به گزارش خبرگزاری ایمنا، آنچه در ظاهر بهعنوان افزایش هزینه سوخت شرکتهای هواپیمایی آمریکا ثبت شده، در واقع نشانهای از لرزش یکی از حساسترین شریانهای اقتصاد جهانی است؛ لرزشی که از تنگه هرمز آغاز شده و اکنون تا صورتهای مالی ایرلاینها، بازار انرژی و حتی الگوهای سفر جهانی امتداد پیدا کرده است. دادههای تازه اداره آمار حملونقل آمریکا نشان میدهد شرکتهای هواپیمایی این کشور تنها در ماه آوریل نزدیک به ۶.۵ میلیارد دلار برای سوخت پرداخت کردهاند؛ رقمی که نسبت به سال گذشته ۷۸ درصد جهش کرده و به یکی از بزرگترین شوکهای هزینهای صنعت هوانوردی در سالهای اخیر تبدیل شده است. این افزایش تنها یک فشار مالی مقطعی نیست، بلکه بازتابی از بحرانی است که پس از تشدید درگیریها میان ایران، آمریکا و اسرائیل، معادلات انرژی و تجارت جهانی را وارد مرحلهای تازه کرده است.
در قلب این تحول، تنگه هرمز قرار دارد؛ گذرگاهی که سالها بهعنوان یکی از مهمترین نقاط اتصال بازار انرژی جهان شناخته میشد و اکنون به اهرم ژئوپلیتیکی تعیینکنندهای تبدیل شده است، محدودیتهای ایجادشده در این آبراه، جریان طبیعی نفت و فراوردههای انرژی را مختل کرده و قیمت سوخت جت را به سطوحی رسانده که بسیاری از مدلهای اقتصادی شرکتهای هواپیمایی را به چالش کشیده است، به نوشته رویترز هزینه هر گالن سوخت جت در آمریکا به ۴.۱۱ دلار رسیده و در حالی افزایش پیدا کرده است که میزان مصرف سوخت حتی اندکی کاهش پیدا کرده است؛ موضوعی که نشان میدهد عامل اصلی بحران، جهش قیمتها و نه رشد تقاضا است. تحلیلگران بازار انرژی معتقدند آنچه امروز در صنعت هوانوردی مشاهده میشود، نمونهای از انتقال مستقیم ریسک ژئوپلیتیک به اقتصاد واقعی است؛ جایی که یک بحران امنیتی در خلیج فارس میتواند ظرف چند هفته ساختار هزینهای شرکتهای حملونقل در آن سوی جهان را بازتعریف کند.
پیامدهای این تحول اکنون فراتر از صورتهای مالی شرکتها رفته و کل صنعت هوانوردی را وادار به بازآرایی راهبردهای خود کرده است، انجمن بینالمللی حملونقل هوایی (IATA) پیشبینی سود خالص جهانی ایرلاینها را از ۴۱ میلیارد دلار به ۲۳ میلیارد دلار کاهش داده و هشدار داده است که سود به ازای هر مسافر بهطور تقریبی به نصف سقوط خواهد کرد. ویلی والش، مدیرکل این نهاد تصریح کرده که اختلالات ناشی از جنگ و افزایش هزینه سوخت، چشمانداز صنعت را بهشدت تضعیف کرده است. در همین حال شرکتها برای حفظ حاشیه سود ناچار شدهاند بخشی از هزینهها را به مسافران منتقل کنند، از افزایش قیمت بلیت و خدمات جانبی گرفته تا کاهش مسیرهای پروازی و تعویق در تحویل هواپیماهای جدید، این روند بیش از همه شرکتهای کمهزینه و کوچکتر را هدف قرار داده و تعطیلی فعالیت «اسپیریت ایرلاینز» به نمادی از آسیبپذیری بازیگرانی تبدیل شده که توان جذب شوکهای طولانیمدت انرژی را ندارند، اما شاید مهمترین نکته این باشد که بحران فعلی تنها به صنعت هوانوردی محدود نمیشود.
همانگونه که فایننشال تایمز و اکونومیست بارها در تحلیلهای خود درباره شوکهای انرژی تأکید کردهاند، هرگاه یک گلوگاه راهبردی به ابزار فشار ژئوپلیتیک تبدیل شود، اثر آن از بازار نفت فراتر رفته و زنجیرههای تأمین، تجارت، سرمایهگذاری و حتی توازن قدرت میان دولتها را تحت تأثیر قرار میدهد. اکنون نیز تنگه هرمز از یک مسیر ترانزیتی صرف به بخشی از معادله چانهزنی میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است، در چنین شرایطی افزایش هزینه سوخت هواپیماها تنها یکی از نخستین نشانههای بحران محسوب میشود؛ بحرانی که اگر تداوم پیدا کند، میتواند الگوی قیمتگذاری انرژی، مسیرهای حملونقل جهانی و حتی نقشه رقابت اقتصادی میان قدرتهای بزرگ را دگرگون کند. آنچه امروز در ترازنامه ایرلاینها دیده میشود، در واقع بازتاب نبردی بزرگتر بر سر کنترل گرههای راهبردی اقتصاد جهانی است؛ نبردی که پیامدهای آن بسیار فراتر از آسمان صنعت هوانوردی خواهد رفت.
نظر شما