به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، در افق سال ۲۰۳۷، چهره کلانشهرهای آینده، بهتدریج و در پاسخ به ضرورتهای غیرقابلانکار عصر کنونی، در حال شکلگیری است. تغییرات اقلیمی، رشد بیسابقه جمعیت، نابرابری چشمگیر در دسترسی به مسکن و افزایش روزافزون تقاضا برای کیفیت بهتر زندگی، معماران و برنامهریزان شهری را به بازنگری بنیادین در الگوهای سنتی شهرنشینی فراخوانده است. آنچه در این میان پدیدار میشود، تلفیقی نوین از فناوریهای هوشمند، معماری پایدار و رویکردهای بر پایه طبیعت است که تحولی ماندگار در ساختار شهرهای امروزی ایجاد خواهد کرد.
شهری سبز بر فراز زمینهای کشاورزی
در مرز کمبریجشر و سافک در انگلستان، ایدهای جسورانه در حال شکلگیری است که میتواند سرآغاز دوران جدیدی در شهرسازی باشد. پروژه شهر جنگلی۱ (Forest City1) که برای سکونت یک میلیون نفر برنامهریزی شده است، در زمینی به وسعت ۴۵ هزار هکتار احداث خواهد شد که هماکنون بیشتر به کشاورزی اختصاص دارد. دلیل انتخاب این منطقه نزدیکی به کمبریج است که بالاترین تراکم نخبگان را در اروپا دارد. دسترسی مناسب به لندن و فرودگاه استانستد نیز آن را به مکانی ایدهآل برای نخستین شهر جدید بریتانیا پس از نیمقرن تبدیل کرده است.

در تابستان سال ۲۰۳۷، ساکنان این شهر در خیابانهایی قدم میزنند که بوی کاج پس از باران در آنها جاری است و برجهای چوبی بلندی با نمای پوشیده از گیاهان و پنلهای خورشیدی درخشان، ترکیبی چشمگیر از طبیعت و فناوری را به نمایش میگذارند. در این شهر خبری از ترافیک همیشگی نیست و رباتهای خودران حملونقل، در مسیرهای اختصاصی و با نظمی مثالزدنی، شهروندان را جابهجا میکنند. آنچه «شهر جنگلی۱» را از نمونههای مشابه متمایز میکند، نگاه سیستمی به زیرساختهاست.
پسماند، تأسیسات شهری و بخش بزرگی از شبکه حملونقل این شهر در سال ۲۰۳۷ در زیر زمین جای گرفتهاند و پیش از آغاز عملیات ساختمانی، بهطور کامل طراحی و اجرا شدهاند. هوش مصنوعی با بهرهگیری از شبکه گسترده سنسورهای اینترنتاشیا، جریان آب، ترافیک و انرژی را در سراسر شهر مدیریت میکند و سیستمهای روشنایی، گرمایش و سرمایش را بهصورت پویا و خودکار بهینه میکنند. هر ساختمان همچون نیروگاهی مستقل، انرژی مورد نیاز خود را از طریق پنلهای خورشیدی و توربینهای بادی کوچک تأمین و آب مصرفی را بازیافت میکند.

یکی از چالشبرانگیزترین جنبههای این پروژه، مدل مالکیتی آن است. در آن زمان «تراست زمین اجتماعی» با تفکیک مالکیت زمین از مالکیت واحدهای مسکونی، نهتنها از افزایش بیرویه قیمتها جلوگیری کرده، بلکه به ساکنان محلی در مدیریت داراییهای جامعهشان نقش محوری داده است. احداث ۳۵۰ هزار واحد مسکونی در این شهر جدید، به گفته طراحان، تأثیری محسوس بر بازار ملی مسکن داشته و میانگین قیمت خانه در بریتانیا را ۴ درصد کاهش داده است.
با این وجود این رویای سبز با مخالفتهایی جدی روبهرو شده است. با توجه به اینکه بریتانیا تنها ۶۰ درصد از غذای مصرفی خود را تولید میکند، ساختوساز روی اراضی کشاورزی مرغوب اقدامی غیرمسئولانه در دوران تغییرات اقلیمی و بیثباتی جهانی تلقی و بر لزوم استفاده از زمینهای قهوهای (صنعتی و بلااستفاده) تأکید شده است.
در مقابل، طراحان «شهر جنگلی۱»، سیستم برنامهریزی کنونی بریتانیا را ناکارآمد میداند و معتقدند پروژههای کوچکمقیاس نهتنها به رفع بحران مسکن کمکی نمیکند، بلکه با افزایش ترافیک و فشار بر زیرساختهای موجود، به بافت روستایی و حیات وحش نیز آسیب میزند. با وجود این اختلافنظرها، سرمایهگذاران به این پروژه علاقه نشان دادهاند و طراحان مصمم هستند که پیش از پایان دوره دولت کنونی، عملیات خاکبرداری این شهر آغاز شود. آنها باور دارند که مردم خواهان شهری هستند که در آن زندگی کنند، نهتنها محلی برای رفتوآمد روزانهشان باشد.

