به گزارش خبرگزاری ایمنا، در تاریخ ایران، زنان فرهیخته و دانشمندی ظهور کردند که با تلاش علمی، معنوی و فرهنگی خود، نقش مهمی در اعتلای اندیشه اسلامی و گسترش معارف دینی ایفا کردهاند. در میان این چهرههای برجسته، نام بانو مجتهده امین با جایگاهی ممتاز و کمنظیر میدرخشد. ایشان از معدود بانوانی بودند که در دوران معاصر، با پشتکار، ایمان و همت والا توانستند به مرتبه اجتهاد دست پیدا کنند و آثار ارزشمندی در حوزه علوم اسلامی از خود به یادگار بگذارند.
بانو مجتهده امین در شرایطی به تحصیل علوم دینی پرداختند که حضور زنان در عرصههای تخصصی علوم اسلامی بسیار محدود بود؛ با این حال، ایشان با بهرهگیری از استعداد علمی، روحیه پژوهشگری و اهتمام به کسب دانش، توانستند مسیر تازهای را برای حضور بانوان در عرصههای علمی و حوزوی هموار سازند و تلاشهای علمی ایشان نه تنها در میان بانوان، بلکه در میان بسیاری از عالمان و اندیشمندان زمان خود نیز مورد توجه و احترام قرار گرفت.
آثار مکتوب بانو امین در زمینههای مختلف گواهی روشن بر عمق دانش و بینش دینی ایشان است؛ این آثار نشان میدهد ایشان علاوه بر تسلط بر مبانی، نگاهی جامع و عمیق به آموزههای اسلامی داشته و کوشیدهاند مفاهیم بلند دینی را با بیانی روشن و کاربردی در اختیار جامعه قرار دهند، ازاینرو شناخت زندگی، شخصیت و فعالیتهای علمی بانو مجتهده امین، فرصتی مناسب برای آشنایی با ظرفیتهای علمی زنان مسلمان و نقش آنها در حفظ و گسترش فرهنگ اسلامی است.
بررسی ابعاد مختلف زندگی این بانوی فرزانه، علاوه بر معرفی یک الگوی موفق علمی و معنوی، میتواند الهامبخش نسل امروز در مسیر علمآموزی، خودسازی و خدمت به جامعه باشد، ازاینرو گفتوگویی داشتیم با مرضیه استکی، نویسنده و پژوهشگر تاریخی حوزه زنان و خانواده تا ضمن تشریح زندگینامه و فعالیتهای علمی بانو مجتهده امین، بخشی از خدمات و تأثیرات ماندگار ایشان در عرصه علمی-فرهنگی و نقش ایشان در بازتعریف هویت زنان مورد بررسی قرار گیرد.

ایمنا: بانو مجتهده امین بیشتر با چه ویژگی شخصیتی شناخته میشدند؟
استکی: حاجیهخانم «سیده نصرت بیگم امین» معروف به بانوی مجتهده اصفهانی نصرت امین در سال ۱۲۷۴ هجری شمسی مطابق ماه ذیالحجه الحرام در شهر اصفهان دیده به جهان گشود. از چهارسالگی به مکتب رفت تا به فراگیری قرآن و زبان فارسی بپردازد، البته در بعضی از منابع تاریخی موجود گفتهشده مادر ایشان زنی باکمالات و متدین بوده و خود مسئولیت آموزش دخترش را بر عهده داشته است و این در حالی بود که ادامه تحصیل برای دختران، بالاتر از سطح روخوانی قرآن وجود نداشت.
دوران کودکی بانو امین همزمان با اواخر حکومت قاجاریه و نفوذ غرب، زمانی که بانوان در حال دور شدن از هویت اصلی و حقیقت دینی بودند؛ در این موقعیت حساس پدر و مادر ایشان با جدیت تمام به مراقبت و تربیت این کودک میپردازند و از چهارسالگی وی را برای فراگیری قرآن، خواندن و نوشتن به مکتب میفرستند تا به مدد الهی او را از تهاجمهای زمانه و انحرافات و خودباختگیها حفظ کنند.
