردید. تا آخرین نفس برای اعتلای ایران ایستادید و دست پدرانه‌تان بر سر مردم ایران بود؛ آقا، هم حلالمان کنید، هم کمکمان کنید و هم دعایمان کنید تا بتوانیم مسیری را که شما برای ما هموار کردید ادامه دهیم و گام دوم انقلاب اسلامی را تا رفع کامل موانع ظهور حضرت حجت (عج) ادامه دهیم و ان‌شاءالله این پرچم به دست امام زمان (عج) برسد.»

کد مطلب 988250

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.