به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، جدیدترین خبرهای جهان را در این بسته خبری بخوانید.
انقلاب هوشمند در پایش کیفیت هوای شهری
برای مدتهای طولانی، مدیریت کیفیت هوای شهرها بر اساس الگویی ثابت انجام میشد. مسئولان شهری، تعدادی ایستگاه پایش پیشرفته و گرانقیمت را در نقاط مشخصی از شهر نصب میکردند. هر یک از این ایستگاهها صدها هزار دلار هزینه داشت و دادههای تولیدشده توسط آنها از اعتبار قانونی برخوردار بود، با این حال این ایستگاهها تنها امکان ثبت شرایط هوای محیط اطراف خود را داشتند و بخشهای وسیعی از شهر را بدون پوشش رها میکردند. امروزه ثابت شده است که این رویکرد پاسخگوی نیازهای واقعی نیست.
آلودگی هوا در سطح شهرها بهصورت یکنواخت توزیع نمیشود؛ بلکه همچون مایعی عمل میکند که در بعضی محلهها انباشته و از محلههای دیگر دور میشود. در اصل فردی که در نزدیکی یک تقاطع شلوغ به سمت مکانی میرود، ممکن است هوایی با آلودگی بسیار بیشتری نسبتبه میانگین اعلامشده برای کل شهر را تنفس کند.
ایستگاههای سنتی، توانایی ثبت چنین جزئیات دقیقی را ندارند، بنابراین الگوی استفاده از آنها در حال تغییر است. شهرهای امروزی به آزمایشگاههای زنده تبدیل شدهاند و با استفاده از شبکههای گسترده سنسورهای ارزانقیمت و بهکارگیری هوش مصنوعی، تصویری دقیق و لحظهای از کیفیت هوا در تمام نقاط خود ارائه میدهند. این تحول، نشانگر گذار از پایش واکنشی و متمرکز به هوشمندی پیشگیرانه و محلی است.

پایش سنتی در برابر شبکههای حسگر و انقلاب اینترنت اشیا
نقصهای روشهای سنتی پایش، مستند و قابل بررسی است. ایستگاههای مرجع، بهدلیل پراکندگی محدود، هزینههای بالا و طراحی تنها برای تأیید انطباق با قوانین، توانایی ثبت تغییرات کیفیت هوا در سطح محلهها را ندارند. این وضعیت، نقاط کور متعددی در پایش شهری ایجاد میکند که نقاط داغ آلودگی در آنها بدون شناسایی باقی میمانند.
کیفیت هوا میتواند از یک خیابان به خیابان دیگر، تفاوت چشمگیری داشته باشد. عواملی همچون اثرات ریزاقلیمی، الگوهای ترافیک و ساختار ساختمانها، همه بر نحوه پراکندگی آلایندهها تأثیر میگذارند. نمونه بارز این محدودیت، شهر کپنهاگ است. پیش از اجرای پروژه چرخ کپنهاگ (Copenhagen Wheel)، این شهر تنها سه سنسور پایش آلودگی داشت که همه بر فراز ساختمانها نصب شده بودند، یعنی در ارتفاعی صددرصد متفاوت از سطحی که مردم در آن تنفس میکنند. تکیه بر چنین دادههای پراکندهای، به این معنا بود که افزایشهای خطرناک آلودگی در نزدیکی مدارس، بیمارستانها و مناطق مسکونی، هرگز در گزارشهای رسمی منعکس نمیشد و شهروندان از کیفیت واقعی هوایی که استنشاق میکردند، بیاطلاع میماندند.
راهکار اساسی برای رفع این مشکل، در گسترش حسگری توزیعشده نهفته است. سنسورهای کمهزینه را میتوان به تعداد هزاران واحد در سراسر یک منطقه شهری نصب و شبکهای متراکم از پایشگرها ایجاد کرد. فناوری اینترنت اشیا، امکان ارسال لحظهای دادههای این سنسورها به فضای ابری را برای تحلیل و پردازش فراهم میکند.
پروژه چرخ کپنهاگ نمونهای برجسته از این رویکرد نوین است. این پروژه دوچرخههای معمولی شهری را به واحدهای حسگری متحرک تبدیل میکند. هر چرخ دوچرخه، مجهز به سنسورهایی برای اندازهگیری مونوکسیدکربن، اکسیدهای نیتروژن، صدا، دما، رطوبت و سیستم موقعیتیاب جیپیاس (GPS) است. زمانی که دوچرخهسواران دادههای خود را به اشتراک میگذارند، شهر به پایگاه دادهای دقیق و پویا از اطلاعات زیستمحیطی در سطح خیابان دست پیدا میکند. این رویکرد، در مقایسه با سه پایشگر ثابت قبلی، تحولی چشمگیر محسوب میشود. علاوهبر کاهش قابلتوجه هزینههای پایش، دادههای تولیدشده، نمایانگر شرایط واقعی تنفس شهروندان در سطح خیابان است.

هوش مصنوعی؛ تبدیل داده به بینش عملی
دادهها بهتنهایی کافی نیستند و شهرها با حجم عظیمی از اطلاعات روبهرو هستند. ارزش واقعی زمانی آشکار میشود که هوش مصنوعی وارد عمل شود و به تحلیل، تفسیر و پیشبینی بپردازد. در این میان، فناوری «دوقلوی دیجیتال» یکی از پیشرفتهترین کاربردها محسوب میشود و سنگاپور در این زمینه پیشگام است.
محققان سنگاپوری، چارچوبهای دوقلوی دیجیتال را برای پایش کیفیت هوای داخل و خارج ساختمانها توسعه دادهاند. این چارچوبها، شبکههای عصبی پیچشی، شبکههای حافظه بلندمدت-کوتاهمدت دوطرفه و مکانیسمهای توجه چندگانه را با یکدیگر تلفیق میکنند. مجموعههای هوش مصنوعی، پیش از وقوع بحران، خرابیهای احتمالی کیفیت هوا را پیشبینی میکنند و امکان مداخله پیشگیرانه را فراهم میآورند. دادههای واقعی جمعآوریشده از ساختمانهای مختلف سنگاپور، کارایی این رویکرد را تأیید کرده و بهبودهای قابلتوجهی نسبت به مدلهای سنتی نشان داده است.
برنامه دکارت (DesCartes) که محصول همکاری مؤسسات تحقیقاتی فرانسه و سنگاپور است، دامنه کاربرد دوقلوهای دیجیتال را گسترش داده است. پلتفرم ترکیبی آنها، به کاربران اجازه میدهد تا تأثیر باد، دما و آلودگی را بر محلههایی همچون مارینا بی، بهصورت لحظهای مشاهده کنند. با استفاده از واقعیت افزوده و مجازی، اپراتورها امکان شبیهسازی پراکندگی آلودگی، تجسم نقشههای باد و گرفتن تصمیمهای آگاهانه در چارچوب سناریوهای متغیر را دارند. این قابلیتها، مدیران شهری را در طراحی و اجرای اقدامات پیشگیرانه، پیش از بروز بحرانهای آلودگی، یاری میدهد.

شهرهای پیشرو در کاربرد فناوری
بمبئی در فوریه ۲۰۲۶، گامی تاریخی در مسیر پایش هوشمند آلودگی برداشت. دولت ایالت ماهاراشترا، دستورالعملی صادر کرد که بر اساس آن، شرکت شهری بریهانمومبای موظف است سیستمی بهطور کامل بر پایه هوش مصنوعی و اینترنت اشیا را برای پایش پویای منابع آلودگی هوا در سراسر این کلانشهر توسعه دهد و راهاندازی کند. وزیر ارشد ایالت، در این باره تأکید کرد که «آلودگی هوا را نمیتوان بهطور مؤثر پایش کرد، مگر آنکه سیستم بهطور کامل بر پایه اینترنت اشیا و هوش مصنوعی استوار باشد». هدف این سیستم، ردیابی صددرصد منابع آلاینده دولتی و خصوصی از جمله پروژههای زیرساختی اعلام شده است.
این دستورالعمل، نشانگر تغییر راهبردی اساسی از بازرسیهای دستی و دورهای به پایش مستمر و بر پایه دادههای لحظهای است. سیستم پیشنهادی، با ادغام سنسورها و شبکههای متصل، به جمعآوری، تحلیل و نمایش پیوسته دادههای آلودگی در سراسر بمبئی خواهد پرداخت. کارشناسان محیطزیست شهری، این اقدام را گامی مؤثر بهسمت مقرراتگذاری دقیق میدانند که به مقامات امکان میدهد نقاط داغ انتشار آلایندهها را در زمان واقعی شناسایی کنند و به سرعت پاسخ دهند. برای ساکنان محلههای پرتراکمی همچون باندرا، که قانونگذاران پیشتر نسبت به گرد و غبار بیشازحد و افت کیفیت هوا در آنها هشدار داده بودند، این سیستم میتواند به مدیریت شفافتر و پاسخگوتر آلودگی منجر شود.
در آلماتی، قزاقستان، پژوهشی علمی به بررسی ادغام سیستمهای مدیریت ترافیک تطبیقی بر پایه هوش مصنوعی با پایش لحظهای کیفیت هوا پرداخته است. سیستم پیشنهادی در این مطالعه، از شبکههای عصبی مصنوعی و شبکههای حافظه بلندمدت-کوتاهمدت برای پیشبینی سطح ذرات معلق (PM2.5) بر اساس دادههای لحظهای تراکم ترافیک، انتشار خودروها و شرایط محیطی استفاده میکند. این سیستم بهصورت پویا، زمانبندی چراغهای راهنمایی را تنظیم و وسایلنقلیه را برای کاهش انتشار آلایندهها در نقاط داغ، مسیریابی مجدد میکند. نتایج این پژوهش نشان میدهد مدلهای شبکه عصبی، عملکردی بهتر از روشهای سادهتر دارند و برای مدیریت ترافیک لحظهای بسیار مؤثرند. این تحقیق ثابت کرد که هوش مصنوعی میتواند با دقت قابلقبولی سطوح آلایندهها را پیشبینی و اقدامات کنترلی را بهموقع اعمال کند.

