به گزارش خبرگزاری ایمنا، در روزهایی که ایران اسلامی در سوگ رهبر شهید انقلاب به سوگ نشسته است و میلیونها دلداده با حضوری تاریخی، پیکر مطهر ایشان را بدرقه میکنند، بیش از هر زمان دیگری ضرورت بازخوانی اندیشهها و میراث مدیریتی این شخصیت بزرگ احساس میشود؛ میراثی که تنها به عرصه سیاست محدود نبود، بلکه در حوزههایی همچون حکمرانی، علم، عدالت، مردمسالاری، پیشرفت و آیندهسازی نیز افقهای روشنی پیشروی کشور ترسیم کرد.
هماکنون که مسئولیت استمرار این مسیر بر دوش مدیران، نخبگان و مراکز تصمیمساز کشور قرار گرفته است، این پرسش بیش از گذشته مطرح میشود که چگونه میتوان آرمانهای رهبر شهید را از سطح شعار به عرصه عمل و مدیریت شهری منتقل کرد و چه نسبتی میان پژوهش، تصمیمسازی و خدمت به مردم در این مسیر وجود دارد.
خبرگزاری ایمنا در ادامه پرونده ویژه «باید برخاست» و با هدف واکاوی ابعاد مختلف منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، در گفتوگو با اعضای شورای اسلامی شهر اصفهان، نقش مدیریت شهری در تحقق این افق، مسئولیت نهادهای اندیشهورز و الزامات حکمرانی بر پایه عقلانیت، عدالت و مردممحوری را بررسی میکند.
آنچه در ادامه میخوانید، حاصل گفتوگوی خبرنگار ایمنا با مصطفی نباتینژاد، رئیس مرکز پژوهشهای شورای اسلامی شهر اصفهان درباره جایگاه پژوهش در حکمرانی شهری، مسئولیت مراکز اندیشهورز در تداوم مسیر رهبر شهید انقلاب و الزامات تحقق شهری در تراز آرمانهای انقلاب اسلامی است.

بهترین ادای دین به رهبر شهید، تصمیمگیری بر پایه علم است
ایمنا: رهبر شهید انقلاب همواره بر حکمرانی بر پایه علم، پژوهش و تصمیمگیری کارشناسی تأکید داشتند؛ از نگاه شما، این نگاه چگونه باید در مدیریت شهری و تصمیمات شورای اسلامی شهر اصفهان نمود پیدا کند و مرکز پژوهشها چه نقشی در تحقق این مطالبه بر عهده دارد؟
نباتینژاد: اگر بخواهم از میان دهها توصیه و رهنمود رهبر شهید انقلاب، یک محور را بهعنوان میراث ماندگار ایشان در حوزه حکمرانی انتخاب کنم، آن محور «حاکمیت عقلانیت بر پایه علم» است. ایشان سالها پیش، پیشرفت کشور را در گرو پیوند میان دانش، مدیریت و اقدام دانستند و در بیانیه گام دوم نیز، «علم و پژوهش» را نخستین سرفصل حرکت آینده انقلاب معرفی کردند و تصریح کردند که «دانش، آشکارترین وسیله عزت و قدرت یک کشور است» و از نخبگان خواستند جهاد علمی را با احساس مسئولیت دنبال کنند.
اما آنچه برای ما بیش از همه الهامبخش بوده، این است که ایشان هیچگاه علم را کاری تزئینی یا فقط دانشگاهی نمیدانستند. در منظومه فکری ایشان، علم زمانی ارزشمند است که به حل مسئله، رفع نیازهای مردم، افزایش اقتدار ملی و بهبود کیفیت حکمرانی منجر شود. ایشان بارها از دانشگاهها، پژوهشگران و مدیران خواستند که فاصله میان اندیشه و عمل را از میان بردارند و پژوهش را به موتور محرک تصمیمسازی تبدیل کنند.
