امام سجاد(ع) چگونه روایت یزید را شکست دادند؟

عاشورا با شهادت امام حسین (ع) پایان پیدا نکرد؛ از همان عصر دهم محرم، میدان نبرد از کربلا به عرصه روایت منتقل شد. در حالی که بنی‌امیه می‌کوشید حقیقت عاشورا را تحریف کند، امام سجاد (ع) با خطبه‌های روشنگر خود در کوفه و شام، روایت یزید را شکست و نهضت حسینی را برای همیشه در تاریخ زنده نگه داشت.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، واقعه عاشورا هرگز به دهم محرم سال ۶۱ هجری محدود نماند؛ نهضتی که با قیام و شهادت امام حسین (ع) در کربلا آغاز شد، به همت بازماندگان آن واقعه، به‌ویژه حضرت امام سجاد (ع) و حضرت زینب (س)، به جریانی ماندگار در تاریخ اسلام تبدیل شد. اگر اوج نهضت حسینی در میدان کربلا با ایثار و شهادت رقم خورد، استمرار، تبیین و زنده نگه داشتن پیام آن بر عهده امام سجاد (ع) و حضرت زینب (س) قرار گرفت تا امامی که به خواست و حکمت الهی مأموریت نداشت در روز عاشورا به میدان نبرد وارد شود و به شهادت برسد، با تداوم امامت، پیام نهضت حسینی را به نسل‌های آینده منتقل کند.

امام سجاد (ع) در روز عاشورا به بیماری سختی مبتلا بودند و به همین دلیل امکان حضور در میدان نبرد را نداشتند، اما پس از شهادت امام حسین (ع)، سنگین‌ترین مسئولیت تاریخی را بر دوش گرفتند؛ رسالتی که در قالب روشنگری، افشاگری، تبیین معارف اسلام ناب و زنده نگه داشتن یاد و آرمان شهدای کربلا تجلی پیدا کرد.

نخستین مرحله این رسالت از عصر عاشورا و در مسیر اسارت آغاز شد. کاروان اهل‌بیت (ع) در حالی وارد کوفه شد که حکومت اموی می‌کوشید اسیران را عامل فتنه معرفی کند و افکار عمومی را علیه آنان بسیج کند. در چنین فضایی، امام سجاد (ع) با بهره‌گیری از هر فرصت ممکن، پرده از حقیقت برداشتند. آن حضرت پس از معرفی خود به‌عنوان فرزند امام حسین (ع)، مردم کوفه را به‌دلیل دعوت از امام، پیمان‌شکنی و همراهی با سپاه دشمن، به شدت مورد سرزنش قرار دادند و وجدان خفته جامعه را بیدار کردند.

امام سجاد (ع) در مجلس عبیدالله بن زیاد نیز با شجاعتی کم‌نظیر در برابر حاکم کوفه ایستادند. هنگامی که ابن زیاد تلاش کرد شهادت حضرت علی‌اکبر (ع) و دیگر شهدای کربلا را به مشیت الهی نسبت دهد و مسئولیت این جنایت را از دوش قاتلان بردارد، امام با استناد به آیات قرآن این مغالطه را رد کردند و به صراحت، مسئولیت این جنایت را متوجه عاملان انسانی آن دانستند.

امام سجاد(ع)؛ راوی بزرگ عاشورا و پرچمدار تداوم نهضت حسینی

نهضتی که با تلاش امام سجاد (ع) و کاروان اسارت به نسل امروز رسید

نقطه اوج این رسالت در شام رقم خورد؛ جایی که مردم، تحت تأثیر ده‌ها سال تبلیغات حکومت بنی‌امیه، شناخت درستی از جایگاه اهل‌بیت (ع) نداشتند و آنان را با روایت رسمی حکومت می‌شناختند. از همین رو، امام سجاد (ع) پیش از هر چیز، مأموریت خود را اصلاح این تصویر تحریف‌شده قرار دادند.

یک پرده از شام

اوج این روشنگری در مجلس یزید رقم خورد؛ خطبه‌ای که امروز از آن به عنوان یکی از ماندگارترین اسناد جهاد تبیین در تاریخ اسلام یاد می‌شود.