مدیریت ترافیک هوشمند در پاسخ به آلودگی
مدیریت ترافیک پاسخگو از جمله امیدوارکنندهترین کاربردهای این فناوریهاست. سناریوی قابلتصور چنین است که سنسورها افزایش ناگهانی ذرات معلق را در یکی از محلهها، در ساعات اوج ترافیک صبحگاهی ثبت میکنند. هوش مصنوعی علت را شناسایی میکند که به احتمال زیاد، ترافیک سنگین و توقف و حرکت در یکی از خیابانهای اصلی است. در این شرایط، سیستم بهطور خودکار زمانبندی چراغهای راهنمایی را برای کاهش توقفهای طولانی تنظیم، وسایلنقلیه را پیش از رسیدن به نقطه داغ، به مسیرهای جایگزین هدایت یا محدودیتهای موقتی را در مناطق حساس همچون اطراف مدارس، در ساعات ورود و خروج دانشآموزان اعمال میکند.
مطالعه آلماتی نشان داد که مدلهای هوش مصنوعی، توانایی پیشبینی با دقت سطوح PM2.5 را دارند که امکان انجام این مداخلات را در زمان واقعی فراهم میآورد. چنین رویکردی، شهرها را از سیستمهای منفعل و واکنشگرا به ساختارهایی پویا و خودتنظیم تبدیل میکند که در رویارویی با نوسانات کیفیت هوا، به سرعت عکسالعمل نشان و سلامت شهروندان را در اولویت قرار میدهند.

چالشها و آینده پیش روی تحول دیجیتال
با وجود افقهای امیدوارکننده، این تحول فناورانه با موانع قابلتوجهی روبهروست. هزینه راهاندازی و نگهداری هزاران سنسور در سطح شهر بسیار بالاست و آموزش مدلهای هوش مصنوعی به نیروی انسانی ماهر و منابع محاسباتی قابلتوجهی نیاز دارد. دقت دادهها و اعتماد عمومی، از دیگر چالشهای اساسی محسوب میشود. از سوی دیگر ناهنجاریهایی که گاه در دادههای شاخص کیفیت هوا مشاهده میشود، نگرانیهایی را ایجاد کرده است.
وزیر محیطزیست ماهاراشترا، بهتازگی به شهروندان درباره باور به اطلاعات گمراهکننده در مورد سطوح AQI هشدار داده و تأکید کرده است که تنها به دادههای رسمی از پلتفرمهای مجاز دولتی اعتماد کنند. این مسئله، اهمیت شفافیت و پاسخگویی نهادهای دولتی را در کنار فناوری برجسته میکند.
حریم خصوصی و امنیت، نگرانی جدی دیگر است؛ همان شبکههایی که آلودگی را پایش میکنند، میتوانند افراد را نیز ردیابی کنند. وجود مکانیسمهای حکمرانی قوی برای حفظ حریم خصوصی دادهها و جلوگیری از سوءاستفاده از قابلیتهای نظارتی، ضروری است. پروژه چرخ کپنهاگ، با ارائه امکان اشتراکگذاری ناشناس دادهها، الگویی مناسب برای جمعآوری اطلاعات با رعایت حریم خصوصی ارائه داده است.
چالش اجرای عملی نیز وجود دارد؛ دادهها تنها در صورتی مفیدند که به اقدام مؤثر تبدیل شوند. تبدیل بینشهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی به اقدامات اجرایی، نیازمند اراده سیاسی و هماهنگی میان نهادهای مختلف است. همانطور که فعالان سیاستگذاری تأکید میکنند، پایش بر پایه فناوری باید با برنامههای موجود همچون برنامه ملی هوای پاک هند هماهنگ شود تا به کاهش معنادار آلودگی ذرات بیانجامد.
هوش مصنوعی، جایگزین سیاستهای کاهش آلودگی نیست، اما شتابدهندهای قدرتمند برای آنها محسوب میشود. این فناوری، هوشمند لحظهای را فراهم میآورد که تصمیمگیری بر پایه شواهد را ممکن میکند. از سنسورهای دوچرخههای کپنهاگ تا دوقلوهای دیجیتال سنگاپور و دستورالعمل تاریخی بمبئی، مسیر حرکت از پایش ایستگاهی به ضربان دیجیتال شهر بهخوبی هموار است و روزبهروز شتاب بیشتری میگیرد.

به این ترتیب، آینده به سوی شهرهایی پیش میرود که نفس میکشند، سلامت خود را پایش میکنند، به نیازهای شهروندان پاسخ میدهند و بهطور پویا با شرایط متغیر سازگار میشوند. دادههای تولیدشده توسط این سیستمها، به طراحی بهتر شهری کمک خواهند کرد و بر مکان پارکها، ساخت مدارس و پیکربندی توسعههای جدید برای کاهش رویارویی با آلودگی تأثیر خواهند گذاشت.
فناوری آماده بهکارگیری در مقیاس وسیع است. اکنون پرسش اساسی این است که آیا شهرها، اراده سیاسی و ظرفیت نهادی لازم برای بهرهگیری از آن به نفع سلامت هر شهروند، خیابان به خیابان و ساعت به ساعت را دارند؟ پاسخ به این پرسش، نهتنها کیفیت هوای قابل تنفس، بلکه آینده زیستپذیری شهرها را تعیین خواهد کرد.
راز موفقیت شانگهای در عصر شهرهای هوشمند
بر اساس تازهترین گزارشهای سال ۲۰۲۶، موفقیت چین دیگر تنها به رشد اقتصادی یا حجم تولید صنعتی محدود نمیشود، بلکه بر پایه نوآوری فناورانه، انرژی پاک و توسعه صنایع پیشرفته تعریف میشود. این کشور سرمایهگذاری عظیمی در بخش هوش مصنوعی انجام داده است و برنامهای حدود ۲۹۵ میلیارد دلاری برای ایجاد شبکهای ملی از مراکز داده هوش مصنوعی، آغاز کرده است تا جایگاه خود را در رقابت جهانی فناوری تثبیت کند.
خودکارسازی صنایع تولیدی چین
همچنین صنایع تولیدی چین با سرعت بهسوی خودکارسازی و استفاده از رباتهای پیشرفته حرکت کردهاند. بسیاری از کارخانهها با بهرهگیری از هوش مصنوعی و سامانههای رباتیک، بهرهوری خود را افزایش و وابستگی به نیروی کار سنتی را کاهش دادهاند. یکی دیگر از نشانههای موفقیت چین در سال ۲۰۲۶، گسترش نفوذ علمی و پژوهشی آن است. مطالعات بینالمللی نشان میدهد که چین در بسیاری از حوزههای نوظهور علمی از جمله هوش مصنوعی، انرژی، نیمهرساناها و زیستفناوری به یکی از رهبران جهانی تبدیل شده است. این پیشرفتها نشان میدهد که چین در حال گذار از «کارخانه جهان» به «مرکز نوآوری جهان» است؛ تغییری که میتواند توازن فناوری و اقتصاد جهانی را در دهههای آینده تحت تأثیر قرار دهد.

در حوزه محیط زیست نیز چین به دستاوردهای چشمگیری رسیده است. بخش انرژی پاک در سالهای اخیر، موتور اصلی رشد سرمایهگذاری کشور بوده است و بیش از ۹۰ درصد رشد سرمایهگذاری را به خود اختصاص داده است. تولید و صادرات باتریهای پیشرفته، خودروهای برقی، فناوری خورشیدی و انرژی بادی، نهتنها اقتصاد چین را تقویت کرده است، بلکه بر تحول انرژی در بسیاری از کشورهای جهان نیز تأثیر گذاشته است.
ترکیب نوآوری شتابان با ریشههای عمیق فرهنگی در شانگهای
شهر شانگهای در سال ۲۰۲۶ جهشی چشمگیر را تجربه کرده است که نشاندهنده تغییر بنیادین نگاه مردم جهان به این شهر است. برخلاف بسیاری از رتبهبندیهای سنتی که بر اقتصاد یا نفوذ تجاری تمرکز دارند، روش ارزیابی جدید بهترین شهرهای دنیا بر اساس فاکتورهای مختلف همچون غذا، رویدادهای فرهنگی، مقرونبهصرفه بودن، شادی و کیفیت کلی زندگی، استوار است.در واقع راز موفقیت شانگهای در توانایی آن برای ترکیب نوآوری شتابان با ریشههای عمیق فرهنگی نهفته است.
مدیران شانگهای، سرمایهگذاری گستردهای در فضاهای عمومی، نهادهای فرهنگی و شبکه حملونقل، انجام دادهاند و زندگی روزمره را برای ساکنان آن آسانتر کردهاند. رویدادهای غذایی شانگهای، در سطح بهترین شهرهای جهان قرار دارد، زندگی شبانه آن شهرتی جهانی یافته است و موزهها و نگارخانههای آن جایگاهی بینالمللی به دست آوردهاند. شانگهای از راهبرد توسعه شهری چین بهره برده است که سرمایهگذاریهای کلانی را به حوزه حملونقل، مسکن و بهبود محیط زیست هدایت کرده است.

