به گزارش خبرگزاری ایمنا، «شهید محمدپاکپور تنها یک فرمانده در میدانهای سخت نبود؛ او در میدان خدمت به مردم هم حضوری جدی، پیگیر و مسئولانه داشت.» این را سردار سیفالله رشیدزاده، فرمانده سابق لشکر ۸ نجف اشرف در توصیف یکی از شاخصترین ویژگیهای شخصیتی و مدیریتی شهید محمدپاکپور میگوید؛ فرماندهی که نام او در سالهای طولانی خدمت با امنیت، اقتدار، تدبیر و حضور میدانی گره خورد، اما آنچه در کنار این وجوه بیش از هر چیز در ذهن همرزمانش ماند، روحیه مردمداری، سادهزیستی، خستگیناپذیری و احساس تکلیف دائمی او بود.
شهیدپاکپور از جمله فرماندهانی بود که مسئولیت را تنها در چارچوب مأموریتهای نظامی تعریف نمیکرد. او معتقد بود امنیت، مفهومی جدا از زندگی مردم نیست و فرماندهی زمانی معنا پیدا میکند که نتیجه آن در آرامش، آسایش و احساس اطمینان جامعه دیده شود. به همین دلیل، هرجا مسئلهای متوجه مردم بود، حضور او تنها به سرکشی و بازدید محدود نمیشد؛ موضوع را دنبال میکرد، برای حل آن وقت میگذاشت و تا رسیدن به نتیجه، دست از پیگیری برنمیداشت.
در کنار این روحیه مردمی، شهیدپاکپور در عرصه فرماندهی نیز چهرهای صاحبتجربه، اهل تدبیر و دارای نگاه راهبردی بود. حضور مؤثر در مسئولیتهای حساس، تقویت توان رزمی، توجه به آمادگی عملیاتی، بهرهگیری از فناوریهای نوین و صراحت در برابر تهدیدات خارجی، تنها بخشی از کارنامه او را شکل میدهد. با این حال در روایت همرزمان و دوستان آنچه به این کارنامه وزن و معنا میدهد، اخلاص و بیادعایی فرماندهی است که بیشتر از آنکه در پی دیده شدن باشد در پی انجام وظیفه بود.
برای گفتن از این فرمانده مخلص و انقلابی که در ۱۶ سال تصدی وی در فرماندهی نیروی زمینی سپاه پاسداران و ۹ ماه فرماندهی کل سپاه پاسداران تحولات شگرف و موثری در تقویت نیروها و تغییر رویکرد دفاعی به تهاجمی رخ داد، به سراغ سردار رشیدزاده رفتیم؛ فرمانده سابق لشکر هشت نجف اشرف که در زمان حضور شهیدپاکپور در این لشکر یکی از فرماندهان گردانهای زرهی بوده و با او از نزدیک کار کرده است، در این گفتوگو به روایت ویژگیهای شخصیتی و مدیریتی یکی از فرزندان ایران زمین میپردازد که خواب را بر دشمن حرام کرده بود. با ما همراه باشید.

ایمنا: شما سالها از نزدیک با شهید پاکپور آشنایی و همکاری داشتید. اگر بخواهید یک خاطره شخصی یا یک تصویر نزدیک از منش فردی ایشان نقل کنید، کدام صحنه بیشتر از همه در ذهن شما مانده است؟
سردار رشیدزاده: آنچه از شهید پاکپور در ذهن من مانده، تنها یک صحنه یا یک خاطره نیست؛ بلکه یک سبک حضور است. او در هر موقعیتی، چه در جلسات، چه در مأموریتهای میدانی، چه در رویارویی با نیروها و چه در ارتباط با مردم، یک ویژگی ثابت داشت و آن هم صداقت، آرامش، صلابت و بیتکلفی بود. خیلی وقتها میدیدیم که با وجود سنگینی مسئولیت، بدون هیچ فاصلهگذاری مصنوعی با نیروها یا مردم صحبت میکرد. اهل تکلف نبود، اهل خودنمایی نبود و همین موجب میشد همه با او احساس نزدیکی کنند. در ذهن من، شهید پاکپور فرماندهی بود که توجه زیادی به نیروهایش داشت. یک بار برای ارائه گزارش به پیش ایشان رفته بودم، در آن جا گفتم که من دوتا درخواست دارم یکی شخصی و دیگری مربوط به گردان زرهی است. شهید پاکپور تاکید کردند که نخست درخواست شخصی خودم را مطرح کنم و بعد از طرح آن هم به سرعت پیگیر آن موضوع شدند.
