آقاجان! باز هم جلوتر از همه بودید

باز هم جلوتر از همه بودید؛ حتی در آخرین سفر. میلیون‌ها نفر آمدند تا بدرقه‌تان کنند، اما وقتی خود را به مسیر رساندند، کاروانتان گذشته بود. این‌بار هم مردم در پی شما دویدند و شما، همان‌گونه که سال‌ها پیشاپیش ملت حرکت کرده بودید، در آخرین وداع نیز دست‌نیافتنی‌تر از همیشه، راهی دیار ابدی شدید.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، لحظات انتظار به پایان رسید. اینکه می‌گویند چشم‌انتظاری درد بزرگی است، این چهار ماه بیش از هر زمان دیگری برای شیفتگانت معنا پیدا کرد. انتظار دیدنت، نه در آن حسینیه مفروش به زیلوهای آبی‌رنگ ساده، بلکه در خیابان‌ها، چهارراه‌ها و میدان‌های تهران به پایان رسید.

چهار ماه و پنج روز از شهادتت می‌گذرد؛ روزهایی که هر ثانیه‌اش برای ما به اندازه یک سال گذشت. از همان لحظه‌ای که شنیدیم «کشوردوست» بیت آقا را هدف قرار داده‌اند، دل‌هایمان به آشوب افتاد؛ تا آن سحرگاه دهم اسفند، در ماه مبارک رمضان، زمانی که گوش‌هایمان با نوای دعای سحر نوازش می‌شد، ناگهان مجری با بغضی در گلو و آهی جان‌سوز، خبر شهادتت را اعلام کرد.

بماند که پس از شهادت مظلومانه‌ات به دست یزید زمانه چه بر ما گذشت؛ تا اینکه در روزهای اخیر، برنامه مراسم وداع و تشییعت به‌صورت رسمی نهایی شد و این چشم‌انتظاری جانکاه به پایان رسید.

وداع دو روزه‌ات چنان باشکوه برگزار شد که حضور میلیونی این مردم مبعوث‌شده، خاری در چشم دشمنانت شد؛ تا جایی که به اعتراف وادار شدند: «ما نمی‌دانستیم این همه مردم خامنه‌ای را دوست داشتند.» اما همان‌گونه که خودت پیش‌بینی کرده بودی، این مردم مبعوث شدند تا کار را تمام کنند و پرچم انقلاب اسلامی را به صاحب اصلی آن برسانند.

روز تشییعت نیز به رویدادی جهانی تبدیل شد؛ حضوری کهبه اذعان دوست و دشمن، به عنوان صحنه‌ای فراجهانی توصیف شد. همان رفراندومی که دشمنانت سال‌ها در آرزوی آن بودند، این بار مردم ایران، با حضور پرشکوه و پایبندی خود به انقلاب اسلامی، برگزار کردند.

 مردم برای تشییع از دورترین و نزدیک‌ترین نقاط ایران آمده بودند؛ از همان ایرانی که عاشقش بودی و جانت را برایش فدا کردی. ایرانی که به آن اقتدار بخشیدی، به مردمانش استقامت و ایستادگی آموختی و در کنار جوانان این سرزمین، با وجود همه فشارهای سیاسی و بین‌المللی، علم و فناوری را به قله‌های پیشرفت رساندی. برای پاسداری از خاک، امنیت و آرامش ایران نیز با همراهی نخبگان علمی و نظامی، توان دفاعی کشور را به بالاترین سطح رساندی؛ تا جایی که امروز، پس از عبور از دو جنگ تحمیلی، نام ایران در کنار قدرت‌های بزرگ جهان مطرح است و در عمل، آرمان تاریخی بزرگان، مفاخر و مشاهیر این سرزمین را محقق کرده‌ای.

خبر ذخیره‌سازی شده توسط در تاریخ ۱۴۰۵۰۴۱۶-۰۸:۲۱

عشایر ذخایر انقلاب

از جنوب تا شمال و از شرق تا غرب ایران آمده بودند؛ از میان قومیت‌های گوناگون، تا آخرین بدرقه را برای رهبرشان رقم بزنند. گویی تهران، ایرانِ کوچک‌شده‌ای بود که همه اقوام را در آغوش خود جای داده بود.

عشایر خوزستانی با افتخار از حضورشان در این مراسم می‌گویند: «همان‌گونه که امام راحل(ره) فرمودند، ما عشایر، ذخایر انقلاب هستیم. امروز هم آمده‌ایم تا علاوه بر بدرقه آقای شهید، با رهبر جوان انقلاب، سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، بیعت کنیم.»