موفقیت شانگهای نشان میدهد که جمعیت فراوان و فعالیت اقتصادی گسترده میتواند در کنار خدمات عمومی باکیفیت، فضاهای سبز گسترده و پویایی فرهنگی، وجود داشته باشد. این شهر آسیایی، ترکیبی از فرصتها، آسایش و استاندارد بالای زندگی را برای شهروندان خود فراهم میکند و برای بازدیدکنندگان تجربهای ارائه میدهد که هم آیندهنگرانه است و هم عمیقاً در سنتهای چینی ریشه دارد.
مهمترین روندهای شهری جهان در سال ۲۰۲۶
در دهههای پیشین، توسعه شهری بیشتر با گسترش زیرساختها، رشد املاک و مستغلات و اجرای پروژههای حملونقل، تعریف میشد، اما در سال ۲۰۲۶، نسل جدیدی از اولویتهای شهری، در حال ظهور است، بهطوریکه شهرهای موفق بهطور فزاینده از دادههای شهری و مشارکت شهروندان برای طراحی سیاستهایی استفاده میکنند که پاسخگوی نیازهای واقعی ساکنان باشد. برایناساس، شهرها بیش از گذشته بر تابآوری، پایداری، هوشمندی دیجیتال، دسترسپذیری و کیفیت زندگی، تمرکز کردهاند. پژوهشهای اخیر نشان میدهد که شهرهای پیشرو جهان در حال عبور از الگوی سنتی «شهر هوشمند» هستند و به سمت رویکردهایی حرکت میکنند که فناوری، سازگاری با تغییرات اقلیمی و طراحی انسانمحور را با یکدیگر ترکیب میکنند. در واقع از قاره آسیا و آفریقا گرفته تا اروپا و آمریکای لاتین، چندین روند مشترک در حال بازآفرینی آینده زندگی شهری هستند. در ادامه به مهمترین روندهای شهری جهان در سال ۲۰۲۶ و جزئیات آنها میپردازیم:
تابآوری اقلیمی به مهمترین اولویت شهری تبدیل میشود
سازگاری با تغییرات اقلیمی بهتازگی، به یکی از مهمترین روندهای شهری سال ۲۰۲۶ تبدیل شده است. با افزایش موجهای گرما، سیلابها، خشکسالیها و رخدادهای شدید آبوهوایی، دولتهای محلی، سرمایهگذاری گستردهای در اقدامات تابآوری انجام میدهند. همچنین پژوهشگران بیشازپیش تأکید میکنند که تابآوری اقلیمی دیگر تنها یک موضوع زیستمحیطی نیست، بلکه چالشی اساسی در حوزه اقتصاد و سلامت عمومی به شمار میرود. در سال جدید، شهرها در حال بازطراحی خیابانها، فضاهای عمومی و زیرساختها هستند تا بهتر بتوانند با افزایش دما و خطرات ناشی از تغییرات اقلیمی مقابله کنند.
نمونههایی از این رویکرد را میتوان در شهرهایی مانند سنگاپور، روتردام و کپنهاگ، مشاهده کرد؛ جایی که راهبردهای سازگاری اقلیمی شامل زیرساختهای مقاوم در برابر سیل، طرحهای خنکسازی شهری و کریدورهای سبز است. در مناطق پرشتاب آسیا و آفریقا نیز برنامهریزی برای تابآوری، به ضرورتی اساسی تبدیل شده است، زیرا جمعیت شهری همچنان در حال افزایش است. در واقع تمرکز از واکنش به بحرانها به سمت پیشبینی و پیشگیری از آنها، از طریق برنامهریزی بلندمدت تغییر کرده است.

گسترش الگوی شهر ۱۵ دقیقهای
مفهوم «شهر ۱۵ دقیقهای» همچنان بر برنامهریزی شهری در سراسر جهان تأثیر میگذارد. ایده اصلی آن ساده است؛ اینکه شهروندان باید بتوانند بیشتر نیازهای روزانه خود، مانند رفتن به مدرسه، فروشگاه، مراکز درمانی و پارکها را در مدت کوتاهی با پیادهروی، دوچرخهسواری یا استفاده از حملونقل عمومی، برطرف کنند. پژوهشهای منتشرشده در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که این الگو در حال تطبیق با شرایط مختلف شهری، از کلانشهرهای متراکم گرفته تا شهرهای متوسط است.
شهرهایی مانند ملبورن، بارسلونا، پاریس و بخشهایی از سئول، تلاشهای خود را برای افزایش دسترسی محلی و کاهش وابستگی به خودروهای شخصی گسترش دادهاند. هدف از این رویکرد تنها پایداری زیستمحیطی نیست، بلکه ارتقای کیفیت زندگی، تقویت اقتصادهای محلی و ایجاد جوامع سالمتر است. در سال ۲۰۲۶، برنامهریزان شهری بیش از گذشته دسترسپذیری و نزدیکی خدمات را از شاخصهای اصلی موفقیت شهری میدانند.

احیای مناطق شهری و جنگلهای کوچک
تعداد فزایندهای از شهرها به «احیاسازی شهری» بهعنوان راهبردی برای مقابله با گرما، افزایش تنوع زیستی و ارتقای رفاه عمومی روی آوردهاند. یکی از نمونههای برجسته این روند، گسترش سریع جنگلهای کوچک متراکم به روش میاواکی است که میتوانند در فضاهای نسبتاً کوچک شهری، زیستبومهایی متراکم و خودپایدار ایجاد کنند. جنگلهای میاواکی، جنگلهای کوچک و بسیار متراکمی هستند که با استفاده از گونههای بومی درختان کاشته میشوند و چندین برابر سریعتر از جنگلهای معمولی رشد میکنند. این جنگلها به کاهش گرمای شهری، جذب دیاکسیدکربن، افزایش تنوع زیستی و بهبود کیفیت هوا در مناطق شهری کمک میکنند.
این طرحها در سراسر قاره آسیا، اروپا و آفریقا در حال اجرا است؛ زیرا شهرها به دنبال راهکارهای مقرونبهصرفه، برای مقابله با تغییرات اقلیمی هستند. برخلاف پروژههای سنتی فضای سبز، احیاسازی شهری، نه تنها بر زیباسازی فضاهای عمومی، بلکه بر احیای کارکردهای بومشناختی تمرکز دارد. جنگلهای کوچک، بامهای سبز، باغهای بارانی و کریدورهای متنوع زیستی، بهتدریج در برنامههای توسعه شهری ادغام میشوند. این روند نشاندهنده تغییر نگرشی گسترده است که طبیعت را نه یک امکان اختیاری، بلکه بخشی ضروری از زیرساختهای شهری میداند.
مدیریت هوشمند آب در شهر دایرهای مجارستان
یک باور مشترک در موفقترین شهرهای دایرهای جهان وجود دارد که دایرهای بودن، تنها به مدیریت پسماند محدود نمیشود، بلکه به معنای بازآفرینی سامانههای شهری به شکلی احیاکننده، تابآور و فراگیر است. دبرسن، یکی از شهرهای موفق دایرهای در جهان است که رهبری یک ابتکار هوشمند دایرهای را در حوزه مدیریت آب بر عهده دارد و در چارچوب برنامه همکاری بینالمللی شهری و منطقهای اتحادیه اروپا با شهرهایی در قاره اروپا و آسیا، همکاری میکند. این شهر درحالتوسعه یک پلتفرم یکپارچه دانش دایرهای آب شهری است و تجربیات خود را در زمینه تالابهای شهری، تصفیه فاضلاب و مشارکت شهروندان، به اشتراک میگذارد.
تمرکز دبرسن بر زیرساختهای «آبی ـ سبز» (blue-green)، نشان میدهد که اصول اقتصاد دایرهای چگونه میتواند به حل چالشهای کمبود آب و کیفیت آن کمک کند و همزمان محیطهای شهری زیستپذیرتری ایجاد کند. این پروژه که هدف آن ایجاد نمونههای قابل تکرار برای شهرهای اروپا و آسیا است، قدرت همکاری بینالمللی در پیشبرد سامانههای شهری دایرهای را به نمایش میگذارد.

دبرسن؛ قطبنوظهور صنعت سبز اروپا
دبرسن در سال ۲۰۲۶ بیش از هر زمان دیگری بهعنوان یکی از قطبهای نوظهور نوآوری و صنعت سبز اروپا شناخته میشود. موفقیت این شهر تنها به پروژههای مدیریت دایرهای آب محدود نیست، بلکه به ایجاد یک زیستبوم پیشرفته صنعتی، فناورانه و آموزشی نیز اقدام کرده است. استقرار کارخانه نسل جدید خودروهای برقی بیامو در دبرسن، این شهر را به یکی از مهمترین مراکز تولید خودروهای برقی اروپا تبدیل کرده است. این کارخانه که بر اساس مفهوم «کارخانه هوشمند» طراحی شده است، نخستین مرکز تولید بیامو در جهان است که بدون استفاده از سوختهای فسیلی، فعالیت میکند و بر پایه انرژیهای تجدیدپذیر، اداره میشود.
همزمان، شهر دبرسن توانسته است شبکهای گسترده از شرکتهای فناورانه، تولیدکنندگان قطعات خودرو و سرمایهگذاران بینالمللی را بهسوی خود جذب کند. توسعه زنجیره تأمین خودروهای برقی، ایجاد مراکز خدمات جهانی و سرمایهگذاری در فناوری باتری، هزاران فرصت شغلی جدید برای این شهر به همراه آورده است.

