آه ای خیال دور، که آباد خانه‌ات...

شعر و ادبیات فارسی در منظومه فکری رهبر شهید، بخشی از هویت تمدنی ایران و ابزاری اثرگذار برای انتقال اندیشه، حفظ زبان فارسی و تقویت فرهنگ انقلاب اسلامی به‌شمار می‌رفت، ازاین‌رو به گفت‌وگو با سید علی لواسانی، شاعر جوان و مدرس دانشگاه نشستیم.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، بعضی دلتنگی‌ها را نمی‌توان با واژه‌ها روایت کرد و این روزها حال و هوای اهالی شعر و ادب که سال ها با رهبری فرهنگ دوست و شعرشناس انس گرفته بودند، غمی از همین جنس است. برای شاعران، فقدان رهبر شهید، وداع با مخاطبی بود که شعر را عمیق می‌فهمید، بیت‌ها را با دقت می‌شنید، از ظرایف زبان فارسی سخن می‌گفت و با نقدهای دقیق و صمیمانه، مسیر بسیاری از شاعران را روشن‌تر می‌کرد.

رهبر شهید، شعر و ادبیات فارسی را بخشی از هویت تاریخی و تمدنی ایران می‌دانست؛ میراثی که باید پاس داشته شود و از آن برای تعالی فرهنگ، حفظ زبان فارسی و انتقال اندیشه بهره گرفت. از همین‌رو، محافل شعر با حضور ایشان جلساتی بود که در آن شعر، جدی گرفته می‌شد، شاعر شنیده می‌شد و نقد، با دقت و مهربانی در کنار هم معنا پیدا می‌کرد.

امروز، مرور خاطرات شاعران از آن شب‌های شعر، بازخوانی بخشی از شخصیت فرهنگی رهبری است که هنر را ابزاری برای ساختن انسان و ایران می‌دانست و تا واپسین سال‌های عمر، پیوند خود را با شعر و شاعران حفظ کرد.

در همین راستا، با سیدعلی لواسانی، شاعر، مدرس دانشگاه و کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی که بارها توفیق دیدار با رهبر شهید را داشته است، به گفت‌وگو نشستیم؛ گفت‌وگویی که از خاطرات شب‌های شعر آغاز می‌شود و به حسرت شاعری می‌رسد که چهارده سال در انتظار خواندن دوباره شعرش در محضر رهبر شهید ماند، اما با شهادت ایشان این انتظار برای همیشه ناتمام ماند.

/

ایمنا: از جزئیات دیدارهای خود با رهبر شهید انقلاب، به‌ویژه دیداری که در دوران جوانی داشتید، بگویید؛ آن دیدار چه تأثیری بر شما گذاشت؟

لواسانی: به لطف خدا، چندین بار در دیدارهای مختلف توفیق حضور در محضر رهبر معظم انقلاب را داشتم؛ از دیدار شاعران و دانشجویان گرفته تا دیدار جمعی از مسئولان و نماز عید فطر که از فاصله بسیار نزدیک ایشان را زیارت کردم، اما ویژگی آن دیدار در اوایل دوران جوانی این بود که فرصت هم‌کلام شدن با رهبر شهید را پیدا کردم، البته سال قبل از آن نیز چند جمله‌ای با ایشان صحبت کرده بودم و آقا با همان خنده‌های صمیمانه و دلنشین که چهره‌شان از شدت خنده سرخ می‌شد، واکنش نشان دادند.

دیداری که در سال ۱۳۹۱ خدمت ایشان رسیدم و شعر خواندم، برای من نقطه عطفی در زندگی بود؛ نقطه‌ای که موجب شد با انگیزه و عزم بیشتری مسیر شاعری را دنبال کنم و شعر را بسیار جدی‌تر از گذشته ادامه دهم.

ایمنا: نخستین رویارویی نزدیک شما با رهبر معظم انقلاب چه احساسی در شما ایجاد کرد و آن دیدار را چگونه توصیف می‌کنید؟

لواسانی: حس‌وحالی که انسان هنگام دیدار با ایشان تجربه می‌کند، بسیار خاص و در عین حال توصیف‌ناشدنی است و به گمانم باید آن را از نزدیک تجربه کرد. برای نمونه، در یکی از دیدارهایی که شرکت کرده بودم، همراه یکی از دوستان در فاصله بسیار نزدیکی از محل حضور رهبر شهید نشسته بودیم و وقتی نگاهم به ایشان افتاد، تفاوتشان با تمام حاضران در جلسه به‌طور کامل محسوس بود.

