به گزارش ایمنا، روزی روزگاری در همین نزدیکی ها کاسب هایی در بازار اصفهان مشغول کسب و کار بودند که به فرموده پیامبر خوبی ها حضرت محمد (ص)، حبیب خدا بودند، اما حالا روزگاری فرا رسیده که این دوستان خدا کمیاب شده اند. بازاری هایی که هرگز برای فروش بیشتر دست به دامن دروغ نمی شدند و جنس مرغوب خود را با اندک سودی به فروش می رساندند و نان حلالی بر سر سفره خانواده خود می بردند.
کاسب های قدیمی اصفهان، صبح کله سحر از خواب برمی خاستند و نماز را که می خواندند از خانه بیرون می زدند، سوار بر دوچرخه یا پیاده از کوچه پس کوچه های شهر گنبدهای فیروزه ای گذر می کردند و راهی بازار می شدند. با یک یا علی، کرکره حجره را بالا می کشیدند و با یاد خدا و سلام و صلوات، حجره را باز می کردند و دم حجره را آب و جارویی می کشیدند و آماده کاسبی می شدند.
کسبه ای که در خدمت به خلق الله و گرفتن دست ضعیفان، از هم سبقت می گرفتند و با اقتدا به امیر مظلومان، دست نوازشی می شدند بر سر کودکان یتیم این شهر. هنوز هم پیرمردانی به یادگار مانده از آن دوران، عصا به دست و قد خمیده در گوشه گوشه بازار اصفهان مشغول کسب و کارند و منتظر مشتریانی که نه با دروغ، بلکه با انصاف و مروت، جنس خود را به آن ها عرضه کنند.
قدیم، هر کاسبی وظیفه شرعی خودش رو می دونست
حاج محمد کاسب ۸۷ ساله ای که در بازار اصفهان مشغول کار است، معتقد است: "کاسبای قدیمی اصفهان واقعاً خیلی بعض حالا بودن و متدین تر بودن. قدیم، هر کاسبی وظیفه شرعی خودش رو می دونست که چکار کنه که مالش حلال باشه یا اگه چکار کرد مالش حروم می شه. قدیم می گفتن اگه "آفتاب بخری، سایه بفروشی حرومه" یعنی این قدر، حواسشون جمع کاسبی بود ولی حالا این رنگا نیست. البته هستن افرادی که مثه سابق عمل کنن ولی اون روز همه کسبه این طوری بودن. اگه می خواستن یه خونه رو اجاره بدن، اجاره ۹ ماه رو می گرفتن و برای ماه محرم و صفر و ماه رمضون اجاره نمی گرفتن، اما حالا ساعت ها رو هم حساب می کنن و پولش رو می گیرن.
قدیمی های بازار اصفهان صبح که نمازشون رو می خوندن دیگه نمی خوابیدن و صبح زود میومدن سرکار. ظهرا هم کسب و کار رو تعطیل می کردن و برای نماز می رفتن مسجد و بعد پای مسئله می شستن و احکام دینی رو یاد می گرفتن. شوم هم زودتر می رفتن خونه و بعدش می رفتن دید و بازدید فامیل و هم محله ای ها یا مجالس روضه. حالا کاسبا بعد از کار تا نصف شب پای تلویزیون اند و صبح خوابن و مثلاً حالا که ساعت ۱۰ صبحه هنوز کسب و کار رو باز نکردن."
کاسبی که کسب و کارش پاک باشه، حبیب خداست
حاج صادق که ۸۰ سال دارد و در بازار اصفهان مشغول کسب و کار است، می گوید: "پیامبر (ص) در حدیثی فرموده اند که کاسب حبیب خداست ولی این کاسب درصورتی دوست خداست که معامله و کسب و کارش پاک باشه و با انصاف و بامروت باشه، که اکثراً کاسب های قدیم همین طوری بودن. اما حالا دیگه توقفی برای بی انصافی نیست. می گیم چرا بی انصافی می کنین؟ می گن گرونیه، ما هم مجبوریم بی انصافی کنیم ولی خدا روزی رسونه. اگه اینا انصاف داشته باشن و به مردم رحم کنن، خدام تو همین گرونی روزیشون رو زیاد می کنه.
کاسب های قدیمی بازار چون متدین بودن، خیلی به احکام پایبند بودن و روی احکام کسب و کار خیلی مواظبت می کردن. مکاسب، دستورات کسب و کار شرعیه که چطور کسب کنیم، کسب حلال و کسب حروم چیه. بازاری های قدیم این مکاسب رو می خوندن و می فهمیدن و بعد می یومدن تو بازار مراعات می کردن.
بازاری های قدیم اصفهان مردم دار بودن، دستشون خیر بود و به اندازه قوه ای که داشتن به مردم ضعیف شهر کمک می کردن. اعتقاد داشتن که روزی، اول صبح تقسیم می شه، برای همین صبح زود وقت اذون بیدار می شدن و نمازشون رو اول وقت می خوندن و صبح زود میومدن سر کاسبی."
بازاری های قدیم اصفهان یه قرون از خمس بدهکار نبودن
حاج کریم ۶۰ ساله که در بازار اصفهان مشغول کاسبی است، این طور از بازاری های قدیم اصفهان می گوید: "اکثریت کسبه قدیم، صبح که از خونه بیرون میومدن، اول می رفتن حوزه علمیه و مکاسب می خوندن و بعد میومدن سر کاسبی که این رزقی که می گیرن حلال و تندرست باشه. ولی خب حالا دیگه زمونه فرق کرده. اصول فقهی و دینی و ایمانی یه مقداری بین کسبه ضعیف تر شده.