یکی دیگر از عوامل موفقیت دبرسن، همکاری نزدیک میان مدیریت شهری، دانشگاه دبرسن و صنایع پیشرفته است. ایجاد دورههای آموزشی در زمینه هوش مصنوعی، جابهجایی برقی، تولید دیجیتال و پژوهشهای مشترک صنعتی، جایگاه این شهر را بهعنوان یک مرکز دانش و نوآوری در اروپای مرکزی، تقویت کرده است. این همکاریها باعث شده است دبرسن نهتنها یک مرکز تولید صنعتی، بلکه یکی از مهمترین شهرهای دانشبنیان و آیندهنگر منطقه نیز محسوب شود.
نوآورانهترین پروژههای طراحی خیابانی آسیا در سال ۲۰۲۶
هیجانانگیزترین نوآوریهای طراحی شهری جهان دیگر درون ساختمانها رخ نمیدهد، بلکه در خیابانها جریان دارد. در سال ۲۰۲۶، شهرهای گوناگون قاره آسیا، رویکردی تازه را برای طراحی در پیش گرفتهاند که در آن، انسانها بر خودروها، هنر بر آسفالت جادهها و جامعه بر ازدحام ترافیکی، اولویت دارد. در دوران جدید از دگرگونی جزیرههای ترافیکی در سئول گرفته تا گذرگاههای بزرگ پیادهمحور در توکیو و مسیرهای هنری داستانگو در شانگهای، زبان تازهای از طراحی خلاقانه خیابانها در سراسر این قاره در حال شکلگیری است. در ادامه به بررسی طراحی خلاقانه خیابانها در شهرهای آسیایی در سال ۲۰۲۶ و ویژگیهای منحصر به فرد آنها میپردازیم:
سئول کره جنوبی؛ بازپسگیری فضا برای فرهنگ
پایتخت کره جنوبی نشان میدهد که طراحی خلاقانه خیابانها گاهی به حذف زیرساختها نیاز دارد، نه افزودن آنها. در آغاز سال ۲۰۲۶، منطقه سئوچو در سئول، یک جزیره ترافیکی را که بیش از ۱۲ سال بر چشمانداز خیابان مقابل مرکز هنرهای سئول تسلط داشت، از میان برداشت. این جزیره ترافیکی که در سال ۲۰۱۳ ساخته شده بود، ساختاری خودرومحور داشت و باعث محدود شدن فضای پیادهروها و افزایش نگرانیهای ایمنی شده بود؛ مشکلی که هنگام تجمع مردم پس از اجراهای هنری در مرکز هنرهای سئول، تنها منطقه رسمی «فرهنگ موسیقی» کره، بیشتر خود را نشان میداد..
این منطقه با بودجهای معادل ۴۰۰ میلیون وون، طرح حذف جزیره ترافیکی و گسترش پیادهروها را تکمیل کرد و در نتیجه، حدود ۵۰۰ مترمربع فضای جدید برای عابران ایجاد شد که حتی برای افراد دارای محدودیت حرکتی نیز قابل استفاده است. این فضا تنها به افزایش سطح پیادهرو محدود نشده است و به «میدان فرهنگی» واقعی تبدیل میشود که برای رویداد اجرای خیابانی برای هنرمندان جوان مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

توکیو ژاپن؛ چشمانداز گذرگاه بزرگ
در حالی که سئول جزیرههای ترافیکی را حذف میکند، توکیو چشماندازی، بلندپروازانهتر را دنبال میکند. در این شهر قرار است تبدیل خیابانهای اصلی به «گذرگاههای بزرگ» با اولویت کامل برای عابران پیاده انجام شود. در آوریل سال ۲۰۲۶، دولت توکیو طرح بازآفرینی مسیر شماره ۴ را معرفی کرد.این طرح بر پنج اصل پیادهروی آسان و پیوسته افراد، فراگیری برای همه شهروندان، پایداری و حفظ خیابان، نوآوری و ابتکارهای تازه و بهبود بنیادین کیفیت فضاهای شهری استوار است. اجرای این پروژه از دهه ۲۰۳۰ آغاز و تا دهه ۲۰۴۰ ادامه خواهد یافت. این طرح بخشی از راهبرد گسترده «آینده توکیو» است که برنامه «راههای اولویتدار برای عابران پیاده» و تبدیل فضاهای بزرگراهی به فضاهای عمومی انسانمحور را در بر میگیرد.

سنگاپور؛ هنر در مسیرهای تردد روزمره
شهر سنگاپور رویکرد متفاوتی را برای خیابانهای خود برگزیده است و هنر را مستقیماً وارد رفتوآمد روزانه مردم کرده است. از ماه ژانویه ۲۰۲۶ تا دسامبر ۲۰۲۷، موزه هنر سنگاپور در قالب برنامه «موزه روزمره»، نمایشگاهی را در منطقه بازرگانی مرکزی شهر برگزار میکند. این مسیر هنری فضاهایی همچون مانند گذرگاههای ارتباطی، میدانهای روباز و راهروهای سامانه قطار شهری را در بر میگیرد که معمولاً کمتر مورد توجه قرار میگیرند. هفت اثر تازه از هنرمندان سنگاپوری در این مسیر نصب شدهاند.
این آثار شامل سازههای متحرک، آثار مبتنی بر هوش مصنوعی و پیکرههای هنری هستند که نگاه شهروندان به زیرساختهای روزمره را دگرگون میکنند. همچنین سازمان حملونقل زمینی سنگاپور با همکاری مدرسه هنر، مسیر پیادهروی هنری راهنماییشدهای با عنوان «سنگاپور را از نگاه من ببین» را راهاندازی کرده است که دیدگاه دانشآموزان درباره نقش قطار شهری در پیوندهای اجتماعی را بازتاب میدهد.

شانگهای چین؛ خیابان داستانگو
شانگهای در حال تبدیل محلههای کامل شهری به کتاب داستانهای روباز است. منطقه چیانژیانگ تا زمستان ۲۰۲۶، شاهد اجرای برنامهای گسترده از هنر عمومی میشود که شامل ۲۶ اثر هنری بر پایه سفر یک خرس کوچک از کتاب تصویری ژان مالار، تصویرگر فرانسوی، است. بازدیدکنندگان میتوانند صحنههای مختلف این داستان را در مکانهای مختلف منطقه دنبال کنند. این مسیر از ایستگاهی موسوم به «ایستگاه جنگل» در نزدیکی خیابان چیانژیانگ آغاز میشود. تجربه بازدید تنها به آثار ثابت محدود نیست، بلکه قطار کوچکی با موضوع «گردهمایی زیر نور ستارگان» نیز در روزهای پایانی هفته فعالیت میکند.

نوسازی شانگهای؛ جزیره فاکسینگ
مدیران شهر شانگهای فراتر از هنرهای موقت، به دنبال طراحی خلاقانه و پایدار خیابانها هستند. در ژانویه ۲۰۲۶، منطقه جزیره فاکسینگ، طرح نوسازی گستردهای را به پایان رساند. از مهمترین بخشهای این طرح میتوان به «ایستگاه دیجیتالی هنر» اشاره کرد؛ گوشهای از خیابان که به «اتاق نشیمن شهری» تبدیل شده است و بافت آجرهای قرمز را با طراحی هنری نوین درآمیخته است. همچنین «راهروی نور کوانتومی»، ضمن تأمین نیازهای مربوط به توقف خودروها، حس فناوری و نوآوری را به فضا افزوده است. بر اساس طرح خلاقانه جدید، میدان فاکسینگ نیز با بهینهسازی جریان رفتوآمد و نصب نشانههای راهنما، از محیطی آشفته به فضایی منظم و در دسترس تبدیل شده است.
راز موفقیت شهرهای جهان در دسترسی به حملونقل عمومی چیست؟
تجربه این شهرها ثابت میکند که برنامهریزی یکپارچه، جابهجایی پایدار، نوآوری دیجیتالی و سرمایهگذاری بلندمدت، میتواند شهرهایی پاکتر، کارآمدتر و دردسترستر برای شهروندان ایجاد کند. اگرچه تغییرات اقلیمی و شهرنشینی، جهان امروز را دگرگون میکنند، پژوهشگران معتقد هستند حملونقل عمومی باکیفیت، یکی از اساسیترین پایههای شهرهای پایدار آینده را شکل میدهد. به گفته محققان، حملونقل عمومی برقی در کاهش آلودگی شهری و انتشار گازهای گلخانهای شهرهای امروزی، تأثیر زیادی دارد. این در حالی است که بسیاری از شهرهای موفق، بهسرعت در حال جایگزینی اتوبوسهای دیزلی با ناوگان برقی هستند و همزمان شبکههای ریلی مبتنی بر انرژیهای تجدیدپذیر را گسترش میدهند. کارشناسان معتقد هستند برقیسازی حملونقل، یکی از مهمترین روندهایی خواهد بود که آینده سامانههای جابهجایی شهری را شکل میدهد.
فناوری دیجیتالی نیز دسترسی به حملونقل عمومی را در جهان امروز، دگرگون کرده است. هوش مصنوعی، سامانههای هوشمند ترافیکی، بسترهای پرداخت همراه و ابزارهای مسیریابی لحظهای به مسافران کمک میکنند تا به طور کارآمدتر سفر کنند و همچنین مدیریت حملونقل را نیز بهبود میبخشند. پژوهشگران تأکید دارند که فناوریهای جابهجایی هوشمند میتوانند زمان انتظار مسافران را کاهش دهند، عملکرد شبکههای حملونقل را بهینه کنند و دسترسی سالمندان و افراد دارای ناتوانی جسمی را بهبود بخشند.
بااینحال، کارشناسان هشدار میدهند که بسیاری از شهرها همچنان با چالشهای مهم حملونقل، روبهرو هستند. شهرنشینی سریع، رشد جمعیت و سرمایهگذاری نابرابر در زیرساختها همچنان دسترسی به حملونقل عمومی را در بسیاری از مناطق محدود کرده است. بنابراین برنامهریزی حملونقل آینده باید علاوه بر کارایی، بر مقرونبهصرفه بودن، فراگیری اجتماعی، پایداری زیستمحیطی و تابآوری در برابر تغییرات اقلیمی نیز تمرکز داشته باشد.

توسعه شهری مبتنی بر حملونقل عمومی در هنگکنگ
باوجود تراکم جمعیتی بسیار بالا، هنگکنگ، یکی از دردسترسترین و کارآمدترین سامانههای حملونقل عمومی جهان را توسعه داده است. شبکه حملونقل همگانی این شهر، مناطق مسکونی، تجاری و صنعتی را از طریق خدمات ریلی بسیار کارآمد، به یکدیگر متصل میکند. میزان استفاده از حملونقل عمومی در این شهر، بالاترین نرخهای جهانی را به خود اختصاص داده است، زیرا این سامانه، مقرونبهصرفه و قابلاعتماد است و بهطور عمیق با زندگی روزمره شهروندان، هماهنگ شده است. پژوهشگران اغلب از هنگکنگ بهعنوان نمونهای موفق از توسعه شهری مبتنی بر حملونقل یاد میکنند؛ جایی که زیرساختهای حملونقل، رشد فشرده و کارآمد شهر را شکل میدهند.