در وجود رهبر شهید ترکیبی از ابهت، جذبه و محبت دیده می‌شد؛ ویژگی‌هایی که به شکلی کم‌نظیر در کنار یکدیگر جمع شده بود. همین که ایشان را می‌دیدید، احساس می‌کردید با شخصیتی متفاوت روبه‌رو هستید و در همان لحظه شوق عجیبی در درون انسان به جریان می‌افتاد و دل آدمی به‌معنای واقعی تکان می‌خورد.

ایمنا: تعامل و ارتباط رهبر معظم انقلاب با شاعران و اهالی شعر چگونه بود؟

لواسانی: تعامل رهبر معظم انقلاب با شاعران، تعاملی واقعی، صمیمانه، صادقانه و در عین حال بسیار جدی بود؛ تأکید می‌کنم که این تعامل «واقعی» بود، زیرا شعر برای رهبر شهید مسئله‌ای جدی بود و نخست اینکه خودشان شاعر بودند و شاعر توانمندی نیز محسوب می‌شدند؛ اینکه فردی با آن حجم از مسئولیت و دغدغه، همچنان ذهنی آماده برای سرودن شعر و دلی آرام برای پرداختن به شعر داشته باشد، شگفت‌انگیز است که البته این آرامش را باید برخاسته از عمق ایمان ایشان دانست.

از سوی دیگر، رهبر شهید سید علی خامنه‌ای مطالعات گسترده‌ای در حوزه شعر داشتند و آثار شاعران بزرگ، از رودکی و فردوسی گرفته تا شاعران دوره‌های بعد را به‌خوبی مطالعه کرده بودند و حافظه کم‌نظیر، نگاه دقیق، جزئی‌نگر و منتقدانه ایشان نسبت به شعر نیز مشهود بود.

حضور در جلسات شعر به این معنا نبود که شاعران اشعار خود را بخوانند، ایشان تنها گوش دهند و در پایان تنها از شعرها تعریف یا چند جمله تشویق‌آمیز بیان کنند؛ بلکه شعرها را با دقت، کلمه‌به‌کلمه می‌شنیدند و هرجا لازم بود، نکات و پیشنهادهای اصلاحی خود را مطرح می‌کردند و این برای ما غنیمت بزرگی بود.

سال‌ها پیش در یکی از شب‌های شعر، رهبر معظم انقلاب شعر را کلمه‌به‌کلمه می‌شنیدند، درک می‌کردند و در صورت نیاز، پیشنهادهای کارشناسانه ارائه می‌دادند. جلسه‌ای که ما در آن حضور داشتیم، «شب شعر» بود، نه «انجمن شعر» و تفاوت این دو در آن است که در انجمن شعر، آثار شاعران به‌صورت دقیق و بیت‌به‌بیت نقد می‌شود، اما در شب شعر به‌طور معمول شاعران تنها آثار خود را می‌خوانند و اگر نکته‌ای هم مطرح شود، به‌صورت محدود است؛ با این حال، اگر جلسات انجمن شعر با حضور رهبر شهید برگزار می‌شد، میزان تسلط و توانایی ایشان در نقد شعر بیش‌ازپیش نمایان می‌شد.

ایمنا: نگاه رهبر شهید به شعر چگونه بود؟

ایشان نیز با لبخند فرمودند: «خب، شما پانزده سال فرصت داشتید که آن را اصلاح کنید.» این پاسخ نشان می‌داد که نگاه رهبر شهید به شعر تا چه اندازه جدی و دقیق بود

لواسانی: به یاد دارم یکی از شاعران برجسته و شناخته‌شده انقلاب که از چهره‌های اصیل این جریان و از سرایندگان آثار ماندگار سال‌های نخست انقلاب بود، در یکی از این دیدارها شعری خواند. رهبر معظم انقلاب پس از پایان شعر، چند نکته و ایراد دقیق درباره بعضی ابیات و واژه‌های آن مطرح کردند و پیشنهادهایی برای اصلاح شعر ارائه دادند؛ آن شاعر در پاسخ گفت: «حضرت آقا، این شعر مربوط به پانزده سال پیش است.» ایشان نیز با لبخند فرمودند: «خب، شما پانزده سال فرصت داشتید که آن را اصلاح کنید.» این پاسخ نشان می‌داد که نگاه رهبر شهید به شعر تا چه اندازه جدی و دقیق بود.

