آینده درگیری‌های ایران و آمریکا چه خواهد شد؟ | بررسی ۳ سناریو از جنگ گسترده تا توافق

کارشناس مسائل بین‌الملل، با تشریح سه سناریوی پیش روی تنش میان ایران و غرب گفت: محتمل‌ترین وضعیت، تداوم رقابت فرسایشی همراه با مذاکره و فشارهای امنیتی است و می‌توان گفت تا زمانی که موازنه قدرت در منطقه تغییر نکند، رقابت‌ها ادامه خواهد داشت.

هیراد مخیری در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا در پاسخ به این سوال که «آینده درگیری‌های ایران و آمریکا چه خواهد شد؟»، اظهار کرد: در شرایط کنونی هیچ تحلیلگری نمی‌تواند با قطعیت درباره آینده تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی اظهار نظر کند، زیرا در حوزه امنیت و سیاست بین‌الملل همواره متغیرهای پیش‌بینی‌نشده وجود دارد و یک رخداد می‌تواند مسیر تحولات را به‌طور کامل تغییر دهد. از این‌رو، آنچه مطرح می‌شود تحلیلی  برپایه روندهای موجود است و نه یک پیش‌بینی قطعی.

وی افزود: به نظر من در شرایط فعلی می‌توان سه سناریوی اصلی را برای آینده متصور بود. نخستین و محتمل‌ترین سناریو، تداوم وضعیت موجود است؛ به این معنا که نه جنگی فراگیر شکل خواهد گرفت و نه اختلافات به‌طور کامل پایان پیدا می‌کند. در چنین شرایطی وارد دوره‌ای از رقابت فرسایشی خواهیم شد که در آن مذاکرات ادامه پیدا می‌کند و هم‌زمان فشارهای سیاسی، اقتصادی و برخی اقدامات محدود امنیتی نیز استمرار خواهد داشت. هر یک از طرف‌ها تلاش می‌کنند بدون ورود به یک جنگ گسترده، موقعیت و قدرت خود را تقویت کنند. تجربه چند دهه گذشته منطقه نیز نشان می‌دهد این الگو بارها تکرار شده، هرچند نمی‌توان آن را یک الگوی مطلوب یا برنده دانست.

کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: سناریوی دوم، بروز خطای محاسباتی از سوی یکی از دو طرف است؛ یعنی یکی از بازیگران تصور کند طرف مقابل دیگر اراده یا توان پاسخگویی ندارد و بر همین اساس اقداماتی انجام دهد که موجب خروج بحران از کنترل شود. تاریخ روابط بین‌الملل مملو از چنین نمونه‌هایی است؛ بسیاری از جنگ‌های بزرگ در ابتدا قرار نبود به درگیری‌های گسترده تبدیل شوند، اما بر اثر اشتباه در ارزیابی رفتار طرف مقابل، دامنه بحران افزایش پیدا کرد. به همین دلیل، مدیریت بحران در شرایط کنونی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

مخیری تصریح کرد: سناریوی سوم، دستیابی به یک توافق جامع است، اما این سناریو دست‌کم در کوتاه‌مدت چندان محتمل به نظر نمی‌رسد؛ زیرا هنوز هیچ‌یک از دو طرف به این جمع‌بندی نرسیده‌اند که هزینه ادامه وضعیت موجود از هزینه مصالحه بیشتر شده است. تا زمانی که هر طرف تصور کند با ادامه فشار می‌تواند امتیاز بیشتری به دست آورد، انگیزه لازم برای دستیابی به یک توافق پایدار شکل نخواهد گرفت، بنابراین نباید انتظار داشت که در آینده نزدیک همه اختلافات به‌طور کامل حل‌وفصل شود.

جنگ بر سر چیست؟

وی ادامه داد: نکته مهمی که نباید از آن غفلت کرد، این است که در فضای رسانه‌ای گاهی این تصور ایجاد می‌شود که همه اختلافات تنها به پرونده هسته‌ای محدود است، در حالی که این برداشت تصویر کاملی از واقعیت‌های روابط بین‌الملل ارائه نمی‌دهد. پرونده هسته‌ای اگرچه یکی از مهم‌ترین محورهای اختلاف است، اما تنها بخش این معادله محسوب نمی‌شود.

کارشناس مسائل بین‌الملل خاطرنشان کرد: موضوعاتی همچون نفوذ منطقه‌ای ایران، توان موشکی، امنیت دریایی، مسیرهای انتقال انرژی، موازنه قدرت در غرب آسیا و حتی رقابت میان قدرت‌های بزرگ و قدرت‌های نوظهور، همگی در این معادله نقش‌آفرین هستند. در واقع ایران به‌دلیل جایگاه ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی خود، در قلب این تحولات قرار دارد و به همین دلیل هر زمان پرونده هسته‌ای وارد مرحله جدیدی می‌شود، سایر پرونده‌ها نیز به‌صورت هم‌زمان فعال شده و به شکل شبکه‌ای بر یکدیگر اثر می‌گذارند.

