به گزارش خبرگزاری ایمنا، لرستان را میتوان سرزمین پیوند کوه، آب و انسان دانست. استانی که بخش بزرگی از هویتش با زندگی عشایری و روستایی گره خورده و همین ویژگی، تأثیر عمیقی بر شکلگیری صنایع دستی آن گذاشته است. بسیاری از هنرهای سنتی این منطقه از دل نیازهای زندگی روزمره متولد شدهاند، اما در گذر زمان، از مرز کارکرد عبور کرده و به آثاری هنری و فرهنگی تبدیل شدهاند.
یکی از شناختهشدهترین صنایع دستی لرستان، ورشوسازی بروجرد است؛ هنری که نام آن با تاریخ صنایعدستی ایران پیوند خورده است. ورشو آلیاژی فلزی با رنگی شبیه نقره است که در گذشته برای ساخت انواع سماور، سینی، قندان، قوری و ظروف پذیرایی مورد استفاده قرار میگرفت. بروجرد از مهمترین مراکز ورشوسازی ایران به شمار میآید و آثار تولیدشده در این شهر بهدلیل ظرافت ساخت و کیفیت بالا شهرت فراوان یافتهاند.
نگاه کردن به یک سینی ورشویی بروجردی، همچون ورق زدن صفحهای از تاریخ است. نقشهای ظریف حکشده بر سطح فلز، گویی روایتگر روزگارانی هستند که صدای چکش استادکاران در بازارهای قدیمی شهر طنینانداز بود. هر ضربه چکش، ردپایی از صبر و مهارتی است که نسلها در سینه هنرمندان این دیار حفظ شده است.
در کنار ورشوسازی، گلیمبافی از مهمترین هنرهای سنتی لرستان محسوب میشود. گلیمهای لری با رنگهای زنده، نقوش هندسی و طرحهایی الهامگرفته از طبیعت و زندگی عشایری شناخته میشوند. این دستبافتهها با استفاده از پشم تولید میشوند و هر نقش آنها زبانی خاموش برای روایت بخشی از فرهنگ منطقه است.
در میان عشایر لرستان، گلیم دفتر خاطراتی بوده که زنان هنرمند، احساسات، آرزوها و تجربههای خود را در تار و پود آن ثبت میکردهاند. نقشهایی که از کوه، رودخانه، دام و عناصر طبیعت الهام گرفتهاند، امروز نیز بر بسیاری از گلیمهای منطقه دیده میشوند.

جاجیمبافی نیز از دیگر هنرهای اصیل لرستان است. جاجیم نوعی بافته سنتی بدون پرز است که با نخهای رنگارنگ تولید میشود. این دستبافته در گذشته کاربردهای فراوانی از جمله روانداز، زیرانداز و پوشش وسایل زندگی داشت و هنوز هم در برخی مناطق روستایی و عشایری استان تولید میشود.
از دیگر هنرهای شاخص لرستان میتوان به ماشتهبافی اشاره کرد. ماشته نوعی دستبافته سنتی عشایر لر است که شباهتهایی به جاجیم دارد، اما از نظر ساختار و کاربرد تفاوتهایی با آن دارد. این بافته در گذشته برای حمل وسایل، نگهداری لوازم و استفاده در کوچهای عشایری کاربرد فراوان داشت. ماشته را میتوان یکی از نمادهای فرهنگ کوچنشینی لرستان دانست؛ هنری که از دل حرکت و زندگی در طبیعت زاده شده است.

نمدمالی نیز جایگاه ویژهای در میان صنایعدستی لرستان دارد. در سرزمینی که دامداری بخش مهمی از معیشت مردم را تشکیل میداده، پشم به یکی از مهمترین مواد اولیه صنایعدستی تبدیل شده است. نمد با فشرده شدن الیاف پشم و بدون نیاز به بافت تولید میشود و در گذشته برای تهیه زیرانداز، پوشش و وسایل مختلف مورد استفاده قرار میگرفت.
فرایند تولید نمد، خود نمایشی از همکاری انسان و طبیعت است. پشم، آب، حرارت و نیروی دست در کنار یکدیگر قرار میگیرند تا محصولی شکل بگیرد که سالها دوام میآورد. همین سادگی و هماهنگی با طبیعت، نمدمالی را به یکی از اصیلترین هنرهای سنتی ایران تبدیل کرده است.

در برخی مناطق لرستان، سیاهچادر بافی نیز همچنان ادامه دارد. سیاهچادرها که از موی بز بافته میشوند، قرنها خانه عشایر این منطقه بودهاند. این سازههای سنت نمادی از سبک زندگی کوچنشینی و ارتباط عمیق انسان با طبیعت به شمار میروند.
لرستان در زمینه قالیبافی و تولید برخی دستبافتههای عشایری نیز سابقهای طولانی دارد. فرشها و قالیچههای این منطقه اغلب با الهام از طبیعت زاگرس و فرهنگ بومی طراحی میشوند و رنگهای آنها بازتابی از چشماندازهای متنوع این سرزمین است.
آنچه صنایعدستی لرستان را متمایز میکند، پیوند ناگسستنی آنها با زندگی مردم است. در اینجا هنر از دل نیاز زاده شده، با طبیعت رشد کرده و در طول نسلها تکامل یافته است. هیچیک از این آثار تنها برای زیبایی خلق نشدهاند؛ هرکدام پاسخی به بخشی از زندگی روزمره بودهاند و همین ویژگی به آنها اصالتی کمنظیر بخشیده است.
امروز نیز در میان هیاهوی زندگی مدرن، صنایعدستی لرستان همچنان همچون آتشی زیر خاکستر زندهاند. در هر گلیم، در هر قطعه ورشو و در هر ماشته، میتوان صدای زاگرس را شنید؛ صدایی که از دل قرنها تاریخ برمیخیزد و روایتگر سرزمینی است که هنر را در دامان کوهستان پرورش داده است. این آثار هم میراث گذشتگان و هم پلی میان دیروز و فردا هستند؛ پلی که هویت فرهنگی لرستان را به نسلهای آینده منتقل میکند و نشان میدهد هنر، همچون رودهای جاری این دیار، هرگز از حرکت بازنمیایستد.
نظر شما