به گزارش خبرگزاری ایمنا، تحول بنیادین در صنعت فولاد تنها با افزایش ظرفیت تولید محقق نمیشود، بلکه نیازمند بازتعریف نقش بازرگانی و تقویت حکمرانی زنجیره ارزش است. در زیستبوم جدید اقتصادی، بنگاه پیشرو پیش از تولید، بازار را میشناسد، مسیر خلق ارزشافزوده را طراحی میکند و سازوکارهای مالی و لجستیکی خود را برای مواجهه با نوسانات آماده میسازد؛ از اینرو بازرگانی باید از یک واحد عملیاتی به جایگاهی راهبردی و تصمیمساز ارتقا یابد.
در این مسیر، توسعه خدمات ارزشافزوده در حلقه بازرگانی، یکی از مهمترین راهکارهای افزایش بهرهوری است، عرضه محصول متناسب با نیاز دقیق مشتری، همراه با خدمات تکمیلی و آماده مصرف، میتواند ضایعات را کاهش دهد، رضایت و وفاداری مشتریان را افزایش دهد و سودآوری بنگاه را از حالت تنها کالامحور به سمت ارزشآفرینی پایدار سوق دهد.
از سوی دیگر، مهندسی مالی و شفافیت دیجیتال دو الزام مهم در بازرگانی نوین فولاد به شمار میروند، استفاده از ابزارهای مطمئن تأمین مالی، اعتبارسنجی و فروش اعتباری، به پایداری صنایع پاییندستی کمک میکند و در کنار آن، پلتفرمهای هوشمند برای قیمتگذاری، ثبت سفارش، تخصیص ظرفیت، رهگیری حمل و تأیید اصالت کالا، موجب افزایش سرعت، دقت، شفافیت و اعتماد در زنجیره فولاد میشود.
همچنین، لجستیک هوشمند و توسعه بازرگانی فرامرزی میتواند جایگاه رقابتی صنعت فولاد را تقویت کند. شبکه توزیع، انبارداری و حملونقل چابک، امکان تنظیم بهتر بازار و کاهش هزینه نهایی را فراهم میسازد و حضور هدفمند در بازارهای منطقهای و زنجیرههای صادراتی، فولاد کشور را از ظرفیتهای داخلی فراتر برده و به بازوی مؤثر توسعه اقتصادی و صنعتی تبدیل میکند.

گذار از حجرهداری به حکمرانی دادهمحور
مینا جعفری کارشناس ارشد تحلیلهای اقتصادی و استراتژیک حوزه صنعت در گفتوگو با خبررگار ایمنا، با بیان اینکه در تبارشناسی بحرانهای بزرگ اقتصادی، همواره یک حقیقت عریان خودنمایی میکند که تولید بدون تجارت هوشمند، بنبستی است که به انباشت سرمایه راکد میانجامد، گفت: در آستانه ورود به عصر پساجنگ، صنعت فولاد ایران بیش از آنکه نیازمند توسعهی خطوط ذوب و نورد باشد، نیازمند بازتعریف دکترین بازرگانی خود است، در دورانی به سر میبریم که بازرگانی فولاد از یک فعالیت خدماتی ساده، به یک رکن امنیتی و حاکمیتی تبدیل شده است.
وی نخستین گام در تحول بازرگانی فولاد را عبور از نگاه معاملهگرایانه به نگاهِ استراتژیک دانست و اظهار کرد: در بازرگانی سنتی، مبنای عمل، قیمت روز و تقاضای موجود است؛ اما در معماری نوین، مبنای عمل، سنجش تقاضا و تحلیل آیندهنگارانه است.
کارشناس ارشد تحلیلهای اقتصادی و استراتژیک حوزه صنعت با اشاره به اینکه در جغرافیای پساجنگ با نوسانات شدیدی در نیاز زیرساختها روبهرو هستیم، افزود: بازرگانی پیشرو، واحدی است که با استفاده از ابزارهای هوش تجاری (BI) و تحلیل کلاندادهها بتواند نقشهی راهسازی، مسکن و توسعه صنایع پاییندستی را پیشخوانی کند.