در شام رسم بود که اسیران را در نماز جمعه حاضر می‌کردند و در میان کاروان اهل‌بیت (ع)، تنها مردی که امکان حضور در این اجتماع را داشت، امام سجاد (ع) بودند. یزید که در ظاهر خود را پیروز میدان می‌دید، اما آثار شکست سیاسی را احساس می‌کرد، دستور داد امام را با لباس‌های رسمی و نه لباس اسارت، به مسجد جامع اموی بیاورند و در کنار خود بنشانند. سپس خطیب دربار را مأمور کرد تا بر منبر برود و جنگ عراق و جنایت کربلا را برای مردم توجیه کند.

مسجد جامع اموی، بزرگ‌ترین محل اجتماع مسلمانان آن روزگار بود؛ جایی که هزاران نفر گرد آمده بودند تا مهم‌ترین اخبار جهان اسلام را بشنوند. در واقع، آن اجتماع بزرگ، مهم‌ترین رسانه عصر خود به شمار می‌رفت. امام سجاد (ع) در کنار یزید نشسته بودند و خطیب دربار نیز با سخنانی در مدح بنی‌امیه و نکوهش اهل‌بیت (ع)، در حال توجیه حادثه کربلا بود. یزید نیز با تکان دادن سر و دست کشیدن بر محاسن خود، سخنان او را تأیید می‌کرد.

در همین هنگام، امام سجاد (ع) برخاستند و درخواست کردند تا اجازه سخن گفتن به ایشان داده شود. یزید ابتدا مخالفت کرد، اما همهمه مردم فضای مسجد را فرا گرفت؛ مردم با تعجب می‌گفتند: «این اسیر کیست که می‌خواهد سخن بگوید؟ مگر اسیران هم سخنرانی می‌کنند؟ بگذارید حرفش را بشنویم.»

فشار افکار عمومی سرانجام یزید را وادار کرد تا به امام سجاد (ع) اجازه سخن گفتن بدهد. امام بر فراز منبر قرار گرفتند؛ همه نگاه‌ها به سوی این اسیر ناشناس دوخته شده بود و همگان می‌خواستند بدانند او چه خواهد گفت. کافی بود امام تنها خود را معرفی کنند تا سال‌ها تبلیغات بنی‌امیه فرو بریزد.

آن حضرت سخنان خود را چنین آغاز کردند:

«هر کس مرا می‌شناسد که می‌شناسد و هر کس مرا نمی‌شناسد، خود را با معرفی پدران و خاندانم به او معرفی می‌کنم.

ای مردم! من فرزند مکه و منا هستم.

من فرزند زمزم و صفا هستم.

من فرزند کسی هستم که حجرالاسود را با ردای خود برداشت و در جای خود نصب کرد.»

داستان دمشق، معاویه و مسجد پر سر و صدای اموی | سایت انتخاب

چرا امام ذهن مخاطبان را به مکه بردند؟

سال ۶۱ هجری، امام حسین (ع) امیرالحاج بودند. آن حضرت در منا، در برابر حاجیانی که بسیاری از آنان اکنون در شام حضور داشتند، هشدار داده بودند: «همانا از خداییم و به سوی او بازمی‌گردیم و باید فاتحه اسلام را خواند؛ زیرا امت به رهبری همچون یزید مبتلا شده است.»

در آن روز، بسیاری این هشدار را باور نکرده بودند و حتی به امام گفته بودند: «حسین! با آنکه نوه پیامبر هستی و احترام تو بر ما واجب است، اما گمان می‌کنیم دچار توهم توطئه شده‌ای و می‌خواهی یک اختلاف سیاسی را به مسئله‌ای دینی تبدیل کنی.»

اکنون اما همان مردم، با شنیدن سخنان امام سجاد (ع)، ناگهان آن هشدارها را به یاد آوردند و دریافتند این اسیر، نه یک شورشی کوفی و نه یک خارجی، بلکه فرزند همان خاندان پیامبر (ص) و اهل مکه و حجاز است.

امام سجاد (ع) سپس به معرفی جایگاه خاندان خود ادامه دادند و فرمودند:

«من فرزند بهترین طواف‌کنندگان و سعی‌کنندگانم.

من فرزند بهترین حج‌گزاران و تلبیه‌گویان هستم.