شهرهای جدید؛ رویاها و ناکامیها
در نقطهای دیگر از جهان، اما با رویکردی متفاوت، ایده ساخت یک شهر جدید با شکست تلخی روبهرو شد. پروژه «لاین» در عربستان سعودی، با هدف احداث شهری به طول ۱۰۰ مایل و عاری از خودرو با ظرفیت ۹ میلیون نفر، در منطقهای خشک و سوزان کلید خورد. با وجود وعدههای جذاب درباره شهری صددرصد پایدار و هوشمند، این پروژه بهدلیل پیچیدگیهای اجرایی و هزینههای سرسامآور متوقف شد. تأمین آب از طریق شیرینسازی دریای سرخ، ایجاد مزارع عمودی برای تولید غذا در جایی که هیچ گیاهی بهطور طبیعی رشد نمیکند و نیاز به سیستمهای عظیم تهویه و خنکسازی برای میلیونها نفر در یک کریدور باریک، نشان داد که حتی جذابترین ایدهها نیز در صورت بیتوجهی به بستر طبیعی و اقتصادی، محکوم به شکست هستند. این تجربه تلخ درس مهمی برای شهرسازان در سراسر جهان دارد که هر طرح بلندپروازانهای باید با واقعیتهای زیستمحیطی و اقتصادی منطقه همخوانی داشته باشد.

بازآفرینی شهری؛ آیندهای که از دل گذشته میروید
برخلاف پروژههای بلندپروازانه اما پرریسک ساخت شهرهای جدید، بیشتر کلانشهرهای جهان تحول خود را از طریق بازآفرینی و هوشمندسازی فضاهای موجود آغاز کردهاند. در خیابان «رو دو لارباله» پاریس، سکوت و آرامشی حاکم است که سالها پیش در این شریان پرترافیک شهری قابل تصور نبود. امروز آواز پرندگان در میان ساختمانها میپیچد و کودکان در میان گلدانها و نیمکتها به دوچرخهسواری مشغولند. این دگرگونی، نتیجه اجرای طرح «خیابانهای مدرسه» است که از سال ۲۰۲۰ تاکنون بیش از ۳۰۰ خیابان اطراف مدارس پاریس را به فضاهای پیادهرو و سرسبز تبدیل کرده است. این طرح راهی بینظیر برای بازپسگیری فضای عمومی توصیف شده که آثار مثبت آن بر سلامت و محیط زیست به اثبات رسیده است.
موفقیت طرح یادشده به حدی بود که شهروندان پاریسی در سال ۲۰۲۴ به توسعه آن به ۵۰۰ خیابان دیگر رأی مثبت دادند و الگویی برای شهرهایی همچون نیویورک شدند. برنامهریز شهری در سازمان «افقهای باز» بهعنوان ترویجدهنده اجرای خیابانهای مدرسه در نیویورک، معتقد است پاریس نشان داده است که وقتی شهرها کودکان را در اولویت قرار میدهند، تحولات شگرفی رخ میدهد.
تجربه پاریس منحصربهفرد نیست. وین با احداث حدود ۱۴۰ پارکلت (تبدیل جای پارک به میدانهای کوچک عمومی)، استکهلم با دوبرابر کردن خیابانهای تابستانی عاری از خودرو و اسلو و کپنهاگ با خروج تدریجی خودروها از مراکز شهری، همه بر این باور صحه گذاشتهاند که کاهش حضور خودرو نهتنها به کسبوکارها آسیب نمیزند، بلکه برعکس، به رونق اقتصادی و افزایش تعاملات اجتماعی منجر میشود.
لندن نیز پس از تجربه موفق تبدیل منطقه «سوهو» به فضای باز در دوران همهگیری کرونا، اکنون به ایجاد محلههای کمترافیک روی آورده است و خیابان مشهور آکسفورد، با حمایت گسترده کسبوکارها و شهروندان، بهطور کامل پیادهرو خواهد شد. نکته جالبتوجه این است که در ابتدا بسیاری از کسبوکارها از پیادهرو شدن خیابانها هراس داشتند، اما تجربه عملی نشان داده است که این اقدام نهتنها به رونق اقتصادی کمک میکند، بلکه کیفیت زندگی شهری را بهطور چشمگیری افزایش میدهد.

