به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، ایستگاههای حملونقل عمومی در سالهای اخیر از کارکرد تنها برای ترابری فراتر رفته و به قطبهای پویای فرهنگی و اجتماعی تبدیل شدهاند. بررسیها نشان میدهد برنامهریزی هنرهای عمومی، بازارچههای محلی، اجراهای تئاتری و طراحی پایانههای یکپارچه، با افزایش ایمنی و شمار مسافران، به رونق کسبوکارهای کوچک و ارتقای کیفیت زندگی شهری انجامیده است.
سازمانهای حملونقل در جهان به این باور رسیدهاند که ایستگاههای مترو و اتوبوس تنها محل سوار و پیاده شدن نیستند، بلکه بستر مناسبی برای حیات اجتماعی و فرهنگی جوامع شهری بهشمار میروند. ایستگاههای امروز به فضایی برای ارائه تجربهای منحصربهفرد از فرهنگ و هنر محلی تبدیل شدهاند و عملکردشان از تنها کارکردی و اقتصادی فراتر رفته است. در ادامه به بررسی چهار نمونه برجسته از این رویکرد میپردازیم.

ناپل، ایتالیا: ایستگاههای مترو بهعنوان موزه هنر مدرن
ناپل با پروژه ایستگاههای هنر خود، تحولی بنیادین در شبکه متروی خود ایجاد و آن را به یکی از جذابترین گالریهای هنر زیرزمینی جهان تبدیل کرده است. این پروژه با همکاری شهرداری ناپل و مشارکت دهها هنرمند و معمار بینالمللی اجرا شده است . ایستگاه تولدو (Toledo)، در بسیاری از موارد زیباترین ایستگاه متروی جهان نامیده میشود. این ایستگاه با استفاده از موزاییکهای درخشان و نورپردازی خلاقانه، حس فرود به اعماق دریا را به مسافران القا و یک تجربه هنری همهجانبه خلق میکند.
دیگر ایستگاه شاخص، مونته سنتآنجلو (Monte Sant’Angelo) است. این ایستگاه یک «شی اساطیری» توصیف شده است که ورودیهای آن از جنس فولاد زنگزده و آلومینیوم، نمادی از فرود به دنیای زیرین و یا اعماق زمین هستند و تجربه روزانه سفر با مترو را به یک رویارویی هنری و احساسی تبدیل میکنند. این رویکرد، دسترسی به هنر معاصر را برای عموم مردم آزاد و فضاهای عملکردی را به مکانهایی برای تفکر و شگفتی تبدیل کرده است.

تسالونیکی، یونان: موزه باستانشناسی در دل مترو
متروی تسالونیکی که در نوامبر ۲۰۲۴ افتتاح شد، نمونهای کمنظیر از تلفیق زیرساخت حملونقل مدرن با میراث باستانی غنی است. در جریان حفاریهای ساخت این خط مترو، بیش از ۳۰۰ هزار اثر باستانی از دورههای رومی، بیزانسی و عثمانی کشف شد.
طراحان به جای انتقال این آثار به موزهای در بیرون، تصمیمی جسورانه برای ادغام کاوشهای باستانشناسی با خود ایستگاهها گرفتند. امروزه مسافران در ایستگاه مرکزی ونیزلو (Venizelou) میتوانند در کنار یک خیابان سنگفرش شده رومی قدم بزنند و در ایستگاه ایا صوفیا (Hagia Sophia)، یک محله تجاری بیزانسی را از زوایای مختلف تماشا کنند. این نمایشگاههای زیرزمینی با بازسازیهای دیجیتال، تابلوهای لمسی و رمپهای دسترسی طراحی شدهاند تا تجربهای فراگیر و قابل دسترس برای همگان فراهم آورند. این پروژه تحسینشده که به «مترو-موزه» معروف است، نهتنها یک مسیر حملونقل، بلکه یک مقصد فرهنگی جدید برای شهر ایجاد کرده و الگویی جهانی برای حفظ همزمان میراث و توسعه زیرساخت ارائه میدهد.

