به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، در سالهای اخیر، کلانشهرهای جهان با معضل روزافزون انبوه خودروهای شخصی روبهرو شدهاند که نهتنها ترافیک سنگین را به همراه دارند، بلکه سهم عظیمی از آلودگی هوای شهری را نیز تولید میکنند. بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت (WHO)، آلودگی هوا سالانه عامل مرگ نزدیک به ۷ میلیون نفر در سراسر جهان است و حملونقل جادهای بهعنوان یکی از منابع اصلی انتشار آلایندههایی همچون دیاکسید نیتروژن (NO2) و ذرات معلق کوچکتر از ۲.۵ میکرون (PM2.5) شناخته میشود که هر دو با بیماریهای تنفسی، قلبی-عروقی و مرگومیر زودرس ارتباط مستقیم دارند.
در واکنش به این بحران، شهرهای پیشرو جهان به سیاستی روی آوردهاند که با عنوان «قیمتگذاری ترافیک» یا «عوارض ترافیکی» شناخته میشود. این سیاست، با هدف کاهش تعداد خودروهای شخصی در مراکز شهر، بهبود کیفیت هوا و تشویق شهروندان به استفاده از حملونقل عمومی، دوچرخهسواری و پیادهروی طراحی شده است، با این حال پرسشی بنیادین مطرح است که آیا این رویکرد در واقع به کاهش آلودگی هوا کمک میکند یا تنها بار ترافیک و آلایندههای آن را از یک نقطه به نقطه دیگر جابهجا میکند و محلههای حاشیهای و کمبرخوردار را بیش از پیش در معرض خطر قرار میدهد؟ در ادامه به تحلیل اثربخشی قیمتگذاری ترافیک در بهبود کیفیت هوا و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی آن میپردازیم.

پیوند ناگسستنی ترافیک، آلودگی و سلامت عمومی
قیمتگذاری ترافیک، که به آن «عوارض ترافیکی» یا «عوارض شلوغی» نیز گفته میشود، یک ابزار اقتصادی است که بر اساس آن، از خودروها برای ورود به مناطق پرترافیک شهری در ساعات اوج، هزینه دریافت میشود. هدف اصلی این سیاست، مدیریت تقاضای سفر، کاهش حجم ترافیک و در نتیجه، کاهش انتشار آلایندههای ناشی از توقفهای مکرر، حرکت با دندههای سنگین و مصرف سوخت غیربهینه خودروهاست. به بیان سادهتر، با وضع هزینه برای تردد در مراکز شهر، سفرهای غیرضروری با خودروی شخصی کاهش پیدا کرده و شهروندان به سمت گزینههای حملونقل پاکتر سوق داده میشوند. ارتباط مستقیم بین کاهش ترافیک و بهبود کیفیت هوا از چند مسیر اصلی حاصل میشود. نخست، با کاهش حجم خودروها، انتشار کلی آلایندهها در منطقه هدف کاهش پیدا میکند. دوم، خودروها در ترافیک سنگین، آلایندگی بسیار بیشتری نسبت به حرکت روان تولید میکنند و کاهش ترافیک، روانتر شدن جریان حرکت و در نتیجه کاهش آلایندگی را به همراه دارد.
سوم، با کاهش ازدحام، خودروها با سرعت بهینهتری حرکت و مصرف سوخت و بهتبع آن انتشار آلایندهها کاهش پیدا میکنند. چهارم، قیمتگذاری ترافیک، مشوقی قوی برای استفاده از حملونقل عمومی، دوچرخهسواری و پیادهروی ایجاد میکند که همه آلایندگی صفر یا ناچیزی دارند و پنجم، درآمد حاصل از عوارض، در بسیاری از موارد برای بهبود زیرساختهای حملونقل عمومی، توسعه خطوط دوچرخهسواری و ارتقای ناوگان اتوبوسرانی سرمایهگذاری میشود که خود به کاهش آلودگی در بلندمدت کمک میکند. با این وجود اثربخشی این سیاست در عمل، به عوامل متعددی از جمله طراحی مناسب، وجود شبکه حملونقل عمومی کارآمد، پایش مستمر کیفیت هوا و توجه به عدالت اجتماعی بستگی دارد.