جابهجایی پایدار مسافران در پاریس
پاریس فرانسه نیز در سالهای اخیر سیستم حملونقل خود را با سرعت چشمگیری گسترش داده است. این شهر، شبکههای مترو، مسیرهای دوچرخهسواری، اتوبوسهای برقی و مناطق ویژه عابران پیاده را توسعه داده است و همزمان ترافیک خودروها را در بسیاری از مناطق مرکزی کاهش داده است. همچنین مفهوم «شهر پانزدهدقیقهای» بهخوبی در پاریس، پذیرفته شده است؛ رویکردی که توسعه شهری را بهگونهای هدایت میکند که شهروندان بتوانند در فاصلهای کوتاه و با پیادهروی یا دوچرخهسواری، به خدمات ضروری، دسترسی داشته باشند. پژوهشهای جدید نشان میدهد که پاریس یکی از سریعترین شهرهای در حال تحول اروپا در زمینه جابهجایی پایدار و دسترسی به حملونقل عمومی است.

وابستگی کمتر به خودروهای شخصی در وین
وین اتریش نیز این روزها به یکی از قابلزندگیترین و دردسترسترین شهرهای جهان از نظر حملونقل عمومی تبدیل شده است. این شهر سامانههای تراموا، اتوبوس و متروی مقرونبهصرفه و بسیار کارآمدی را ارائه میدهد که تقریباً تمامی مناطق شهری را پوشش میدهند. همچنین وین سرمایهگذاری در حملونقل عمومی و سیاستهای جابهجایی پایدار را بهطورجدی در اولویت قرار داده است و به همین دلیل، در مقایسه با بسیاری از شهرهای بزرگ جهان، وابستگی کمتری به خودروهای شخصی دارد. پژوهشگران وین را در میان برترین شهرهای جهان از نظر دسترسی به حملونقل عمومی، کیفیت زندگی و پایداری زیستمحیطی قرار میدهند.
بهترین شهرهای دایرهای جهان در سال ۲۰۲۶ کدامند؟
در سال ۲۰۲۶، اقتصاد دایرهای از یک مفهوم نظری، به واقعیتی عملی در شهرهای جهان تبدیل شد. در شرایطی که انسانها هر سال بیش از ۲.۱ میلیارد تن پسماند جامد شهری تولید میکنند، شهرهای آیندهنگر در حال بازآفرینی سامانههای شهری بهعنوان چرخههای احیاکننده هستند، نه الگوهای خطی «برداشت، تولید و دورریز». شهرهایی که در ادامه آورده میشود به دلیل رویکردهای بلندپروازانه خود از سوی ابتکارهای سازمان ملل متحد و شبکههای جهانی مورد تقدیر قرار گرفتهاند و در خط مقدم این تحول قرار دارند.
یوکوهاما ژاپن؛ پیشگام حافظه شهری و گردش مواد
یوکوهاما، مدتهای زیادی است که استفاده مجدد تطبیقی از بناها را بهعنوان یکی از ارکان اصلی راهبرد دایرهای خود دنبال میکند. مکانهای میراثی مانند انبار آجر سرخ و گذرگاه کیشامیچی در این شهر، بازسازی شده است و به مراکز فرهنگی و تجاری تبدیل شدهاند که سالانه بیش از ۱۰ میلیون بازدیدکننده را به سوی خود جذب میکنند. این فلسفه که ساختمانها را نه بار اضافی، بلکه داراییهای فرهنگی میداند، در چشمانداز «شهر خلاق» یوکوهاما، جایگاه ویژهای دارد.
همچنین یوکوهاما همچنین از طریق پروژه «ریو» در زمینه گردش مواد پیشگام است. این پروژه مواد بهدستآمده از ساختمانهای عمومی، مانند کفپوشهای چوبی مدارس بازسازیشده را به مبلمان و محصولات جدید تبدیل میکند. ابتکار نوآورانه دیگر آن نیز این است که در یوکوهاما، روغنهای خوراکی مصرفشده، به سوخت پایدار هوانوردی تبدیل میشود و میزان انتشار دیاکسید کربن در طول چرخه عمر سوخت، حدود ۸۰ درصد کمتر از سوختهای متداول هواپیما میشود. همچنین در سال ۲۰۲۶ یوکوهاما، رهبری تدوین «بیانیه شهرهای دایرهای آسیا» را بر عهده داشت که چارچوب همکاریمحور برای بیش از ۲۰ شهر با جمعیتی بیش از ۵۳ میلیون نفر در سراسر آسیا فراهم کرد.

هانگژو چین؛ پیشگام پسماند صفر مورد تأیید سازمان ملل
هانگژو در ماه مارس ۲۰۲۶ در میان ۲۰ شهر نخست پروژه «به سوی پسماند صفر» سازمان ملل قرار گرفت. این شهر رویکردهای بلندپروازانهای در زمینه جلوگیری از هدررفت مواد غذایی، مدیریت پسماندهای آلی، سامانههای استفاده مجدد و پرکردن مجدد ظروف و نیز الگوهای فراگیر بازیافت، به اجرا گذاشته است. این تقدیر بینالمللی نشاندهنده برنامههای آیندهنگر هانگژو در مدیریت پسماند و تعهد آن به ایجاد سامانههای شهری پایدار، تابآور و فراگیر است.
سانیا چین؛ گردشگری دایرهای در بهشتی ساحلی
اصول دایرهای در اقتصاد مبتنی بر گردشگری در شهر سانیا به خوبی به کار گرفته میشود. این شهر ساحلی راهبردهایی را برای مدیریت پسماند هتلها، رستورانها و گردشگران اجرا میکند و همزمان از محیطهای دریایی و ساحلی خود محافظت میکند. تجربه شهر سانیا نشان میدهد که رویکردهای اقتصاد دایرهای را میتوان با شرایط گوناگون شهری، از مراکز صنعتی گرفته تا مقاصد گردشگری، سازگار کرد. همچنین تجارب سانیا ثابت میکند که دایرهای بودن، یک راهحل واحد برای همه نیست، بلکه چارچوبی انعطافپذیر، برای مقابله با چالشهای متنوع شهری است.

باگیو فیلیپین؛ پیشگام گردشگری دایرهای
شهر باگیو، مفهوم «گردشگری دایرهای» را بهعنوان چارچوب جامع برای توسعه پایدار شهری دنبال میکند. در ماه آوریل ۲۰۲۶، این شهر میزبان اجلاس گردشگری دایرهای باگیو بود که دولت، کسبوکارها، شرکای توسعهای و جوامع محلی را گرد هم آورد تا گذار از الگوی خطی «برداشت، تولید و دورریز»، به مدلی مبتنی بر بهرهوری منابع، استفاده مجدد و خلق ارزش محلی را تسریع بخشد.
رویکرد شهر بر چارچوب «همبستگی و مشارکت جمعی»، استوار است که دانش بومی را با مدیریت نوین، تلفیق میکند. شرکتکنندگان در این اجلاس، برنامههای عملیاتی گردشگری دایرهای را تدوین کردند که موضوعاتی از سامانههای پرکردن مجدد ظروف و آشپزخانههای بدون پسماند تا زنجیرههای تأمین «از مزرعه تا سفره» را در بر میگرفت. باگیو در حال تبدیل شدن به الگویی ملی است که نشان میدهد چگونه گردشگری میتواند ابزاری راهبردی، برای پیشبرد اهداف توسعه پایدار و افزایش تابآوری اقتصادی باشد.

کوالالامپور مالزی؛ پیشتاز پسماند صفر در جنوب شرق آسیا
کوالالامپور در سال ۲۰۲۶ بهعنوان یکی از ۲۰ شهر برتر برنامه «به سوی پسماند صفر» سازمان ملل معرفی شد. پایتخت مالزی، الگوهای فراگیر بازیافت، برنامههای مشارکت اجتماعی و سیاستهایی برای کاهش استفاده از محصولات یکبارمصرف را اجرا میکند. همچنین این شهر عضوی از «شهرهای دایرهای آسیا» است که نشاندهنده همکاری منطقهای و تعهد آن به اصول دایرهای است. مشارکت فعال این شهر در شبکههای جهانی، آن را به یکی از رهبران گذار به سامانههای شهری پایدارتر در جنوب شرق آسیا تبدیل کرده است.

فلوریانوپولیس برزیل؛ نوآوری دایرهای در آمریکای لاتین
شهر فلوریانوپولیس، نماد رهبری آمریکای لاتین در گذار دایرهای است که به دلیل برنامههای بلندپروازانه خود در کاهش پسماند مورد تقدیر سازمان ملل قرار گرفته است. این شهر جزیرهای، الگوهای فراگیر بازیافت را اجرا میکند که از کارگران غیررسمی حمایت میکند و به ایجاد سامانههای شهری پایدار و تابآور، کمک میکنند. حضور فلوریانوپولیس، در کنار پایتختهای بزرگ جهان نشان میدهد که نوآوری دایرهای در کشورهای جنوب جهان نیز به سرعت در حال رشد است. فلوریانوپولیس، الگویی موفق برای شهرهای متوسطی است که میخواهند راهکارهای اقتصاد دایرهای متناسب با شرایط و چالشهای خاص خود را توسعه دهند.
مقابله با گرمای شهری در آینده به کمک هوش مصنوعی
شهرها در سراسر جهان برنامههای بلندپروازانهای برای مقابله با تغییر اقلیم دارند؛ اسنادی که برای سالهای ۲۰۳۰ و ۲۰۵۰ نوشته شدهاند و وعده کاهش گرما، تابآوری بیشتر و آیندهای پایدار میدهند، اما مشکل اصلی امروز شهرها، نه وجود نداشتن آرمانهای بزرگ، بلکه نبود ابزارهای عملی برای اقدام فوری است. مدیران شهری نمیدانند اگر همین تابستان درخت بکارند یا پشتبامها را سفید کنند، چقدر دما کاهش پیدا میکند و سرمایهگذاری در کدام محله بیشترین بازدهی انسانی و محیطی را دارد.
اینجا هوش مصنوعی و شبیهسازی وارد میشوند. فرق «داده» با «شبیهسازی» ساده است. داده میگوید سال گذشته چه شد، اما شبیهسازی پاسخ میدهد «اگر چنین کنیم، چه خواهد شد». به عبارت دیگر، شهرها امروز به جای یک «دستگاه پیشبینی»، به آرشیوی از وقایع گذشته دسترسی دارند. هوش مصنوعی میتواند لایههای مختلف اطلاعاتی را ترکیب کند، برای مثال نقشه گرما را روی نقشه تراکم جمعیت و آسیبپذیری سالمندان بیندازد و دقیق نشان دهد کدام کوچه و خیابان اولویت نخست برای خنکسازی دارد. این کار را هم با سرعتی انجام میدهد که هیچ تیم کارشناسی به تنهایی امکان آن را ندارد.

