به گزارش خبرگزاری ایمنا، مصطفی خوشچشم در ششمین شب هیئت عاشورائیان اظهار کرد: مسئلهای که مطرح میشود این است که در متن تفاهمنامه، نخستین پیششرط «خاتمه جنگ در همه جبههها، بهویژه لبنان» عنوان شده است، در حالی که واقعیت میدانی نشان میدهد چنین خاتمهای هنوز رخ نداده است، با این حال تیمی در سطح بسیار بالا، شامل رئیس مجلس و وزیر امور خارجه، راهی ژنو شد.
وی افزود: توضیح رسمی که از سوی سخنگوی وزارت خارجه و برخی اعضای تیم ارائه شده این است که هدف از سفر، بررسی «ترتیبات اجرایی» همین پیششرطها بوده است؛ یعنی گفتوگو درباره اینکه این شروط چگونه و با چه سازوکاری عملی شوند.
تحلیلگر سیاسی ادامه داد: همینجا پرسشی مطرح میشود: اگر موضوع اصلی لبنان است، حضور چهرهای همچون همتی که حوزه تخصصیاش مسائل مالی و اقتصادی است، چه توجیهی دارد؟ اگر قرار بوده درباره مسائل مالی همچون آزادسازی پولهای بلوکهشده یا تحریمها صحبت شود، باید توجه داشت که مسئله لبنان موضوعی نیست که ظرف یک یا دو روز حل شود، حتی اگر طرف مقابل اصل عقبنشینی را بپذیرد که تاکنون چنین نشانهای دیده نشده، اجرای آن زمانبر است و ممکن است هفتهها طول بکشد، بنابراین این پرسش مطرح میشود که چرا ابتدا اصل موضوع حل نشود و بعد درباره ترتیبات اجرایی مذاکره شود.
خوشچشم با بیان اینکه اتفاقی که امروز رخ داد و بهطور گسترده مورد توجه قرار گرفت، بسته شدن تنگه هرمز بود، گفت: بلافاصله پس از این اقدام شاهد توقف نسبی آتش از سوی اسرائیل بودیم، این نشان میدهد ابزار فشار مؤثر چه چیزی بوده است، طبیعی است این سؤال مطرح شود که اگر چنین ابزاری وجود داشت، چرا چند روز زودتر استفاده نشد تا از بخشی از خسارتها و تلفات جلوگیری شود.
وی با بیان اینکه اسرائیل هم اعلام نکرده که آتشبس دائمی برقرار کرده است؛ بلکه از «آتشبس محدود» سخن گفته است، تصریح کرد: یعنی ممکن است چند روز یا چند هفته ادامه داشته باشد، علاوهبر این، یکی از شروط مهم ایران تنها توقف درگیری نبوده، بلکه عقبنشینی نیز بوده است، در حالی که اسرائیل تأکید دارد قصد عقبنشینی ندارد، در چنین شرایطی برخی معتقدند تنها ابزار مؤثر برای وادار کردن طرف مقابل به عقبنشینی، افزایش فشار نظامی است؛ به عبارت دیگر، طرف مقابل تا زمانی که هزینه جدی پرداخت نکند، عقبنشینی را نمیپذیرد.
تحلیلگر سیاسی با تاکبد براینکه یکی از مهمترین موارد به عبارت حقوقی بهکاررفته در متن انگلیسی مربوط میشود، افزود: در ترجمه فارسی گفته شده «آمریکا تضمین میدهد که جنگ در لبنان پایان پیدا کند و حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان به رسمیت شناخته شود». اما در متن انگلیسی واژهای که به کار رفته «Ensure» است، نه «Guarantee». از نظر حقوقی این دو تفاوت جدی دارند.
خوشچشم ادامه داد: گارانتی به معنای ضمانت و تعهد حقوقی است؛ یعنی اگر طرف مقابل تعهدش را انجام نداد، ضامن مسئولیت را میپذیرد. اما «Ensure» بیشتر به معنای «اطمینان حاصل کردن» است و الزام حقوقی مشخصی ایجاد نمیکند، در واقع میتواند به این معنا باشد که آمریکا تلاش میکند چنین اتفاقی بیفتد، اما اگر نیفتاد، تعهد الزامآوری متوجه او نیست، به همین دلیل معاون رئیسجمهور آمریکا، جیدی ونس در اظهاراتی اعلام کرد که آمریکا نگفته لبنان جزو تعهدات مستقیم آن است، این از همان ابهام در متن ناشی میشود.
