به گزارش خبرگزاری ایمنا، امسال محرم زودتر از همیشه به دلها آمد، هنوز غبار روزهای پرالتهاب جنگ از چهره شهرها پاک نشده بود که بیرقهای سیاه بر سردر هیئتها برافراشته شد. هنوز روایت شهادتها، تشییعها و شبهای اضطراب در ذهن مردم زنده بود که طنین «یا حسین» در کوچهها پیچید. گویی تقویم، محرم را درست در لحظهای به ایران رسانده بود که یک ملت، معنای ایستادگی و داغ را دوباره تجربه کرده بود.
محرم امسال، اما شبیه سالهای گذشته نبود؛ در بسیاری از هیئتها، کنار پرچمهای سیاه عزای سیدالشهدا(ع)، پرچم سهرنگ ایران نیز دیده میشد. نام وطن، امنیت، اقتدار و یاد شهیدان روزهای جنگ در میان نوحهها و سخنرانیها حضوری پررنگتر از همیشه داشت و همه تلاش کردند میان حماسه کربلا و تجربه روزهای اخیر مردم ایران پلی عاطفی و مفهومی ایجاد کنند.
از «یا حسین» تا «ای ایران»
شبهای نخست محرم در هیئتهای بزرگ کشور، صحنههایی را رقم زد که کمتر در سالهای گذشته دیده شده بود. جمعیتی که برای عزاداری آمده بودند، گاه در میان سینهزنیها نام ایران را نیز زمزمه میکردند. نوحههایی که در کنار مفاهیم عاشورایی، از وطن، امنیت و ایستادگی سخن میگفتند با استقبال گسترده عزاداران مواجه شد و در برخی مجالس، یاد شهدای روزهای اخیر و مدافعان امنیت کشور نیز در کنار شهدای کربلا گرامی داشته شد.
انگار میان کربلای سال ۶۱ هجری و روزهای پرالتهاب امروز، رشتهای نامرئی شکل گرفته بود؛ رشتهای از جنس وفاداری، مقاومت و ایستادن پای آنچه برای انسان ارزشمند است.

هیئتها؛ پناهگاه عاطفی یک ملت
هیئت فقط محل عزاداری نیست، همیشه آینه حال جامعه بوده است. در سالهای دفاع مقدس، نوحهها بوی جبهه میداد. نام رزمندگان در میان روضهها شنیده میشد و بسیاری از جوانان از دل همین مجالس راهی میدان نبرد میشدند.
امسال نیز در بسیاری از شهرها، حال و هوایی مشابه احساس میشود. مردم پس از تجربه روزهای سخت جنگ، هیئت را به محلی برای بازسازی روح جمعی خود تبدیل کردهاند؛ جایی که هم اشک برای حسین(ع) جاری است و هم یاد کسانی زنده میشود که در دفاع از کشور جان خود را از دست دادند و در واقع، محرم امسال تنها یک مناسبت مذهبی نیست، روایتی از همدلی ملی نیز هست.
وقتی امنیت، موضوع منبرها شد
یکی از تفاوتهای محسوس هیئتهای امسال، تغییر برخی محورهای سخنرانیهاست. اگر در سالهای گذشته بیشتر مباحث اخلاقی، اجتماعی یا تاریخی در کانون توجه قرار داشت، امسال موضوعاتی مانند امنیت ملی، وحدت اجتماعی، حفظ انسجام کشور و مسئولیت مردم در شرایط حساس منطقهای نیز سهم قابل توجهی از منبرها را به خود اختصاص داده است.
بسیاری از سخنرانان تلاش میکنند از دل روایت عاشورا، به ضرورت حفظ همبستگی ملی و مقاومت در برابر تهدیدها بپردازند؛ مفاهیمی که برای جامعه امروز، بیش از گذشته ملموس و قابل درک است.
ایران؛ واژهای که امسال بیشتر شنیده شد
شاید مهمترین تفاوت محرم امسال را بتوان در تکرار یک واژه خلاصه کرد؛ «ایران»، واژهای که سالها در هیئتها حضور داشت، اما نه به اندازه امسال.