جعفری ادامه داد: باید بدانیم که شش ماه آینده، عطش بازار در کدام سگمنت ورقهای خاص، مقاطع ساختمانی یا محصولات آلیاژی خواهد بود، بازرگانی هوشمند یعنی خرید زمان؛ یعنی پیشگیری از قفل شدن نقدینگی در محصولاتی که بازار موقت به آنها نیاز ندارد و هدایت جریان تولید به سمت گلوگاههای نیاز ملی است.
استراتژی مراکز خدمات ارزشافزوده
وی یکی از بزرگترین اتلافهای سرمایه در زنجیره فولاد، فاصله میان تولید انبوه کارخانهای و مصرف خُردِ صنعتی برشمرد و توضیح داد: بازرگانی مدرن باید این شکاف را با مدل (SSC) پر کند، در این مدل دیگر فروشنده ورق یا شمش نیستیم؛ بلکه تأمینکننده قطعهی نهایی برای خط تولید مشتری هستیم.
کارشناس ارشد تحلیلهای اقتصادی و استراتژیک حوزه صنعت با بیان اینکه فرآیندهایی نظیر برشکاری دقیق، فرمینگ، عملیات حرارتی و آمادهسازی نهایی، باید در قلب بازوهای بازرگانی انجام شود، گفت: این اقدام دارای سه مزیت استراتژیک کاهش ضایعات ملی، چسبندگی مشتری و افزایش حاشیه سود است.
جعفری پیرامون اینکه در دوران بازسازی پساجنگ، بحران نقدینگی و تورم نهادهها، صنایع پاییندستی را به شدت آسیبپذیر میکند، اظهار کرد: در این مقطع، لایه بازرگانی باید نقش یک ضربهگیر مالی» را ایفا کند، بازرگانی استراتژیک یعنی استفاده از ابزارهای نوظهور FinTechبرای تسهیل مبادلات است.
وی ادامه داد: طراحی مدلهای (SCF) یا همان تأمین مالی زنجیره تأمین، از وظایف کلیدی تیمهای بازرگانی در تراز هیئتمدیره است، چراکه بهرهگیری از اوراق گام، السیهای داخلی و فروش اعتباری بر اساس سیستم رتبهبندی اعتباری اجازه میدهد تا بدون فشار به منابع نقد شرکت مادر، چرخ تولید مصرفکنندگان بچرخد، از اینرو باید به نقطهای برسیم که بازرگانی ما، بهعنوان یک نهاد اعتبارسنجیِ معتبر، ریسک تولید را برای صنایع خرد پوشش دهد، این یعنی حکمرانی بر جریان نقدینگی صنعت.
پلتفرممحوری و شفافیت رادیکال
کارشناس ارشد تحلیلهای اقتصادی و استراتژیک حوزه صنعت با بیان اینکه پاشنه آشیل بازرگانی صنعتی در دهههای گذشته، فقدان شفافیت و وجود لایههای تاریک واسطهگری بوده است، توضیح داد: در دکترین پساجنگ، شفافیت نه یک شعار اخلاقی، بلکه یک مزیت رقابتی است.
جعفری اضافه کرد: نیازمند استقرار یک پلتفرم جامع ِ B۲Bهستیم که در آن، تمامی فرآیندها از استعلام قیمت تا صدور حواله، تخصیص ظرفیت و پیگیری لوجستیکی، به صورت دیجیتال و بدون دخالت سلیقه انسانی انجام شود، این پلتفرم باید به سیستم Blockchain مجهز شود تا اصالت کالا و قابلیت ردیابی آن از مبدأ تا مقصد تضمین شود، شفافیت رادیکال، سبب جذب سرمایهگذاران و جلب اعتماد نهادهای نظارتی میشود و بازرگانی را به یک اتاق شیشهای مقتدر تبدیل میکند.
وی با تاکید بر اینکه بازرگانی بدون لوجستیک نیرومند، تنها یک فعالیت کاغذی است، گفت: در دوران پساجنگ، دسترسی به شبکه ریلی و جادهای، حکم رگهای حیاتی را دارد، از اینرو بازرگانی مدرن باید مالکیت فکری و مدیریتی بر شبکه توزیع داشته باشد.