پدرش «حاج سید محمدعلی امینالتجار» از کسبه و بازرگانان سرشناس، متدین و متعهد اصفهان و مادر ایشان دختر حاج سید مهدی ملقب به جناب است، بانویی باتقوا و اهل ذکر، کسی که توجه زیادی به نیازمندان داشت. بانو امین چهارمین فرزند خانواده و پس از سه پسر به دنیا آمد.
ویژگی بارز او، اشتیاق شدید به مطالعه، توجه ویژه به علمآموزی و همچنین اعتقاد به اینکه تحصیل مقدمهای است برای به دست آوردن نور معرفت و جهت تزکیه نفس و مبارزه با هواهای نفسانی و خواهشهای دل و تمام صفات ناپسندی که در انسان وجود دارد از قبیل حسد، کبر، طمع، محبت دنیا و دور ساختن اینها از خود.
ایمنا: فعالیتهای بانو امین تنها محدود به تحصیل علم بود؟ نقشآفرینی ایشان در سطح جامعه را چطور میبینید؟
استکی: بانو امین توجه ویژه به علمآموزی داشت، آنقدر که با بیان انواع فکر و اندیشه و بهمنظور ایجاد نظام فکری صحیح میان دانشپژوهان، میان علم حقیقی و غیرحقیقی تمایز قائل میشد. او علم حقیقی را در یادگیری قیلوقالها نمیدانست، همچنین بین علم و علمنماها تفاوت قائل بود و مدعیان فراگرفتن برخی اصطلاحات یا حفظ کردن معانی الفاظ را فقط «لافزنان علم» معرفی میکرد.
درواقع بانو امین معتقد است «علم باید بر نورانیت انسان بیفزاید، نه اینکه حجاب ظلمت او را زیاد کند؛ نخستین وظیفه انسان کسب معارف و فهم حقایق عالم است و رسیدن به این کمال و حقیقت، منوط به تحصیل و کسب همین معارف میباشد ... تفکر نیازمند تطهیر باطن از رذایل است.»
بانو امین با اینکه از خانه کمتر خارج میشد و تمام برنامههای تحصیلی، تحقیقاتی و تألیفها را در محیط خانه انجام میداد، اما با فضای جامعه بهطور کامل آشنا بود و شبانهروز درصدد فرهنگسازی بود و دغدغه هدایت زنان را داشت.
او با درک موقعیت دشوار دختران برای کسب علم و تحصیل، اقدام به تأسیس دبیرستان دخترانهای کرد تا خانوادههای مذهبی با اطمینان کامل دختران خود را به آنجا بفرستند، بهگونهای که بسیاری از زنان اصفهانی دارای تحصیلات مذهبی شدند.
علاوه بر این جلسات تفسیر قرآن و مباحث مذهبی بهصورت هفتگی برای عموم برگزار میشد و به تعبیری این جلسات از بهترین فعالیتها و خدمات فرهنگی و اجتماعی این بانو بود. به گفته بانو علویه همایونی، بانو امین با زنهای فامیل دورههایی داشتند که در آن، خانمها مسائلشان را از ایشان میپرسیدند و بعد به حاجیهخانم اقتدا میکردند و نماز مغرب و عشاء را به جماعت میخواندند.
از سال ۱۲۸۸ یعنی هنگامیکه بانو امین ۱۴ ساله بود، نشریه «دانش» نخستین نشریه ویژه بانوان که صاحبامتیاز آن دختر یک یهودی تازهمسلمان بود بهصورت هفتگی چاپ میشد. به نظر میآید آنچه در نشریات در سالهای قبل و بعد از ۱۳۰۰ در مورد مسائل فرهنگی و اجتماعی زنان چاپ میشد، برای ایجاد آمادگی در خصوص پذیرفتن کشف حجاب بود.
در سال ۱۲۹۷ شمسی زمانی که بانو امین ۲۳ ساله بود، در ایران ۸ نشریه مخصوص زنان منتشر میشد و پنج جمعیت که اختصاص به بانوان داشت فعالیت خود را آغاز کرده بود. همزمان میرزا کوچک خان جنگلی در حمله به رشت از نیروهای انگلیسی شکست خورد و انگلیسیها با نیروهای بیشتری در گیلان مستقر کردند. بانو امین با اطلاع از اخبار و آشفتگی سیاسی اجتماعی ایران، با جدیت بیشتر به تحصیل و فراگیری علوم پرداخت تا بتواند در آیندهای نهچندان دور پایهها و باورهای اعتقادی مردم را تقویت کند.
