به گزارش خبرگزاری ایمنا، عباس کمالینژاد ظهر امروز _یکشنبه سیویکم خرداد_ در نشست تخصصی «مصطفی چمران، فرهیخته فرهنگساز» اظهار کرد: امام موسی صدر را اولین بار سال ۱۳۴۸ در مدرسه آیتالله سعید (چهلستون بازار تهران) دیدم، آن زمان فضای حوزه کامل سنتی بود، وقتی گفتند برای یک روحانی باید صندلی بیاوریم، برای طلبهها عجیب بود، اما وقتی آمد، فهمیدیم با یک روحانی معمولی طرف نیستیم، غیر از لباس روحانیت، رئیس مجلس اعلای شیعیان لبنان بود، یعنی نخستینبار در تاریخ لبنان، شیعیان صاحب یک شورای رسمی شده بودند.
وی با بیان اینکه لبنان پس از جنگ جهانی اول و توافق سایکس–پیکو از سوریه جدا شد، افزود: نظام طایفهای شکل گرفت؛ حدود ۱۸ طایفه رسمی داشتند و هر کدام سهمی در ساختار قدرت داشتند، اما شیعیان سهمی نداشتند تا اینکه امام موسی صدر در حدود ۴۵ سالگی به دعوت علما و به توصیه آیتالله شرفالدین به لبنان رفت و مجلس اعلای شیعیان را تأسیس کرد.
تحلیلگر مسائل غرب آسیا و لبنان ادامه داد: امام موسی صدر فقط یک خطیب نبود؛ شما سخنرانیهای پرشور از او کمتر میبینید، اما هر جا کار اجتماعی، بهداشتی، آموزشی، رسیدگی به محرومان یا ساماندهی مقاومت بود، او حضور داشت، برای شیعیان لبنان یک «منجی اجتماعی» بود، نه تنها یک واعظ.
کمالینژاد با اشاره به اینکه بعد از جنگهای ایران و روس، یک پرسش بزرگ در میان متفکران ایرانی شکل گرفت: چرا شکست خوردیم؟ گفت: از عباسمیرزا تا امیرکبیر، از مستشارالدوله تا سیدجمال، همه دنبال پاسخ بودند، دو عامل استعمار خارجی و استبداد داخلی مطرح شد.
وی تصریح کرد: در داخل گفته میشد فرهنگ ما استبدادپذیر است، برخی حتی دین را عامل عقبماندگی معرفی کردند، اینجا جریان مبارزه با خرافات و اثبات عقلانیت اسلام شکل گرفت، در دهههای ۲۰ و ۳۰ شمسی، بازرگان، طالقانی، سحابی و دیگران تلاش کردند نشان دهند اسلام با علم و عقل در تضاد نیست.
تحلیلگر مسائل غرب آسیا و لبنان خاطرنشان کرد: بعد از کودتای ۲۸ مرداد و شکست راه پارلمانی، نسل ما به این نتیجه رسید که مبارزه مسلحانه نیز باید بررسی شود، فضای جهانی هم تحت تأثیر جنبشهای چریکی در چین، کوبا، الجزایر و دیگر کشورها بود، چمران فرزند این دوره است؛ هم شاگرد جریان عقلانی–دینی بود، هم تجربه چریکی آموخت.
کمالینژاد اظهار کرد: چمران ابتدا در مصر دورههای نظامی دید، سپس با معرفی به امام موسی صدر به لبنان رفت در جنوب لبنان و صور، هستهای از جوانان مؤمن را سامان داد؛ گروهی به نام «فتیان علی» (جوانمردان علی)، این هسته بعدها تبدیل به جنبش «امل» شد؛ یعنی افواج مقاومت لبنان.
وی با بیان اینکه چمران فقط نظامی نبود؛ هنرمند، عارف، دانشمند و انسانی جامعالاطراف بود. ما به او میگفتیم «مردی برای تمام فصول»، خاطرنشان کرد: او در چهار ساحت درخشان بود، صلح با خود، صلح با مردم، صلح با هستی و صلح با خدا؛ وقتی همسر آمریکاییاش لبنان را به دلیل بمبارانها ترک کرد، او گفت نمیتواند کودکان یتیم لبنانی را رها کند. این انتخاب، نشاندهنده عمق انسانی اوست.