این نگاه، برای همه ما که در حوزه سیاستگذاری و پژوهش مسئولیت داریم، یک تکلیف است، نه فقط یک توصیه. امروز اگر پژوهش به قفسه کتابخانه محدود شود، اگر تصمیمها بدون پشتوانه کارشناسی گرفته شود و اگر علم نتواند گرهی از زندگی مردم باز کند، بیتردید از مسیری که ایشان ترسیم کردند فاصله گرفتهایم.
حکمرانی علمی، ماندگارترین میراث رهبر شهید انقلاب است
رسالت مرکز پژوهشها را بیش از آنکه تولید گزارش بدانم، پاسداری از همین اندیشه میدانم؛ اندیشهای که معتقد است پژوهش باید در متن حکمرانی حضور داشته باشد. ما خود را وامدار این نگاه میدانیم و باور داریم که بهترین ادای دین به رهبر عزیز انقلاب، آن نیست که تنها از علم سخن بگوییم، بلکه آن است که اجازه ندهیم هیچ تصمیم مهمی بدون اتکای به دانش، تجربه، آیندهنگری و خرد جمعی اتخاذ شود.
امروز برای ما، پژوهش یک وظیفه اداری نیست؛ یک امانت فکری است که از رهبر انقلاب به یادگار مانده است. اگر بتوانیم این امانت را حفظ کنیم و دانایی را به توانایی و پژوهش را به خدمت مؤثر برای مردم تبدیل کنیم، آنگاه میتوانیم بگوییم در مسیر ایشان گام برداشتهایم؛ مسیری که مقصد آن، کارآمدی نظام، عزت ایران و خدمت صادقانه به مردم است.
ایرانی که رهبر شهید انقلاب میخواستند، با عدالت و خدمت صادقانه ساخته میشود
ایمنا: اگر قرار باشد «ایرانی که او میخواست» از دل مدیریت شهری شکل بگیرد، مهمترین شاخصهای یک شهر تراز انقلاب اسلامی چیست و مرکز پژوهشهای شورای اسلامی شهر برای رسیدن به این افق چه برنامههایی را دنبال میکند؟
نباتینژاد: به اعتقاد من، برای پاسخ به این پرسش، باید به یکی از بنیادیترین اندیشههای رهبر معظم انقلاب رجوع کنیم؛ اینکه ایشان همواره تأکید داشتند «پیشرفت» در منطق انقلاب اسلامی، صرفاً توسعه اقتصادی یا گسترش زیرساختها نیست. در بیانیه گام دوم، پیشرفت در کنار عدالت، معنویت، اخلاق، استقلال، عزت ملی و نقشآفرینی مردم معنا پیدا میکند. از نگاه ایشان، جامعهای پیشرفته است که انسان در آن احساس کرامت، امنیت، امید و عدالت کند و این نگاه، تفاوت اساسی الگوی پیشرفت اسلامی با الگوهای تنها مادی است.
اگر این منظومه فکری را به مقیاس مدیریت شهری ترجمه کنیم، شهر تراز انقلاب اسلامی فقط شهری با خیابانهای عریض، برجهای بلند یا پروژههای عمرانی بزرگ نیست. شهری در تراز انقلاب است که عدالت در توزیع خدمات در آن احساس شود، هیچ محلهای به حاشیه رانده نشود، محیط زیست، میراث فرهنگی و هویت تاریخی آن قربانی توسعه شتابزده نشود، مشارکت مردم در اداره شهر واقعی باشد و مدیران خود را خدمتگزار مردم بدانند، نه صاحبان قدرت.
رهبر شهید انقلاب بارها تأکید کردهاند که مردم، صاحبان اصلی کشورند و مسئولان امانتدار آنان هستند. این جمله برای ما تنها یک شعار نیست، بلکه باید به مبنای حکمرانی تبدیل شود. هر تصمیمی که در مدیریت شهری گرفته میشود، باید این پرسش را پیشروی خود داشته باشد که آیا به عدالت نزدیکتر شدهایم؟ آیا امید مردم بیشتر شده است؟ آیا کرامت انسانها بهتر حفظ شده است؟ اگر پاسخ این پرسشها منفی باشد، باید در تصمیم خود تجدیدنظر کنیم.