کارشناس ارشد تحلیلهای اقتصادی و استراتژیک حوزه صنعت افزود: ایجاد هابهای لوجستیکی در نقاط استراتژیک مرزی و تقاطعهای ترانزیتی، این قدرت را میدهد که هزینه نهایی کالا را مدیریت کنیم، چرا که مدیریت انبارداری هوشمند با استفاده از سیستمهای مدیریت انبار اجازه میدهد که موجودی استراتژیک کالا را در سراسر کشور به صورت یکپارچه رصد و در مواقع بحران یا نوسانات شدید، بهعنوان رگولاتور بازار عمل کنیم.
دیپلماسی تجاری و بازرگانی فرامرزی
جعفری با اشاره به اینکه نگاه در بازرگانی نباید به مرزهای داخلی محدود بماند، گفت: پساجنگ، فصل رقابت قدرتهای منطقهای برای تصاحب بازارهای بازسازی است، چراکه بازرگانی باید در قامت یک دیپلمات اقتصادی ظاهر شود.
وی با اشاره به اینکه استفاده از مدلهای تجارت متقابل با کشورهای همسایه، ورود به بورسهای کالایی منطقهای و ایجاد برندهای مشترک صادراتی، از ضرورتهای این مرحله است، بیان کرد: باید بتوانیم مازاد تولید ملی را بهعنوان یک سلاح دیپلماتیک برای نفوذ در بازارهای هدف به کار بگیریم. بازرگانی موفق، بازرگانی است که بتواند تهدیدهای ژئوپلیتیک را به فرصتهای ارزی تبدیل کند.
کارشناس ارشد تحلیلهای اقتصادی و استراتژیک حوزه صنعت ادامه داد: پایداری تمام ارکان فوق، در گروی استقرار یک نظام حاکمیت شرکت سالم است، در لایه بازرگانی، جایی که جریانهای مالی بزرگ جابجا میشود، وجود کمیتههای ریسک، امتثال و حسابرسی داخلی عملیاتی حیاتی است.
جعفری یادآور شد: مدیران بازرگانی در عصر نوین، باید ژنرالهای انضباط مالی باشند، از اینرو لازم است ثابت کنیم که میتوان در ابعاد میلیاردی تجارت کرد و در عین حال، بالاترین سطح سلامت اداری و پاسخگویی را به سهامداران و حاکمیت ارائه داد، این همان اعتبار برندی است که پارسفولادها را در صدر اعتماد ملی مینشاند.
وی با اشاره به اینکه دوران فروش ساده محصول به پایان رسیده است، افزود: در جغرافیای پیچیده پساجنگ به معماران بازرگانی نیاز داریم؛ کسانی که بتوانند میان مهندسی متالورژی، مهندسی مالی و هوش دیجیتال، پیوند برقرار کنند.
کارشناس ارشد تحلیلهای اقتصادی و استراتژیک حوزه صنعت خاطرنشان کرد: نقشه راه روشن است با تکیه بر شفافیت، تکنولوژی و تفکر سیستمی، بازرگانی فولاد را از یک واحد پشتیبانی به موتور پیشران رشد اقتصادی تبدیل خواهیم کرد، چراکه هدف ایجاد زنجیره تأمین است که نه تنها در برابر بحرانها تابآور باشد، بلکه خود بهعنوان بحرانزدا در اقتصاد ملی عمل کند. این مسیر، تعهد ما به آینده ایران و امضای مدیریتی در تاریخ صنعت این مرز و بوم است.
به گزارش ایمنا، استقرار این مدل بازرگانی، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای نوزایی صنعت فولاد به شمار میرود، این رویکرد نوین میتواند زنجیره فولاد کشور را از دغدغه انباشت محصولات زنجیرهای و اتلاف منابع رهانیده و پایداری تولید را در شرایط نوسانات بازار تضمین کند.
در واقع، این تحول ساختاری با برقراری اتصال هوشمند میان ظرفیتهای تولیدی و نیاز واقعی بازار، بهرهوری کل زنجیره ارزش را ارتقا میدهد، خروجی منطقی این فرآیند، حرکت به سمت بهینهسازی جریان نقدینگی، افزایش رضایت مشتریان و تثبیت جایگاه رقابتی صنعت فولاد در بازارهای داخلی و بینالمللی خواهد بود.
نظر شما