به گزارش خبرنگار ایمنا، وقتی نام ویتنام در حافظه آمریکاییها زنده میشود، تصویر هلیکوپترهایی تداعی میشود که از پشتبام سفارت آمریکا در سایگون فرار میکنند؛ نماد یک شکست تاریخی. اما اکنون فارن پالیسی معتقد است واشنگتن با پروندهای روبهرو شده که حتی از ویتنام نیز سنگینتر است؛ پروندهای به نام «ایران».
این نشریه آمریکایی با لحنی انتقادی مینویسد دولت دونالد ترامپ تصور میکرد با یک جنگ برقآسا میتواند ایران را به کشوری مطیع تبدیل کند و موازنه قدرت منطقه را برای دههها به سود آمریکا و اسرائیل تغییر دهد؛ اما آنچه در میدان رخ داد، دقیقاً عکس این محاسبه بود.
رؤیای تغییر نظام؛ واقعیتِ استحکام بیشتر ایران
فارن پالیسی تأکید میکند یکی از اهداف پنهان جنگ، ایجاد تغییرات بنیادین در ساختار سیاسی ایران بود؛ هدفی که نهتنها محقق نشد، بلکه به انسجام بیشتر ساختار حاکمیتی ایران انجامید.
در واقع پروژهای که قرار بود تهران را به عقب براند، به عاملی برای تثبیت موقعیت آن تبدیل شد. همان جایی که اتاقهای فکر واشنگتن انتظار فروپاشی داشتند، با بازسازی سریع ساختار فرماندهی و استمرار توان عملیاتی ایران مواجه شدند.

زرادخانهای که افسانه نبود
این نشریه آمریکایی با اشاره به عملکرد سامانههای دفاعی آمریکا در برابر موشکها و پهپادهای ایرانی، اعتراف میکند که ایران توانسته در موارد متعددی از لایههای دفاعی عبور کند؛ موضوعی که سؤالات جدی درباره آمادگی آمریکا برای مواجهه با قدرتهای بزرگتر در آینده ایجاد کرده است.
به بیان دیگر، جنگ ایران تنها آزمون تهران نبود؛ آزمون سامانههایی هم بود که سالها با عنوان شکستناپذیر به جهان فروخته میشدند. آزمونی که نتیجه آن برای پنتاگون چندان دلگرمکننده نبود.
هرمز؛ گلوگاهی که واشنگتن را غافلگیر کرد
یکی از مهمترین محورهای گزارش فارن پالیسی، نقش تنگه هرمز در تغییر معادلات جنگ است.
این مجله تصریح میکند که ایران نشان داد کنترل و تأثیرگذاری بر هرمز تنها یک ابزار منطقهای نیست، بلکه اهرمی جهانی است که میتواند اقتصاد بینالملل را تحت فشار قرار دهد.
برای کشوری که بیش از دو قرن آزادی کشتیرانی را یکی از اصول بنیادین سیاست خارجی خود معرفی کرده بود، مواجهه با واقعیتی به نام «آسیبپذیری مسیرهای راهبردی انرژی» ضربهای نمادین و سنگین محسوب میشود.
از فرمان جنگ تا جستوجوی راه خروج
فارن پالیسی معتقد است یکی از نشانههای شکست راهبردی آمریکا، تغییر سریع گفتمان کاخ سفید بود. سیاستمدارانی که در آغاز جنگ از پیروزی سریع سخن میگفتند، در پایان بیش از هر چیز به دنبال راهی برای مهار بحران و خروج آبرومندانه از آن بودند.
این گزارش یادآوری میکند که شکستها تنها در میدان نبرد رقم نمیخورند؛ گاهی زمانی آشکار میشوند که سیاستمداران ناچار میشوند اهداف اولیه خود را فراموش کنند و صرفاً به دنبال کاهش خسارت باشند.
زخمی عمیقتر از ویتنام
نویسندگان فارن پالیسی معتقدند تفاوت اصلی ایران و ویتنام در این است که آمریکا پس از جنگ ویتنام همچنان توانست جایگاه جهانی خود را حفظ کند و حتی در نهایت در جنگ سرد پیروز شود؛ اما پرونده ایران مستقیماً اعتبار هژمونیک واشنگتن را هدف قرار داده است.
به نوشته این مجله، اکنون نهتنها متحدان آمریکا درباره توانایی واشنگتن برای مدیریت بحرانها تردیدهای بیشتری دارند، بلکه رقبای این کشور نیز نقاط ضعف جدیدی را شناسایی کردهاند.
سوالی که نسلهای بعد خواهند پرسید
شاید گزندهترین بخش گزارش فارن پالیسی، پایان آن باشد؛ جایی که نویسنده میگوید همانطور که نسلهای بعدی آمریکاییها سالها پرسیدند «چرا وارد جنگ ویتنام شدیم؟»، دانشآموزان آینده آمریکا نیز خواهند پرسید «چرا جنگی غیرضروری علیه ایران آغاز شد؟»
پرسشی که به اعتقاد این نشریه، پاسخ قانعکنندهای برای آن وجود نخواهد داشت؛ زیرا جنگی که قرار بود قدرت آمریکا را به نمایش بگذارد، در نهایت بیش از هر چیز محدودیتهای آن را آشکار کرد و به نمادی از شکست محاسبات راهبردی واشنگتن تبدیل شد.
نظر شما