نیویورک؛ کاهش ۲۲ درصدی آلایندهها در ۶ ماه
نیویورک در ژانویه ۲۰۲۵ بهعنوان نخستین کلانشهر ایالات متحده آمریکا، طرح عوارض ترافیکی را برای ورود به منطقه کاهش ترافیک منهتن به اجرا گذاشت. بر اساس این طرح، خودروهای سواری موظف به پرداخت ۹ دلار در ساعات اوج یعنی روزهای هفته از ۵ صبح تا ۹ شب و ۲.۲۵ دلار در سایر ساعات هستند. این سیاست با هدف کاهش ترافیک، بهبود کیفیت هوا و تأمین مالی حملونقل عمومی طراحی شده است. جدیدترین دادههای علمی منتشر شده در نشریه معتبر هوا پاک (npj Clean Air) توسط پژوهشگران دانشگاه کرنل، نتایج چشمگیری را در ۶ ماه نخست اجرای این طرح نشان میدهد.
بر اساس این پژوهش، غلظت آلایندههای سمی هوا در منطقه کاهش ترافیک تا ۲۲ درصد کاهش داشته است و میانگین حداکثر روزانه ذرات معلق PM2.5 با کاهش ۳.۰۵ میکروگرم بر مترمکعب همراه بوده که از سطح پیشبینیشده ۱۳.۸ میکروگرم در صورت اجرا نشدن طرح، فاصله گرفته است. نکته قابلتوجه اینکه کیفیت هوا در تمام پنج منطقه شهری نیویورک و حتی حومههای اطراف نیز بهبود پیدا کرده است؛ یافتهای که نگرانیها درباره جابهجایی آلودگی به محلههای حاشیهای را بهطور مستقیم رد میکند.
تأثیرات این طرح همچنین بهصورت تدریجی افزایش داشته، بهطوری که کاهش آلودگی از ۰.۸ میکروگرم در هفته اول به ۴.۹ میکروگرم در هفته بیستم رسیده است که نشاندهنده تطابق رفتاری شهروندان با این سیاست در طول زمان است. انتظار کاهش سطح آلودگی میرفت، اما نکته غافلگیرکننده، وسعت این کاهش در کل منطقه کلانشهری بود. رانندگان به جای تغییر مسیر، رفتار خود را تغییر دادند؛ آنها به حملونقل عمومی روی آوردند یا زمان سفر خود را تنظیم کردند. پیشبینی میشود این طرح در سال نخست، ۵۰۰ میلیون دلار درآمد برای شهرداری نیویورک ایجاد کند که سازمان حملونقل کلانشهری (MTA) قصد دارد آن را تنها برای نوسازی ناوگان حملونقل عمومی، از جمله خرید اتوبوسهای بدون آلایندگی و بهبود زیرساختهای مترو، سرمایهگذاری کند.