مخیری تصریح کرد: اگر تنها بر یک موضوع از اختلافات تمرکز کنیم، بخش مهمی از واقعیت‌ها و داده‌های موجود را در تحلیل‌ها از دست خواهیم داد. در شرایط فعلی، همه بازیگران به‌دنبال افزایش و ارتقای امنیت خود هستند، اما مسئله اینجاست که اقدامی که یک طرف برای تقویت امنیت خود انجام می‌دهد، از نگاه طرف مقابل می‌تواند به‌عنوان یک تهدید تلقی شود. نتیجه این وضعیت آن است که هر دو طرف احساس می‌کنند باید قدرت بیشتری تولید کنند و همین چرخه، تنش را به‌طور مستمر بازتولید می‌کند. به همین دلیل، حتی در دوره‌هایی که مذاکرات نیز در جریان است، رقابت‌های نظامی و امنیتی متوقف نمی‌شود و این موضوع را در تحولات هفته‌های اخیر نیز به‌وضوح مشاهده کرده‌ایم.

چرا لبنان از معادلات امنیتی منطقه خارج نمی‌شود؟

وی درباره تحولات لبنان اظهار کرد: به اعتقاد من، پرونده لبنان همچنان یکی از مهم‌ترین میدان‌های رقابت میان دو طرف باقی خواهد ماند. از نگاه رژیم صهیونیستی، هرگونه تغییر در توانمندی‌های حزب‌الله به‌طور مستقیم بر امنیت این رژیم تأثیر می‌گذارد و از سوی دیگر، از نگاه ایران نیز هر تحول در لبنان تنها یک مسئله داخلی نیست، بلکه بخشی از موازنه قدرت در منطقه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. از این رو، بعید می‌دانم که در کوتاه‌مدت لبنان از کانون این رقابت‌ها و تحولات خارج شود.

کارشناس مسائل بین‌الملل در پاسخ به پرسشی درباره وظایف مردم، مسئولان و نخبگان در شرایط کنونی گفت: به نظر من مسئولان باید به‌صورت هم‌زمان دو موضوع را دنبال کنند؛ نخست، حفظ و تقویت قدرت بازدارندگی کشور که موضوعی حیاتی و راهبردی است و دوم، باز نگه داشتن مسیر دیپلماسی. برخلاف برخی دیدگاه‌ها، این دو موضوع هیچ تعارضی با یکدیگر ندارند، بلکه باید به‌صورت هوشمندانه و مکمل یکدیگر پیش بروند.

مخیری خاطرنشان کرد: دیپلماسی زمانی بیشترین اثربخشی را دارد که از پشتوانه قدرت برخوردار باشد؛ در غیر این صورت، دیپلماسی بدون قدرت کارایی لازم را نخواهد داشت. از سوی دیگر، اعمال قدرت نیز زمانی کم‌هزینه‌تر و مؤثرتر خواهد بود که امکان بهره‌گیری از ابزارهای دیپلماتیک وجود داشته باشد. بنابراین قدرت و دیپلماسی دو بال مکمل یکدیگر هستند و تنها در صورت حرکت هم‌زمان این دو، می‌توان منافع ملی و امنیت کشور را به بهترین شکل تأمین کرد.

وی درباره نقش نخبگان، دانشگاهیان و خواص جامعه اظهار کرد: این گروه‌ها در شرایط کنونی مسئولیتی بسیار خطیر و تعیین‌کننده بر عهده دارند. امروز جامعه بیش از هر زمان دیگری به تحلیل‌های دقیق، علمی و برپایه واقعیت نیاز دارد، نه تحلیل‌های احساسی و هیجانی. نباید هر تحول میدانی را به‌عنوان پیروزی یا شکست قطعی تفسیر کرد، زیرا در روابط بین‌الملل ارزیابی‌ها باید بر پایه روندها، تغییر موازنه قدرت و نتایج بلندمدت صورت گیرد، نه بر اساس اخبار روز و روایت‌های رسانه‌های داخلی یا خارجی.

مطالبه‌گری آگاهانه؛ نیاز امروز جامعه ایران

کارشناس روابط بین‌الملل افزود: تحلیل‌های شتاب‌زده و برپایه فضای رسانه‌ای می‌تواند به منافع ملی آسیب وارد کند. مردم نیز به‌طور طبیعی حق دارند نسبت به حفظ منافع ملی و نحوه اجرای تعهدات کشور مطالبه‌گر و حساس باشند، اما هرچه این مطالبه‌گری بر پایه اطلاعات دقیق‌تر، شناخت عمیق‌تر و درک واقع‌بینانه‌تری از محیط بین‌المللی شکل بگیرد، اثرگذاری بیشتری خواهد داشت.

مخیری در جمع‌بندی سخنان خود تصریح کرد: اختلافات امروز را نباید تنها به چند بند حقوقی یا یک توافقنامه محدود کرد، بلکه مسئله اصلی، رقابت بر سر موازنه قدرت در منطقه است. پرونده هسته‌ای، ذخایر اورانیوم غنی‌شده، تحولات لبنان، بازدارندگی منطقه‌ای و روند مذاکرات آینده، همگی همچون قطعات یک پازل به یکدیگر متصل هستند و باید در قالب یک معادله واحد مورد تحلیل قرار گیرند.

وی خاطرنشان کرد: تا زمانی که موازنه قدرت در منطقه دستخوش تغییر اساسی نشود، احتمال تداوم این رقابت‌ها بسیار بالا خواهد بود. بر اساس چارچوب نظریه واقع‌گرایی و نوواقع‌گرایی در علم روابط بین‌الملل نیز رقابت میان بازیگران ادامه پیدا خواهد کرد؛ ممکن است شکل و ابزارهای این رقابت تغییر کند، اما اصل رقابت و منطق حاکم بر آن از بین نخواهد رفت.

کد مطلب 987441

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.