شنژن، چین: پایانههای حملونقل یکپارچه و توسعه شهری
در حالی که نمونههای اروپایی و ژاپنی بر جنبه هنری و فرهنگی تمرکز دارند، چین با رویکردی برنامهریزیشده، ایستگاههای حملونقل را بهعنوان موتورهای توسعه شهری یکپارچه در نظر میگیرد. پایانه گانگشیا نورث (Gangxia North Hub) در شنژن نمونه عالی از این تفکر است. این پایانه وسیع که چندین خط مترو را در خود جای داده، تنها یک گره حملونقلی نیست، بلکه یک مرکز شهری چندمنظوره محسوب میشود. در فرایند طراحی و برنامهریزی این پایانه، مفاهیمی همچون «ادغام ایستگاه و شهر» و «توسعه همهجانبه پایانه» مد نظر قرار گرفته است. این رویکرد بهمعنای طراحی فضاهای زیرزمینی پیوسته، اتصال روان به فضاهای تجاری، اداری و عمومی اطراف و استفاده از شبیهسازی مسیر حرکت عابران برای بهینهسازی فضاهاست. در این مدل، ایستگاه بهعنوان قلب تپنده منطقه عمل میکند که نهتنها جابهجایی مسافران را تسهیل میکند، بلکه به رونق اقتصادی و ایجاد یک مقصد پویا و زنده شهری نیز منجر میشود.

سیاتل، آمریکا: فعالسازی ایستگاه از طریق هنر و مشارکت اجتماعی
اداره حملونقل سیاتل (SDOT)، رویدادهای فعالسازی ایستگاه را با رویکرد «ایجاد فضاهای حملونقل شاداب و دلپذیر» طراحی کرده است. در سپتامبر ۲۰۲۵، یک رویداد در ایستگاه قطار سبک مونت بیکر (Mount Baker station)) برگزار شد که طی آن فضا با بازیهای گروهی، نقاشیهای تعاملی با گچ توسط یک هنرمند محلی و غرفههای مختلف هنری جان گرفته بود. هدف این رویدادها تبدیل فضاهای تنها عبوری به مکانهایی برای تعلق اجتماعی و ارتقای ایمنی از طریق حضور مثبت جامعه عنوان شده است .
آنچه این نمونه را متمایز میکند، مشارکت مستقیم یک سازمان محلی هنری (ArtStation Mt Baker) و همسایگان ایستگاه، دانشآموزان دبیرستانی تا سالمندان محله، در طراحی برنامههاست. بر اساس گزارش رسمی SDOT، این فعالسازیها همچنین شامل بازارهای ماهانه هنری، روکشهای هنری روی باجههای اتوبوس و طراحی جعبههای برق ترافیک بهعنوان بومنقاشی است. این رویکرد که بر «هنر در حکم نیروی تغییر مثبت» تأکید دارد، الگویی عملی برای تبدیل ایستگاههای حملونقل به قلب فرهنگی محلههای شهری ارائه میدهد.

انقلاب خاموش در ایستگاههای حملونقل: از سکوی انتظار تا سکوی فرهنگ
تجربه این چهار شهر نشان میدهد که فعالسازی ایستگاههای حملونقل از مسیرهای گوناگون امکانپذیر است. ناپل بر تبدیل ایستگاهها به گالریهای هنر معاصر سطح بالا تمرکز دارد، تسالونیکی بر ادغام میراث باستانی با زیرساخت مدرن شنژن بر برنامهریزی یکپارچه برای ایجاد مراکز چندمنظوره شهری و سیاتل بر مشارکت مردمی. نقاط مشترک موفقیت در تمام این موارد مشارکت سازمانهای حملونقل با نهادهای فرهنگی و هنری، توجه به تجربه حسی و بصری مسافر و نگاه به ایستگاه بهعنوان یک مکان سوم (فراتر از خانه و کار) است.
به مدیران حملونقل توصیه میشود واحدهای اختصاصی فعالسازی ایستگاه ایجاد کنند، مشارکتهای چندساله با نهادهای فرهنگی و هنرمندان برقرار کنند و طراحی ایستگاههای جدید را از ابتدا با نگاه به جنبههای زیباییشناختی و فرهنگی پیش ببرند، همچنین شهرداریها میتوانند با حمایت از این برنامهها و تسهیل فرایندهای مجوزدهی، به پایداری این تحول کمک کنند. ایستگاههای مترو و اتوبوس در صورت برنامهریزی مناسب میتوانند از یک فضای عبوری صرف به قلب تپنده فرهنگی و اجتماعی شهر تبدیل شوند و شمار مسافران، ایمنی و کیفیت زندگی شهری را بهطور همزمان ارتقا بخشند.

