به گزارش خبرگزاری ایمنا، مدیریت پسماند در جهان امروز دیگر به معنای جابهجایی و دفع زباله نیست؛ این حوزه به یکی از شاخصهای اصلی سنجش بلوغ فناورانه، کارآمدی حکمرانی شهری و میزان تعهد کشورها به توسعه پایدار تبدیل شده است؛ در شرایطی که رشد جمعیت، توسعه شهرنشینی و افزایش الگوهای مصرف، حجم تولید پسماند را به سطحی بیسابقه رسانده، نگاه سنتی به این مسئله دیگر پاسخگوی نیازهای زیستمحیطی و اقتصادی جوامع نیست.
در دهههای اخیر، مفهوم «اقتصاد چرخشی» بهعنوان جایگزینی برای الگوی خطی تولید و مصرف، جایگاه ویژهای در سیاستگذاریهای جهانی پیدا کرده است؛ در این رویکرد پسماند نه بهعنوان محصول نهایی چرخه مصرف، بلکه بهعنوان منبعی ارزشمند برای بازتولید مواد، انرژی و ثروت شناخته میشود؛ همین تغییر نگرش، بازیافت را از یک فعالیت خدماتی به بخشی از زیرساخت راهبردی اقتصاد آینده ارتقا داده است.
پیشرفت فناوری در جهان نیز مرزهای سنتی بازیافت را دگرگون کرده است؛ آنچه روزگاری به تفکیک چند ماده قابل استفاده محدود میشد، اکنون به مجموعهای از فرایندهای پیچیده مهندسی، تحلیل داده و فناوریهای هوشمند تبدیل شده که میتوانند مواد دورریز را دوباره وارد زنجیره تولید کنند؛ از هوش مصنوعی و اینترنت اشیا گرفته تا فناوریهای بازیافت شیمیایی، همگی در حال بازتعریف ظرفیتهای این صنعت هستند.
تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که توسعه زیرساختهای فنی بهتنهایی تضمینکننده موفقیت نیست؛ مدیریت نوین پسماند نیازمند شناخت دقیق جریان تولید زباله، دسترسی به دادههای قابل اتکا، استانداردهای اجرایی شفاف و مشارکت فعال شهروندان است؛ به بیان دیگر، اثربخشی فناوری زمانی آشکار میشود که در بستری از حکمرانی هوشمند و فرهنگ عمومی مسئولانه بهکار گرفته شود.

بازتعریف مدیریت پسماند با سهگانهِ داده، نوآوری و تغییر رفتار
محسن کزازی،کارشناس ارشد صنایع شیمی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: بازیافت در سالهای اخیر دیگر یک خدمت شهری ساده نیست؛ به یک راهبرد علمی، اقتصادی و زیستمحیطی تبدیل شده که بدون آن، مفهوم توسعه پایدار ناقص میماند.
وی افزود: دادههای منتشرشده از برنامههای پایدار دانشگاههای پیشرو جهان نشان میدهد که حرکت به سمت اقتصاد چرخشی، فقط به جمعآوری زباله محدود نمیشود؛ این مسیر، زنجیرهای بههمپیوسته از سیاستها و فناوریهاست؛ از کاهش تولید پسماند در مبدأ شروع میشود، به تفکیک در سطح تولیدکننده و مصرفکننده میرسد، استفاده مجدد را فعال میکند، وارد چرخه بازیافت میشود و در نهایت، در مواردی به تبدیل پسماند به مواد اولیه جدید ختم میشود.
کارشناس ارشد صنایع شیمی گفت: تجربه میدانی به ما میگوید موفقیت در بازیافت اتفاقی نیست، بلکه نتیجه مستقیم «مدیریت پسماند دادهمحور» است؛ برای افزایش نرخ بازیافت، باید دقیقاً بدانیم چه جنسی از زباله، در کدام بخشها، با چه حجمی و با چه درجهای از قابلیت بازیافت تولید میشود؛ این نگاه، ممیزی پسماند، دستهبندی دقیق مواد و پایش مستمر جریان زباله را به ابزارهای اصلی برنامههای نوین تبدیل کرده است.
زیرساخت فنی بدون فرهنگسازی مثل ماشینی است که بدون راننده به راه افتاده باشد
کزازی خاطرنشان کرد: از منظر فنی، یکی از مهمترین جهشها در صنعت بازیافت، عبور از مدل منسوخ «جمعآوری و دفن» به سمت «بازیافت پیشرفته» یا Advanced Recycling است؛ در این مدل دیگر هدف تنها جداسازی مواد قابل استفاده نیست، بلکه بعضی پسماندها، بهویژه پلاستیکهای مخلوط و سختبازیافت، تا سطح مولکولی شکسته و به ترکیبات شیمیایی ارزشمند یا مواد اولیه صنعتی تبدیل میشوند؛ این یعنی موادی که تا دیروز در دسته «غیرقابل بازیافت» طبقهبندی میشدند، امروز میتوانند خوراک یک فرایند تولید جدید باشند.