ایمنا: نسبت شهید پاکپور با لشکر ۸ نجف اشرف و فضای رزمندگان این لشکر را چگونه میتوان توصیف کرد؟
سردار رشیدزاده: لشکر ۸ نجف اشرف، خود یک مکتب در دفاع مقدس و پس از آن بوده است؛ لشکری با پیشینهای درخشان، نیروهایی مؤمن، رزمندگانی بااخلاص و فرماندهانی اثرگذار. شهید پاکپور نیز در دورهای که در این مجموعه مسئولیت داشت، نقش مهمی در تحول، انسجام و ارتقای آن ایفا کرد. او لشکر را تنها بهعنوان یک ساختار نظامی نمیدید؛ به آن بهمثابه یک مجموعه زنده با هویت ایمانی، رزمی و انقلابی نگاه میکرد. همین نگاه موجب میشد هم به توان رزمی توجه داشته باشد و هم به روحیه، باور و انسجام نیروها. در واقع، او میدانست که قدرت واقعی یک یگان تنها در تجهیزات نیست؛ در ایمان، اعتماد، نظم، روحیه و فرماندهی درست هم است.
ایمنا: یکی از نکاتی که درباره شهید پاکپور بسیار مطرح میشود، مردمداری و پیگیری مشکلات مردم بود. شما این وجه شخصیتی را چگونه دیدید؟
سردار رشیدزاده: این مسئله یکی از برجستهترین ویژگیهای شهید پاکپور بود. او هرگز مردم را از پشت میز و در گزارشها نمیدید. مردم را در متن زندگیشان میدید؛ در محرومیت، در رنج در کمبودها و در مطالبات بر زمین مانده. شهید پاکپور این گونه نبود که زمانی که به منطقهای میرفت و بازدیدی انجام میداد، چند توصیه کند و بازگردد. او کار را رها نمیکرد. وقتی مسئلهای از مردم میشنید، آن را تا رسیدن به نتیجه دنبال میکرد. این همان نکته مهمی است که پیگیریهای ایشان تنها در حد سرکشی میدانی و تذکر نبود، بلکه تا حل مسئله ادامه پیدا میکرد. این روحیه، از ایمان و وجدان بیدار او نشئت میگرفت. او باور داشت که امنیت بدون کرامت مردم و خدمت بدون پیگیری واقعی معنا ندارد.

ایمنا: این مردمداری در مناطق محروم و کمبرخوردار چگونه بروز پیدا میکرد؟ آیا نگاه او به محرومیتزدایی تنها حمایتی بود یا آن را بخشی از مأموریت امنیتساز میدانست؟
سردار رشیدزاده: شهید پاکپور به محرومیتزدایی، یک نگاه عمیق و ریشهای داشت. او این مسئله را تنها از زاویه کمکرسانی مقطعی نمیدید. معتقد بود هر جا فقر، کمبود، انباشت مطالبات و بیتوجهی باشد، آنجا هم باید خدمت کرد و هم هوشمندانه برای تثبیت امنیت پایدار برنامه داشت. یعنی خدمت به مردم و امنیت را از هم جدا نمیدانست. اگر منطقهای از آب، راه، درمان، مدرسه یا اشتغال محروم بود، این موضوع در نگاه او تنها یک مسئله عمرانی نبود، یک موضوع اجتماعی و حتی امنیتی هم بود. برای همین، حضور در مناطق محروم برای او تنها یک اقدام نمادین نبود؛ تلاش میکرد با پیگیری، هماهنگی و بسیج ظرفیتها، بخشی از مشکلات کاهش پیدا کند.
