۱۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۰۰
نان به نرخِ اشغال

جوزف عون انگار هنوز باور نکرده روی صندلی ریاست‌جمهوری لبنان نشسته، نه روی نیمکت سخنگویی واشنگتن و تل‌آویو. مردی که با دود پیجرهای منفجرشده، خون فرماندهان مقاومت و ویرانی جنوب لبنان بالا آمد، حالا ژست «نجات لبنان» گرفته و همان‌هایی را متهم می‌کند که وقتی بیروت زیر آتش بود، کنار مردم ایستادند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، جوزف عون این روزها طوری حرف می‌زند که انگار نه‌تنها رئیس‌جمهور لبنان، بلکه مدیر پروژه مهار مقاومت در منطقه است. او به‌جای آنکه درباره اشغال جنوب لبنان، حملات روزانه رژیم صهیونیستی و تحقیر مداوم حاکمیت کشورش حرف بزند، شمشیر را علیه ایران و مقاومت از رو بسته است؛ همان مقاومتی که اگر نبود، شاید امروز پرچم اسرائیل تا قلب بیروت بالا رفته بود.

طعنه تلخ ماجرا اینجاست؛ مردی که با حمایت مستقیم واشنگتن، چراغ سبز سعودی و روی آوارهای سوریه و جنوب لبنان بالا آمد، حالا از «دخالت خارجی» گلایه می‌کند! عون فراموش کرده یا خودش را به فراموشی زده که اگر انفجار پیجرها، ترور فرماندهان مقاومت، سقوط سوریه و فشارهای آمریکایی نبود، شاید حتی اسمش هم در معادلات قدرت لبنان شنیده نمی‌شد.

او رئیس‌جمهوری است که بیشتر شبیه «فرماندار دوره انتقالی» عمل می‌کند؛ مأموری برای رام‌کردن لبنان، نه اداره آن. برای همین هم هر بار که از دهانش کلمه‌ای بیرون می‌آید، بوی سفارت آمریکا می‌دهد. حرف‌های اخیرش علیه ایران، دقیقاً همان چیزی بود که تل‌آویو و واشنگتن می‌خواستند؛ اینکه مقاومت را عامل بحران معرفی کنند و اشغالگر را از زیر بار جنایت بیرون بکشند.

نان به نرخِ اشغال

اما لبنان حافظه دارد. مردم فراموش نکرده‌اند چه کسی در جنگ ۲۰۰۶ کنارشان بود و چه کسانی پشت میزهای شیک عربی و غربی فقط بیانیه صادر می‌کردند. هنوز کسی یادش نرفته وقتی اسرائیل تهدید به زدن بیروت می‌کرد، این ایران بود که هشدار داد حمله به پایتخت لبنان بی‌پاسخ نمی‌ماند، نه آن‌هایی که امروز برای عون کف می‌زنند.

طنز تلخ‌تر اینکه جوزف عون حتی در داخل اردوگاه خودش هم «رهبر» محسوب نمی‌شود. او نه کاریزمای میشل عون را دارد، نه پایگاه مردمی خاندان حریری را. در میان مسیحیان هم بیشتر یک گزینه اضطراری است تا یک چهره ملی. با این حال، طوری سخن می‌گوید که انگار نماینده همه لبنان است و مقاومت هیچ جایگاهی ندارد.

واقعیت اما چیز دیگری است. مقاومت، چه بخواهند چه نخواهند، ریشه اجتماعی دارد. از ضاحیه تا جنوب، از بقاع تا بخش مهمی از ساختار سیاسی لبنان، نفوذ مقاومت واقعی و زنده است. این را نه با مصاحبه‌های سفارشی می‌شود حذف کرد، نه با ژست‌های دیپلماتیک.

عون و رفیقش نواف سلام این روزها بیشتر از آنکه نگران لبنان باشند، نگران رضایت حامیان خارجی خود هستند. پروژه‌ای که دنبال می‌کنند، همان نسخه قدیمی خلع سلاح مقاومت است؛ نسخه‌ای که اسرائیل دهه‌هاست آرزوی اجرای آن را دارد. هدف روشن است؛ اول حزب‌الله را بی‌دفاع کن، بعد جنوب لبنان را ببلع، بعد هم کشور را میان پروژه‌های آمریکایی، صهیونیستی و تکفیری تکه‌تکه کن.

برای همین است که تام باراک، نماینده غیررسمی آمریکا، لبنان را با ادبیاتی تحقیرآمیز تهدید می‌کند و از الحاق و فروپاشی حرف می‌زند، اما صدایی از کاخ ریاست‌جمهوری درنمی‌آید. عون در برابر تهدیدهای آمریکا سکوت می‌کند، اما برای مقاومت شمشیر می‌کشد؛ چون خوب می‌داند از کجا آمده و بقایش به کدام اتاق فرمان وابسته است.

لبنان امروز گرفتار رئیس‌جمهوری شده که بیشتر از آنکه نگران شأن ملی کشورش باشد، در فکر جلب رضایت پایتخت‌هایی است که سال‌هاست منطقه را به آتش کشیده‌اند. او می‌خواهد با هیاهو، حقیقت را دفن کند؛ اما واقعیت این است که مردم لبنان خوب می‌دانند چه کسی کنارشان ایستاد و چه کسی روی ویرانه‌ها نردبان ساخت.

بعضی‌ها با رأی مردم بالا می‌آیند، بعضی‌ها با دود جنگ. جوزف عون از آن دسته دوم است.

کد خبر 977308

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.