پیشرفت بدون عدالت، با منظومه فکری رهبر شهید انقلاب همخوانی ندارد
در بیانات ایشان، یکی دیگر از ارکان پیشرفت، امید است. ایشان بارها هشدار دادند که ناامیدی، بزرگترین سرمایه دشمن و امید، موتور حرکت یک ملت است. به همین دلیل، معتقدم وظیفه مراکز پژوهشی تنها شناسایی مشکلات نیست؛ پژوهش باید افق بگشاید، راهحل ارائه کند و امید علمی برای حل مسائل کشور ایجاد کند. نقد بدون ارائه راهکار، کمکی به پیشرفت نمیکند؛ همانگونه که امید بدون برنامه نیز به نتیجه نمیرسد.
از این منظر، ما در مرکز پژوهشهای شورای اسلامی شهر، بیش از آنکه خود را تولیدکننده گزارش بدانیم، خود را امانتدار یک اندیشه میدانیم؛ اندیشهای که از ما میخواهد پژوهش را در خدمت عدالت، کارآمدی، پیشرفت و رفاه مردم قرار دهیم. شاید مهمترین عهدی که امروز میتوانیم با رهبر انقلاب ببندیم، این باشد که اجازه ندهیم پژوهش از متن زندگی مردم فاصله بگیرد و اجازه ندهیم تصمیمی گرفته شود که آینده شهر را از مسیر عدالت و عقلانیت دور کند.
به باور من، «ایرانی که او میخواست» از پشت میزهای اداری ساخته نمیشود؛ از دل ایمان، علم، عدالت، مسئولیتپذیری و خدمت صادقانه ساخته میشود. اگر بتوانیم این اصول را در همه سطوح حکمرانی، از مدیریت کلان کشور تا مدیریت شهری، جاری کنیم، آنگاه نهتنها به یاد ایشان ادای احترام کردهایم، بلکه در مسیر تحقق آرمانی گام برداشتهایم که تمام عمر خود را برای آن صرف کردند.

وفاداری به رهبر شهید انقلاب در روش حکمرانی متجلی میشود
ایمنا: شهادت رهبر معظم انقلاب، مسئولیت نخبگان، پژوهشگران و مراکز اندیشهورز را سنگینتر کرده است. به اعتقاد شما، امروز مهمترین رسالت مراکز پژوهشی در استمرار مسیر فکری و تمدنی ایشان چیست و چگونه میتوان نتایج پژوهشها را به تصمیمهای مؤثر و اقدامات عملی تبدیل کرد؟
نباتینژاد: هرچه در اندیشه رهبر معظم انقلاب تأمل میکنم، بیش از آنکه با مجموعهای از توصیههای مقطعی روبهرو باشم، با یک منظومه منسجم از حکمرانی روبهرو میشوم؛ منظومهای که ستونهای آن را ایمان، عقلانیت، عدالت، علم، مردمباوری و امید تشکیل میدهد. شاید بزرگترین ویژگی این منظومه آن باشد که هیچگاه «علم» را از «مسئولیت» جدا نمیدید. در نگاه ایشان، دانستن اگر به ساختن نینجامد، و پژوهش اگر به حل مسئله منتهی نشود، هنوز به مقصد خود نرسیده است. این همان پیامی است که در بیانیه گام دوم انقلاب نیز با صراحت دیده میشود؛ آنجا که «علم و پژوهش» را نخستین سرفصل حرکت آینده انقلاب معرفی میکنند و از جوانان، دانشگاهیان و مراکز پژوهشی میخواهند جهاد علمی را با احساس مسئولیت ادامه دهند؛ زیرا «روی دیگر دانایی، توانایی است.»