من فرزند آن کسی هستم که بر براق سوار شد.

من فرزند پیامبری هستم که در یک شب از مسجدالحرام به مسجدالاقصی سیر داده شد.

من فرزند آن کسی هستم که جبرئیل او را تا سدرةالمنتهی همراهی کرد.

من فرزند کسی هستم که به مقام قرب الهی رسید.

من فرزند آن کسی هستم که با فرشتگان آسمان نماز گزارد.

من فرزند پیامبری هستم که خداوند بر او وحی فرستاد.

من فرزند صالح مؤمنان، وارث پیامبران، نابودکننده مشرکان، امیر مسلمانان، فروغ مجاهدان، زینت عبادت‌کنندگان و افتخار گریه‌کنندگان هستم.

من فرزند بردبارترین بردباران و برترین نمازگزاران از اهل‌بیت پیامبرم.

من فرزند کسی هستم که جبرئیل او را تأیید و میکائیل او را یاری کرد.

من فرزند فاطمه زهرا، بانوی بانوان جهانم.

من فرزند خدیجه کبری هستم.»

مورخان نوشته‌اند که تا اینجا مردم تازه دریافتند اسیرانی که مقابل آنان ایستاده‌اند، خاندان رسول خدا (ص) هستند و از همین لحظه، صدای گریه و شیون در مسجد بلند شد.

امام در ادامه فرمودند:

«من فرزند حسین، شهید کربلا هستم.

من فرزند آن کسی هستم که به خون خویش آغشته شد.

من فرزند آن کسی هستم که جنیان در ماتم او گریستند.

من فرزند آن کسی هستم که پرندگان بر مصیبتش شیون کردند.»

آن حضرت آن‌قدر این معرفی افتخارآمیز را ادامه دادند که سراسر مسجد در ناله و گریه فرو رفت.

باید توجه داشت که همه این اتفاقات در قلب پایتخت بنی‌امیه رخ می‌داد؛ جایی که یزید خود را شکست‌ناپذیر می‌دانست، اما اکنون بیم آن داشت که همین مجلس به آغاز یک قیام عمومی تبدیل شود. از همین رو، برای شکستن فضای ایجاد شده، به مؤذن دستور داد اذان بگوید تا رشته سخنان امام گسسته شود.

اما این تدبیر نیز نتیجه معکوس داد. هنگامی که مؤذن به جمله «أشهد أن محمداً رسول‌الله» رسید، امام سجاد (ع) رو به یزید کردند و فرمودند: «این محمد (ص) که اکنون نامش برده شد، جد من است یا جد تو؟ اگر بگویی جد توست، دروغ گفته‌ای و کافر شده‌ای، و اگر جد من است، پس چرا خاندان او را کشتی و آنان را از دم شمشیر گذراندی؟»

این پرسش، در حقیقت توبیخی سیاسی و تاریخی برای خلیفه وقت، آن هم در پایتخت حکومتش و در برابر دیدگان مردم بود. امام سجاد (ع) با همین جمله، تمام معادلات تبلیغاتی بنی‌امیه را برهم زدند و ورق را به سود جبهه حق برگرداندند.

پس از این ماجرا، یزید دستور داد اسیران اهل‌بیت (ع) را به کاخ منتقل کنند. با ورود کاروان به کاخ، زنان خاندان بنی‌امیه به استقبال آنان آمدند و صدای گریه و شیون از هر سو برخاست. سه روز در کاخ یزید مجلس عزای امام حسین (ع) برپا شد و کار به جایی رسید که خود یزید نیز، هرچند از روی تظاهر و برای کنترل افکار عمومی، ناچار شد در برابر مردم برای شهادت امام حسین (ع) اشک بریزد و مردم نیز همراه او عزاداری کنند.