ایمنا: با این وجود، بانو امین برای مبارزه با پذیرفتن کشف حجاب چه تصمیمی گرفتند؟
استکی: به طور معمول هرچند وقت یکبار، تجار بزرگ شهر به همراه همسران خود مجالس مهمانی برگزار میکردند. بعد از قانون کشف حجاب، به طور معمول همسران تجار بدون حجاب در محافل حاضر میشدند و بانو امین برای مخالفت علنی و اعراض از فرمانها دولتی، در مجالس مهمانی دولتی که اشراف و تجّار در آن حضور داشتند، شرکت نمیکرد؛ به علاوه بانو امین سعی کرد با برگزاری جلسات اخلاق، تفسیر و نوشتن کتاب «روش خوشبختی» سطح آگاهی بانوان را بالا ببرد.
ایشان دغدغه رستگاری خود و همنوعان خود، بهویژه زنان را داشت و جلوهگری و خودنمایی را یکی از خصایص اصلی زنان میدانست که میتواند مانع کمالات نفسانی او شود، بنابراین بر عفت و حجاب تأکید میکرد و معتقد بود تحصیل معارف قرآنی و کمالات معنوی میتواند زنان را در مسیر رستگاری قرار دهد.
بانو امین در زمان رضاخان تلاش کرد با برپایی جلسات عمومی برای زنان و تربیت شاگردان خاص خود، بانو همایونی و عفتالزمان و همچنین نگارش کتاب، آیندهای پربار را برای دختران ترسیم کند. پس از به پایان رسیدن دوران سخت و طاقتفرسای پهلوی اول نگاه دختران نوجوانان به آینده خوشبینتر شده بود. هنگام فرار رضاشاه، بانو امین حدود ۴۵ سال داشت و در این مدت ۲۵ سال، تمام تلاش خود را صرف آموختن علوم و درک معارف و حقایق معنوی از محضر اساتید کرد.
ایمنا: با وجود محدودیتهای شدید تحصیل برای زنان و دختران در دوران زندگی بانو مجتهده امین، ایشان چه مسیری را پیمودهاند؟
استکی: بانو امین در زمان کودکی و اوایل جوانی بسیار مایل و حریص به مطالعه کتابهای علمی و گوش دادن به مواعظ دینی بود و هرگاه نزدیکانش مشغول به تفریح میشدند، او به مطالعه مشغول میشد. آنها با طعنه زدن به ایشان اعتراض میکردند و میگفتند «چگونه تو مشغول به مطالعه میشوی و تفریح را رها میکنی؟ این کار عاقلانه نیست، بلکه از بطالت و کسالت است.» و این در حالی بود که گرایش به حقیقت از کودکی در قلب و جان بانو امین نهادینه شده بود.
به گفته نویسنده کتاب «فریده عصر» که به بررسی سیره علمی و عملی عالمه عارفه بانو مجتهده امین پرداخته است، بانو امین در خصوص سرزنش اطرافیان اینگونه میگوید:«من به جهت اشتیاق شدیدی که به مطالعه داشتم، سخن ناروا و استهزاءهای آنان را تحمل میکردم و چنان خود را مییافتم که گویا از امور لهو و مزخرف و زیورآلات و تجملات دنیا اعراض دارد و به اینها انس نمیگیرد، بلکه قلبم به چیز دیگری بستگی دارد. با اینکه مطلوب و محبوبم برایم مشخص و ممیز نبود، هرگاه از یک عالم یا واعظی چیزی از اوصاف حقتعالی میشنیدم قلبم به سخن او میل مفرطی مینمود و گویا سرتاپا گوش میشدم و پیوسته اینچنین بودم تا اینکه به تحصیل علوم عربی راغب شدم و به تحصیل مقدمات از صرف و نحو و غیرها از مقدمات فقه و منطق و حکمت مشغول شدم و خدا میداند که این راه را با چه سختی و اضطراری گذراندم و چگونه مشقتهایی را که از زخمزبان دوستان و استهزای آنها به من میشد تحمل میکردم.»
