محمدصادق شهبازی، پژوهشگر انقلاب اسلامی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا، پیرامون ابعاد شخصیتی و مدیریتی شهید فریدون عباسی اظهار کرد: شهید فریدون عباسی حاصل آن روحیه دهه ۶۰ بود؛ همان روحیهای که جوانهای ما در دهه ۶۰ برای کشور احساس میکردند؛ احساس میکردند باید هر کاری از دستشان برمیآید بکنند و لوازم این کار را محقق میکردند؛ حتی اگر موانعی جلوی آنها بود. آنها میرفتند سراغ اینکه مرزهای فتحنشده را فتح کنند، کارهای بزرگ کنند و رویاهای بزرگ داشتند؛ مشکلات، موانع و کمبودها آنها را بازنمیداشت. شهید فریدون عباسی همینطور زندگی کرده بود؛ از مشکلاتی که در کودکی و نوجوانیاش به صورت خاص با آنها مواجه بود، تا آنجایی که به انقلاب گره خورد، وارد مسیر انقلاب شد و در خود آبادان و سپس در جنگ شروع به نقشآفرینی کرد.
وی در ادامه افزود: در فضایی که بقیه بیشتر در روزمرگی جنگ میماندند، ایشان و امثال شهید فخریزاده در قالب سپاه و جهاد، سراغ این رفتند که یک گام بزرگ بردارند. از خدمترسانی به مردم گرفته تا کار بزرگتری که سرشِت جنگ را تغییر دهد و امنیت آینده کشور را سامان ببخشد. آنها سراغ فناوریها و نیازهایی رفتند که کشور در آینده گرفتارش میشد؛ آن هم در اوج دورهای که چیزی به ما نمیدادند. امثال شهید فریدون عباسی و شهید فخریزاده این فضا را از صفر بنا کردند و علیرغم همه چالشها، این مسیر را بالا آوردند. دنبال این بودند که چطور دشمن را دور بزنند و بدون اینکه درگیر ماجراها باشند، حوزهای را پیدا کنند. چطور یک بدنه بسازند و بین فضای دفاعی، علم و فناوری، دانشگاه و فضای اجرایی ما پل بزنند؛ یکی از کارهای مهم شهید عباسی همین بود.
پدری کردن برای دانشمندان و خانواده شهدای هستهای
این پژوهشگر با تبیین روحیه کادرسازی و ساختارشکنی شهید عباسی گفت: ایشان آدم سیستمسازی بود و تیمسازی میکرد. حجم زیادی از جوانان، چه در محیط دانشگاهی، چه در محیط هستهای و چه در محیط دفاعی، حاصل تربیت امثال شهید عباسی بودند، حاصل منشی که چطور بروند سراغ اینکه در حوزههای مختلف علم و فناوری مرزها را درنوردند. ما مدیر خوب زیاد داریم که خوبیش روی میز کارش است؛ مینشیند و میگوید فلان کار را میخواستم بکنم، نذاشتند و نمیشد اما امثال شهید عباسی کسانی بودند که میرفتند و این فضاها را تغییر میدادند و افراد را همراه و یارگیری میکردند. کار آنها حاصل جمع چند روحیه بود؛ روحیه علمی، روحیه جسارت داشتن، روحیه آیندهنگری و آن روحیه ایمان دینی که مقابل هیچکدام از مرزها متوقف نمیشد.

شهبازی با اشاره به ویژگی متمایز شهید عباسی در مقایسه با سایر دانشمندان گفت: این جسارت در مرزشکنیها خیلی مهم بود؛ ما حتی عالم زیاد داریم اما آدم جسور کم داریم. حتی در شهدای هستهای اگر بخواهم مقایسه کنم، اگر آن روحیه علمی و آکادمیک در شهید شهریاری بود و آن روحیه علمی و پیدا کردن چیزهای خاص در شهید داریوش رضایینژاد وجود داشت، اما آن شخصی که محور بود، بقیه را همراه میکرد و برای کار کردن همه فضا ایجاد میکرد، شهید عباسی بود. کسی که همه را نگهمیداشت و پدری میکرد؛ حتی وقتی این دانشمندان به شهادت میرسیدند، خانوادههایشان را نگه میداشت و روابط خودش را حفظ میکرد. ایشان این مدل را نه فقط برای موضع هستهای، بلکه در دورههای مختلف زندگیاش داشت؛ از مبارزاتی که قبل از انقلاب در دانشگاه پهلوی داشت تا فضای دوره جنگ، سپاه، جهاد و حوزههای مدیریتی و اجرایی. این روحیه تربیت، فضاشکنی و پدری کردن را چه با دانشجوها، چه نیروها و چه کسانی که در سیستم با او بودند، حفظ کرد و همه به این روحیه او شهادت میدهند.