با پایان دوران اسارت و بازگشت کاروان اهل‌بیت (ع) به مدینه، رسالت امام سجاد (ع) پایان پیدا نکرد. آن حضرت پیش از ورود به شهر، بشیر بن جذلم را مأمور کردند تا مردم مدینه را از فاجعه کربلا آگاه سازد. سپس خود در میان مردم، خطبه‌ای جانسوز ایراد کردند و با روایت شهادت امام حسین (ع)، یارانش، اسارت زنان و کودکان و گرداندن سرهای شهدا، پرده از ابعاد واقعی جنایت بنی‌امیه برداشتند. این خطبه، نقشی تعیین‌کننده در آگاهی جامعه اسلامی از حقیقت عاشورا و شکل‌گیری موج اعتراض‌ها علیه حکومت اموی ایفا کرد؛ نهضتی که اگر در کربلا با خون آغاز شد، با جهاد تبیین امام سجاد (ع) به تاریخ پیوست و تا امروز زنده مانده است.

امام سجاد(ع)؛ راوی بزرگ عاشورا و پرچمدار تداوم نهضت حسینی

نقش امام سجاد(ع) در انتقال روایت کربلا، تنها به خطبه‌های دوران اسارت محدود نشد

با این حال، نقش امام سجاد(ع) تنها به خطبه‌های دوران اسارت محدود نشد. آن حضرت در طول بیش از سه دهه امامت، با شیوه‌هایی متناسب با شرایط اختناق سیاسی، نهضت عاشورا را زنده نگه داشتند. یکی از مهم‌ترین این شیوه‌ها، زنده نگه داشتن یاد شهدای کربلا بود. بسیاری از پژوهشگران تاریخ معتقدند گریه‌های مداوم امام بر مصائب عاشورا، افزون بر جنبه عاطفی موجب زنده ماندن یاد عاشورا و افشای جنایات بنی‌امیه شد. هرگاه آب یا غذا نزد حضرت می‌آوردند، با یاد تشنگی و غربت امام حسین(ع) و یارانش اشک می‌ریخت و مصیبت کربلا را یادآوری می‌کرد. این رفتار، حافظه تاریخی جامعه اسلامی را نسبت به عاشورا زنده نگه داشت و مانع از تحریف این واقعه شد.

از سوی دیگر، امام سجاد(ع) در قالب دعا و مناجات نیز به تبیین معارف اسلام ناب پرداختند. در فضایی که امکان بیان آشکار بسیاری از حقایق وجود نداشت، آن حضرت با بهره‌گیری از زبان دعا، مفاهیم عمیق اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی را به جامعه منتقل کرد و جایگاه امامت و مسئولیت مسلمانان در برابر ظلم و انحراف را تبیین نمود.

تربیت شاگردان برجسته، مبارزه با عالمان درباری و مقابله با تحریف‌های فکری حکومت اموی نیز از دیگر اقدامات راهبردی امام سجاد(ع) در پاسداری از دستاوردهای نهضت عاشورا بود. این اقدامات سبب شد پیام قیام امام حسین(ع) نه‌تنها در حافظه تاریخی مسلمانان باقی بماند، بلکه زمینه‌ساز شکل‌گیری جریان‌های اعتراضی و قیام‌هایی همچون نهضت توابین و قیام مختار شود.

فصلی درخشان در زندگی ائمه‌ معصوم (ع)

بررسی سیره امام سجاد(ع) نشان می‌دهد عاشورا بدون نقش‌آفرینی آن حضرت هرگز به یک مکتب ماندگار تبدیل نمی‌شد. اگر امام حسین(ع) با شهادت خود اسلام را از انحراف نجات داد، امام سجاد(ع) با روشنگری، تبیین، افشاگری و حفظ میراث عاشورا، این نهضت را از مرزهای زمان و مکان فراتر برد و آن را به الگویی جاودانه برای مبارزه با ظلم، دفاع از حقیقت و پاسداری از ارزش‌های الهی تبدیل کرد و از همین رو، بسیاری از پژوهشگران تاریخ اسلام، عاشورا را دارای دو بخش مکمل می‌دانند؛ حماسه خون در کربلا و حماسه پیام عاشورا که با رهبری امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) به ثمر نشست و تا امروز الهام‌بخش آزادی‌خواهان و عدالت‌طلبان جهان باقی مانده است.

با توجه به این فعالیت‌های امام سجاد (ع) در طی چند دهه است که رهبر شهید انقلاب درباره ایشان فرموده‌اند: «زندگی امام سجاد (علیه‌السلام) یکی از فصول درخشان در زندگی ائمه‌ معصومین (ع) است.»

کد مطلب 983169

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.