با توجه به اینکه در سدههای اخیر، به ویژه پس از دوران مشروطه و در دوره پهلوی، نظام آموزش و پرورش با چالشهای فراوانی مواجه شد که به ایجاد تحولاتی در ساختار مدارس انجامید؛ از جمله مباحث مهم در این زمان توجه به آموزش بانوان و مقابله با مقاومت ها و مخالفتهای سنتی بود. اقدامات شبانهروزی عالمان دین و نیکوکارانی همچون بانو سیده نصرت امین که نقش موثر در تاسیس مراکز آموزش دینی به خصوص حوزههای علمیه بانوان داشت، نه تنها به بالا بردن آگاهیهای علمی میپرداخت، بلکه به پرورش اخلاق و معنویت زنان توجه میکرد.
ایمنا: نقش خانواده بانو مجتهده امین در آموزش دختران چه بود؟
استکی: زمانی که محاسب الدوله در سال ۱۳۲۸ ق./ ۱۲۸۹ ش. به دنبال تأسیس مدرسه دوشیزگان در اصفهان بود، همزمان با کمک برخی از نیکوکاران از جمله امینالتجار (پدر بانو امین) از حامیان اصلی این مدرسه، به فکر برخی کودکان یتیم و دختران بیسرپرست نیز افتاد و به دنبال تأسیس مدرسه علمیه رفت. او نگران بود که مبادا دختران بیسرپرست به این مدارس کشیده شوند. محاسب الدوله هدف از تأسیس این مدرسه علمیه را واکنشی در برابر ایجاد مدارس دخترانه توسط میسیونهای مذهبی میدانست.
او برای اداره این مدرسه علمیه نیاز به حمایتهای مالی داشت و بیشترین سهم را در حمایت مادی، «امین» داشت که از همان روزهای نخست پانصد تومان برای این کار پرداخت کرد. امینالتجار در آن زمان همزمان در حال شوهر دادن دختر ۱۵ سال خود سیده نصرت بود دختری که اگرچه در مدارس دخترانه آن زمان شرکت نکرد، اما آموختن را نزد مادر و معلمی که زنی عالم مؤمن و عفیف و بینظیر در زمان خود بود گذراند.
بانو امین پس از ازدواج همزمان با فعالیت مهرتاج رخشان و میسآیدین، مشغول درس و بحث در منزل شوهر بود و اساتید او به خانه میآمدند تا مبادا بانو برای ادامه تحصیل نیازمند حضور در بیرون از منزل باشد.
در حدود اواخر شوال یا اوایل ذیالقعده ۱۳۳۳ ق. زمانی که مهرتاج رخشان (بدرالدجی) به دنبال تأسیس تنها مدرسه دخترانه آن زمان «امالمدارس» بوده و تا این تاریخ مدرسه دخترانه دیگری (غیر از مدارس خارجیان) در اصفهان وجود نداشت، همزمان بانویی علاوه بر مسئولیت خطیر همسری و فرزندداری در محضر اساتید محرز علوم دینی در حال تکمیل تحصیلات عربی و صرف نحو فقه و اصول و حکمت نزد آقایان آیتالله زفرهای و آیتالله سید علی نجفآبادی در منزل بود.
در سال ۱۳۱۱ ش. زمانی که میسآیدین دبیرستان دوشیزگان را به نزدیکی عمارت هشتبهشت انتقال داد و نام آن را بهشتآیین نهاد، خود نیز باید در نزدیکی آنجا سکونت میکرد و به همین علت باز هم پای خانواده امینالتجار به میان آمد و میسآیدین در خانهای متعلق به میرزا حسین امینالتجار در قسمت جنوب شرقی دبیرستان اقامت داشت؛ در این مکان که برای سکونت شخصی اجاره کرده بود، برای دانشآموزانی که از راههای دور میآمدند، جایی را برای اقامت اختصاص داده بود که با همان واژه انگلیسی «هاستل» نامیده میشد.
فعالیت خانواده امینالتجار در راستای کمک به آموزش بانوان نشان از اهمیت علمآموزی در این خانواده دارد. هرچند امینالتجار اجازه نداد دخترش در این مدارس تحصیل کند، اما از علاقه دخترش به تحصیل غافل نبود و او را در کودکی نزد مادر و بانوی فرهیخته دیگر در منزل سپرد تا مبادا از درس و بحث عقب بماند.