ایمنا: نقش شهید پاکپور در تأمین امنیت مرزها را چگونه ارزیابی میکنید؟ بهویژه در مناطقی همچون شمالغرب و جنوبشرق که همواره با حساسیتهای امنیتی ویژهای روبهرو بودهاند.
سردار رشیدزاده: شهید پاکپور در حوزه امنیت مرزها، نگاه بسیار دقیق، واقعبینانه و میدانی داشت. او بهخوبی میدانست که مرز تنها یک خط جغرافیایی نیست؛ خط مقدم امنیت ملی است. چه در شمالغرب و چه در جنوبشرق، با شرایط، تهدیدها، پیچیدگیهای محیطی و ضرورتهای خاص هر منطقه آشنا بود. در شمالغرب، با توجه به وضعیت مرزی، تحرکات ضدانقلاب و پیچیدگیهای جغرافیایی، حضور، اشراف و آمادگی بسیار اهمیت داشت. در جنوبشرق نیز مسئله فقط مقابله با ناامنی نبود، بلکه مدیریت همزمان امنیت، مردمداری، شناخت بافت محلی و تقویت پیوند با جامعه بومی اهمیت ویژهای داشت. شهید پاکپور در هر دو حوزه، تلاش میکرد امنیت را با اشراف اطلاعاتی، آمادگی عملیاتی، حضور میدانی و ارتباط نزدیک با مردم پیش ببرد.
ایمنا: شهید پاکپور در مناطق محروم حضور عاطفی و میدانی بسیار جدی داشت. آیا این روحیه را شما هم در او دیده بودید؟
سردار رشیدزاده: بله، شهید پاکپور نسبت به درد مردم، بیتفاوت نبود؛ درد مردم را احساس میکرد. وقتی به مناطق محروم میرفت، تنها مأموریتی اداری انجام نمیداد. او با جان و دل در صحنه حاضر میشد. اگر میدید مردم با کمبود آب، راه، درمان، اشتغال یا امکانات اولیه دستوپنجه نرم میکنند، واقعاً متأثر میشد. فرماندهی که برای گرفتاری مردم اشک بریزد، تنها مدیر نیست؛ او مرد میدان انسانیت است. شهید پاکپور چنین ویژگی داشت. او در کنار صلابت فرماندهی، قلبی رئوف و نگاه پدرانه به مردم داشت.

ایمنا: از نظر شما، چه عاملی موجب شده بود که شهید پاکپور در کنار فرماندهی نظامی، چنین نگاه اجتماعی و مردمی داشته باشد؟
سردار رشیدزاده: به گمان من، ریشه این مسئله در چند عامل بود، نخست، تربیت ایمانی و انقلابی او؛ دوم، درک درست از فلسفه مسئولیت در نظام اسلامی و سوم، همراهی عمیق با مکتب امام، رهبری و فرهنگ دفاع مقدس. شهید پاکپور مسئولیت را امتیاز نمیدانست؛ بار امانت میدانست. او معتقد بود اگر فرمانده هستی، باید هم از مرز پاسداری کنی، هم از امنیت مردم، هم از عزت ملت و هم تا آنجا که میتوانی در حل مشکلات مردم نقشآفرین باشی. در نگاه او، فرماندهی تنها اداره یگان و طراحی عملیات نبود؛ فرمانده باید درد جامعه را هم بفهمد. همین نگاه بود که موجب میشد در حوزه محرومیتزدایی، رسیدگی به مناطق کمبرخوردار و دنبال کردن مطالبات مردم نیز حضوری جدی داشته باشد.