تجربه جهانی در خدمت شهرهای ایران
ایران با الهام از تجربههای جهانی در ناپل، تسالونیکی، توکیو و شنژن، میتواند گامی بلند در جهت ارتقای کیفیت زندگی شهری بردارد. نخستین و مهمترین درس، نگاه به ایستگاههای مترو و بیآرتی بهعنوان فرصت فرهنگی است، نهتنها یک زیرساخت ترابری. در تهران، اصفهان یا مشهد، دیوارهای سفید و راهروهای طولانی ایستگاهها بهترین بومنقاشی برای معرفی هنر معاصر ایران، خوشنویسی، نگارگری و حتی صنایع دستی محلی هستند.
در حال حاضر ایستگاه متروی تختی اصفهان بهعنوان یک الگوی موفق داخلی نیز رویکرد ادغام میراث باستانی با زیرساخت مدرن را به کار گرفته است که در نمونه تسالونیکی یونان مشاهده میشود. سازمان قطار شهری اصفهان با همکاری میراث فرهنگی، اقدام به ساخت «استندهای موزهای» در فضای عمومی ایستگاه مترو تختی کرده است. اشیای یافتشده طی حفاریها، پس از مرمت، در محفظهای حفاظتشده در معرض دید مسافران قرار گرفته که این اقدام بهعنوان «نخستین بار در کشور» و نماد همکاری میان سازمان مترو و میراث فرهنگی، حاکی از نگاه مثبت و پیشگامانه مدیران شهری اصفهان در این زمینه است.

از سوی دیگر میتوان فضاهای خالی یا کافیشاپهای کماستفاده را به نگارخانههای سیار، کتابخانههای کوچک یا غرفههای صنایع دستی تبدیل کرد. این کار نهتنها سفر روزانه را برای میلیونها شهروند لذتبخشتر میکند، بلکه بدون نیاز به ساخت بنای جدید، هویت شهری را زنده و کسبوکارهای کوچک محلی را رونق میبخشد. در این زمینه نیز اصفهان نمونههای موفقی را اجرا کرده است.
دومین درس ارزشمند، ارتقای ایمنی از طریق حضور اجتماعی مثبت است. بازارهای محلی و رویدادهای فرهنگی، با آوردن افراد بیشتر به ایستگاه در ساعات مختلف روز، بهطور طبیعی نظارت همگانی را افزایش و آمار جرم را کاهش میدهند. در ایران نیز شهرداریها و شرکت بهرهبرداری مترو میتوانند با همکاری انجمنهای محلی، هنرمندان خیابانی و کسبه منطقه، برنامههای منظمی همچون «شب شعر در ایستگاه»، «جمعههای بازارچه محلی» یا «نمایشگاه نقاشی کودکان» ترتیب دهند.
این اقدامات آرام و تدریجی، بدون نیاز به هزینههای سنگین امنیتی یا بازطراحی کامل فضاها، حس تعلق، امنیت و نشاط را در فضاهای حملونقل عمومی ایران دوچندان خواهد کرد. اصفهان نیز تاکنون در راستای فعالسازی ایستگاههای مترو بهعنوان بستر رویدادهای فرهنگی و اجتماعی به برگزاری بازارچه صنایع دستی در ایستگاههای مترو پرداخته است که گامی عملی در جهت تحقق رویکرد یادشده یعنی تبدیل فضاهای حملونقل صرف به قلب تپنده فرهنگی شهر محسوب میشود.

نظر شما