لندن؛ یک دهه تجربه و کاهش ۲۷ درصدی دیاکسید نیتروژن
لندن یکی از پیشگامان جهانی در حوزه قیمتگذاری ترافیک است که از سال ۲۰۰۳ عوارض ترافیکی (Congestion Charge) را در مرکز شهر به اجرا گذاشته است. این شهر در سال ۲۰۱۹، گام بلندتری برداشت و منطقه بسیار کمکربن (ULEZ) را ایجاد کرد که بر اساس آن، خودروهایی که استانداردهای آلایندگی را رعایت نمیکنند، ملزم به پرداخت عوارض روزانه هستند. از اوت ۲۰۲۳، این منطقه به تمام نواحی لندن تعمیم داده شد. نتایج این سیاستها در گزارش رسمی «ULEZ Year One» که توسط شهرداری و سازمان حملونقل لندن (TfL) منتشر شده است، نشان میدهد که انتشار دیاکسید نیتروژن (NO2) در حاشیه جادههای لندن، ۲۷ درصد کمتر از سناریوی اجرا نشدن طرح بوده است.
از سوی دیگر، محلههای فقیرنشین و کمبرخوردار که در مجاورت شلوغترین جادههای شهر قرار دارند، شاهد کاهش ۸۰ درصدی سطوح غیرمجاز آلودگی هوا بودهاند. این آمار نشاندهنده آن است که برخلاف نگرانیها، این سیاست در عمل به عدالت اجتماعی کمک کرده و مناطقی که بیشترین آسیب را از آلودگی دیدهاند، بیشترین بهره را از بهبود کیفیت هوا بردهاند. همچنین طی یک سال پس از تعمیم ULEZ به کل لندن، سفرهای دوچرخهسواری در منطقه مشمول طرح ۲۵ درصد افزایش و تعداد خودروهای فاقد استاندارد که وارد مرکز لندن میشوند، ۳۰ درصد کاهش داشته است. ULEZ یک سیاست نجاتبخش است که نهتنها آلودگی هوا را کاهش داده، بلکه از محرومترین جوامع محافظت کرده است. این نشان میدهد که سیاستهای جسورانه زیستمحیطی میتوانند عادلانه باشند.

قیمتگذاری ترافیک؛ ابزاری مؤثر در کنار سرمایهگذاری در حملونقل عمومی
شواهد و دادههای بهروز از نیویورک و لندن نشان میدهد که قیمتگذاری ترافیک، در صورت طراحی صحیح، یکی از مؤثرترین ابزارهای کاهش آلودگی هوا در کلانشهرها محسوب میشود، اما این موفقیت مشروط به چند عامل کلیدی است:
- وجود شبکه کارآمد حملونقل عمومی بهعنوان جایگزین مناسب برای خودروی شخصی
- سرمایهگذاری مجدد درآمدهای حاصل از عوارض در توسعه حملونقل پایدار و پاک
- پایش مستمر کیفیت هوا و مدیریت تطبیقی برای جلوگیری از هرگونه جابهجایی ناخواسته آلودگی
- توجه به عدالت اجتماعی از طریق طراحی قیمتگذاری بر پایه درآمد و حمایت از گروههای کمبرخوردار
تجربه نیویورک بهعنوان جدیدترین نمونه نشان میدهد که این سیاست نهتنها منجر به جابهجایی آلودگی نمیشود، بلکه با تغییر بنیادین رفتار شهروندان، کیفیت هوا را در کل منطقه کلانشهری بهبود میبخشد. در عین حال تجربه یک دههای لندن تأکید دارد که محلههای کمبرخوردار، بیشترین بهره را از این سیاستها میبرند و نگرانیها درباره تشدید نابرابری، در عمل با سرمایهگذاری هدفمند در حملونقل عمومی قابل رفع است.
قیمتگذاری ترافیک بهتنهایی «راهحل جادویی» نیست و باید در کنار سایر سیاستها همچون برقیسازی ناوگان حملونقل، توسعه فضاهای دوستدار عابر پیاده و فرهنگسازی عمومی به کار گرفته شود، اما شواهد نشان میدهد که این ابزار اقتصادی، نقشی کلیدی در تحقق هوای پاک و کاهش آلایندههای خطرناک در شهرهای بزرگ ایفا میکند. با توجه به اینکه شهرهای دیگری ازجمله بوستون، لسآنجلس، شیکاگو و حتی ملبورن نیز به فکر اجرای چنین طرحهایی هستند، به نظر میرسد عوارض ترافیکی در آیندهای نزدیک به یکی از ارکان اصلی سیاستگذاری شهری برای دستیابی به هوای پاک تبدیل خواهد شد.

نظر شما