یکی از اشتباهات رایج در برنامهریزی شهری این است که مشاوران پایداری خیلی دیر به پروژه اضافه میشوند؛ بهطور معمول وقتی که طرح ساختمان یا خیابان نهایی شده است. در آن مرحله، هر تغییر اقلیمی هزینهبر و کماثر است. راه درست، وارد کردن شبیهسازی از مرحله «پیش از تعیین جرم ساختمان» محسوب میشود.از سوی دیگر تکیه بر شهود معماران با تجربه بهویژه در اقلیمهای ناآشنا، بسیار خطرناک است، بنابراین نه از روی حدس که باید از داده شروع کرد.
چگونه هوش مصنوعی شکاف اقلیمی شهرها را پر میکند؟
هوش مصنوعی در سالهای اخیر سادهتر و در دسترستر شده است. دیگر تنها شهرهای بزرگ و ثروتمند نیستند که میتوانند از آن استفاده کنند؛ شهرداریهای کوچک با بودجه محدود هم میتوانند با این ابزارها کار کنند. مهارت اصلی انسان دیگر برنامهنویسی نیست، بلکه «پرسیدن سؤال درست» است. این تحول بزرگ بهمعنای دموکراتیک شدن تصمیمگیری اقلیمی است، اما یک چالش اساسی باقی میماند؛ آینده آبوهوا نامشخص است و سناریوهای مختلف، اعداد متفاوتی پیشبینی میکنند.

راهحل هوشمندانه توجه به الگوها بهجای تمرکز بر اعداد مطلق دما در سال ۲۰۵۰ است. تجربه نشان میدهد حتی اگر سناریوهای مختلف دماهای متفاوتی ارائه دهند، نقشه «نقاط داغ شهر» در همه آنها یکسان است. همان محلههایی که امروز گرمند، ۲۰ سال بعد هم گرمترین نقاط خواهند بود. پس میتوان بدون منتظر ماندن برای قطعیت کامل، همین امروز دست به کار شد.
موفقیت اقلیمی شهرها به یک «منبع واحد از حقیقت» وابسته است؛ پایگاه داده مشترکی که سیاستگذار، سرمایهگذار، پژوهشگر و شهروند عادی بتوانند به آن دسترسی داشته باشند. وقتی تصمیمی گرفته میشود، به جای اطلاعیههای کلی، میتوان یک نقشه تعاملی نشان داد و اظهار کرد که شبیهسازیها نشان میدهد این محله در موج گرما آسیبپذیرترین است. شهروندان آنگاه نهتنها شنونده، بلکه مشارکتکننده در درک مسئله میشوند.
به این ترتیب شهرها دیگر به استراتژی کلی اقلیمی جدیدی نیاز ندارند، آنها به ابزارهایی نیاز دارند که بلندپروازی را به اقدام فوری و دادهمحور تبدیل کند. هوش مصنوعی و شبیهسازی امروز آن ابزارها را در دسترس قرار دادهاند. آنچه باقی میماند، اراده برای استفاده هرچه سریعتر از آنهاست.

ریاض عربستان سعودی: تشخیص نقطهگرم شهر با کامپیوتر
محققان در شهر ریاض عربستان سعودی، با استفاده از هوش مصنوعی و تصاویر ماهوارهای به بررسی الگوهای گرمای شهری پرداختند. آنها فهمیدند که رفتار گرما در ریاض برخلاف تصور عموم است؛ در طول روز، خود شهر گاهی از مناطق اطراف خنکتر میشود، اما شبها دمای شهر به.طور میانگین حدود سه درجه از حومه گرمتر میرود. مهمترین کشف آنها این بود که «مکان» بیش از هر چیز دیگری تعیین میکند کدام راهکار مؤثر است. یعنی نمیشود برای کل شهر یک نسخه واحد پیچید؛ کاری که در یک خیابان جواب میدهد ممکن است در خیابان بعدی بیاثر باشد. این یافته به شهرداری ریاض کمک میکند به جای اقدامات سراسری و پرهزینه، بهطور دقیق در همان نقاط حساس و گرم شهر سرمایهگذاری کند.

هنگکنگ: پیشبینی آینده گرم برای پیدا کردن پناهگاههای خنک
کارشناسان در هنگکنگ، از نرمافزارهای شبیهسازی استفاده کردند تا پیشبینی کنند وضعیت گرما در سال ۲۰۵۰ چگونه خواهد بود. آنها با ترکیب دادههای اقلیمی فعلی و پیشبینیهای آینده، نقشهای از پناهگاههای خنک شهر تهیه کردند. نتیجه نگرانکننده بود؛ تا ۳۰ سال دیگر، تعداد مکانهایی که مردم بتوانند در ساعات گرم روز از گرما فرار کنند بهشدت کاهش پیدا میکند و مناطق دارای گرمای قابل تحمل کوچک و کوچکتر میشوند.
با این حال ارزش اصلی این شبیهسازی در این بود که همین امروز به مدیران شهری نشان میدهد کدام محلهها در آینده بحرانیترین وضعیت را خواهند داشت. به این ترتیب، آنها میتوانند هماکنون در همان نقاط درخت بکارند یا ایستگاههای خنک احداث کنند، بدون اینکه نیاز باشد تا سال ۲۰۵۰ صبر کنند.

ایگالئو، یونان: شبیهساز کامپیوتری شهر برای کمک به فقیرترین محلها
شهر ایگالئو در حومه آتن، یک گام فراتر گذاشته و دوقلوی دیجیتال یعنی یک مدل کامپیوتری کامل از شهر خود ساخته است. این مدل میتواند سناریوهای مختلف را آزمایش کند و نشان دهد «اگر فلان کار را بکنیم، چه تأثیری بر دمای هر کوچه و خیابان خواهد داشت». نوآوری واقعی این پروژه در هدف آن است؛ آنها بهدنبال محلههایی میگردند که هم گرمای شدید دارند و هم جمعیت آسیبپذیر همچون سالمندان یا خانوادههای فقیری که توانایی خنک کردن خانه خود را ندارند. این شهر به جای اینکه تنها میانگین دما را پایین بیاورد، میخواهد اطمینان حاصل کند که گرمترین و فقیرترین محلهها نخستین کمک را دریافت کنند. مردم عادی نیز در این پروژه مشارکت دارند و نظراتشان در مدل کامپیوتری وارد میشود، به همین دلیل به آن آزمایشگاه زنده میگویند.

پروژه مشترک چند شهر اروپایی، پیشبینی گرما در مقیاس کوچه و خیابان
در سطحی وسیعتر، یک پروژه مشترک اروپایی با همکاری مرکز پیشبینیهای جوی اروپا و مؤسسه فناوری فلاندرز، سرویسی راه انداخته است که دمای شهرها را با دقت بسیار بالا (در حد ۱۰۰ تا ۲۰۰ متر، یعنی به اندازه یک بلوک شهری) پیشبینی میکند. این سرویس به شهرها اطلاعات بسیار کاربردی شامل تعداد روزهای گرمای کشنده در سال، میزان جزیره گرمایی در هر محله، پیشبینی مرگومیر ناشی از گرما، ساعات کاری از دست رفته بهدنبال گرما و مهمتر از همه، بهترین مکانها برای احداث پناهگاههای خنک میدهد.
چهار شبکه بزرگ از شهرهای اروپایی در طراحی این سرویس مشارکت داشتهاند تا اطمینان حاصل شود خروجی آن بهطور دقیق همان چیزی باشد که یک مدیر شهری برای تصمیمگیری نیاز دارد. این چهار شبکه شامل شبکه شهرهای تابآور (Resilient Cities Network)، اتحاد اقلیم (Climate Alliance)، آیسیالایآی (ICLEI) و یورو سیتیز (Euro Cities) هستند که نهتنها در طراحی سرویس مشارکت دارند، بلکه نقش کلیدی در ترویج و مقیاسپذیری آن در میان شهرهای عضو خود ایفا میکنند.
در طرح حاضر سرویس نهایی تنها توسط متخصصان فنی در آزمایشگاهها طراحی نمیشود، بلکه نیازها و اولویتهای واقعی مدیران شهری از همان ابتدا در فرایند توسعه لحاظ میشود. ۶ شهر اروپایی شامل کاشکایش (پرتغال)، ورمز (آلمان)، سالونیک (یونان)، بریستول (انگلستان)، میلان (ایتالیا) و ینیشهر (ترکیه) بهعنوان شهرهای آزمایشی انتخاب شدهاند و تجربیات مستقیم آنها در بهبود نهایی سرویس به کار گرفته میشود. این پروژه نشان میدهد که شبیهسازی اقلیمی دیگر یک ابزار لوکس برای شهرهای ثروتمند نیست، بلکه به یک سرویس عمومی و در دسترس تبدیل شده است.

