۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۳
پناهِ بی‌پناهان

در میان همه ویژگی‌هایی که از رهبر شهید انقلاب اسلامی در ذهن مردم ایران باقی مانده است، شاید هیچ تصویری به اندازه دغدغه دائمی او برای آسیب‌دیدگان جامعه، معنای واقعی «پدر امت» را روایت نکند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، اگر بخواهیم سیمای رهبر شهید انقلاب اسلامی را تنها در عرصه سیاست، امنیت، مقاومت و مدیریت کلان کشور خلاصه کنیم، بخش مهمی از شخصیت او را ندیده‌ایم، شخصیتی که در کنار اقتدار در برابر دشمن، قلبی سرشار از مهر نسبت به ضعیف‌ترین قشرهای جامعه داشت.

برای شهید آیت‌الله خامنه‌ای، آسیب‌های اجتماعی هیچ‌گاه تنها مجموعه‌ای از آمارهای رسمی نبود. اعتیاد، طلاق، حاشیه‌نشینی، کودکان کار، زنان بی‌سرپرست، کارتن‌خوابی و فقر، زخم‌هایی بودند که بر پیکر جامعه اسلامی نشسته بودند و او خود را در برابر درمان آن‌ها مسئول می‌دانست.

از ابتدای دهه ۱۳۹۰، زمانی که روند افزایش آسیب‌های اجتماعی نگرانی‌های فراوانی ایجاد کرده بود، جلسات متعددی با حضور سران قوا، مسئولان اجرایی، قضایی، امنیتی و اجتماعی در بیت رهبری برگزار شد؛ جلساتی که گاه ساعت‌ها به‌طول می‌انجامید و در آن، رهبر انقلاب با حساسیتی کم‌نظیر، تک‌تک مسائل را پیگیری می‌کرد.

اما نقطه اوج این نگاه، در سخنان تاریخی ایشان در یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ متجلی شد؛ جایی که مسئولان کشور را مخاطب قرار دادند و فرمودند: «ما مردم را باید عائله خودمان بدانیم… اگر بنده یک بچه معتاد داشته باشم چه حالی دارم؟ اگر کسی در خانه یک دختر فراری داشته باشد چه حالی دارد؟ اگر این دختر از خانه دیگری هم فرار کرد، ما باید همان احساس را نسبت به او داشته باشیم… اهتمام ما به وضعیت مردم باید مانند اهتمام به خانواده خودمان باشد.»

همین چند جمله، شاید کامل‌ترین تعریف از نسبت حاکم اسلامی با مردم باشد؛ نسبتی که نه بر پایه قدرت، بلکه بر اساس مسئولیت پدرانه شکل گرفته است.

رهبر شهید، جامعه را خانواده خود می‌دانست؛ خانواده‌ای که اگر حتی یکی از اعضایش گرفتار شود، هیچ‌کس حق ندارد بی‌تفاوت بماند.

پناهِ بی‌پناهان

از همین رو بود که مسئله آسیب‌های اجتماعی را هرگز یک پرونده معمولی اجرایی تلقی نمی‌کرد. از نگاه او، این آسیب‌ها زلزله‌ای خاموش بودند که اگر مهار نشوند، بنیان خانواده، امنیت اجتماعی، اعتماد عمومی و حتی آینده تمدن اسلامی را تهدید خواهند کرد.

نگاه ایشان تنها معطوف به درمان معلول‌ها نبود؛ بلکه همواره بر ریشه‌ها تأکید داشت.

رهبر انقلاب بارها تصریح کردند که اعتیاد، طلاق، بزهکاری و حاشیه‌نشینی، محصول ساختارهای ناسالم اقتصادی و اجتماعی هستند و بدون اصلاح آن ساختارها، هیچ نسخه‌ای به نتیجه نخواهد رسید.

سال‌ها پیش، در پیام آغاز به کار هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی، با اشاره به نظام‌های سرمایه‌داری فرمودند که ثروتمندترین کشور جهان نیز وقتی عدالت نداشته باشد، میلیون‌ها نفر زیر خط فقر زندگی می‌کنند و انسان‌ها در خیابان‌ها از سرما و گرما جان می‌دهند؛ در حالی که در منطق اسلام، ثروت باید در خدمت ریشه‌کن کردن فقر باشد.

چند سال پیش از آن نیز در فرمان هشت ماده‌ای مبارزه با مفاسد اقتصادی، برای حرکت نظام اسلامی را تنها در سه واژه خلاصه کرده بودند:

«آماج این مبارزه سه چیز است؛ فقر، فساد و تبعیض.»

در نگاه رهبر شهید، این سه ضلع، منشأ بسیاری از آسیب‌های اجتماعی‌اند.

فقر، انسان را تا مرز فروپاشی شخصیت و کرامت پیش می‌برد.

فساد، سرمایه‌های ملی و اعتماد عمومی را نابود می‌کند.

تبعیض نیز شکاف‌های اجتماعی را عمیق‌تر کرده و احساس بی‌عدالتی را در جامعه گسترش می‌دهد.

پناهِ بی‌پناهان

به همین دلیل، مبارزه با آسیب‌های اجتماعی از نظر ایشان، تنها با توزیع بسته‌های حمایتی یا اقدامات مقطعی امکان‌پذیر نبود؛ بلکه مستلزم اصلاح ساختارهای اقتصادی، اداری و فرهنگی کشور بود.

در کنار این نگاه کلان، رهبر شهید توجه ویژه‌ای به قشرهای آسیب‌پذیر داشت.

زنان سرپرست خانوار، کودکان کار، خانواده‌های گرفتار اعتیاد، حاشیه‌نشینان و محرومان، همواره در کانون دغدغه‌های ایشان قرار داشتند.