بنبستشکنی در بیرون از ساختار قدرت و خوشمشربی در فضاهای دوستانه
وی درباره مواجهه شهید عباسی با فراز و نشیبهای سیاسی گفت: ایشان دنبال کار راه میافتاد. آنجایی که بیرون از قدرت بود، به عنوان یک آدم دانشگاهی، آکادمیک و فنی میرفت بقیه را یارگیری میکرد تا این فضا را پیگیری کند. آن دورهای که نماینده شد و در صحنه سیاسی این اهداف را دنبال میکرد و حتی آن دورهای که فضای هستهای را از ایشان گرفتند، در فضای پدافند غیرعامل تلاش کرد . در یک جمله بخواهیم بگوییم، شهید عباسی یک نفر از آن جوانهای دهه ۶۰ بود؛ جوان مرزشکن، بنبستشکن و عرصهگستری که هیچ سدی نمیتوانست مقابلش بایستد و فضای جدیدی را برای کشور ایفا میکرد.
این پژوهشگر با یادآوری خاطرات شخصی خود افزود: کنار همه اینها، آن روحیه جوانانه، پدرانه و دوستانه را داشت. مثلاً وقتی با ما میخواست صحبت کند، گاهی میگفت بیایید کوه با هم صحبت کنیم. دیدم همین هفته عکسهایی را از شهدای هستهای منتشر کردند که در محیطهای جمعی و دوستانه بودند و باز میگفتند همه محورها شهید عباسی بود. کنار آن روحیه علمی، ایشان خیلی آدم خوشمشربی بود؛ با ایشان خوش میگذشت، هم تاریخ میگفت و هم سریع اسناد و مدارک بیرون میآورد و میگفت بر اساس چه ماجرایی این حرف درست است یا خیر. بحثهای علمی را هم مرتبط و ساماندهی میکرد و نبودن شهید عباسی خسارت بزرگی است.
طراحی راهبرد بازدارندگی و ضربت متقابل در برابر برجام و تهدیدات دشمن
شهبازی به آیندهنگری و خطمشی عقلانی و جسورانه شهید عباسی پرداخت و اظهار داشت: ویژگی شهید عباسی این بود که خیلی آیندهنگر بود. برنامههایی که آنها برای ضربه به تأسیسات اتمی ما داشتند و اینکه ما چطور بازدارندگی ایجاد کنیم تا آنها از اساس سراغ این نیایند یا اگر آمدند و اقدامی کردند چه کنیم، فکر نکنید مال این یکی دو سال اخیر است؛ اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ که با هم گفتگو میکردیم همین فضا را داشت. این را چه در محافظتهای شخصی لحاظ میکرد و چه در فضایی که کشور باید استراتژیها را داشته باشد. بعضیها هستند حرفهای جسورانه میزنند ولی عاقلانه نیست اما شهید دکتر عباسی حرفهای جسورانهای میزد که ضمناً عاقلانه و محاسبهشده بود و بدون چارچوب نبود.

وی تاکید کرد: ایشان هم برای اینکه چه کار کنیم که نتوانند به ما حمله کنند ایده داشت و هم اگر در جایگاه علم و فناوری و جایگاه دفاعی قرار میگرفت، جزو کسانی بود که مسیرهای جدید باز میکرد تا تنها ننشینیم به ما حمله کنند؛ یا اگر حمله کردند، چه کار کنیم که ایجاد درد واقعی برایشان بشود و بدانیم آن نقطهای که آنها برای درازمدت و میانمدت دنبال میکنند چیست تا به سمت آن برویم.
این پژوهشگر در پایان افزود: ما اکنون احتیاج به این داریم که مسئولان ما دچار خطای محاسباتی نشوند، همان حرفی که رهبر شهید انقلاب گفتند. شهید عباسی در این قضایای هستهای و دفاعی جز کسانی بود که خطای محاسباتی نداشت یا اگر داشت اندک بود و سریع مسیر خودش را پیدا میکرد. اگر ایشان بود، در این باره که کشور چه تصمیمی بگیرد تأثیرگذار بود؛ کما اینکه در ماجرای برجام هم خیلی فعال بود، صحبت میکرد و آدمهای مختلف را آگاه میکرد که به چه سمتی نباید بریم. حتی فارغ از فضای علمی و سیاسی پیشنهاد میداد که کشور چه گامهای واقعی را میتواند بردارد. شهید عباسی تلاش میکرد برنامهای طراحی کند که ضربت متقابلی به ضربههای وارد شده به فضای هستهای، دفاعی و سیاسی کشور باشد.
نظر شما