ایمنا: بانو امین چه نقشی در راهاندازی مکتبی برای تحصیل علوم دینی دختران داشته است؟
استکی: آموزش دینی در دوره پهلوی هرروز کمبهاتر از قبل و اخلاق و دین در نهاد آموزشی کشور ضعیفتر میشد و این در حالی است که در دوران قبل به آموزشهای دینی دختران بسیار اهمیت داده میشد و تعداد مکتبها و ملاباجیها حاکی از این مهم برای دختران است؛ اما در مدارس دولتی دوره پهلوی مقرر شد فقط یک روز در هفته به این موضوع اختصاص داده شود. در ۲۸ آذر ۱۳۱۹ در پی تصمیم دولت ایران، مدارس خارجی برچیده شد، اما همچنان مدارسی که در تملک دولت درآمده بودند، از معلم مرد استفاده کرده و هنوز خانوادههایی بودند که به همین دلیل اجازه حضور دخترانشان در این دبیرستانها را نمیدادند.
یک سال از حکومت رضاخان میگذشت، علیرغم اینکه رضاخان قبل از رسیدن به قدرت، ظاهر شرع را رعایت میکرد و به مقدسات اسلامی احترام میگذاشت و در اعلامیهها خود را مجری احکام شرع معرفی میکرد، در دستههای عزاداری محرم شرکت میکرد و مجالس تعزیه و روضهخوانی ترتیب میداد، اما با شروع حکومت او تدریس قرآن و شرعیات در مدارس ممنوع شد. تا آن روز در مدارس مسلمانها قرآن و احکام نیز آموزش داده میشد ولی دولت با این اقدام، نخستین گام خود را برای مبارزه با دین و قرآن برداشت و از سوی دیگر ورود روحانیون به وزارت دادگستری عدلیه را ممنوع یا مشروط به نپوشیدن لباس روحانیت کرده و بهجای آنها از حقوقدانان فرنگرفته استفاده کردند.
از آنجایی که دختران آن زمان موقعیتی مناسب برای تحصیلات نداشتند و برای کسب دانش باید در مدرسههایی که غربیها با آموزگاران مسیحی تأسیس کرده بودند، به همراه مردان درس میخواندند که این امر باارزشهای اسلامی در حفظ عزت، عفت و حجاب بانوی مسلمان همخوانی نداشت یا برای حفظ شخصیت و فرهنگ خود دست از تحصیلات برمیداشتند؛ در اواخر سال ۱۳۴۲ بانو همایونی که سالها پای درس و مکتب بانو امین تلمذ کرده بود، در امتحان تربیت مدرس طلاب دانشگاه تهران پذیرفته شد و شرکت در کنفرانسهای این دانشگاه موجب شد طرح تحصیل علوم دینی دختران، در مدارسی که توسط بانوان اداره میشود، در افکار وی پدیدار شود.
این طرح برای آن روزگار آسان به نظر نمیرسید و نگرانی بانو علویه همایونی این بود که آیا جامعه زنان از این حرکت استقبال خواهند کرد؟ بنابراین لازم بود تا در این خصوص با بانو امین مشورت کند و نظر او را بداند. با تایید و همراهی بانو مجتهده امین و پیگیریهای بانو همایونی دبیرستان دخترانه و مکتب فاطمه (س) تاسیس شد و خانوادههای مذهبی اصفهان از آن استقبال کردند و دخترانشان را با اطمینان به آن مرکز آموزشی فرستادند.

ایمنا: نسبت زندگی بانو مجتهده امین با الگوی سوم زن مسلمان چیست؟ چطور ایشان را بهعنوان الگویی برای زنان و دختران معرفی کنیم؟
استکی: با توجه به اینکه الگوی سوم زن مسلمان در صدد تمدنسازی و بازآفرینی نقش زن بر اساس کرامت انسانی و توانمندسازی در خانواده است و هدف نهایی آن حفظ و بقای سبک زندگی ایرانی-اسلامی جهت مقابله با چالشهای ناشی از تهاجم فرهنگی و سبک زندگی غربی است، فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی بانو امین چه در زندگی شخصی اعم از همسرداری و فرزندپروری و چه فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی ایشان، سراسر نگاه تمدنسازی بر اساس الگوی سوم زن مسلمان است. نگاه بانو امین در عین حال که بسیار علمی و تمدنساز بود همزمان همسری نمونه و مادری دلسوز بود.