از این منظر، شهادت رهبر عزیز انقلاب، مسئولیت مراکز اندیشهورز را دوچندان کرده است. امروز دیگر وظیفه ما تنها مطالعه اندیشه ایشان یا برگزاری همایش درباره آن نیست، وظیفه اصلی ما آن است که اجازه ندهیم این منظومه فکری به مجموعهای از شعارهای زیبا تقلیل پیدا کند. اندیشهای که یک عمر برای تبیین آن مجاهدت شد، باید در نظام تصمیمسازی کشور جاری باشد؛ در سیاستگذاری، در قانونگذاری، در برنامهریزی و در شیوه اداره جامعه.
رهبر معظم انقلاب بارها از «مسئلهمحوری» سخن گفتند. این تعبیر، به گمان من، کلید فهم رسالت امروز مراکز پژوهشی است. پژوهش نباید از مسئلههای واقعی جامعه فاصله بگیرد. ارزش یک تحقیق، نه به تعداد صفحات آن است و نه به.شمار ارجاعاتش؛ ارزش آن، به میزان تأثیری است که بر حل مسئلهای واقعی میگذارد. اگر پژوهش نتواند کیفیت تصمیمگیری را ارتقا دهد، اگر نتواند رنجی از دوش مردم بردارد یا افقی برای آینده کشور بگشاید، هنوز با آن «علم نافع» که ایشان مطالبه میکردند فاصله دارد.
در کنار این، ایشان همواره بر امید تأکید داشتند؛ امیدی که نه از جنس خوشبینی سادهانگارانه، بلکه بر پایه شناخت ظرفیتهای ملت ایران بود. شاید یکی از آسیبهای امروز فضای پژوهش آن باشد که گاه در توصیف مسئله متوقف میشود و از ارائه راهحل بازمیماند. حال آنکه پژوهش در مکتب فکری رهبر انقلاب، مأموریت دارد هم واقعیت را صادقانه ببیند و هم راه عبور از آن را نشان دهد. پژوهشگر، اگر نتواند امیدِ بر پایه عقلانیت تولید کند، رسالت خود را بهطور کامل انجام نداده است.
رسالت مراکز پژوهشی، تبدیل اندیشه رهبر شهید انقلاب به تصمیمسازی است
خود را در جایگاهی نمیبینم که از تحقق آرمانهای ایشان سخن بگویم؛ حقیقت آن است که ما هنوز با قلهای که رهبر عزیز انقلاب ترسیم کردند فاصله داریم. اما میتوانیم با خود عهد ببندیم که در هر مسئولیتی که بر عهده داریم، حتی اگر کوچک باشد، منظومه فکری رهبر را معیار عمل قرار دهیم. برای ما در مرکز پژوهشها، این عهد یعنی هیچ پژوهشی را پایانیافته ندانیم تا زمانی که امکان اثرگذاری آن در تصمیمسازی فراهم نشده باشد؛ یعنی علم را از متن زندگی مردم جدا نبینیم و پژوهش را نه یک فرایند اداری، بلکه نوعی امانتداری نسبت به آینده ایران بدانیم.
اگر امروز از من بپرسند وفاداری به رهبر شهید انقلاب چگونه معنا پیدا میکند، پاسخ من این است که وفاداری، پیش از آنکه در زبان آشکار شود، باید در روش اداره کشور متجلی شود؛ در اینکه تصمیمها بر پایه عقلانیت باشد، عدالت بر مصلحتهای زودگذر غلبه کند، علم در خدمت مردم قرار گیرد و امید، سرمایه دائمی حرکت جامعه باقی بماند.
شاید بزرگترین درسی که ما از ایشان آموختیم این بود که تمدنسازی با شعار آغاز نمیشود؛ با اندیشه آغاز میشود، با علم استمرار مییابد، با عدالت استحکام پیدا میکند و با خدمت صادقانه به مردم ماندگار میشود. اگر بتوانیم پاسدار این چهار رکن باشیم، امید دارم که در پیشگاه خداوند متعال و در محضر آن رهبر فرزانه، شرمنده امانتی که بر دوش ما گذاشته شد، نباشیم.
نظر شما