به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، وجود مقبرهها و محلهای دفن چهرههای شاخص مذهبی در بسیاری از شهرهای جهان نقش تعیینکنندهای در شکلگیری فضا، هویت، اقتصاد شهری و تجربه زیست روزمره داشته و دارد. در شهرهای جهان اسلام این مکانها از سطح آرامگاه فردی فراتر میروند و به کانونهایی چندلایه تبدیل میشوند که در آن معنویت، سیاست، اقتصاد، مناسک جمعی و طراحی شهری درهم تنیده است.
در بسیاری از شهرهای مذهبی، آرامگاهها و زیارتگاههای چهرههای شاخص دینی بهعنوان گرههای اصلی سازمان فضایی شهر عمل میکنند که شبکههای راه، میدانها، بازارها و محلهها به آنها جهتگیری میکنند و پیرامونشان لایههای کالبدی و عملکردی شکل میگیرد. این فضاها با ساختار خود، نوعی «قطب معنایی» ایجاد میکنند که شهر را نهفقط از نظر ترافیک و توزیع کاربریها، بلکه از نظر احساس تعلق، خاطره جمعی و هویت دینی سازمان میدهد. در شهرهای مسلمان وجود حرمها و آرامگاههای امامان، امامزادگان و افراد مذهبی، منجر به شکلگیری هستههای تاریخی شهر و توسعه محورهای جدید میشود و اتصال این نقاط به سایر بخشهای شهر، تعیینکننده ساختار شبکهای حرکت، تجمع و تجارت است.
از نقطه مقدس تا بافت شهری
آرامگاههای مذهبی در قالب فضاهای محصور و مشخص آغاز میشوند، اما در گذر زمان به کانونی برای توسعه بافت شهری و فضاهای عمومی پیرامونی تبدیل میشوند. پیرامون این فضاها، میدانها، صحنها، رواقها، باغها، خیابانهای اصلی و بازارها شکل میگیرند و در بسیاری موارد، ساختار کالبدی شهر، نوعی گسترش شعاعی از نقطه آرامگاه پیدا میکند. این فضاها بهطور معمول با معماری یادمانی، استفاده از گنبد، مناره، ایوانهای بلند و تزئینات نمادین همچون کاشیکاری، خوشنویسی، نقوش گیاهی و هندسی از سایر بناها متمایز میشوند و بهصورت نشانههای شهری عمل میکنند.
صحنها، میدانهای پیرامون آستانهها و خیابانهای منتهی به آرامگاهها بیش از یک مجموعه مذهبی منفصل عمل میکنند و به بخشی فعال از شبکه فضاهای عمومی شهری تبدیل میشوند. این فضاها بهواسطه دسترسی پیوسته، خدمات جانبی و رویدادهای زمانبندیشده از جمله نماز جماعت، مراسم ملی و مناسبتهای محلی، به مراکز روزمره اجتماعی و اقتصادی تبدیل میشوند. نتیجه این تعاملات پیوسته هستهای در بافت شهری است که شبکهای از کارکردها، روابط اجتماعی و جریانهای اقتصادی را سازماندهی میکند و به بافت زنده و پویا تبدیل میشود.
برای مثال در لاهور، اطراف «مسجد پادشاهی و مجموعه مسجد شاهی» فضاهای شهری متعددی شکل گرفتهاند. بازارهای قدیمی بازار شاهی و بازار صنایع دستی، غرفههای خوراکی، کارگاههای سنتی و مسیرهای پیادهرو که بازدیدکنندگان، ساکنان محلی و گردشگران را به هم پیوند میدهند، همه در پیرامون مسجد فعال هستند. این نواحی در روزهای مذهبی شاهد تجمعهای بزرگ، مراسم سوگواری و برنامههای فرهنگی و اقتصادی میشوند، در عین حال، خیابانها و گذرگاهها محل مراوده روزمره، تجارت خرد و خدمات شهری برای محلیها هستند. ترکیب این کارکردها موجب شده است مسجد و محوطه پیرامونی بهعنوان یک هسته بافتی عمل کند که فراتر از معنا و کارکرد مذهبی صرف است.

