به گزارش خبرگزاری ایمنا، بعضی دلتنگیها را نمیشود با واژهها توصیف کرد؛ دلتنگیهایی که بسیار بزرگ است؛ بزرگتر از دل یک انسان، آنقدر بزرگ که تسلایش کار آسانی نیست، آنقدر بزرگ که مردم را از خانه بیرون میکشد، شانه به شانه هم در میدانها و اجتماعات گرد هم در میآورد و اشکها و فریادهایشان را به هم گره میزند تا شاید اندکی از سنگینی غمشان کاسته شود؛ تا شاید کنار یکدیگر مرهمی بیابند بر زخمی که در دلهایشان نشسته و مرز میان غریبه و آشنا را برداشته است. هر کس به سهم خود، با خاطرهای، عکسی، شعری یا با زمزمهای، تلاش میکند جای خالی رهبری را که برایش عزیز بوده، در دل خود زنده نگه دارد.
شاید به همین دلیل است که بعضی روایتها، بیش از آنکه یک خاطره باشند، آینه دلتنگی یک ملتاند؛ خاطراتی که با شنیدنشان، بغض دوباره جان میگیرد و انسان را به روزهایی میبرد که قدر بعضی حضورها را بیشتر از همیشه میدانست. بهتازگی فیلمی از حاج میثم مطیعی در فضای مجازی دستبهدست میشود که اگرچه کوتاه است، اما به اندازه غمی عمیق که آتش در دل ایرانیان میافروزد، حرف برای گفتن دارد. سخنی برخاسته از جای خالی پدری که بیشازپیش در ایام عزاداری محرم حس میشود.
او میان روضه اینگونه میگوید که رسم هر سال این بود که اشعار مراسم محرم را چاپ میکرد و در پایان مجلس عزاداری، نسخهای از آن را به محضر حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای تقدیم میکردند، اما یک سال، به خاطر برنامهای که بلافاصله پس از مراسم داشتند، با عجله از حسینیه خارج شدند و این کار انجام نشد.
فردا شبش خبر رسید که رهبر شهید انقلاب سراغ آن اشعار را گرفتهاند و با همان محبت همیشگی گفتهاند: «ما یک بار از شنیدن این اشعار لذت میبردیم و یک بار از دیدن نسخههای مکتوب آن...»
همین یک جمله کافی است تا بفهمیم رهبر شهید، شعر را زندگی میکردند، با آن مأنوس بودند و برای واژههایی که در وصف اهلبیت(ع) سروده میشد، حرمت قائل بودند.
میثم مطیعی با صدایی که بغض مجال ادامه دادنش را نمیداد، گفت:«امروز آمدهام و شعرهایم را با خود آوردهام، تنها یک نفر به من بگوید اینها را کجا تحویل بدهم و بروم...»
محرم سال جاری، تنها به خاطر داغ سیدالشهدا(ع) رنگ اندوه ندارد؛ جای خالی مردی نیز بیش از همیشه احساس میشود که با شعر عاشورا زندگی میکرد، با روضه اشک میریخت و قدر کلمات و اشعار را بیش از همه میدانست و این بار ای رهبر شهید، سوال حاج میثم مطیعی ما را به یاد جای خالی شما انداخت که «این اشعار را حالا به چه کسی باید تحویل داد؟»
نظر شما