به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، تشییع شخصیتهای بزرگ فقط یک مراسم مذهبی یا سیاسی نیست؛ بلکه لحظهای است که شهر میزبان در مرکز میدان جهانی دیدهشدن قرار میگیرد. دوربینها بر خیابانها، میدانها و بناهای شاخص زوم میکنند و شهر، برای چند ساعت یا چند روز، به صحنهای تبدیل میشود که جهان از طریق آن سوگ، نظم، هویت ملی و نمادهای قدرت را میبیند. این رویدادها میتوانند برند شهری را تقویت کنند یا حتی آن را برای سالها بازتعریف کنند؛ شهری که شاید پیش از آن بیشتر با اقتصاد یا گردشگری شناخته میشد، ناگهان در تصویر جهانی به «پایتخت سوگ ملی» یا «شهر مقاومت» بدل میشود. در این میان، نحوه سازماندهی مراسم، مدیریت جمعیت و قاببندی رسانهای، تعیین میکنند که شهر چگونه در حافظه جهانی ثبت شود.

ژوهانسبورگ و سوگ ماندلا؛ شهر مقاومت و آشتی
در زمان درگذشت نلسون ماندلا، ژوهانسبورگ و بهطور گستردهتر شهرهای آفریقای جنوبی به یکی از بزرگترین صحنههای سوگ جهان تبدیل شدند. مراسم اصلی یادبود در استادیوم FNB ژوهانسبورگ برگزار شد، همان مکانی که فینال جام جهانی فوتبال ۲۰۱۰ در آن برگزار شده بود و این تداوم مکانی، بهخودی خود یک لایه نمادین تازه به شهر افزود: استادیومی که پیشتر نماد شادی و جشن فوتبال جهانی بود، حالا صحنه سوگ و قدردانی از رهبر جنبش ضدآپارتاید شد.
تصاویر هزاران نفر که زیر باران آواز سوگ میخواندند و در کنار رهبران سیاسی جهان به نلسون ماندلا ادای احترام میکردند، در رسانههای بینالمللی بارها و بارها تکرار شد. ژوهانسبورگ در این قابها بهعنوان شهر خاطره، مقاومت و آشتی ملی بازنمایی شد.
برای چند روز، روایت رسانهای از شهر تغییر کرد. نام ژوهانسبورگ در تیترهای خبری کنار واژههایی همچون «غول تاریخ»، «نماد جهانی» و «پایان یک دوران» نشست و شهر بهعنوان نقطهای دیده شد که جهان در آن گرد هم آمده است تا فصل مهمی از تاریخ قرن بیستم را ببندد. پس از برگزاری مراسم در استادیوم FNB، تابوت به زادگاه ماندلا در روستای کونـو انتقال داده شد و ترکیب جالبی از دو مقیاس را ایجاد کرد: شهر بزرگ و مدرن و روستای ریشه و خاک.
این دوگانه کمک کرد تا برند ژوهانسبورگ بهعنوان شهر جنبش و شهر سوگ جهانی تقویت شود؛ شهری که بهشکل ملموس با «میراث ماندلا» گره خورده و بخشی از گردشگری پس از آن نیز حول مسیرها و مکانهای مرتبط با زندگی او شکل گرفته است. به این معنا، تشییع ماندلا، تصویر ژوهانسبورگ را از یک مقصد فقط اقتصادی، به شهری با سرمایه نمادین و اخلاقی ارتقا داد.