اما نکته مهم‌تر آن بود که ایشان هیچ‌گاه درمان این مشکلات را تنها در گسترش ساختارهای دولتی نمی‌دیدند.

برعکس، معتقد بودند اگر قرار باشد دولت همه امور را در دست بگیرد، روح مسئولیت اجتماعی مردم از بین خواهد رفت.

از همین رو، بارها بر مردمی ماندن فعالیت‌های اجتماعی تأکید کردند.

در دیدار فعالان جهادی در مرداد ۱۳۹۸، یکی از مهم‌ترین خطوط راهبردی این حوزه را ترسیم کردند.

ایشان تصریح کردند که گروه‌های جهادی باید مستقل، مردمی و خودجوش باقی بمانند و دستگاه‌های دولتی تنها نقش پشتیبان را ایفا کنند، نه اینکه این حرکت‌های مردمی را در ساختارهای اداری هضم و مصادره کنند.

این نگاه، فلسفه‌ای متفاوت از خدمت‌رسانی ارائه می‌کرد.

پناهِ بی‌پناهان

در این الگو، مردم تنها دریافت‌کننده خدمات نیستند، بلکه خود، بازیگران اصلی حل مشکلات محله و جامعه خود هستند.

رهبر شهید باور داشت که اگر مردم وارد میدان شوند، بسیاری از گره‌هایی که سال‌ها پشت میزهای اداری باز نشده‌اند، گشوده خواهند شد.

ایشان تأکید داشتند که فعالیت‌های اجتماعی باید با مشارکت خود مردم همان مناطق انجام شود؛ زیرا هیچ‌کس بهتر از ساکنان یک محله، دردها و ظرفیت‌های آن را نمی‌شناسد.

اما در کنار عمل، بر روایت نیز تأکید داشتند.

از نگاه ایشان، کارهای جهادی نباید در سکوت بماند.

جامعه باید بداند که جوانان مؤمن چگونه بی‌هیچ چشم‌داشتی، در دورترین روستاها و محروم‌ترین محله‌ها، برای حل مشکلات مردم تلاش می‌کنند.

رهبر انقلاب در دیدار گروه‌های جهادی در سال ۱۳۸۹، تعبیری کم‌نظیر درباره این جوانان به کار بردند و فرمودند:

«حضور جوان مؤمن متدین در محیط روستایی، مظهر مجسم آیه‌های قرآن است.»

در واقع، از نگاه ایشان، جهاد اجتماعی تنها یک خدمت‌رسانی نبود؛ تجسم عملی تعالیم قرآن در متن زندگی مردم بود.

رهبر شهید در کنار دغدغه نسبت به محرومان، به وضعیت نیروهای جهادی نیز توجه ویژه داشتند.

ایشان به‌خوبی می‌دانستند که حضور مستمر در محیط‌های آلوده به آسیب‌های اجتماعی، ممکن است روح و روان خدمتگزاران را نیز فرسوده کند.

به همین دلیل، همواره بر خودسازی، اخلاص، نماز اول وقت، ارتباط با مسجد و حفظ معنویت تأکید می‌کردند تا جهادگران در مسیر نجات دیگران، خود گرفتار آسیب نشوند.

از نگاه ایشان، جهاد اجتماعی بدون جهاد نفس، دوام نخواهد داشت.

رهبر انقلاب دانشگاه‌ها را نیز از این مسئولیت مستثنا نمی‌دانستند.

در دیدار رؤسای دانشگاه‌ها در آبان ۱۳۹۴، با صراحت پرسیدند:

«دانشگاه در قبال آسیب‌های اجتماعی چه نقشی ایفا می‌کند؟»

ایشان تأکید کردند که طلاق، اعتیاد، حاشیه‌نشینی، مهاجرت از روستاها و بسیاری از مشکلات اجتماعی، راه‌حل علمی دارند و دانشگاه باید به جای تولید مقاله‌های بی‌اثر، برای حل مسائل واقعی مردم وارد میدان شود.

در منظومه فکری رهبر شهید، علم زمانی ارزشمند است که بتواند گره‌ای از زندگی مردم باز کند؛ همان‌گونه که رسانه نیز زمانی رسالت خود را انجام داده که امید، الگوهای موفق و فرهنگ خدمت را به جامعه منتقل کند.

رهبر انقلاب بارها نسبت به روایت‌های ناامیدکننده و سیاه‌نمایی درباره جامعه هشدار دادند و در مقابل، خواستار معرفی الگوهای موفق محرومیت‌زدایی و خدمت‌رسانی شدند تا مردم بدانند مشکلات، هرچند بزرگ، اما حل‌شدنی هستند.

امروز که رهبر شهید دیگر در میان ما نیست، مرور این بیانات نشان می‌دهد دغدغه او تنها اداره یک کشور نبود؛ او دل‌نگران تک‌تک فرزندان این سرزمین بود.

برای او، کودک کاری که در چهارراه گل می‌فروخت، زن سرپرست خانواری که شب را با نگرانی نان فردا به صبح می‌رساند، جوان گرفتار اعتیاد، خانواده‌ای که در حاشیه شهر زندگی می‌کرد و پیرمردی که از تبعیض رنج می‌برد، همه اعضای یک خانواده بودند؛ خانواده‌ای که پدرش تا آخرین روزهای عمر، آرام نگرفت تا شاید رنجی از دوش آنان بردارد.

شاید همین نگاه بود که از حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تنها یک رهبر سیاسی نساخت، بلکه او را در چشم میلیون‌ها ایرانی، به «پدر امت» تبدیل کرد؛ پدری که اقتدارش در برابر دشمن، هرگز مانع اشک ریختنش برای محرومان نشد و عظمتش، از مهربانی‌اش جدا نبود.

کد مطلب 985292

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.