هرگاه در کسی استعداد و هنر واقعی، به‌ویژه در حوزه شعر می‌دیدند، برای او ارزش ویژه‌ای قائل می‌شدند. به یاد دارم سال ۱۳۹۳، پس از انتشار نخستین کتابم، نسخه‌ای از آن را همراه با یادداشتی که به رسم تقدیم کتاب نوشته بودم، از طریق یکی از نزدیکان ایشان تقدیم رهبر معظم انقلاب کردم و این موضوع نیز برای من نشانه‌ای از توجه جدی و عمیق ایشان به شعر، کتاب و فعالیت‌های ادبی بود.

روایت یک شاعر از رهبر شهیدی که شعر را به خوبی می‌شناخت

ایمنا: لحظه‌ای که خبر شهادت رهبر معظم انقلاب را شنیدید، چه احساسی داشتید و واکنش شما چه بود؟

لواسانی: زمانی که نخستین خبرها منتشر شد، ابتدا اطمینان داشتم که اتفاقی رخ نداده است؛ دلیل این اطمینان هم پیامی بود که یکی از نزدیکان بسیار صمیمی رهبر معظم انقلاب، همان فردی که پیش‌تر کتابم را برای ایشان برده بود، در فضای مجازی منتشر کرده و نوشته بود: «آقاجان ما در حصن الهی هستند و به شایعات توجه نکنید.» با دیدن آن پیام، خیالم راحت شد و همان شب با آرامش خوابیدم.

اما سحرگاه که بیدار شدیم و خبر اصلی را شنیدیم، احساس کردم تمام وجودم خالی شده است؛ توصیف آن لحظه برایم دشوار است و تنها می‌توانم بگویم دچار نوعی سرگشتگی شدم و هنوز هم باور کردن آن برایم سخت است.

یکی از دغدغه‌های همیشگی من این بود که اگر هیچ هنری جز شعر نداشته باشم، همین هنر مورد تأیید رهبر شهید قرار گرفته بود و به همین دلیل تصمیم داشتم این مسیر را با جدیت ادامه دهم و همچنان ادامه خواهم داد. آرزوی من این بود که بار دیگر در محضر ایشان شعر بخوانم و ببینم آیا از مسیر و کار من رضایت دارند یا نه؛ اتفاقی که دیگر محقق نشد و این حسرت برای من باقی ماند.

ایمنا: به نظر شما، ایرانی که رهبر معظم انقلاب ترسیم و دنبال می‌کردند، چه ویژگی‌هایی داشت؟

لواسانی: درباره این پرسش، حرف تازه‌ای برای افزودن ندارم و همان چیزی را بیان می‌کنم که خود ایشان بارها بر آن تأکید کرده بودند؛ «ایران قوی». از نگاه ایشان، ایران قوی یعنی کشوری که در تمام عرصه‌ها و شئون به بالندگی و پیشرفت برسد.

این نگاه محدود به حوزه‌ای خاص نبود و اگر کسی آشپز است، باید بهترین آشپز باشد؛ اگر فروشنده است، بهترین فروشنده باشد؛ اگر تولیدکننده است، تولیدی در بالاترین سطح ارائه دهد و اگر بازیگر است، بازیگری ممتاز باشد؛ اگر شاعر است، به عالی‌ترین جایگاه در شعر برسد؛ اگر در صنایع هوافضا فعالیت می‌کند، کار خود را در بالاترین سطح انجام دهد و اگر استاد دانشگاه است، استادی برجسته و اثرگذار باشد.

آنچه رهبر معظم انقلاب دنبال می‌کردند، این بود که هر انسانی در مسیر کمال خود حرکت کند و به بالاترین ظرفیت و توانایی‌اش برسد. این دغدغه برای ایشان بسیار جدی بود و افسوس که امروز ایشان را در میان خود نداریم؛ هرچند خودشان به آن جایگاهی که باید می‌رسیدند، دست پیدا کرده بودند.

تصویر متنی که این شاعر جوان از خاطره و روایت دلتنگی خود در شبکه‌های اجتماعی منتشر کردند

کد مطلب 987072

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.