به گزارش خبرگزاری ایمنا و به نقل از روابطه عمومی ارتش، بازخوانی نبردهای سرنوشتساز معاصر، کلید فهم ظرفیتهای واقعی یک ملت در برابر قدرتهای بزرگ است. در این میان، «جنگ ۴۰ روزه رمضان» (جنگ تحمیلی سوم) که از آن بهعنوان جنگی تمامعیار با محوریت مستقیم دو ابرقدرت یاد میشود، از نگاه فرماندهان نظامی ایران نهتنها یک پیروزی میدانی، که گنجینهای راهبردی از درسآموختههای پیدا و پنهان است.
در همین زمینه، امیر سرتیپ محمد اکرمینیا سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در گفتوگویی تفصیلی با تأکید بر اینکه ابعاد این نبرد هنوز بهطور کامل کشف نشده، آن را آینهای برای سنجش «اعتماد به نفس ملی»، «تبلور ایمان در سختافزار مدرن» و «بازتعریف قدرت ژئوپلیتیک ایران» دانسته و معتقد است که آنچه در میدان نبرد و در دل آتش رخ داد، نهتنها منجر به شناسایی و رفع نقاط ضعف و ساخت تجهیزات پیشرفتهتر در حین جنگ شد، بلکه با اثبات حقانیت ایران، معادلات امنیتی منطقه را تغییر داد و آمریکا را در تقابل با ایران به انزوایی بیسابقه کشاند.
مشروح گفتوگوی امیر سرتیپ اکرمینیا را در ادامه میخوانید.
با گذشت مدتی از آتشبس در جنگ تحمیلی سوم (جنگ رمضان)، به نظر میرسد که ابعاد مختلف این نبرد هنوز بهطور کامل واکاوی نشده است. ارزیابی کلی شما از این رویداد چیست؟
در ارتباط با جنگ رمضان مطالب زیادی گفته و نوشته شده، اما همچنان ناگفتههای بسیاری باقی مانده است. من فکر میکنم همانطور که امام شهیدمان فرمودند جنگ اول یک گنج بسیار بزرگ کشفنشده است، این جنگ ۴۰ روزه رمضان هم یک گنج عظیم است که دستاوردهای بزرگی برای ملت ایران و نیروهای مسلح داشته است و ما میتوانیم تا سالها از درسها و آموختههای آن برای اعتلای موقعیت، تقویت توان و قدرت ملی ایران استفاده کنیم.
اگر بخواهیم مصداقیتر صحبت کنیم، مهمترین دستاوردهای راهبردی این جنگ چه بود؟
اولین و مهمترین دستاورد، «ارتقای اعتماد به نفس ملی» بود. ما در این جنگ در مقابل دو قدرت شیطانی بزرگ دنیا که به تعبیر رهبر عزیزمان سران استکبار و ارتشهایشان هستند، مقاومت کردیم، تسلیم نشدیم و اجازه هم ندادیم که آنها به اهدافشان برسند. این برای ما اعتماد به نفس آورد، مخصوصاً در نیروهای مسلح. ما به عینه دیدیم که جنگ با آمریکا، رژیم صهیونیستی و حتی جنگ همزمان با هر دوی آنها، آنقدرها هم که تصور میشد، دشوار نیست. ما جنگیدیم و اجازه دستیابی به اهدافشان را ندادیم.
دستاورد دیگر، «شناسایی دقیق نقاط ضعفمان» بود. ما به نقاط ضعف خود در حوزه ستاد، طرح و برنامهریزی، تدوین راهبردها، تسلیحات، تجهیزات و تاکتیکها کاملاً پی بردیم؛ اما نکته مهم اینجاست که از همان روز اول جنگ تلاش کردیم تا این ضعفها را رفع کرده و به نقاط قوت تبدیل کنیم و این فرصت برای آینده نیز فراهم است.
با توجه به سرعت بالای تحولات در میدان نبرد، آیا در حوزه سختافزاری نیز پیشرفتی حاصل شد؟
ما در طول جنگ تجهیزات پیشرفتهتری ساختیم. برای مثال، در روزهای پایانی جنگ از پهپادهای جدیدی استفاده کردیم که مراحل تحقیقاتیشان از گذشته شروع شده بود و توانستیم آنها را در دل جنگ عملیاتی کنیم؛ همچنین موشکهای بهینهشدهای در سطح نیروهای مسلح، هم ارتش و هم سپاه، با کیفیت بالاتر به کار گرفته شد. این نشان میدهد که ما در عین حال که از تجهیزات موجود استفاده میکردیم، از حوزه تحقیق و توسعه نیز غافل نبودیم.
شما به حوزه نرمافزاری و معنویت اشاره داشتید؛ مصداق این برتری ایمانی در میدان نبرد چه بود؟
دقیقاً همان عاملی که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران را همیشه از دیگران متمایز کرده، شجاعت، ایمان و باور است. در این جنگ جلوههای شگفتانگیزی از این روحیه را دیدیم. رزمندگان ما چه در ارتش و سپاه، با آگاهی از اینکه ممکن است لحظاتی بعد لانچرشان مورد هدف قرار بگیرد، با اراده و جدیت پای کار ایستادند، مأموریت خود را انجام دادند و شلیک کردند و برخی از آنها نیز فیض شهادت نصیبشان شد.