وی با اشاره به چهار شرط اصلی مطرحشده در تفاهمنامه خاطرنشان کرد: در ظاهر چهار شرط اصلی مطرح شده است، اول، رفع محاصره دریایی، دوم، معافیت تحریمی برای صادرات نفت و پتروشیمی به مدت شصت روز، سوم، خاتمه جنگ در همه جبههها بهویژه لبنان و چهارم، آزادسازی بخشی از پولهای بلوکهشده ایران است.
تحلیلگر سیاسی تصریح کرد: در مقابل، ایران متعهد میشود تنگه هرمز را باز کند، اما اگر دقیقتر نگاه کنیم، میبینیم باز شدن تنگه هرمز منفعت بزرگی برای طرف مقابل دارد؛ زیرا فشار نفتی بر بازار آمریکا را کاهش میدهد و قیمت نفت را پایین میآورد، حتی خود دونالد ترامپ چند روز پیش در مصاحبه با فاکسنیوز گفت اگر وضعیت ادامه پیدا میکرد، طی چند هفته بازار نفت در آمریکا دچار بحران میشد.
خوشچشم تاکید کرد: درباره پولهای بلوکهشده هم باید توجه داشت که این پولها متعلق به ایران است و قرار نیست آمریکا از منابع خود پرداخت کند، قرار شده قطر بهطور موقت پرداخت را انجام دهد و بعد با آمریکا تسویه کند تا نقش مستقیم واشنگتن در آزادسازی پولها کمتر دیده شود.
وی با اشاره به وعدههایی همچون سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری یا رفع تحریمها گفت: در متن گفته شده آمریکا از طریق شرکای عرب خود حدود ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی و توسعه بخش انرژی ایران فراهم میکند، اما نکته مهم این است که در متن از واژه «سرمایهگذاری» استفاده شده، نه «غرامت» یا «خسارت»، سرمایهگذاری یعنی مشارکت در پروژهها و سهم بردن از سود آنها، بنابراین اگر چنین چیزی هم عملی شود، به معنای پرداخت خسارت نیست، بلکه به معنای ورود سرمایهگذاران خارجی و شریک شدن در پروژههای انرژی ایران است.
تحلیلگر سیاسی ادامه داد: درباره رفع تحریمها نیز گفته شده ایران و آمریکا باید درباره آن مذاکره کنند، یعنی تعهد مشخصی برای لغو فوری تحریمها داده نشده و تنها موضوعی برای گفتوگو در آینده است، حتی از نظر حقوقی نیز بخش بزرگی از تحریمها نیازمند تصمیم کنگره آمریکاست و بهسادگی قابل لغو نیست.
وی با اشاره به وضعیت تنگه هرمز تصریح کرد: استدلال این است که کنترل تنگه هرمز بهعنوان یک اهرم راهبردی در شرایط جنگی به دست آمده و هر مذاکرهای درباره آن ممکن است بخشی از این اهرم را تضعیف کند، در برخی اسناد داخلی گفته شده مدیریت و کنترل امنیتی تنگه باید بهصورت انحصاری در اختیار ایران باشد، اما در متن فعلی صحبت از سازوکاری مشترک میان ایران و عمان و مشورت با کشورهای عربی مطرح شده است، منتقدان میگویند وقتی یک ابزار قدرت در میدان به دست آمده، وارد کردن آن به مذاکره میتواند به تدریج موجب فرسایش آن شود.
مطالبهگری بدون ایجاد تنش داخلی و با حفظ انسجام ملی، یکی از نکاتی است که بارها مورد اشاره قرار گرفته و خواسته رهبر معظم انقلاب است
خوشچشم با تاکید بر اهمیت مطالبهگری خاطرنشان کرد: در کنار این مسائل، موضوع مطالبهگری اجتماعی نیز مطرح است، تأکید بر مطالبهگری بدون ایجاد تنش داخلی و با حفظ انسجام ملی، یکی از نکاتی است که بارها مورد اشاره قرار گرفته و خواسته رهبر معظم انقلاب است، در چنین شرایطی، تحلیل دقیق متنها، پرهیز از برداشتهای سادهانگارانه و توجه به موازنه واقعی قدرت در عرصه بینالملل اهمیت ویژهای دارد.
نظر شما