به گزارش خبرگزاری ایمنا، رشد شتابان شهرنشینی در دهههای اخیر، در کنار توسعه نامتوازن زیرساختها، موجب شده است تا بعضی مناطق شهری از امکانات و خدمات عمومی فاصله بگیرند.
این وضعیت که در ادبیات برنامهریزی شهری با عنوان «دورافتادگی شهری» شناخته میشود، تنها به فاصله مکانی از مرکز شهر محدود نیست، بلکه ابعاد گستردهتری از جمله دسترسی به حملونقل، خدمات عمومی، فرصتهای اقتصادی، ارتباطات اجتماعی و حتی زیرساختهای دیجیتال را در بر میگیرد.
سازمان ملل متحد (UN-Habitat) و سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) در گزارشهای خود بر این نکته تأکید کردهاند که کیفیت زندگی شهروندان بیش از آنکه به محل سکونت وابسته باشد، به میزان دسترسی آنها به خدمات، فرصتها و امکانات شهری بستگی دارد از همینرو مفهوم «دسترسی» در سالهای اخیر به یکی از مهمترین شاخصهای برنامهریزی شهری تبدیل شده است.
دورافتادگی شهری چگونه شکل میگیرد؟
دورافتادگی شهری به طور معمول نتیجه مجموعهای از عوامل است؛ گسترش بیرویه شهرها، توسعه سکونتگاهها در حاشیه شهر بدون تأمین همزمان خدمات عمومی، تمرکز امکانات در بخشهای مرکزی، ضعف شبکه حملونقل عمومی، نبود پیوست عدالت فضایی در طرحهای توسعه و حتی وجود موانع طبیعی یا مصنوعی همچون بزرگراهها، خطوط راهآهن یا رودخانهها، از جمله عواملی هستند که میتوانند ارتباط یک محله با سایر نقاط شهر را محدود کنند.
در بسیاری از شهرهای جهان، ممکن است یک محله از نظر فاصله جغرافیایی به مرکز شهر نزدیک باشد، اما به دلیل نبود ایستگاه حملونقل عمومی، مسیرهای ایمن پیاده یا دسترسی مناسب به خدمات، عملاً در وضعیت دورافتادگی قرار گیرد.
پیامدهایی فراتر از افزایش زمان سفر
بررسیهای بانک جهانی و UN-Habitat نشان میدهد دورافتادگی شهری تنها به افزایش زمان رفتوآمد منجر نمیشود، بلکه پیامدهای گستردهای در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی به همراه دارد.
افزایش هزینه خانوارها برای جابهجایی، کاهش دسترسی به فرصتهای شغلی، دشوار شدن دریافت خدمات درمانی و آموزشی، کاهش مشارکت اجتماعی، افت ارزش سرمایهگذاری در برخی محلهها، وابستگی بیشتر به خودروهای شخصی، افزایش مصرف سوخت و انتشار آلایندهها از مهمترین آثار این پدیده به شمار میرود.
کارشناسان معتقدند تداوم این شرایط میتواند شکاف میان محلههای برخوردار و کمبرخوردار را افزایش داده و زمینهساز نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی در شهرها شود.
حملونقل عمومی؛ حلقه اتصال عدالت فضایی
یکی از مهمترین ابزارهای کاهش دورافتادگی شهری، توسعه شبکه حملونقل عمومی است. تجربه شهرهای موفق نشان میدهد گسترش خطوط مترو، اتوبوسهای تندرو (BRT)، ناوگان اتوبوسرانی، مسیرهای دوچرخه و پیادهراههای استاندارد، نقش مهمی در افزایش دسترسی شهروندان به خدمات ایفا میکند.
در همین راستا، مفهوم «شهر ۱۵ دقیقهای» که در سالهای اخیر مورد توجه بسیاری از شهرهای جهان قرار گرفته، بر این اصل استوار است که شهروندان بتوانند نیازهای روزمره خود از جمله آموزش، درمان، خرید، فضای سبز و فعالیتهای فرهنگی را در فاصله زمانی کوتاه و بدون وابستگی به خودرو تأمین کنند.

فناوری؛ ابزاری برای کاهش شکافهای شهری
در سالهای اخیر توسعه شهرهای هوشمند نیز به یکی از راهکارهای کاهش دورافتادگی شهری تبدیل شده است. استفاده از سامانههای اطلاعات جغرافیایی (GIS)، تحلیل دادههای مکانی، هوش مصنوعی و دادههای حملونقل، به مدیران شهری امکان میدهد مناطق کمبرخوردار را دقیقتر شناسایی و منابع و خدمات را هدفمندتر توزیع کنند.
علاوه بر این، توسعه زیرساختهای ارتباطی و اینترنت پرسرعت نیز میتواند بخشی از نابرابریهای ناشی از دورافتادگی را کاهش دهد و دسترسی شهروندان به خدمات الکترونیکی، آموزش مجازی و کسبوکارهای دیجیتال را تسهیل کند.
عدالت فضایی؛ هدف نهایی برنامهریزی شهری
متخصصان برنامهریزی شهری تأکید میکنند کاهش دورافتادگی شهری تنها با ساخت خیابان یا افزایش تعداد پروژههای عمرانی محقق نمیشود، بلکه نیازمند برنامهریزی یکپارچه، توزیع متوازن خدمات، توسعه حملونقل عمومی، توجه به بازآفرینی بافتهای کمبرخوردار و استفاده از دادههای دقیق در تصمیمگیریهای شهری است.
بر همین اساس، بسیاری از اسناد بینالمللی از جمله «دستورکار نوین شهری» (New Urban Agenda) سازمان ملل بر ایجاد شهرهایی تأکید دارند که همه شهروندان، صرفنظر از محل سکونت خود، از دسترسی برابر به خدمات، امکانات و فرصتهای توسعه برخوردار باشند؛ هدفی که تحقق آن میتواند علاوه بر ارتقای کیفیت زندگی، تابآوری و پایداری شهرها را نیز افزایش دهد.
نظر شما