ایمنا: شما از نزدیک با شهید پاکپور کار کرده بودید، از منظر فرماندهی، مهمترین خصوصیات مدیریتی شهید پاکپور چه بود؟
سردار رشیدزاده: از نظر مدیریتی، چند ویژگی در او برجستگی خاص داشت؛ نخستین ویژگی تدبیر و آیندهنگری بود، او مسائل را سطحی نمیدید. برای هر اقدام، ابعاد مختلف را میسنجید و با نگاه راهبردی تصمیم میگرفت.شجاعت در تصمیمگیری دومین ویژگی او بود، وقتی به جمعبندی میرسید، با قاطعیت وارد عمل میشد و اهل تردیدهای فرسایشی نبود.توجه به نیروها یکی دیگر از ویژگیهای شاخص او بود، فرماندهی او با رابطهای انسانی همراه بود و نیروها احساس میکردند فرمانده، آنان را میفهمد.پیگیری تا حصول نتیجه نیز از ویژگیهای شخصیتی شهید پاکپور بود، این تنها در حوزه مردم نبود؛ در مأموریتها هم همینگونه بود. کار نیمهتمام برای او معنا نداشت.
ایمنا: نقش شهید پاکپور را در تقویت توان رزمی و دکترین عملیاتی چگونه میبینید؟
سردار رشیدزاده: شهید پاکپور از جمله فرماندهانی بود که بهخوبی فهمیده بود میدان نبرد امروز با گذشته تفاوت دارد و باید قدرت سنتی را با فناوری، چابکی و تاکتیکهای نوین پیوند زد. در دوره مسئولیت او، برگزاری رزمایشهای مهم، ارتقای آمادگی رزمی، توجه به تحرکپذیری یگانها، استفاده از فناوریهای جدید از جمله پهپادها، تقویت توان زرهی و نهادینه کردن رویکردهای نوین عملیاتی، همگی نشانه یک نگاه بهروز و آیندهنگر بود. او بهدرستی میدانست که بازدارندگی تنها با شعار ایجاد نمیشود، با آمادگی واقعی، قدرت سازمانیافته و اراده قاطع شکل میگیرد. از همین رو، هم در میدان عمل و هم در موضعگیریهای رسمی، صریح، روشن و بازدارنده سخن میگفت.

ایمنا: ولایتمداری شهید پاکپور از جمله ویژگیهای برجستهای است که درباره این شهید مطرح میشود، شما این بُعد را چگونه تبیین میکنید؟
سردار رشیدزاده: ولایتمداری در شهید پاکپور، یک امر ظاهری و شعاری نبود، یک حقیقت جاری در تصمیم و عمل او بود. او نسبت به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب، نگاه عمیق، دقیق و متعهدانه داشت. شهید پاکپور تنها در سخن اظهار ارادت نمیکرد؛ بلکه در میدان اجرا، تلاش داشت جهتگیری، سیاست، تصمیم و اقدامشان منطبق با تدابیر ولایت باشد. او باور داشت که در نظام اسلامی، موفقیت واقعی در آن است که انسان بتواند در چارچوب ولایت، درست تشخیص دهد و درست عمل کند.
ایمنا: اگر بخواهیم برای نسل امروز بهویژه مدیران و فرماندهان جوان، یک درس روشن از سیره شهید پاکپور استخراج کنیم، آن درس چیست؟
سردار رشیدزاده: به نظر من، مهمترین درس شهید محمد پاکپور این است که میتوان در اوج اقتدار، متواضع بود؛ در اوج مسئولیت، مردمی ماند و در اوج فشار و مأموریت، اخلاص و تکلیفگرایی را حفظ کرد. او به نسل امروز و به همه مدیران و فرماندهان این درس را میدهد که مسئولیت، جای بهرهبرداری شخصی نیست؛ میدان خدمت است، همچنین نشان داد که امنیت، تنها یک مفهوم نظامی نیست، امنیت زمانی عمیق و ماندگار میشود که با اعتماد مردم، حضور میدانی، عدالت در رسیدگی و پیگیری صادقانه همراه باشد. شهید پاکپور از آن انسانهایی بود که نبودنش، فقدانی سنگین است؛ اما راه و منش او میتواند برای سالها الهامبخش بماند.

نظر شما