آنچه این مثالها نشان میدهد این است که شهرها در نقاط مختلف جهان بدون نیاز به بودجههای هنگفت، توانستهاند با استفاده از هوش مصنوعی و شبیهسازی، از حالت حدس و گمان خارج شوند و تصمیمات خود را بر پایه داده بگذارند. آنها یاد گرفتهاند که برای کاهش گرمای شهری نیازی به انتظار تا سال ۲۰۵۰ نیست؛ با ابزارهایی که همین امروز در دسترس است، میتوان بهطور دقیق دانست کدام درخت را در کدام خیابان کاشت، کدام پشتبام را سفید کرد و به کدام محله اولویت داد.
آسمانخراشها علیه آلودگی هوا به پا خاستند
لودگی هوا یکی از جدیترین چالشهای زیستمحیطی و بهداشتی قرن حاضر است. طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی، سالانه میلیونها نفر در جهان بهدلیل تنفس هوای آلوده دچار بیماریهای قلبیعروقی، تنفسی و حتی مرگ زودرس میشوند. شهرهای بزرگ بهدلیل تراکم جمعیت، ترافیک و فعالیتهای صنعتی، بیشترین سهم را در تولید آلایندهها دارند. از این رو، بسیاری از کشورها به دنبال راهکارهای نوین و پایدار برای کاهش آلودگی در مقیاس شهری هستند که نهتنها مؤثر باشند، بلکه با بافت شهر نیز هماهنگ باشند.
یکی از راهکارهای نوآورانه، جنگلهای عمودی و نمای سبز هوشمند است. در این روش نمای ساختمانها با پوشش گیاهی انبوه پوشانده میشود تا گیاهان با جذب دیاکسید کربن، ذرات معلق و گازهای آلاینده، به بهبود کیفیت هوا کمک کنند. علاوه بر این، نماهای سبز با کاهش دمای ساختمان، مصرف انرژی برای سرمایش را کم میکنند و به تنوع زیستی شهری نیز کمک میکنند.

راهکار دیگر استفاده از پوششهای فتوکاتالیستی است. این پوششها که بهطور معمول حاوی دیاکسید تیتانیوم هستند، روی جادهها، دیوارها و سطوح شهری اعمال میشوند. با تابش نور خورشید، واکنش فتوکاتالیستی فعال میشود و آلایندههایی همچون اکسیدهای نیتروژن و ترکیبات آلی فرار را تجزیه میکند. این فناوری در بعضی شهرهای ژاپن و اروپا بهصورت آزمایشی اجرا شده است و پتانسیل بالایی برای کاهش آلودگی موضعی دارد.
افزون بر این، دیوارهای خزهای بهعنوان یک راهحل طبیعی و کمهزینه مورد توجه قرار گرفتهاند. خزهها بهدلیل سطح تماس بالا و توانایی جذب ذرات معلق، میتوانند نقش مؤثری در فیلتر کردن هوای اطراف خود ایفا کنند. این دیوارها علاوه بر تصفیه هوا، رطوبت محیط را تنظیم میکنند و به زیبایی بصری فضاهای شهری نیز میافزایند. شهرهایی همچون برلین و بعضی مناطق هلند از این فناوری در فضاهای عمومی و ایستگاههای حملونقل استفاده کردهاند.

درخت شهر برلین؛ تصفیهکننده هوشمند هوا با خزه
پروژه درخت شهر برلین (CityTree) یک دیوار خزهای هوشمند و متحرک است که در نقاط مختلف برلین نصب شده است و یکی از موفقترین نمونهها در نوع خود به شمار میرود. هر واحد سیتیتری معادل ۲۷۵ درخت معمولی عمل تصفیه هوا انجام میدهد و با استفاده از خزههای تخصصی از جمله گونههای اسفاگنوم و هیپنوم ذرات معلق، دیاکسید نیتروژن و ترکیبات آلی فرار موجود در هوای اطراف را جذب میکند.
این دیوارها مجهز به سنسورهای هوشمند هستند که کیفیت هوا، رطوبت و دما را بهصورت لحظهای پایش میکنند. سیستم آبیاری خودکار و کنترلشده، رطوبت مورد نیاز خزهها را تأمین میکند و انرژی مورد نیاز آن از پنلهای خورشیدی تأمین میشود. هر واحد سیتیتری سالانه حدود ۲۴۰ تن دیاکسید کربن جذب و معادل هزار متر مکعب هوا را در روز تصفیه میکند. این پروژه بهدلیل ترکیب ساده نگهداری، مصرف انرژی پایین و عملکرد بالای تصفیه هوا، در شهرهای دیگری همچون بروکسل، اسلو و هنگکنگ نیز با موفقیت اجرا شده است.

جنگل عمودی میلان؛ جایی که آسمان و طبیعت در هم تنیده میشوند
پروژه جنگل عمودی (Bosco Verticale) در میلان یکی از برجستهترین نمونههای معماری سبز در جهان است که از سال ۲۰۱۴ به بهرهبرداری رسیده است. این دو برج مسکونی ۱۱۰ و ۷۶ متری، در نمای خود میزبان حدود ۸۰۰ درخت، پنج هزار بوته و ۱۵۰۰ گیاه پوششی هستند. انتخاب گونههای گیاهی در نمای این ساختمانها بر اساس معیارهای تخصصی همچون مقاومت به باد، نیاز آبی کم، توانایی جذب آلایندهها و سازگاری با اقلیم شهری انجام شده است. برای مثال، گونههایی همچون بلوط همیشهسبز، نمدار قلبی و افرای صحرایی بهدلیل توانایی بالای فتوسنتز و جذب ذرات معلق انتخاب شدهاند.
این پروژه از نظر فنی نیازمند مهندسی سازه پیشرفته بود. هر بالکن با بار اضافی حدود دو تن (ناشی از خاک، گیاهان و آب) طراحی شده است و برای نگهداری گیاهان از سیستمهای آبیاری قطرهای هوشمند با سنسورهای رطوبت و کنترل خودکار استفاده میشود. این سیستمها مصرف آب را به حداقل میرسانند و از هدررفت جلوگیری میکنند. علاوه بر این، ریشه گیاهان در بسترهای مخصوص با لایههای زهکشی و فیلتر قرار گرفتهاند تا از آسیب به سازه ساختمان جلوگیری شود.
جنگل عمودی میلان سالانه حدود ۳۰ تن دیاکسید کربن جذب و معادل ۱۰ تن اکسیژن تولید میکند، همچنین با ایجاد سایه و تعریق گیاهی، دمای موضعی اطراف ساختمان را دو تا سه درجه سانتیگراد کاهش میدهد و به کاهش جزیره حرارتی شهری کمک میکند. این پروژه بهعنوان الگویی برای گسترش نمای سبز در سایر ساختمانهای میلان و شهرهای دیگر جهان شناخته شده است.

جنگل عمودی نانجینگ؛ تنفس سبز در دل شهر آلوده
پروژه جنگل عمودی نانجینگ که توسط استفانو بوئری، معمار پروژه عمودی میلان طراحی شده است، در سال ۲۰۱۸ تکمیل شد. این پروژه شامل دو برج ۲۰۰ و ۱۰۸ متری است که در مجموع بیش از ۸۰۰ درخت، سه هزار بوته و حدود ۲۵۰۰ متر مربع پوشش گیاهی را در خود جای دادهاند. انتخاب گونههای گیاهی با توجه به اقلیم نانجینگ و سطح بالای آلودگی هوا انجام شده است. گونههایی همچون یاس ستارهای و جینکوبیلوبا بهدلیل مقاومت بالا در برابر باد، آلودگی و توانایی جذب مؤثر ذرات معلق و دیاکسید کربن انتخاب شدهاند.
هر بالکن با سیستمهای نگهدارنده ویژه و لایههای زهکشی چندگانه ساخته شده است تا وزن خاک، گیاهان و آب را تحمل کند. سیستم آبیاری هوشمند با سنسورهای رطوبت و کنترل مرکزی، مصرف آب را بهینه و از هدررفت جلوگیری میکند. علاوه بر این، برای مقابله با بادهای شدید، ریشه گیاهان در بسترهای تقویتشده با توریهای فلزی ثابت شدهاند.
این جنگل عمودی سالانه حدود ۲۵ تن دیاکسید کربن جذب و معادل ۱۲ تن اکسیژن تولید میکند، همچنین با ایجاد سایه و تعریق گیاهی، دمای موضعی اطراف ساختمانها را کاهش میدهد و به بهبود کیفیت هوا در یکی از آلودهترین شهرهای چین کمک چشمگیری میکند.

پارکرویال پیکرینگ؛ جایی که فناوری و طبیعت در تعامل هوشمندانه قرار میگیرند
ساختمان پارکرویال پیکرینگ (Pickering) در سنگاپور یکی از نمونههای موفق نماهای سبز هوشمند در مقیاس بزرگ است. این پروژه که توسط دفتر معماری WOHA طراحی شده است، بیش از ۱۵ هزار متر مربع نمای سبز را در بر میگیرد و بیش از ۶۰ گونه گیاهی مختلف در آن کاشته شده است. این نما نهتنها جنبه زیباییشناختی دارد، بلکه با بهرهگیری از سیستمهای هوشمند، عملکرد زیستمحیطی ساختمان را به شکل قابلتوجهی بهبود بخشیده است.
نمای سبز این ساختمان مجهز به شبکهای از سنسورهای هوشمند است که بهصورت مداوم رطوبت خاک، شدت نور، دما و رطوبت محیط را اندازهگیری میکنند. دادهها به یک سیستم کنترل مرکزی ارسال میشود و آبیاری بهصورت خودکار و دقیق انجام میشود. این سیستم هوشمند موجب شده مصرف آب نسبت به روشهای سنتی تا حدود ۴۰ درصد کاهش پیدا کند. علاوه بر این، گیاهان انتخابشده طوری طراحی شدهاند که با حداقل نیاز به هرس و نگهداری، سایهاندازی مؤثر ایجاد کنند و از طریق تعریق گیاهی، دمای سطح نما و فضای داخلی ساختمان را تا چند درجه کاهش دهند.
گیاهان در بسترهای مخصوص و سبکوزن کاشته شدهاند که وزن اضافی را به حداقل میرساند و با سیستم زهکشی چندلایه، از نفوذ رطوبت به سازه اصلی جلوگیری میکند. این ترکیب هوشمندانه فناوری و پوشش گیاهی، پارکرویال پیکرینگ را به الگویی برای توسعه نماهای سبز هوشمند در مناطق گرمسیری و پرجمعیت تبدیل کرده است.