کسبه قدیم بازار اصفهان یه سودی در حد متعادل روی جنس می کشیدن. جنس رو تا اون زمانی که داشتن می فروختن و موقعی هم که گرون می شد جنسی که از قبل داشتن رو به همون قیمت قبل می فروختن تا تموم بشه و جنس های بعدی رو که گرون می خریدن، گرون هم می فروختن. ولی حالا یه عده ای از کسبه، اگه قیمت یه چیزی تو بازار تفاوت پیدا کنه اون جنس هایی هم که تو انبار دارن رو به نرخ جدید می فروشن.
اون ایام یه مثالی می زدن که قدیم تو یکی از کوچه های میدون شاه دو تا کاسب کنار هم مغازه داشتن و کسب و کارشون هم یکی بود. اگه کاسب اولی صبح می یومد و مثلاً تا ساعت ۱۰ فروش می کرد و اون یکی کاسب فروش نداشت، کاسب اولی در کسب رو تخته می کرد تا اون کاسب بغلی به اندازه اون فروش کنه. بعد دوباره در حجره رو باز می کرد و کاسبی را شروع می کرد. حالا دیگه نه، هر کسی به فکر جیب خودشه.
بازاری های قدیم اصفهان خیلی به خمس و سهم امام پایبند بودن. شاید بشه بگیم بیشترشون یه قرون از خمس و سهم امام بدهکار نبودن. سال به سال حساب می کردن و می ذاشتن کنار. اگه یه دونه چوب کبریت هم داشتن اون رو هم حساب می کردن. رو همین حساب مالشون حلال و طیب بود و بچه هایی هم که تربیت می کردن روی همون اصول بود. مثل حالا نبود که مثلاً می گن، اگه خمس بدیم پولمون کم می شه. قدیم اگه امسال خمس و سهم امام رو یه برابر می دادن سال بعد باید ۷ برابر می دادن، یعنی این قدر پولشون برکت پیدا می کرد.
کسبه قدیم در راه اهل بیت (ع) هم بی نهایت خرج می کردن. هفته ای یه روز روضه خونی تو منزل داشتن، حالا برای خونواده، اقوام و هم محله ای ها و این جلسات مذهبی شون ترک نمی شد. تو محرم و صفر هم برای بزرگداشت امام حسین (ع) و قیام ایشون حسابی سنگ تموم می ذاشتن."
قدیمی های بازار، بیشتر به گفته خدا و پیغمبر عمل می کردن
حاج محمد که ۸۰ سال دارد و در بازار بزرگ اصفهان مشغول کار است، معتقد است: "قدیمی های بازار اصفهان، بیشتر به گفته خدا و پیغمبر برای کسب و کار حلال عمل می کردن. مردم دار بودن و دستشون خیر بود. بیشتر ملاحظه مشتری رو می کردن. البته حالا هم مثل اون روزا هستن ولی کمتر پیدا می شن. حالا بیشتریا گوششون به اینه که یه جنسی گرون بشه بعد اونام همون ساعت بذارن روش و گرون تر بفروشن و کم پیش میاد که ملاحظه مشتری رو بکنن.
کسبه قدیم اصفهان به دادن خمس خیلی مقید بودن، حتی یه عده بودن که این قدر حساس بودن که ماه به ماه خمسشون را کنار می ذاشتن و می دادن."
واقعاً پشت سر بعضی کاسبای قدیمی می شد نماز خوند
حاج رضا کاسب ۷۰ ساله اصفهانی که در بازار اصفهان مشغول کاسبی است، این طور از بازاری های قدیم اصفهان می گوید: "بازاری های قدیم، اول می رفتن تو حوزه های علمیه و رساله مکاسب رو می خوندن. مکاسب خودش یک بابیه که احکام شرعی کسب و کار رو بیان می کنه. برای همین کاسبی که مکاسب بخونه دیگه اهل مال حروم نیست و مال خودش رو به مال حروم آلوده نمی کنه. کاسبای قدیمی روی ایمان و اعتقادی که به خدا و پیغمبر داشتن، این قدر روی حلال و حروم حساس بودن که واقعاً پشت سر بعضی از اونا می شد نماز خوند. کاسب های قدیمی اصفهان خدا را درنظر می گرفتن و انصاف داشتن. سودای خیلی کمی رو جنس هاشون می ذاشتن و به همون سود کم قانع بودن. نه مثل حالا که بعضیا سودهای 2 برابر و 3 برابر روی جنس ها می ذارن.
بازاری های قدیم اصفهان روی پرداخت خمس خیلی حساس بودن و برکتش رو هم تو کار و زندگی می دیدن. یه سال شمسی یا قمری داشتن و همه کارهاشون رو حساب و کتاب بود. سر سال که می شد اجناس مغازه شون رو می دیدن چه قدره و سریع خمس و سهم امام را حساب می کردن. برای مردم قدم خیر برمی داشتن، بازاری های قدیم تو کارای خیریه پیشتاز بودن و به مردم مستضعف کمک می کردن. البته این طوری هم نبود که بخوان تو بوق و کرنا کنن؛ خیلی خاکی و بی ریا بودن."
یادش به خیر، آن روزها...
/گزارش: فاطمه معینی/
گزارش روز؛
کاسب های قدیم اصفهان، حبیب خدا بودند...
بازاری های قدیم اصفهان مردم دار بودن و دستشون خیر بود
خبرگزاری ایمنا: پیامبر (ص) در حدیثی فرموده اند که کاسب حبیب خداست ولی این کاسب درصورتی دوست خداست که معامله و کسب و کارش پاک باشه و با انصاف و بامروت باشه، که اکثراً کاسب های قدیم همین طوری بودن.
کد خبر 98690
نظر شما