به گزارش خبرگزاری ایمنا، امروز تهران سوگوار خانهای بزرگ در جوار خیابان «کشوردوست» است. امروز، تقویمِ صبوریِ این شهر به ورقِ آخر رسیده و بغضی سهمگین بر گلوی البرز سنگینی میکند. پایتخت، با تمامِ بزرگیاش، امروز احساس یتیمی میکند؛ چرا که بناست «آقا» برای همیشه از این شهر برود. بناست مردی که دههها تکیهگاه این دیار بود، بار سفر ببندد و تهران را با خاطراتِ حضورش تنها بگذارد.
هنوز مراسم تشییع شروع نشده، مردم حتی پیش از آنکه سپیده سر بزند، به خیابان هجوم آورده بودند، برای آخرین دیدار با مردی که او را «پدر» میدانستند.

دیروز این مردم در نماز بر پیکر امام شهید، سنگ تمام گذاشتند، اما امروز حکایتِ دیگری است؛ امروز روزِ تشییع است. روزی که پیکر مطهر رهبر شهید، همراه با خانوادهاش، بر دستان ملتی قرار میگیرد که هنوز دلشان باور نکرده است این جدایی، همیشگی است.
آقاجان! قرار است از تهران بروی؟ مگر میشود؟ مگر میشود سحرگاهانِ این شهر، دیگر شاهد گامهای استوار شما در مسیرهای کوهنوردیِ صبحگاهی نباشد؟ مگر میشود روضههای فاطمیه و محرم در آن حسینیهی ساده برپا شود و جای خالیِ شما، چون داغی بر دلِ منبر و کتیبهها بماند؟ آن دیدارهای روزانه، آن لبخندهای پدرانه در میانِ نخبگان و ایثارگران، آن سر زدنهای بیصدا و خاشعانه به قطعات مطهر بهشتزهرا... همگی تمام شد؟ تهرانِ بیتو، گویی هویتی را گم کرده است. راست گفتهاند که: «صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را ، تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید».

ساکنِ قدیمیِ خیابان کشوردوست، اکنون به زادگاه خویش برمیگردد؛ اما پیش از آن، مسیری آسمانی را در پیش دارد. تو سالها آرزوی زیارت کربلا را در سینه داشتی؛ سالها در تهران ماندی تا پاسدارِ خیمه انقلاب باشی و چشمانت در حسرتِ ضریحِ ششگوشه، بارانی بود. اکنون چقدر باشکوه، تقدیر رقم خورد! تو که پای پیاده به مشایه نرفتی، اکنون بر روی دستانِ مردمت، به سوی کربلا میروی.
راستی از کربلا یاد کردیم؛ این را بگویم که دیشب، در آخرین ساعاتِ وداع در مصلی، حال و هوای عجیبی حاکم بود. پیش از این هم مصلی را دیده بودیم، شلوغیهایش را، نمازهایش را؛ اما هیچوقت از بروبیای آن، یادِ «طریقالعلما» و «مشایه» نمیافتادیم. امشب اما، در ورودیِ مصلی، وقتی ذرات غبار زیر نور پروژکتورها میرقصیدند، چشمهایمان عمودهای کربلا را میدید. بوی پیراهنهای مشکی عزاداران سیدالشهدا، فضا را آکنده بود. گویی روح مشتاقِ تو، که دیگر از قفسِ تن رها شده بود، چنان شتابی برای رسیدن به کربلا داشت که کل مصلای تهران و خیابانهای اطراف را به جاده مشایه بدل کرده بود.

این چه رازی است که همهچیزِ این وداع، امامحسینی است؟ در پس نمازی که بر پیکرت خوانده شد و هر دستی که بر تابوتت کشیده شد، نوری از ارادت به تربتِ پاکِ شهیدِ کربلا تجلی داشت. مادحان، نه از روی تدارک و برنامه، که از سرِ اخلاص، سلامِ تو را به حسین (ع) ابلاغ میکردند. تو تجلیِ عینیِ این دعای شریف شدی: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیَایَ مَحْیَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِی مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ». صادق که باشی، خداوند اینگونه پاداشت میدهد؛ صادق که باشی، در راهِ بازگشت به خانه، کربلا را هم روزیات میکنند.
آقای شهیدِ ایران! مردم برای خداحافظی آماده نیستند. به قول آن مداح دلسوخته: «آقاجان! ما بلد نیستیم خداحافظی با شما را...». چطور میتوان با کسی که بندبندِ وجودمان به هدایت و درایتش گره خورده بود، وداع کرد؟ پدری رفت، بگو با دل طفلان چه کنیم؟ با غمانگیزترین حالتِ تهران چه کنیم؟
ای خداوند! او در میان ما بس ستوده زیست. او برای ما مصاحبی مهربان، راهبری شجاع و یاوری نیکو بود. او گرانبهاترین لحظههای زندگیاش را وقفِ عزتِ این امت کرد

بدرود ای عزیزترین همدمِ روزگار ما. بدرود ای کسی که حضورت، آرزوهای بزرگ را در دلِ ما زنده میکرد و به زندگیِ ما معنای ایستادگی میبخشید. بدرود ای یاری که تا بودی، نامت مایه آرامش و شکوه بود و اکنون که رخت برمیبندی، فراقت جان را به رنج مینشاند.
بدرود ای همسایه دلهای ما، که تا با ما بودی، جانهایمان را با کلامت جلا میدادی. بدرود، که دانی دیروز تا در میان ما بودی، آزمندِ ماندنت بودیم و امروز که از میان ما میروی، آتش اشتیاق دیدار دوبارهات در روز رجعت همواره در دلهای ما شعلهور خواهد ماند.
پیکر مطهرت امروز از تهران به قم میرود، تا در جوار کریمه اهلبیت (س) زیارت کند؛ سپس به سوی کربلای معلی پر میکشد تا آن زیارتِ نادیده را به آغوش کشد و در نهایت، روز پنجشنبه در جوارِ امامِ رئوف، در مشهدِ مقدس به خاک سپرده شود. تو به خانهات برمیگردی، به جایی که از آنجا برخاستی تا جهان را با پیامِ «قیام لله» بیدار کنی.
آقاجان! برای ما هم «قدمِ صدق» بخواه؛ در راه حضرت حجت (عج) و در مسیرِ سیدالشهدا. ما را در این یتیمیِ ناگهانی، تنها مگذار. تهران، خیابان کشوردوست و تمامِ جادههای این سرزمین، تا ابد بوی تو را خواهند داد. به امید دیدار، ای شهیدِ راهِ حق؛ در کنارِ مولایت حسین (ع).
نظر شما