رم و واتیکان؛ پاپ ژان پل دوم و رم بهعنوان پایتخت معنوی جهان
هنگام تشییع پاپ ژان پل دوم، رم و شهر-دولت واتیکان برای چند روز به معنای واقعی کلمه «پایتخت معنوی جهان» شدند. مراسم تشییع در میدان سنتپیتر رم برگزار شد و میلیونها زائر و شهروند از سراسر جهان به رم آمدند تا در این مراسم شرکت کنند. میدان و فضاهای اطراف حتی برای جمعیت حاضر کافی نبودند؛ گروههای عظیم مردم در خیابانهای اطراف و در نقاط مختلف شهر، از طریق نمایشگرهای بزرگ، مراسم را دنبال میکردند و دوربینها این شهر را به شبکهای از فضاهای مذهبی-مدنی تبدیل کردند. رسانهها رم را در این روزها بهعنوان شهری بازنمایی کردند که توانست همزمان میزبان سیاستمداران، رؤسای جمهور، رهبران مذهبی و میلیونها زائر باشد، بدون اینکه نظم مراسم فرو بپاشد.
آنچه در تصویر رم برجسته شد، ترکیب معماری تاریخی، نظم تشریفات و حضور جمعی بود. میدان سنتپیتر با ستونبندیها و گنبد مشهور خود، به قاب اصلی سوگ جهانی تبدیل شد و این قاب مدام از شبکهای به شبکه دیگر منتقل شد. این بازنمایی برای برند رم اثر عمیقی داشت: شهر بار دیگر بهعنوان مقصد زیارت، شهر کلیسا و شهر آیینهای بزرگ مذهبی تثبیت شد.
در کنار وجه معنوی، بعد مدیریتی و شهری نیز طی این مراسم برجسته شد؛ رم در رسانهها به شهری بدل شد که قادر است زیرساخت، امنیت، حملونقل و خدمات شهری را برای جمعیتی چند میلیونی در یک بازه زمانی محدود هماهنگ کند. پس از این مراسم، گردشگری مذهبی رم تقویت شد و بسیاری از گردشگران، سفر خود را با خاطره آن روز بزرگ پیوند زدند. آن مراسم تشییع و سوگ، برند شهری رم را بهلحاظ معنوی، گردشگری و کارکردی بازتعریف کرد.

قاهره و تشییع پاپ شنوده سوم؛ پایتخت همزیستی دینی و میراث مذهبی
درگذشت پاپ شنوده سوم در سال ۲۰۱۲، قاهره را برای چند روز به کانون توجه جهان مسیحیت و خاورمیانه تبدیل کرد. مراسم تشییع او در کلیسای جامع سنت مارک برگزار شد و صدها هزار نفر از مسیحیان قبطی، شخصیتهای مذهبی، مقامهای سیاسی و هیئتهایی از کشورهای مختلف برای ادای احترام در این آیین حضور یافتند. خیابانهای اطراف کلیسا مملو از عزادارانی بود که برای وداع با رهبر معنوی خود گرد آمده بودند و تصاویر این حضور گسترده، بازتاب وسیعی در رسانههای بینالمللی یافت.
آنچه بیش از همه در بازنمایی رسانهای این مراسم برجسته شد، پیوند عمیق میان هویت تاریخی قاهره و میراث دینی آن بود. قابهای تلویزیونی بارها گنبدها و معماری باشکوه کلیسای جامع سنت مارک، نمادهای مذهبی قبطیان و حضور پرشمار عزاداران را به تصویر کشیدند؛ تصاویری که چهرهای کمتر دیدهشده از قاهره را به مخاطبان جهانی معرفی میکرد. در این روایت، قاهره نهتنها پایتخت سیاسی مصر، بلکه یکی از کهنترین مراکز مسیحیت شرقی و شهری با پیشینهای غنی از همزیستی ادیان به نمایش درآمد.

این مراسم همچنین ظرفیت قاهره را در میزبانی از یک رویداد بزرگ مذهبی با ابعاد بینالمللی نشان داد. حضور هیئتهای رسمی از کشورهای مختلف، رهبران کلیساهای ارتدوکس و نمایندگان دیگر مذاهب مسیحی، به این آیین بعدی فراتر از یک مراسم ملی بخشید. در روزهای پس از تشییع نیز توجه رسانهها به محلههای تاریخی قبطیان، کلیساهای کهن و میراث مسیحی مصر افزایش یافت و این موضوع به تقویت جایگاه قاهره بهعنوان یکی از مهمترین مقاصد گردشگری مذهبی و تاریخی خاورمیانه کمک کرد.
از منظر برند شهری، تشییع پاپ شنوده سوم نشان داد که یک آیین سوگواری میتواند فراتر از بدرقه یک شخصیت برجسته عمل کند و به بازتعریف هویت شهر در افکار عمومی جهان بینجامد. همانگونه که رم با آیینهای واتیکان بهعنوان پایتخت معنوی کاتولیکها شناخته میشود، قاهره نیز در این رویداد، جایگاه خود را بهعنوان یکی از مهمترین مراکز تاریخی و مذهبی مسیحیت شرقی و شهری با میراث چندلایه فرهنگی و دینی، بار دیگر در معرض دید جهانیان قرار داد.

