به گزارش خبرگزاری ایمنا، در حالی که مخالفت با واکسنها اغلب به پدیدهای مربوط به دهههای اخیر نسبت داده میشود، «توماس لونسون» استاد و نویسنده علمی مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) معتقد است این جریان سابقهای بیش از ۲۰۰ سال دارد. او در کتاب جدید خود با عنوان «A Pox on Fools» به بررسی تاریخچه شکلگیری تردیدها، نگرانیها و مخالفتها با واکسیناسیون میپردازد و تلاش میکند ریشه بسیاری از بحثهای امروزی را در گذشته جستوجو کند.
لونسون توضیح میدهد که مخالفت با واکسنها بهطور تقریب همزمان با تولد فناوری واکسیناسیون شکل گرفت؛ نخستین واکسن مؤثر جهان برای مقابله با بیماری آبله در اواخر قرن هجدهم معرفی شد و تنها مدت کوتاهی بعد گروههایی نسبت به آن ابراز نگرانی کردند.
از مخالفتهای مذهبی تا نگرانیهای مربوط به طبیعت
به گفته این پژوهشگر، نخستین مخالفتها بیشتر جنبه مذهبی و فلسفی داشت. برخی افراد معتقد بودند دخالت در روند بیماریها به معنای مداخله در اراده الهی است؛ بعدها با توسعه واکسن آبله که از ویروس آبله گاوی برای ایجاد ایمنی استفاده میکرد، گروهی دیگر این اقدام را مغایر با «نظم طبیعی» میدانستند.
این دیدگاه به مرور به فلسفهای گستردهتر تبدیل شد که معتقد بود انسان با رعایت اصول طبیعی زندگی نیازی به واکسیناسیون ندارد، با این حال لونسون تأکید میکند که بخشی از نگرانیهای اولیه مردم در آن زمان قابل درک بود، زیرا دانش علمی درباره واکسنها هنوز در مراحل ابتدایی قرار داشت.
آیا واکسنها خطرناک هستند؟
یکی از رایجترین استدلالهای مخالفان واکسیناسیون در طول تاریخ، ادعای آسیبزا بودن واکسنها بوده است. لونسون میگوید این نگرانی نیز از همان سالهای نخست ظهور واکسنها وجود داشت.
او توضیح میدهد که برخی از مشکلات واقعی در نسلهای اولیه واکسنها مشاهده شد. برای مثال در موارد محدودی در اروپا، اشتباه در فرآیند تولید باعث انتقال بیماریهایی مانند سیفلیس به برخی افراد شد. همچنین تصور اولیه مبنی بر ایجاد ایمنی مادامالعمر در همه افراد همیشه درست نبود.
با این حال، هر بار که مشکلی شناسایی میشد، جامعه علمی و نهادهای نظارتی برای رفع آن اقدام میکردند. از جمله این رویدادها میتوان به اصلاح استانداردهای تولید واکسن در آمریکا و ایجاد ساختارهای نظارتی سختگیرانهتر اشاره کرد.
به گفته او، یکی از نمونههای مهم در دهه ۱۹۵۰ رخ داد؛ زمانی که نقص در تولید یکی از واکسنهای فلج اطفال باعث بروز بیماری در تعدادی از افراد شد. این مشکل ظرف چند هفته شناسایی شد و اصلاحات گستردهای در نظام نظارت بر تولید واکسنها به دنبال داشت.
موفقیت واکسنها؛ دلیل فراموشی خطر بیماریها
لونسون معتقد است یکی از دلایل اصلی افزایش تردید نسبت به واکسنها در عصر حاضر، موفقیت چشمگیر خود واکسنها است. او یادآوری میکند که در اوایل قرن بیستم، بسیاری از بیماریهای عفونی از مهمترین عوامل مرگومیر به شمار میرفتند و مرگ کودکان پدیدهای رایج بود.
اما توسعه واکسنها باعث شد بیماریهایی مانند سرخک، فلج اطفال و بسیاری از بیماریهای دوران کودکی در کشورهای توسعهیافته به شدت کاهش یابند. همین موفقیت موجب شده نسلهای جدید کمتر با پیامدهای واقعی این بیماریها آشنا باشند.
به گفته او، بسیاری از افرادی که پس از دهه ۱۹۷۰ متولد شدهاند، هرگز جهان را در شرایطی تجربه نکردهاند که بیماریهایی مانند فلج اطفال یا سرخک تهدیدی دائمی برای کودکان باشند.
آزادی فردی یا مسئولیت اجتماعی؟
یکی دیگر از محورهای مهم مخالفت با واکسیناسیون، بحث آزادی فردی است. منتقدان واکسنها در طول تاریخ این پرسش را مطرح کردهاند که آیا دولتها حق دارند شهروندان را به تزریق واکسن ملزم کنند یا خیر.
این بحث از قرن نوزدهم و همزمان با اجرای قوانین واکسیناسیون اجباری در بریتانیا آغاز شد و تا امروز ادامه دارد؛ لونسون معتقد است زندگی اجتماعی مستلزم پذیرش مسئولیتهای مشترک است و در بعضی موارد، حفظ سلامت عمومی میتواند توجیهی برای سیاستهای واکسیناسیون باشد.
واکسنها؛ یکی از بزرگترین دستاوردهای تاریخ بشر
این نویسنده علمی در پایان تأکید میکند بسیاری از افرادی که نسبت به واکسنها تردید دارند، لزوماً مخالف علم نیستند، بلکه در میان حجم گسترده اطلاعات و روایتهای متناقض، برای یافتن پاسخ دچار سردرگمی میشوند.
او معتقد است بررسی تاریخی موضوع نشان میدهد که اگرچه بحثها و مخالفتها درباره واکسنها سابقهای طولانی دارند، اما شواهد علمی در طول دو قرن گذشته بارها نقش حیاتی واکسیناسیون در افزایش امید به زندگی و کاهش مرگومیر ناشی از بیماریهای عفونی را اثبات کردهاند.
لونسون واکسنها را یکی از بزرگترین اختراعات نجاتبخش تاریخ بشر توصیف میکند؛ فناوریای که به گفته او تأثیر آن بر سلامت و طول عمر انسانها با هیچ دستاورد پزشکی دیگری قابل مقایسه نیست.
نظر شما