پوشش فتوکاتالیستی توکیو؛ فناوری تجزیه آلایندهها با نور خورشید
یکی از موفقترین و گستردهترین کاربردهای صنعتی فناوری فتوکاتالیستی در جهان، استفاده از پوششهای حاوی دیاکسید تیتانیوم در سطوح شهری توکیو است. این پوششها بهطور عمده روی سطوح بتنی جادهها، پیادهروها، دیوارهای حائل و نمای ساختمانها اعمال میشوند و با بهرهگیری از نور فرابنفش خورشید، آلایندههای گازی را تجزیه میکنند.
فرایند فتوکاتالیستی به این صورت عمل میکند که وقتی نور فرابنفش به سطح دیاکسید تیتانیوم برخورد میکند، الکترونها از لایه ظرفیت به لایه هدایت منتقل میشوند و حفرههای الکترونی ایجاد میکنند. این حفرهها با مولکولهای آب واکنش داده و رادیکالهای هیدروکسیلبسیار فعال تولید میکنند. این رادیکالها قادرند اکسیدهای نیتروژن (مونوکسید و دیاکسید نیتروژن)، مونوکسید کربن و ترکیبات آلی فرار را به ترکیبات معدنی بیخطر همچون نیترات، کربنات و آب تجزیه کنند.

اجرای این پوششها به دو روش اصلی انجام میشود: در روش نخست از رنگهای بر پایه آب حاوی نانوذرات دیاکسید تیتانیوم با ضخامت تقریبی ۵۰ تا ۱۰۰ میکرون استفاده میشود در حالی که در روش دوم ذرات فتوکاتالیست در مرحله ساخت بهطور مستقیم به بتن اضافه میشوند. مطالعات میدانی انجامشده در توکیو نشان میدهد که این پوششها میتوانند غلظت اکسیدهای نیتروژن را در ارتفاع یک متری از سطح زمین تا ۲۵ تا ۴۰ درصد کاهش دهند، بهویژه در ساعات اوج تابش خورشید.
علاوه بر تصفیه هوا، این پوششها خاصیت خودتمیزکنندگی نیز دارند. آلودگیهای آلی سطحی توسط رادیکالهای تولیدشده تجزیه میشوند و آب باران بهراحتی آلودگیهای معدنی باقیمانده را از سطح میشوید. این ویژگی موجب کاهش چشمگیر هزینههای نظافت و حفظ ظاهر تمیز سطوح شهری برای مدت طولانیتر میشود.
با وجود وابستگی عملکرد این پوششها به شدت نور فرابنفش، توکیو بهدلیل تابش مناسب خورشید در بیشتر روزهای سال، یکی از بهترین شهرها برای بهرهبرداری از این فناوری بوده است. این پوششها در حال حاضر بهعنوان یک راهکار مکمل و کمهزینه برای بهبود کیفیت هوا در مقیاس محلی مورد توجه مدیران شهری قرار گرفتهاند.
بهترین الگوهای حملونقل شهری در جهان امروز
در دنیای امروزی، حملونقل عمومی به یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده آینده شهرهای بزرگ تبدیل شده است. در واقع سامانههای حملونقل عمومی در دسترس، کارآمد و پایدار در سال ۲۰۲۶، بیش از پیش برای رشد اقتصادی، حفاظت از محیطزیست، برابری اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی شهری ضروری است. شهرنشینی سریع، ترافیک زیاد، آلودگی هوا و تغییرات اقلیمی، شهرهای جهان را وادار کرده است تا شیوه جابهجایی مردم را در مناطق شهری بازطراحی کنند. بر اساس تازهترین پژوهشهای بینالمللی، شهرهایی که از شبکههای نیرومند حملونقل عمومی برخوردار هستند، معمولاً با کاهش انتشار آلایندهها، کاهش ترافیک، افزایش بهرهوری اقتصادی و بهبود شرایط زندگی مواجه هستند.
تحقیقات جدید نشان میدهد که موفقیت سامانههای حملونقل عمومی دیگر تنها با تعداد اتوبوسها یا خطوط راهآهن سنجیده نمیشود، بلکه جابهجایی شهری نوین اکنون بر دسترسی آسان، هزینه مناسب، سرعت، یکپارچگی دیجیتالی، پایداری زیستمحیطی و فراگیری اجتماعی تمرکز دارد. پژوهشگران بهطور فزایندهای بر اهمیت برنامهریزی «شهر پانزدهدقیقهای»، سامانههای حملونقل چندوجهی، جابهجایی برقی و زیرساختهای هوشمند دیجیتالی تأکید میکنند که به شهروندان امکان میدهد بدون وابستگی زیاد به خودروهای شخصی، بهصورت کارآمد سفر کنند.

سنگاپور؛ الگوی جهانی موفق برای جابهجایی شهری پایدار
یکی از بهترین نمونههای جهانی در زمینه دسترسی موفق به حملونقل عمومی، سنگاپور است. این شهر یکی از پیشرفتهترین و یکپارچهترین سامانههای حملونقل شهری جهان را ایجاد کرده است. سامانه حملونقل ریلی سریع سنگاپور تقریباً تمام مناطق مهم شهری را با کارایی بالا به یکدیگر متصل میکند و استانداردهای بالایی از قابلیت اطمینان و پاکیزگی را حفظ میکند. همچنین دولت سنگاپور، اتوبوسها، قطارها، مسیرهای پیادهروی، زیرساختهای دوچرخهسواری و سامانههای پرداخت دیجیتالی را در قالب یک شبکه واحد ادغام کرده است. هوش مصنوعی و سامانههای دادهای لحظهای نیز به بهینهسازی جریان ترافیک و بهبود تجربه مسافران در این شهر کمک میکند. پژوهشگران شهرهای هوشمند، سنگاپور را بهعنوان یکی از بهترین الگوهای جهانی برای ترکیب فناوری، دسترسپذیری و جابهجایی شهری پایدار معرفی کردهاند.

توکیو؛ نمونه دقت زمانی در حملونقل عمومی
توکیوی ژاپن، یکی از کارآمدترین شهرهای جهان از نظر حملونقل عمومی به شمار میرود. شبکه گسترده راهآهن و متروی این شهر، روزانه میلیونها مسافر را با دقت زمانی و نظم چشمگیر جابهجا میکند. با وجود جمعیت بسیار زیاد توکیو، حملونقل عمومی به ساکنان اجازه میدهد در سراسر منطقه کلانشهری با وابستگی کم به خودروهای شخصی رفتوآمد کنند. پژوهشگران معتقد هستند موفقیت توکیو نتیجه چندین دهه سرمایهگذاری در زمینه زیرساختها، توسعه شهری مبتنی بر حملونقل عمومی و هماهنگی قوی میان شبکههای ریلی و برنامهریزی شهری است. سامانههای دیجیتالی پیشرفته نیز به مدیریت جمعیت و زمانبندی حرکت در سراسر شبکه حملونقل توکیو کمک میکنند.

کپنهاگ؛ الگوی موفق برای برنامهریزی حملونقل چندوجهی
کپنهاگ دانمارک به دلیل ترکیب موفق حملونقل عمومی با زیرساختهای مناسب دوچرخهسواری و پیادهروی، شهرت جهانی یافته است. این شهر با ترکیب اتوبوسها، مترو، قطارها و مسیرهای دوچرخهسواری در یک شبکه بههمپیوسته شهری، جابهجایی پایدار را در اولویت قرار داده است. نزدیک به نیمی از سفرهای روزانه در کپنهاگ با دوچرخه انجام میشود که بهطور چشمگیری موجب کاهش ترافیک و انتشار آلایندهها شده است. پژوهشگران، کپنهاگ را الگویی موفق برای برنامهریزی حملونقل چندوجهی میدانند، زیرا شهروندان میتوانند بهآسانی دوچرخهسواری و حملونقل عمومی را در سفرهای روزانه خود ترکیب کنند.

گسترش شبکههای حملونقل کمآلاینده در آمستردام
آمستردام هلند بهتازگی، موفقیتهای بزرگی در زمینه جابهجایی شهری پایدار کسب کرده است. سامانه حملونقل این شهر بر دسترسی آسان، زیرساختهای دوچرخهسواری، ناوگان عمومی برقی و محلههای مناسب پیادهروی، تأکید دارد. همچنین آمستردام در حال گسترش شبکههای حملونقل کمآلاینده است و همزمان وابستگی به خودروهای شخصی را در بسیاری از مناطق شهری، کاهش میدهد. پژوهشگران شهرهای اروپایی، آمستردام را یکی از برجستهترین نمونههای جهان در طراحی سامانههای حملونقل مبتنی بر نیازهای انسان، میدانند. سیستم حملونقل عمومی این شهر نشان میدهد که چگونه برنامهریزی شهری و سیاستهای جابهجایی میتوانند ضمن افزایش دسترسی، آلودگی و ترافیک را نیز کاهش دهند.

پیشرفتهترین شبکه متروی جهان در سئول
سئول کره جنوبی از طریق نوآوریهای فناورانه و برنامهریزی یکپارچه شهری، سامانه حملونقل خود را متحول کرده است. این شهر یکی از پیشرفتهترین شبکههای متروی جهان را اداره میکند که از زیرساختهای دیجیتالی هوشمند، اطلاعات لحظهای مسافران و سامانههای پرداخت یکپارچه بهره میبرد. اتوبوسهای عمومی، شبکه مترو، برنامههای اشتراک دوچرخه و زیرساختهای پیادهروی در سراسر شهر، بهخوبی به یکدیگر متصل هستند. پژوهشگران تأکید میکنند که سامانههای حملونقل هوشمند سئول با کاهش زمان سفر و ازدحام ترافیک، کارایی خود را در یکی از بزرگترین مناطق کلانشهری جهان افزایش دادهاند.
نظر شما