تولید تعلق و خاطره جمعی
مقبرههای مذهبی از نظر اجتماعی بهعنوان کانونهای معنوی، نقش مهمی در تولید و بازتولید هویت جمعی ایفا میکنند. زیارت، حضور در مراسم مذهبی، شرکت در سوگوارهها یا جشنها و تکرار سفرهای زیارتی خانوادگی، آرامگاه را در خاطره زیسته مردم جای میدهد و نوعی شبکه خاطره پیرامون آن شکل میگیرد. این مکانها بیشتر محل تولید همبستگیهای دینی و قومی هستند؛ مردم از شهرها و کشورهای مختلف در یک زمان و مکان مشترک گرد هم میآیند و تجربهای جمعی از ایمان، اندوه، امید یا شادی را به اشتراک میگذارند.
در شهرهای مسلمان، حرمها و آرامگاهها علاوه بر کارکردهای عبادی و زیارتی، نقش مهمی در نظامهای محلی رفاه و حمایت اجتماعی ایفا میکنند. این اماکن میزبان نهادها و فعالیتهای خیریه از جمله نذورات و اطعام دستهجمعی در ایام ویژه، صندوقهای وقف برای معیشت گروههای نیازمند، کلینیکها، درمانگاهها و برنامههای توزیع کمکهای نقدی و غیرنقدی هستند. سازماندهی و مدیریت این خدمات با مشارکت مردمی، موقوفات محلی و شبکههای خیرین انجام میشود و به این ترتیب حرم نهتنها مکانی مذهبی، بلکه گرهی در شبکه حمایت اجتماعی شهری محسوب میشود.
این تلفیق کارکردی پیامدهای اجتماعی و سیاسی هم دارد؛ وابستگی عاطفی و نمادین شهروندان به این اماکن افزایش مییابد، حس همبستگی محلی تقویت میشود و هرگونه تغییر کالبدی، برنامهریزی یا مدیریت همچون بازسازی با رویکرد تجاریسازی، بازتعریف محدودههای خدمات یا انتقال بخشی از فعالیتهای خیریه به نهادهای رسمی دولتی میتواند به واکنشهای گسترده و حساسیتهای اجتماعی منجر شود.

برای مثال در قاهره، حوالی مسجد امام حسین (سرداب حسینیه) شبکهای از مؤسسات خیریه و نذرآشپزخانهها شکل گرفته است که در عاشورا و رمضان، برنامههای طبخ و توزیع نان و غذا بهطور گسترده برگزار میشود و صندوقهای موقوفه برای کمک به خانوادههای محروم فعال هستند. وقتی در دهههای اخیر طرحهایی برای ساماندهی پیرامون حرم و افزایش کاربریهای تجاری مطرح شد، اهالی محله و گروههای خیریه محلی با نگرانی از کاهش دسترسی به این خدمات و تغییر نقش اجتماعی مکان، اعتراض و تلاش برای حفظ بخشی از ساختار حمایتی موجود را آغاز کردند که نمونهای روشن از پیوند عاطفی، کارکردی و سیاسی مردم با این اماکن بهشمار میرود.
از سوی دیگر، وجود آرامگاه چهرههای شاخص مذهبی، شهر را به مقصد زیارتی و گردشگری تبدیل میکند و جریانهای مالی قابلتوجهی را به سمت آن سوق میدهد. هتلها، مهمانپذیرها، رستورانها، بازارهای سوغات، حملونقل درونشهری، خدمات سلامت و رفاهی از حضور زائران و گردشگران مذهبی منتفع میشوند. این وضعیت، زمینه شکلگیری نوعی اقتصاد زیارت را فراهم میآورد که میتواند فرصت توسعه و اشتغال ایجاد کند.
توسعه محورهای تجاری منتهی به آرامگاهها، تغییر الگوهای کاربری زمین و تراکمگذاری پیرامون فضاها، نمونهای از این پیوند اقتصاد و معنویت است، علاوه بر این، زیارتگاههای مشهور، شهر را در شبکه گردشگری بینالمللی جهان قرار میدهند و در نتیجه روابط فراملی و فرهنگی تازهای از طریق این فضاها شکل میگیرد.