کمی آن‌سوتر، بانوان گمیشانی استان گلستان با لباس‌های زیبای محلی خود ایستاده‌اند و می‌گویند: «عاشق ایشان بودیم. علاقه‌ای که به ایران و همه قومیت‌ها داشتند، باعث شد از گرگان خودمان را به تهران برسانیم.»

مردی کُرد از توابع کردستان نیز با چشمانی اشک‌بار می‌گوید: «رهبر برای ما عزیز بود و برای کشور کارهای بزرگی انجام داد. خواستم با آمدنم، هرچند کوچک، بخشی از زحمات سال‌های طولانی ایشان را جبران کنم.»

خبر ذخیره‌سازی شده توسط در تاریخ ۱۴۰۵۰۴۱۶-۰۸:۲۱

تنها انتقام، انتقام

دیگری خود را اهل تبریز و از استان آذربایجان شرقی معرفی می‌کند. با همان لهجه دلنشین ترکی، بغضش را در جمله‌ای کوتاه خلاصه می‌کند: «آمده‌ایم برای خون‌خواهی رهبرمان. باید ترامپ و نتانیاهو تقاص خون رهبرمان را پس بدهند و مسئولان انتقام بگیرند؛ فقط انتقام، انتقام.»

اما آقاجان، با وجود این همه جمعیت، این همه رهپوی راهت و دلدادگانت که از میدان دماوند تا میدان ولی‌عصر(عج) و میدان انقلاب امتداد یافته بودند، دیدار آخر نصیب بسیاری نشد. تصمیم ناگهانی مسئولان برگزارکننده، مسیر بدرقه را تغییر داد و حسرتی بزرگ بر دل مشتاقانت گذاشت؛ حسرتی که در چشمان آن خانواده پنج‌نفره‌ای موج می‌زد که شامگاه روز قبل از شمال کشور راه افتاده بودند تا برای آخرین بار با تو خداحافظی کنند، اما دست خالی و با دلی سرشار از آه و اندوه به خانه بازگشتند.

خبر ذخیره‌سازی شده توسط در تاریخ ۱۴۰۵۰۴۱۶-۰۸:۲۱

باز هم شما از ما جلو بودید

انگار باز هم شما از ما جلوتر بودید. وقتی اعلام کردند پیکر مطهر شما و خانواده عزیزتان از دانشگاه شریف به سمت میدان آزادی حرکت کرده است، هرچه دویدیم و هرچه توان داشتیم به کار گرفتیم، باز هم به شما نرسیدیم. حتی کاروان خودروهای هیئت‌های مذهبی اعزامی از اصفهان نیز با همه تلاشش نتوانست خود را به کاروان تشییع برساند. با این حال، مداحان اهل‌بیت(ع) در طول مسیر سنگ تمام گذاشتند؛ با نوحه‌ها و مرثیه‌هایشان احساسات عزاداران را به جوش آوردند، ساعت‌ها مردم را با خود به کربلا بردند و در میان آن نواها، خون‌خواهی شما از یزید زمانه را فریاد زدند.

شما باز هم، مثل همیشه، از ما جلوتر بودید؛ همان‌گونه که جانتان را برای ما فدا کردید، پیش از آنکه ما فرصت کنیم جانمان را فدای شما کنیم. حتی آن‌گاه که ازدحام میلیونی جمعیت اجازه خروج خودروی حامل پیکرهای مطهرتان از میدان آزادی را نمی‌داد و کاروان ناگزیر یک دور کامل میدان را پیمود، باز هم به شما نرسیدیم.

و این‌گونه، پس از ۳۷ سال حضور در تهران و سال‌ها امانت‌داری از نهال انقلاب تا تبدیل شدنش به درختی تنومند، با پایتخت ایران اسلامی وداع کردید و رهسپار دیار نور و معنویت، حرم مطهر خواهر امام رضا(ع) و مسجد مقدس جمکران، میعادگاه منتظران حضرت ولی‌عصر(عج)، شدید. سپس، پس از ۶۹ سال حسرت زیارت امام شهید کربلا، آن آرزو را به جا آوردید و سرانجام در زادگاهتان، با آرامشی مثال‌زدنی، در کنار خانواده و در آغوش زهرای ۱۴ ماهه‌تان آرام گرفتید؛ در حالی که این درخت تنومند را به فرزند دلبندتان سپردید تا آن را به صاحب اصلی پرچم، حضرت ولی‌عصر(عج)، برساند.

گزارش از کبریا مقدس، خبرنگار ایمنا مازندران

کد مطلب 986432

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.