خداحافظ، ضمیر استثنای خبرنگاران

گاهی یک واژه، بارِ یک تاریخ را بر دوش می‌کشد. در روز وداع با رهبر شهید انقلاب، «ایشان» دیگر تنها یک ضمیر احترام نبود؛ نامی نانوشته برای مردی که میلیون‌ها ایرانی از دورترین نقاط کشور آمده بودند تا آخرین بدرقه را برای کسی رقم بزنند که در ذهن و دلشان، استثنای روزگار بود.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در زبان فارسی، ضمیرهای زیادی برای خطاب وجود دارد، اما میان همه آن‌ها، «ایشان» همیشه جایگاهی متفاوت داشته است؛ واژه‌ای که احترام را بی‌آنکه به زبان آورده شود، منتقل می‌کند.

سال‌ها پیش، نخستین روزهای خبرنگاری، وقتی در گزارشی از یک نشست خبری چند بار از همین ضمیر استفاده کردم، دبیر سرویس با لبخندی جدی گفت: «ایشان را برای همه به کار نمی‌بریم؛ در خبر، این ضمیر تنها برای رهبر انقلاب است.»

آن روز شاید این جمله تنها یک قاعده نگارشی به نظر می‌رسید، اما صبح تشییع رهبر شهید انقلاب، معنای واقعی آن را می‌شد در خیابان‌های تهران دید.

خداحافظ، ضمیر استثنای خبرنگاران

از نخستین ساعات صبح، در میان سیل جمعیتی که از هر سو به سمت مسیر تشییع آمده بودند، بیش از هر چیز به همان واژه فکر می‌کردم؛ به «ایشان». ضمیری که انگار با شهادت صاحبش، معنای دیگری پیدا کرده بود.

مردم برای بدرقه یک مقام سیاسی نیامده بودند؛ آمده بودند با کسی وداع کنند که برای هرکدامشان معنایی فراتر از یک عنوان رسمی داشت.

در یکی از کوچه‌های منتهی به مسیر تشییع، زن و شوهری که شاید نمی‌دانستند چگونه اندوهشان را ابراز کنند، دیوار خانه‌شان را با تصاویر رهبر شهید آذین کرده بودند و پشت میزی کوچک، بی‌هیچ چشم‌داشتی، لیوان‌های شربت بیدمشک را میان رهگذران تقسیم می‌کردند.

چند خیابان آن‌سوتر، صاحبخانه‌ای درِ منزلش را به روی عزاداران گشوده بود تا هرکس خسته شد، لحظه‌ای در سایه خانه او آرام بگیرد.

پیرمردی که دستگاه مه‌پاش نداشت، شیلنگ آب حیاطش را به دست گرفته بود و رهگذران را خنک می‌کرد؛ انگار می‌خواست سهمی هرچند کوچک در این بدرقه تاریخی داشته باشد.

گرمای تیر تهران، کسی را از آمدن بازنداشته بود. پیرزن‌هایی که به سختی قدم برمی‌داشتند، پیرمردهایی که عصا تکیه‌گاهشان شده بود، مادرانی که نوزادان سیاه‌پوش خود را در آغوش گرفته بودند و جوانانی که ساعت‌ها زیر آفتاب ایستاده بودند، همه یک مقصد داشتند؛ آخرین دیدار.

خداحافظ، ضمیر استثنای خبرنگاران

از سیستان و بلوچستان تا گیلان، از خوزستان و شادگان تا مازندران، لرستان، گلستان و ده‌ها شهر و روستای دیگر، مردم خود را به تهران رسانده بودند. هرکس به زبان و گویش خود سوگواری می‌کرد، اما اندوه، زبان مشترک همه بود.

در چهره‌ها چیزی فراتر از غم دیده می‌شد؛ حسی از یتیمی، دلتنگی و مسئولیتی که گویی از این پس بر دوش یک ملت گذاشته شده است.

آن روز فهمیدم آنچه سال‌ها به‌عنوان یک قاعده خبری آموخته بودم، تنها یک اصل نگارشی نبود. «ایشان» برای بسیاری از مردم، تنها یک ضمیر احترام نبود؛ نام نانوشته مردی بود که جایگاهش را نمی‌شد با واژه دیگری توصیف کرد.

شاید از فردا این ضمیر، دوباره در زبان فارسی برای دیگران هم به کار برود، اما برای نسلی که خیابان‌های تهران را در آخرین وداع با رهبر شهید پر کرد، «ایشان» همیشه یادآور یک استثنا خواهد ماند؛ استثنایی که رفت، اما احترامش در حافظه یک ملت ماندگار شد.

کد مطلب 986419

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.