مقبره بهمثابه صحنه قدرت
مقبره چهرههای شاخص مذهبی بهویژه در جوامعی که دین و سیاست بههم گره خوردهاند، به صحنههای مهمی برای نمایش و اعمال قدرت سیاسی تبدیل میشوند. حضور مقامات رسمی در این فضاها، برگزاری مراسم دولتی، سخنرانیها و تجمعهای سازمانیافته نشان میدهد که آرامگاه میتواند به «میدان نمادین» برای مشروعیتبخشی به دولتها و جریانهای سیاسی بدل شود. در بعضی شهرها، گاهی آرامگاهها به محل اعلام تصمیمات سیاسی، تشدید همبستگی ملی و دینی و مدیریت بحرانهای اجتماعی تبدیل میشوند.
بعضی حرمها و آرامگاهها در روایت رسمی ملیمذهبی جایگاه ویژهای دارند و مراسم رسمی، سالگردها و تجمعهای بزرگ، این فضاها را از سطح عبادتگاه به سطح پلتفرم نمادین ارتقا داده است. این وضعیت، رابطه میان مدیریت شهری، نهادهای دینی و ساختار سیاسی را پیچیده و چندلایه میکند، چراکه هر تصمیم در مورد توسعه، کنترل جمعیت یا تغییر چهره این فضاها، بهسرعت خوانش سیاسی پیدا میکند.
تمرکز جمعیت در مقبرههای شاخص و زیارتگاهها میتواند بستری برای اجرای طرحهای بهروز ارتقای زیرساخت و بهبود فضاهای عمومی باشد، بهعنوان مثال بهسازی پیادهراهها، ایجاد فضاهای سبز، مدیریت سیلاب و آبهای سطحی و شکلگیری سامانههای هوشمند هدایت جمعیت میتواند با محوریت این فضاها طراحی و اجرا شود. در بسیاری از شهرهای مذهبی، پروژههای توسعه زیرساختی بزرگ، با توجیه خدمترسانی بهتر به زائران پیش میرود و به این ترتیب، مقبرهها و حرمها به محرکهایی برای سرمایهگذاری عمومی تبدیل میشوند.

دمشق؛ کانون زیارت شیعیان
دمشق بهعنوان یکی از قدیمیترین شهرهای جهان، نمونهای جالب از حضور یک آرامگاه شاخص شیعی است. حرم حضرت زینب (ع) در حاشیه دمشق، در چند دهه اخیر بهصورت جدی به یکی از کانونهای زیارت شیعیان، بهویژه از ایران، عراق و لبنان تبدیل شده است. این حرم بهلحاظ کالبدی، ترکیبی از معماری سنتی اسلامی (گنبد، مناره، صحن) و لایههای جدید حفاظتیامنیتی است که بهدلیل جنگ و بحرانهای منطقهای، به ساختار فضا اضافه شدهاند. پیرامون حرم، فضاهایی با کارکرد زیارتی شکل گرفته است: هتلها و اقامتگاههای کوچک، بازارهای سوغات، رستورانها و خدمات مذهبی ویژه زائران، بافتی خودکفا پیرامون این آرامگاه را میسازند.
این فضا به نقطه تلاقی شبکههای مذهبی و سیاسی فراملی تبدیل شده است؛ حضور زائران از کشورهای مختلف در بستری که خود دمشق بهعنوان پایتخت سیاسی سوریه را دربر میگیرد، لایهای از دیپلماسی زیارت را فراهم کرده است. جنگ و ناامنی، چندینبار دسترسی به حرم را محدود و تجربه زیارت را دستخوش تغییر کرده است؛ این امر نشان میدهد که چگونه مکان مقدس، میتواند بهطور مستقیم در میدان منازعات نظامی و سیاسی قرار گیرد و در عین حال در روایتهای مقاومت، ایستادگی و استمرار ایمان نقش نمادین پیدا کند.

کربلا؛ پایگاه زیارت، میدان معیشت
حرم امام حسین (ع) در کربلا فراتر از یک مکان عبادی، نقش یک شبکه اجتماعیاقتصادی در بافت شهری کربلا را ایفا میکند. پیرامون صحنها و مسیرهای منتهی به حرم، موکبها و آشپزخانههای خیریه بهصورت روزمره و در ایام ویژه مذهبی فعال هستند و هزاران وعده غذا برای زائران و محلیها تهیه و توزیع میکنند. همزمان بازارهای سوغات، غرفههای فروش، کارگاههای کوچک صنایع دستی و خدمات اقامتی و راهنمایی زیارتی منبع درآمدی برای بسیاری از ساکنان است و اقتصاد محلی را تحت تأثیر قرار میدهد.
گروههای داوطلب و نهادهای مردمی نیز خدمات پزشکی اولیه، اسکان موقت و هماهنگی ترافیکی را در روزهای شلوغ سازمان میدهند. حرم امام حسین (ع) به نوعی هسته کارکردی تبدیل شده است که نهتنها مناسک عبادی را میزبانی میکند، بلکه نیازهای روزمره و اضطراری جامعه را نیز پاسخ میدهد. تجربه راهپیماییهای اربعین نشان میدهد که هر گونه اختلال در شبکه موکبها یا خدمات اطعام میتواند بهسرعت تأثیرات عملی و اجتماعی ملموسی بر تأمین غذا، اسکان و سلامت زائران و ساکنان برجای بگذارد.

نظر شما