بانو در نفخات رحمانیه وقتی شرححال خود را میدهد، میگوید«آن زمانی که من درس میخواندم بهزحمت درس میخواندم چون زندگی من زندگی پر ایاب و ذهابی بود و خیلی زحمت داشت و مدیریت همه اینها با خود من بود. چون منزل ایشان رفتوآمد زیادی از تجار و کسبه و اطرافیان داشتند، به همین جهت خدمتکاران زیادی هم داشتند. حسابکتاب این خدمهها و نظم و نظام خانم و خانواده هم است خود بانو بوده است با حساب سیاق هم دقیق کار میکردند شوهر ایشان شخصی متشخص و منضبط بود که باید زندگی منظم داشته باشد و رفتوآمدهای منزل هم زیاد بود.»
وقتی شوهرشان از خانه بیرون میرفت. لباسهای شوهرشان را پاک میکردند. خیاطی لباسهای شوهرشان را خودشان انجام میدادند. گاهی هم کارهای مربوط به لباسهای اهل خانه و بچهها را هم انجام میدادند؛ حتی شش ماه از خانه بیرون نمیرفتند، اما آقا هم متوجه خانم بودند و هرماه خانم را به باغ میبردند.
حتی هنگام مریضیشان متوجه آقا بودند و میگفتند آقا اینجا خوابیده، رویش چیزی بیندازید تا سرما نخورد و آنقدر باهم صمیمی بودند که آقا از ایشان گلایهای نداشت و حتی حاجیهخانم هم از شوهرش گلایه نمیکرد. همه اینها مربوط به خانهداریشان بوده که هیچ خانمی مانند ایشان خانهداری نکرده است. تمام این کارها را ایشان جزو سیر و سلوک خود میدانست.
بانو همایونی میگفت وقتی بانو امین در تخت خوابیده بودند، پسرش با آن سن میآمد و کف پای مادر را میبوسید و این نشانه دارد و آن اینکه این مادر با ۱۶ جلد کتاب و این مقام هیچوقت از فرزند خود کم نگذاشته است و چه بسا اگر کم گذاشته بود، فرزند اینگونه پای مادر را نمیبوسید.
ایمنا: بانو امین چطور توانستند در دوران زندگی خود، زنانگی را بازتعریف کنند؟
استکی: بانو امین توجه ویژهای به شخصیت زن داشت و تمام تلاش خود را کرد تا زنان خود را بشناسند بانوی ایرانی با تأکید بر ضرورت شناخت حقیقت خویش و سعادت انسان در خصوص برتری مرد بر زن میگفت «بههیچوجه نمیتوان چنین حرفی را زد که همه مردان بهطورکلی از زنان برتر هستند. ما زنانی چون فاطمه(س)، خدیجه و مریم و بسیاری زنان دیگر را داریم که از خیلی مردها بهتر بودهاند.
بانو این جلوهگری و خودنمایی را سرکوب نمیکند و معتقد است این رفتار زنان در مورد حلال و محرمشان خوب است، ولی در موارد دیگر باید تا حد امکان با آن صفت مبارزه کنند چون باقی بودن به این صفت، موجب انحراف او میشود، زیرا نوعی از شهوت است. در این که خداوند این صفت را در زن قرار داده است حکمتی است که مردان به آنها راغب شوند و ازدواج و در نتیجه تولید نسل زیاد شود.
بانوی مجتهده امین، در برابر کسانی که تصور میکردند حجاب مانع پیشرفت و تکامل است یا عدهای که میگفتند زن نمیتواند به مقامات معنوی و علمی برسد و برخلاف منطق اسلام، زن را از ارزش انسانی و رسیدن به مقام خلیفهاللهی بیبهره میدانستند، یکتنه و بدون هیچ مشوق و باوجود مشکلات فراوان، مخلصانه برای یک هدف مقدس و متعالی ایستادگی نمود و این نهضت الهی را پایهگذاری کرد.