یک نمونه بسیار بارز دیگر، مأموریت ساقطکردن یک پهپاد دشمن بود که بر فراز محل جلسه مسئولان عالیرتبه نظام در حال پرواز بود. خلبانان نیروی هوایی ارتش ما به دلیل اختلاف سرعت بالا میان جنگنده و پهپاد، امکان شلیک موشک نداشتند. آنها با یک تصمیم شجاعانه، دست به برخورد فیزیکی زدند و با زدن هواپیمای خود به بخشی از پهپاد، آن را سرنگون کردند؛ این یعنی تبلور ایمان. خلبان ما این عملیات را با موفقیت انجام داد، هواپیمایش را به سلامت به زمین نشاند و روز بعد مجدداً برای عملیات دیگری آماده شد. نظیر این شجاعت را در هیچ جای دنیا پیدا نمیکنید. یا عملیات هوشمندانه و شجاعانه هواپیماهای اف-۵ ما علیه پایگاه آمریکا در کویت، با وجود پرواز در سقف بسیار پایین و حضور انبوه پرندهها و سامانههای پدافندی دشمن، نشان از توان مدیریت، کار ستادی دقیق و شجاعت کمنظیر ما داشت.
ظاهراً یکی از نقاط عطف این جنگ، استفاده هوشمندانه از ظرفیتهای ژئوپلیتیک ایران بود؛ در اینباره توضیح میدهید؟
ما در این جنگ به ظرفیت عظیم ژئوپلیتیکی خود، بهویژه تنگه هرمز پی بردیم. سالها صحبت از بستن تنگه هرمز بود، اما ما در این جنگ بهطور عملی متوجه شدیم که این ظرفیت چگونه میتواند در توقف ماشین جنگی دشمن مؤثر باشد. کنترل هوشمند ما بر تنگه هرمز، صرفاً برای کسب درآمد نیست، بلکه برای حفظ و ارتقای قدرت ملی ما در منطقه است.
این یک پیام روشن دارد؛ کشورهایی که در تحریمها با آمریکا همراهی میکردند، از این پس ملاحظات تنگه هرمز را در نظر خواهند گرفت. اساساً برتری و کنترل هوشمند ما در این آبراه میتواند زمینهساز یک سازوکار امنیتی بومی در منطقه باشد که به تدریج به اخراج آمریکا از منطقه منجر شود و امنیت را برای ما و همسایگانمان ارتقاء بخشد.
در بُعد دیپلماسی عمومی و قدرت نرم، واکنش مردم چه تأثیری بر معادلات جنگ گذاشت؟
تجلی قدرت نرم مردم بینظیر بود. سحرگاه دهم اسفند، همزمان با آغاز جنگ، مردم به خیابانها آمدند و این حضور تا پایان جنگ و پس از آن ادامه داشته است. این حمایت و پشتیبانی از نظام، رهبری و فرزندانشان در نیروهای مسلح، به یک نیروی مؤثر نرم و تأثیرگذار بر فرایند جنگ تبدیل شد. این یک تجربه جدید بود که نشان داد جمهوری اسلامی ایران میتواند در هر مشکلی روی این پشتوانه عظیم مردمی حساب کند.
تحلیل شما از رفتار متحدان عرب آمریکا و کشورهای غربی در این جنگ چیست؟
یک دستاورد بزرگ، آگاهیبخشی به کشورهای منطقه بود. آنها متوجه شدند که دلبستن به آمریکا برایشان امنیت نمیآورد. آمریکاییها در این جنگ نهتنها نتوانستند از زیرساختها و پایگاههای خودشان دفاع کنند، بلکه به متحدان عرب خود نیز اولویتی ندادند. آنها تمام تلاش خود را برای رهگیری پهپادها و موشکهایی که به سمت رژیم صهیونیستی میرفت به کار گرفتند؛ اما توان کمتری برای دفاع از کشورهای عربی پای کار آوردند. این یک خیانت بزرگ از سوی آمریکا در حق متحدانش در منطقه بود؛ کشوری که سالانه میلیاردها دلار از درآمدهای نفتی این کشورها را میگیرد و وعده امنیت میدهد، اما در عمل، نه تجهیزات کافی برای دفاع از آنها داشت و نه اولویتی برایشان قائل شد.
در عرصه بینالمللی نیز حقانیت جمهوری اسلامی ایران ثابت شد. هیچ کشوری حاضر نشد از آمریکا حمایت کند؛ حتی متحدین ناتو. رئیسجمهور آمریکا آنها را به مجازات تهدید کرد، اما آنها تا روز آخر پای کار نیامدند؛ چون میدانستند این جنگ، جنگی نادرست و باطل است. حتی نمونه جالبش این است که پس از پایان جنگ، وقتی رئیسجمهور آمریکا اعلام کرد که رژیم صهیونیستی باید مقابله با حزبالله لبنان را به جولانی در سوریه بسپارد، خود جولانی تماس گرفت و گفت ما وارد جنگ با لبنان نخواهیم شد؛ این یعنی آمریکا حتی در میان دستپروردههای خودش هم در تقابل با ایران تنها مانده و ناشی از حقانیت جمهوری اسلامی ایران است.