تشییع بهعنوان لحظه بازتعریف هویت شهری
آنچه این سه تجربه را به یکدیگر پیوند میدهد، تبدیلشدن مراسم تشییع به یک «رویداد شهری-رسانهای» است؛ لحظهای که شهر، هویت و جایگاه خود را بار دیگر در برابر نگاه جهانی بازتعریف میکند. در ژوهانسبورگ، شهر به نماد مقاومت، آشتی ملی و میراث مبارزه با آپارتاید تبدیل شد؛ در رم، جایگاه این شهر بهعنوان پایتخت معنوی جهان کاتولیک و مقصد میلیونها زائر بیش از پیش تثبیت شد و در قاهره، هویت تاریخی و مذهبی شهر بهعنوان یکی از کهنترین مراکز مسیحیت شرقی و نمادی از تنوع دینی مصر در کانون توجه جهانی قرار گرفت.
در هر سه تجربه، فضاهای شهری صرفاً محل برگزاری مراسم نبودند، بلکه خود به بخشی از روایت جهانی تبدیل شدند. استادیوم افانبی ژوهانسبورگ، میدان سنتپیتر رم و کلیسای جامع سنت مارک قاهره، هر یک به نمادهای بصری سوگ، هویت و حافظه جمعی بدل شدند؛ فضاهایی که میلیونها بیننده در سراسر جهان از دریچه آنها، نهتنها یک مراسم تشییع، بلکه تاریخ، فرهنگ، هویت و سرمایه نمادین شهر میزبان را مشاهده کردند. به همین دلیل، چنین آیینهایی فراتر از یک مراسم بدرقه، به فرصتی برای بازآفرینی برند شهری و تثبیت جایگاه شهر در حافظه جهانی تبدیل میشوند.
برگزاری چنین رویدادهایی برای شهرها دو اثر کوتاهمدت و بلندمدت دارد. در کوتاهمدت، فشار عظیم بر زیرساخت، حملونقل، امنیت و خدمات عمومی قرار میگیرد و شهر باید تابآوری خود را در برابر ازدحام و نگاه جهانی ثابت کند. در بلندمدت، این رویداد بخشی از حافظه جمعی و برند شهری میشود؛ وقتی نام شهر برده میشود، تصویر آن مراسم در ذهنها زنده میشود و این تصویر میتواند بر گردشگری، سرمایهگذاری و حتی هویت فرهنگی شهر تأثیر بگذارد. به همین دلیل، بازنمایی شهرهای میزبان تشییع رهبران در رسانههای بینالمللی، فقط روایت درگذشت یک شخصیت نیست، بلکه صحنهای است که در آن شهر، جایگاه خود را در نقشه نمادین جهان بازتعریف میکند.

در گذار مراسم، تصویر چهره یک ملت در لایههای مختلف برند شهری رسوخ میکند و به بخشی از روایت رسمی و غیررسمی شهر بدل میشود. نام خیابانها، میدانها، موزهها و حتی تورهای شهری، بهتدریج حول یاد او سازمان میگیرند و مسیرهای روزمره شهر را به مسیرهای خاطرهساز تبدیل میکنند. به این ترتیب، او در حافظه جمعی فقط بهعنوان یک شخصیت باقی نمیماند، بلکه به چهرهای ماندگار تبدیل میشود که حضورش در نامگذاری فضاها، مناسک سالانه و روایتهای گردشگری تکرار میشود.
افزون بر این، داستان زندگی و درگذشت شخصیت برجسته یک کشور در روایتهای رسانهای و گردشگری شهرها بازتولید میشود. راهنماهای تور، مستندها، کتابهای راهنمای سفر و محتوای آنلاین، لحظه تشییع و مکانهای مرتبط با او را به نقاطی برای تجربه تاریخ بدل میکنند. این فرایند موجب میشود شهر بهعنوان صحنهای که آن شخصیت در آن بدرقه شده است و او بهعنوان چهرهای که معنای اخلاقی، تاریخی و معنوی خاصی را به شهر پیوند میزند، در اذهان ماندگار شود. هر بار که نام شهر در فضای عمومی و رسانهای تکرار میشود، سایه آن چهره نیز در پسزمینه زنده میماند و به شهر هویتی متمایز در میان سایر شهرها میبخشد.

نظر شما