زیرساختهای پنهان و فناوریهای سبز
تحول شهرها تنها به سطح زمین محدود نمیشود و زیرساختهای پنهان نیز دستخوش دگرگونیهای اساسی هستند. گرمای هدررفته از مراکز داده که زمانی انرژیبرترین بخش شهرها بودند، اکنون به شبکه گرمایش منطقهای تزریق میشود. سیستمهای حملونقل عمومی با سرعت در حال برقیسازی هستند و جادههای شارژ دینامیک، این امکان را فراهم میکنند که خودروها در حین حرکت، انرژی دریافت کنند.
معماری ساختمانها نیز از الگوی مصرفکننده به تولیدکننده تغییر پیدا کرده است. استفاده از بتنهای جاذب کربن که خود عامل اصلی انتشار گازهای گلخانهای هستند، دیوارهای پوشیده از جلبکهای تصفیهکننده هوا که بهعنوان فیلترهای طبیعی عمل میکنند و جنگلها و مزارع عمودی، نهتنها به تصفیه هوا و تنظیم دما کمک میکند، بلکه گامی مؤثر در جهت تأمین امنیت غذایی شهرهاست. این فناوریها اگرچه در ابتدا هزینهبر به نظر میرسند، در بلندمدت با کاهش مصرف انرژی و افزایش بهرهوری، صرفهجویی اقتصادی قابلتوجهی به همراه دارند.

شهرهای اسفنجی؛ راهکار نهایی برای مقابله با سیلاب
شاید حیاتیترین چالش پیش روی شهرهای آینده، مدیریت آب باشد. پیشبینیهای جهانی نشان میدهد که تا سال ۲۰۵۰، جمعیت شهری در معرض سیلابهای صدساله از ۵۸۸ میلیون به ۸۵۰ میلیون نفر افزایش خواهد داشت، همچنین بر اساس پژوهشی در نشریه Climatic Change، ریسک سیلابهای رودخانهای در سطح جهان بهطور میانگین ۱۸۷ درصد رشد میکند و حدود ۴۵۰ میلیون نفر در معرض دوبرابر شدن دفعات وقوع سیل قرار میگیرند. جمعیت در معرض سیلابهای ساحلی نیز تا ۲۰۵۰ به حدود ۱۷۱ تا ۲۰۴ میلیون نفر خواهد رسید.
راهکار سنتی توسعه لولههای فاضلاب، پاسخگوی این حجم از بارشهای ناگهانی ناشی از تغییرات اقلیمی نیست و راهحل نهایی در تغییر نگرش است، یعنی بهجای هزینههای گزاف برای عمیق کردن لولهها، بودجه باید صرف خلق فضاهای عمومی شود که توانایی ذخیره موقت آب باران را دارد.
این رویکرد که به «شهر اسفنجی» معروف است، در روتردام هلند به بهترین شکل به اجرا درآمده است. پروژه شاخص «میدان آب» در روتردام، نخستین فضای عمومی در جهان محسوب میشود که ذخیرهسازی آب را با طراحی شهری تلفیق کرده است. این فضا که در روزهای خشک بهعنوان زمین بازی، میدان و آمفیتئاتر مورد استفاده قرار میگیرد، در زمان وقوع بارش شدید، هزاران متر مکعب آب را جذب میکند و پس از ۲۴ ساعت، بهآرامی آن را به سفرههای زیرزمینی بازمیگرداند.
پارک خطی «هوفبوخن Hofbogen» نیز که روی یک خط راهآهن متروکه ساخته شده، با جمعآوری آب باران از پشتبامها و هدایت آن به سیستم آبیاری بسته، نمونه بارز این تفکر نوین است. چین بهعنوان پیشگام این مفهوم، پروژههای گستردهای را در سطح ملی اجرا کرده و نیویورک نیز با نصب هفت مایل روسازی نفوذپذیر در منطقه «بورو پارک Borough Park»، گامهایی عملی در این مسیر برداشته است. در این رویکرد جدید، آب نه بهعنوان یک تهدید، بلکه بهعنوان منبع ارزشمندی تلقی میشود که میتواند به غنیسازی سفرههای زیرزمینی و ایجاد فضاهای عمومی سرزنده کمک کند.

شهری که اکنون در حال ساخت است
شهرهای فردا، چه با بنای شهرهای جدید در دل جنگلها، چه با بازآفرینی محلههای تاریخی و مجهز کردن آنها به فناوریهای هوشمند و زیرساختهای سبز، در حال تبدیل شدن به واقعیت هستند. این دگرگونی، پاسخی اجتنابناپذیر به فشارهای همگرای اقلیمی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی است. نقشهراه این تحول عظیم ترسیم شده و مصالح آن در اختیار بشر قرار دارد. پرسش اساسی این نیست که آیا چنین شهری ساخته خواهد شد، بلکه این است که سرعت و اراده وی برای تحقق آن تا چه اندازه خواهد بود. در این میان، توازن میان توسعه و حفظ محیط زیست، عدالت اجتماعی و بهرهوری اقتصادی، چالشی کلیدی است که باید با خردورزی و مشارکت همگانی به آن پاسخ داد. آیندهای که امروز برای شهرها ترسیم شود، فردایی است که نسلهای بعد در آن زندگی خواهند کرد.
نظر شما