وضعیت جبهه مقاومت پس از تحولات دو سال اخیر چگونه بود و این جنگ چه تأثیری بر آن گذاشت؟
یکی از دستاوردهای بزرگ ما یکپارچهسازی جبهه مقاومت بود. پس از عملیات «طوفانالاقصی»، تحلیلگران غربی مدعی بودند که جبهه مقاومت از هم پاشیده و حماس و حزبالله تضعیف شدهاند؛ اما این جنگ نشان داد که نهتنها اتحاد وجود دارد، بلکه این انسجام حتی تقویت هم شده است. بخشهای مختلف مقاومت با هم وارد جنگ میشدند، با هم آتشبس میکردند و در نهایت ایران با قدرت بر سر مواضع اصولی خود ایستاد تا جایی که در بند اول توافقنامه، بر خاتمه جنگ در تمام بخشهای منطقه که جبهه مقاومت را دربر میگیرد، تأکید شد. ما با قدرت خود توانستیم آتشبسی را حاکم کنیم که دیگران از آن عاجز بودند و این در حالی بود که رئیسجمهور لبنان نتوانست با «مذاکره» امنیت و آتشبس را حاکم کند؛ اما ما توانستیم با اعمال قدرت و ایستادگی در برابر آمریکاییها آتشبس را اعمال کنیم و این نشان از قدرت بالای جمهوری اسلامی ایران است.
شما به دشمنی دیرینه آمریکا اشاره کردید. ریشه این دشمنی را در چه میبینید؟
متأسفانه برخی تصور میکنند که دشمنی آمریکا با ما مربوط به دوران پس از انقلاب اسلامی است؛ این کاملاً اشتباه است. خوی استکباری آمریکا سابقهای طولانی دارد. آنها در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، سالها قبل از انقلاب اسلامی، دولت ملی و مردمی دکتر مصدق را سرنگون کردند. ۹ روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هنوز فرصتی برای هیچ اقدامی نگذشته بود که «کارتر» دستور تنظیم طرح ساقطکردن جمهوری اسلامی را صادر کرد. حمایت از صدام ملعون، ساقطکردن هواپیمای مسافربری ما، حمایت از گروههای تروریستی که دستشان به خون ۱۷ هزار ایرانی آلوده است، تحریمهای اقتصادی و اهانتهای مکرر، همه نشانههای یک دشمنی مسبوق به سابقه است. این دشمنی آمریکاییها تحت تأثیر لابی صهیونیستی امروز هم علیه ملت ایران ادامه دارد؛ اما ما در برابر خواستههای دشمنان مقاومت میکنیم.
وضعیت امروز آمادگی نیروهای مسلح را با توجه به درسآموختههای جنگ تحمیلی چگونه ارزیابی میکنید؟
الحمدلله نیروهای مسلح از آمادگی بسیار خوبی برخوردارند. ما از همان روز اول آتشبس و حتی در حین مذاکرات و گفتوگوهای سیاسی اعلام کردیم که به دشمن هیچ اعتمادی نداریم؛ چون آنها سابقه خیانت به دیپلماسیها را دارند و ما به آنها اعتمادی نداریم. اگر این آمادگی نبود، دشمن هرگز به آتشبس تن نمیداد. دلیل اصلی آمدن آنها به پای میز مذاکره، ناکامیشان در میدان جنگ بود.
امروز نیروی زمینی ارتش با تمام قدرت از مرزها حراست میکند و نیروی پدافند هوایی ما در قالب قرارگاه مشترک، تجهیزاتش را بهروز کرده و بیدار است.
نیروی هوایی ارتش با ابتکارات بهکاررفته در عملیاتهای موفق خود علیه پایگاههای آمریکا، تجربیاتش را ارتقاء داده و نیروی دریایی ارتش نیز با وجود حملات ناجوانمردانه، اجازه هیچگونه عبوری به ناوشکنهای دشمن نداد و آنها را وادار به عقبنشینی کرد.
لطفاً درباره ساخت و تولید تجهیزات پس از جنگ تحمیلی سوم توضیح دهید.
ما در دو حوزه ساخت داخل و خرید تجهیزات پیشرفته از کشورهای دوست برنامهریزی جدی داریم و قطعاً در روزهای آینده از تجهیزات پیشرفتهتری برخوردار خواهیم شد.
آیا از پهپادهای جدیدی در جنگ تحمیلی سوم بهره بردید؟
پهپادهایی که در روزهای پایانی جنگ رونمایی کردیم، بسیار پیشرفتهتر از نسلهای قبلی مانند «آرش-۲» هستند و بهزودی از قابلیتهای آنها برای ملت عزیز ایران خواهیم گفت. ما از این گنج عظیم برای ساختن آیندهای امنتر و قدرتمندتر استفاده خواهیم کرد.
نظر شما