در بسیاری از مراسم، عشق به اهلبیت(ع) و عشق به ایران در امتداد یکدیگر روایت شدند. عزاداران، دفاع از وطن را ادامه همان فرهنگی میدانستند که در کربلا متولد شد؛ فرهنگی که عزت، آزادگی و ایستادگی را به انسان میآموزد.
در شبهای محرم، وقتی هزاران نفر همزمان بر سینه میزنند و نام حسین(ع) را فریاد میزنند، مفهوم «وحدت» شکل عینی پیدا میکند؛ همان سرمایهای که در روزهای جنگ نیز یکی از مهمترین عوامل عبور کشور از بحران بود.

عاشورا؛ روایتی فراتر از زمان
شاید راز ماندگاری عاشورا همین باشد؛ اینکه هر نسل، روایت خود را در آینه کربلا پیدا میکند. برای نسلی، عاشورا روایت مبارزه با استبداد بود، برای نسلی دیگر، یادآور روزهای دفاع مقدس و برای بسیاری از مردم امروز، عاشورا به روایتی از مقاومت، ایستادگی و حفظ عزت ملی تبدیل شده است.
محرم ۱۴۰۵ در حالی برگزار میشود که هنوز خاطره روزهای جنگ از ذهن مردم پاک نشده است و به همین دلیل، بسیاری از هیئتها رنگ و بویی متفاوت گرفتهاند؛ رنگی از جنس دلتنگی، غرور، حماسه و امید.
زیر پرچم حسین(ع)، برای ایران
در پایان بسیاری از مراسم، مردم آرام آرام از هیئت خارج میشوند، اما چیزی از آن شب با خود به خانه میبرند. شاید اشکی که برای علیاصغر(ع) ریختهاند، شاید بغضی که هنگام شنیدن نام شهدا در گلویشان مانده است و شاید حسی عمیقتر؛ اینکه عاشورا هنوز زنده است و میتواند در هر زمان و هر سرزمینی الهامبخش انسانهایی باشد که میخواهند آزاد، سربلند و باعزت زندگی کنند.
محرم امسال، بیش از هر چیز، یادآور این حقیقت بود که عشق به حسین(ع) و عشق به ایران، در دل میلیونها نفر در کنار یکدیگر معنا پیدا کردهاند؛ یکی پرچم ایمان را برافراشته نگه میدارد و دیگری پرچم وطن را.
شاید تفاوت محرم امسال در همین نقطه آشکارتر باشد؛ جایی که عزاداری فقط مرور یک واقعه تاریخی نیست، بلکه تبدیل به روایتی زنده از تجربه یک جامعه شده است. مردمی که روزهای پراضطراب جنگ را پشت سر گذاشتهاند، حالا در سایه خیمههای عزاداری، خاطرات خود را با مفاهیم عاشورا پیوند میزنند؛ از داغ و دلتنگی گرفته تا امید و ایستادگی.
برای بسیاری از حاضران در هیئتها، کربلا تنها یک سرزمین دور در تاریخ نیست؛ روایتی است که هر نسل، آن را با زبان و تجربه زمانه خود بازخوانی میکند. در شبهایی که صدای «یا حسین» از هر کوچه و خیابانی بلند میشود، محرم بار دیگر نشان میدهد که چگونه میتواند میان نسلها، خاطرهها و احساسات یک ملت پیوند ایجاد کند.
بیرقهای سیاه، روایتگر سوگی بزرگ است، اما در دل همین سوگ، پیامی از زندگی، مقاومت و امید جریان دارد؛ پیامی که قرنهاست از کربلا عبور کرده و هر بار در گوشهای از جهان، با صدایی تازه شنیده میشود.
در شبهای محرم، هیئتها بار دیگر به محلی برای روایت مشترک یک جامعه تبدیل شدند؛ جایی که اشکهای عاشورایی با خاطرات روزهای پرتنش اخیر گره خورد و بسیاری تلاش کردند پیوند میان پیام تاریخی کربلا و تجربه امروز مردم را بازخوانی کنند؛ روایتی از داغ، مقاومت، امید و ایستادگی.