تحلیلگر مسائل غرب آسیا و لبنان اوایل انقلاب، به مأموریت دکتر چمران، یک گروه ۳۰ نفره تشکیل دادیم برای فهم دقیق وضعیت لبنان و خاورمیانه، از طیفهای مختلف بودند: دفتر امام، دفتر آیتالله منتظری، مجاهدین انقلاب اسلامی، روزنامه جمهوری اسلامی، کیهان، و حتی دفتر رئیسجمهور وقت، ما به لبنان، سوریه و اردن رفتیم، فضای لبنان پیچیده بود؛ جنوب و اردوگاهها در دست فلسطینیها بود. وقتی وارد صبرا شدیم، راننده گفت: «به جمهوری فلسطین خوش آمدید.»
کمالینژاد ادامه داد: در ایران اما همزمان هجمه سنگینی علیه چمران و امام موسی صدر جریان داشت، حتی در سپاه و برخی گروههای انقلابی، عکسهایی پخش میشد که زیر تصویر چمران نوشته بودند: «قاتل فلسطینیها در تلزعتر». ما کتک خوردیم چون از او دفاع میکردیم؛ به لبنان رفتیم، با فلسطینیها، مسیحیان، شیعیان و شاهدان تلزعتر صحبت کردیم، وقتی برگشتیم، گزارش مفصل به شهید بهشتی و آیتالله هاشمی رفسنجانی دادیم، شهید بهشتی همانجا دستور داد برخی دفاتر که در بیروت موجب تنش شده بودند تعطیل شوند، این نشان میداد مدیریت کلان و عقلانیت وجود دارد.
وی با بیان اینکه سالهای ۵۸ تا ۶۴ فضای کشور کاملاً پلورال و متکثر بود، خاطرنشان کرد: در هر نهاد، گرایشهای مختلف حضور داشتند، برخی بسیار رادیکال بودند، هر گروهی لبنان را پایگاه خود میدید، حتی پاسپورتها بهصورت شبانه توزیع میشد تا افراد به «فلسطین» اعزام شوند؛ در حالی که عملاً مقصد لبنان بود؛ اتهاماتی مثل «ساواکی بودن» علیه امام موسی صدر یا «وابستگی به آمریکا» علیه چمران مطرح میشد، تنها به این دلیل که در آمریکا تحصیل کرده بودند. این نگاه جزیرهای و محدود، یکی از آسیبهای جدی آن دوره بود.
تحلیلگر مسائل غرب آسیا و لبنان تاکید کرد: معتقدم حذف امام موسی صدر تنها یک حادثه خارجی نبود؛ حسادتها و رقابتهای منطقهای و حتی درونی هم بیتأثیر نبودند، تعبیر «برادران یوسف» را از همینجا به کار میبرم. هر جا شخصیتی بیش از حد برجسته میشود، برخی طاقت نمیآورند، امام موسی صدر شخصیتی بینالمللی بود، اگر لبنان با ۱۸ طایفه نداشت، باید چنین لبنانی ساخته میشد تا تکثر و گفتوگو معنا پیدا کند. او معتقد بود حقیقت در گفتوگوی متکثر شکل میگیرد.
کمالینژاد با بیان اینکه یک نظام سیاسی با ساختار اداری صرف پایدار نمیماند، گفت: تمدنها وقتی سقوط میکنند که «چشمههای جوشان اندیشه» خاموش شوند، چمران و موسی صدر چشمه بودند، انقلاب مستمر یعنی تزریق دائمی اندیشه، اخلاق و خلاقیت به جامعه.
وی تاکید کرد: چمران را ما «که بود» نمیگوییم؛ «که هست» میگوییم، او پاسخ به زمانه بود. اگر امروز هم میخواهیم بمانیم، باید انسانهای جامعالاطراف، گفتوگومحور و خلاق تربیت کنیم؛ نه اینکه در جزیرههای فکری محصور بمانیم.
نظر شما