آن چیزی که بانوامین را یگانه بانوی ایرانی کرد تنها یادگرفتن مشتی اطلاعات علمی و رسیدن به مقام فقه و اجتهاد نبود، بلکه قلب سلیم بود. این بانوی بزرگ با دو بال علم و معنویت بهسوی خدا حرکت کرد، علم را همراه با تزکیه و تصفیه روح تحصیل کرد و با قلب سلیم سیر الی الله نمود و به علم ظاهری هم اکتفا نکرد و به سلوک پرداخت و به علم اشراقی دستیافت تا جایی که نفحات الرحمانیه را نوشت.
یکی از مسائل مهمی که قلب سلیم ایشان را نشان میدهد این است که در برابر مخالفتها و سرزنشها و ملامتهایی که به طور مخصوص در آن محیطی که درس خواندن بهویژه علوم حوزوی را برای زن عار و ننگ میدانستند ایشان ابراهیموار استقامت نمود و بتشکنی کرد و قدم اول را برداشت و خدا میداند که چه جهاد و استقامتی در این راه از خود نشان داد.
ایمنا: اگر بانو امین اکنون زنده بودند، چه پیامی به زنان یا دختران نسل جدید داشتند؟
استکی: با توجه به اینکه کتاب روش خوشبختی یکی از کتابهای مهم بانو امین است، ایشان در مقدمه کتاب می فرماید در نظر دارم به یاری خداوند متعال بهطور ساده و مختصر پیامی مشتمل بر اندرزهای نیکو به خواهران ایمانی خود ابلاغ نمایم. در افراد بشر به ویژه در جماعت بانوان کسی پیدا نمیشود که آرزوی خوشبختی و سعادتمندی در دل خود نپروراند، لکن چنین گمان میشود که سعادت و خوشبختی یک سرنوشت ازلی است و حصول آن مافوق تدبیر بشر است، این است که در مقام تحصیل آن برنمیآید.
اگر آرزوی خوشبختی و کامیابی دارید، گوش دلباز کنید تا من راه و روش و طرز رفتار یک خانم خوشبخت و سعادتمند را برای شما شرح دهم.
ایمنا: از کتابی که درباره زندگی بانو مجتهده امین تالیف کردهاید، برایمان بگویید.
استکی: تاریخ تعلیم و تربیت در ایران به ویژه در شهر فرهنگی و تاریخی اصفهان بازتاب دهنده تحولات ژرف و گستردهای است که در مسیر توسعه نظام آموزشی و فرهنگی این سرزمین رخ داده است.
اصفهان به عنوان یکی از کهنترین زیستگاههای انسانی همواره جایگاه ویژه در فرهنگ ایران زمین داشته است. این شهر در گذر تاریخ نه تنها مرکز تجمع دانشمندان و هنرمندان بوده، بلکه کانون شکلگیری جریانهای فکری و تربیتی متنوعی نیز شده است که برای نگاهداری و انتقال ارزشهای فرهنگی نقشآفرینی کرده است در سدههای اخیر به ویژه پس از مشروطه و در دوره پهلوی نظام آموزش و پرورش با چالشهای فراوانی مواجه شد که به ایجاد تحولاتی در ساختار مدارس انجامید از جمله مباحث مهم در این زمان توجه به آموزش بانوان و مقابله با مقاومتها و مخالفتهای سنتی بود. اقدامات شبانه روزی عالمان دین و نیکوکارانی چون بانو سید نصرت امین که نقش موثری در تاسیس حوزههای علمیه بانوان داشت نه تنها به بالا بردن آگاهیهای علمی میپرداخت، بلکه به پرورش اخلاقی و معنوی زنان توجه میکرد.
کتاب «میراث امین» دارای ۶ فصل است که در فصل اول مروری بر جایگاه تاریخی و فرهنگی اصفهان خواهیم داشت و در فصل دوم به تعلیم و تربیت در ایران و مدارس دینی اصفهان میپردازیم. دیگر فصلهای این منبع نیز به ترتیب درباره جایگاه مرجعیت دینی در اصفهان، آموزش بانوان در تاریخ معاصر ایران و آموزشهای دینی و فعالیتهای مذهبی در زمان پهلوی سخن گفته است.
نظر شما