به گزارش خبرگزاری ایمنا، هشتم محرم روز جوان کربلاست، روز آن سرو قامت، آن زیبا صورت، او که شبیهترین فرد به پیامبر اکرم (ص) بود، در روایات آمده است که اهلبیت هر گاه مشتاق دیدار رسول اکرم میشدند به علی اکبر (ع) چشم میدوختند؛ آمده است، آنگاه که علی اکبر (ع) پا در میدان نبرد گذاشت، بسیاری از سپاهیان دشمن گمان کردند که حضرت محمد (ص) به میدان آمدهاند؛ میگویند آنگاه که امام حسین به علی اکبر (ع) اذن رزم داد، زیر چشمی به قد و قامت او مینگریست و آهسته میگریست.
علی اکبر (ع)، جوان رعنای امام حسین (ع) به میدان نبرد رفت، اما آن قد رعنا کجا و آن بدن اربا اربا که از میدان بازگشت کجا؛ برای درک معنای اربا اربا در مقتل آمده است که همچون تسبیحی که بند آن پاره شده باشد و مهرهها پراکنده شده باشند.

همین تصویر است که قرنهاست اشک شیعه را جاری میکند؛ تصویری که شاعران نیز آن را چنین به زبان آوردهاند:
رسید کار به جایی...
که پهن کرد عبایی...
و پاره جگرش را...
تمامی ثمرش را...
و دست و پا و سرش را...
قدمقدم پسرش را...
پدر خمیده خمیده...
پسر بریده بریده...
گذاشت روی عبا و...
نشست پیش جوانش...
و آنچه ضربه آخر...
برای مرگ پدر بود...
صدای هلهله از سمت سی هزار نفر بود...
ما با روضه علیاکبر غریبه نیستیم؛ از سال ۵۷ گرفته تا هشت سال جنگ تحمیلی و جنگ سوریه و درگیریها و آشوبهای داخلی، آنقدر جوانانمان پر پر شدهاند که این روضه را با گوشت و استخوانمان درک میکنیم. در زمان انقلاب، ساواک دست از سر جوانانمان برنداشت، پس از آن رژیم بعث، چندین هزار تن از بهترین جوانان این آب و خاک را پر پر کرد، پس از آن تروریست و اشرار جوانانمان را یک یکی به شهادت رساندند، داعش بسیاری از جوانانمان که عشق به حضرت زینب پایشان را به سوریه کشانده بود، اربا اربا کرد و هر چه زمان گذشت خون جوانانمان بیشتر در این مسیر ریخته شد.

هر نسل، سهمی از این داغ را بر دوش کشیده است. جوانانی که برای دفاع از امنیت، استقلال و عزت ایران جان خود را تقدیم کردند، هر یک برگ دیگری بر دفتر عاشورا افزودند. دشمنان این سرزمین، هر بار که از شکست در برابر اراده ملت ایران ناامید شدند، جوانان را نشانه رفتند؛ همان سرمایههایی که آینده ایران را میساختند و با خون خود، امنیت و اقتدار این سرزمین را تضمین کردند.
شاید به همین دلیل است که با شنیدن روضه حضرت علیاکبر(ع)، بسیاری از مردم ایران ناخودآگاه به یاد شهید حاج قاسم سلیمانی میافتند؛ فرماندهی که از روزهای جوانی، جبهه را خانه خود قرار داد و تا واپسین لحظه عمر، سنگر دفاع از اسلام و ایران را ترک نکرد. او نیز همچون بسیاری از یاران مکتب عاشورا، همه زندگی خود را وقف این راه کرد و سرانجام در همان مسیر به شهادت رسید.

اما این داغها به گذشته محدود نمانده است. در سالهای اخیر، ایران بار دیگر شاهد پرکشیدن فرزندان رشید خود بوده است؛ از شهید امیرعلی حاجیزاده، شهید حسین سلامی، شهید محمد باقری و شهید غلامعلی رشید تا دهها فرمانده، رزمنده و جوانی که در حوادث و نبردهای اخیر جان خود را در راه آرمانهایشان تقدیم کردند. آنان سالها در مکتب امام حسین(ع) و حضرت علیاکبر(ع) درس ایثار، وفاداری و استقامت آموخته بودند و سرانجام نیز همانگونه که زیستند، سرافرازانه به دیدار معبود شتافتند.
شاید راز ماندگاری روضه حضرت علیاکبر(ع) نیز همین باشد؛ اینکه این مصیبت، تنها روایت یک جوان در سال ۶۱ هجری نیست، بلکه الگویی جاودانه برای همه نسلهاست. هر زمان که جوانی، آگاهانه برای دفاع از حق، دین، میهن و کرامت انسان از جان خود میگذرد، برگ دیگری از آن روضه عظیم ورق میخورد و تاریخ بار دیگر نشان میدهد که مکتب عاشورا، همچنان زنده است و علیاکبرها، در هر عصر و زمانهای، پرچمداران آن خواهند بود.
نظر شما