وی با بیان اینکه نقش فناوریهای نوظهور را نیز نباید دست کم گرفت، تصریح کرد: هوش مصنوعی در شناسایی و تفکیک خودکار مواد، اینترنت اشیا در ردیابی و بهینهسازی مسیر جمعآوری، تحلیل کلانداده در پیشبینی الگوی تولید پسماند و حتی چاپ سهبعدی در بازتولید قطعات از مواد بازیافتی، همگی وارد چرخه مدیریت پسماند شدهاند؛ این ابزارها دقت فرایند را بالا میبرند و هزینههای ناشی از خطای انسانی و آلودگی متقاطع جریانهای بازیافتی را کاهش میدهند.
کارشناس ارشد صنایع شیمی گفت: یک درس کلیدی که از بررسی برنامههای موفق گرفتهام این است که زیرساخت فنی بدون فرهنگسازی، مثل ماشینی است که بدون راننده به راه افتاده باشد؛ پیشرفتهترین سیستمهای تفکیک و هوشمندترین فناوریها هم اگر کاربر نهایی، پرسنل اجرایی و نهادهای مسئول آموزش ندیده باشند، به بازده واقعی نمیرسند.
کزازی تصریح کرد: نکته مهم دیگر واقعبینی درباره اعداد و ارقام است؛ آمار کشورهای پیشرو نشان میدهد که حتی در خوشبینانهترین سناریوها، نرخ بازیافت شهری بهندرت از مرز ۶۰ درصد فراتر میرود؛ این عدد یک پیام صریح برای سیاستگذاران دارد، به این معنا که بهبود بازیافت با شعار و بخشنامه حل نمیشود؛ چالش اصلی در بسیاری از کشورها، نبود فناوری نیست؛ نبود انسجام در مدیریت داده، نبود استانداردهای اجرایی شفاف و ضعف در جلب همکاری عمومی است.
وی تاکید کرد: اگر بخواهم آینده این حوزه را در سه کلمه خلاصه کنم، میگویم: داده، نوآوری، تغییر رفتار؛ داده به ما میگوید چه خبر است، نوآوری راه تبدیل پسماند به ارزش را باز میکند و تغییر رفتار تضمین میکند که حجم زباله از اساس کاهش پیدا کند؛ این سه، پایههای یک مدل پایدار برای مدیریت پسماند در عصر جدید هستند.
کارشناس ارشد صنایع شیمی در پایان گفت: هر جامعهای که بهدنبال آیندهای کمپسماند باشد، چارهای جز فاصله گرفتن از مدیریت سنتی و حرکت به سوی مدلهای هوشمند، دادهبنیان و فناورانه ندارد.

به گزارش ایمنا، مسئله مدیریت پسماند در بسیاری از کشورها همچنان با نوعی شکاف میان «دانش موجود» و «کاربست عملی» روبهرو است؛ با وجود پیشرفتهای قابل توجه در حوزه فناوریهای بازیافت، از هوش مصنوعی گرفته تا بازیافت پیشرفته شیمیایی، بخش مهمی از ناکارآمدیها نه در سطح ابزار، بلکه در سطح حکمرانی داده، نبود استانداردهای یکپارچه و ضعف در هماهنگی نهادی شکل میگیرد؛ در چنین شرایطی، فناوری بهتنهایی قادر به حل مسئله نیست و بدون زیرساخت مدیریتی منسجم به جزیرههایی پراکنده از نوآوری تبدیل میشود که اثرگذاری سیستماتیک ندارند.
از سوی دیگر، بعد اجتماعی مسئله کمتر از جنبه فنی آن نیست، اما معمولا در سیاستگذاریها به حاشیه رانده میشود. تجربه کشورها نشان میدهد که حتی پیشرفتهترین نظامهای جمعآوری و پردازش، بدون تغییر واقعی در الگوهای مصرف و رفتار شهروندان، به سقفهای محدود بازدهی میرسند، بنابراین چالش اصلی امروز نه فقط «چگونه بازیافت کنیم»، بلکه «چگونه تولید و مصرف کنیم» است؛ تا زمانی که این تغییر نگاه در سطح سیاست عمومی و فرهنگ عمومی نهادینه نشود، هرگونه توسعه فناورانه در بهترین حالت تنها بخشی از مسئله را مدیریت خواهد کرد، نه کل آن را.
نظر شما