حمیدرضا غلامزاده در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به وضعیت فعلی جبهه لبنان اظهار کرد: اصطلاح خلع سلاح حزبالله در واقع به معنای نابودی لبنان است، اول از همه باید گفت که به معنای واقعی کلمه لبنان نابود خواهد شد و از بین میرود، در بهترین حالت، لبنان تبدیل به سوریهای میشود که تکهپاره و در عمل تجزیه شده است؛ بخشی از آن را ترکیه گرفته و بخشی را اسرائیل، در صورت خلع سلاح حزبالله در لبنان هم همین اتفاق رخ خواهد داد و در نهایت تجزیه خواهد شد و از بین خواهد رفت.
وی با بیان اینکه از بین رفتن فرضی لبنان یا حتی تضعیف آن، موجب تضعیف عمق راهبردی ایران و تضعیف امنیت ایران نیز خواهد شد، افزود: به همین دلیل است که حفظ لبنان اهمیت دارد و در نتیجه حزبالله نیز نباید خلع سلاح شود.
کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: مسئله سلاح حزبالله قبل از هر چیز به امنیت لبنان مربوط است، تنها چیزی که تا امروز رژیم صهیونیستی را عقب نگه داشته و اجازه اشغالگری و نابودی لبنان را نداده، سلاح حزبالله بوده است، بنابراین طبیعی است که این سلاح همچنان در اختیار حزبالله باقی بماند.
غلامزاده تاکید کرد: در مورد مسئله آتشبس یا ادامه جنگ در منطقه نیز باید گفت به خاطر همین اهمیت و همین اتصال راهبردی میان جبهههای مقاومت است که ایران از ابتدا یکی از شروط خود را «وحدت صحنهها» قرار داده است؛ یعنی همه جبههها یک جبهه محسوب میشوند و میان آنها انفکاکی وجود ندارد.
وی ادامه داد: بر همین اساس، آتشبس یا پایان جنگ تنها زمانی معنا پیدا میکند که در همه این جبههها برقرار شود، در غیر این صورت، در عمل آتشبسی رخ نداده و فایدهای هم نخواهد داشت.
کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی خیلی زود، به دلیل تعرضهایی که از سوی رژیم صهیونیستی رخ میدهد، دوباره تنش بالا میگیرد و مجدد به جنگ منتهی میشود، برای اینکه از وقوع جنگ پیشگیری و از افزایش تنش جلوگیری شود، لازم است که رژیم صهیونیستی در منطقه مهار شود، یکی از مهمترین نقاطی که باید در آن مهار صورت بگیرد همین لبنان است؛ جایی که تا کنون نیز بخشهای جنوبی آن ویران شده است.
غلامزاده گفت: اگر این اتفاق رخ ندهد و اگر اصراری که رژیم صهیونیستی دارد مبنی بر جدا کردن پرونده خود از پرونده ایران تحقق پیدا کند، در آن صورت به زودی دوباره در ایران نیز شاهد جنگ خواهیم بود، اما اگر این وحدت صحنهها رعایت شود و نتانیاهو و رژیم صهیونیستی وادار شوند آتشبس و توقف جنگ را بپذیرند، آنوقت میتوان تا مدت قابل توجهی مطمئن بود که احتمال جنگ در منطقه کمتر خواهد شد، در واقع اهمیت راهبردی پیوند خوردن این جبههها به هم، برای پیشگیری از درگیریهای آینده است.
اختلاف در هدف؛ آمریکا بهدنبال تضعیف ایران، اسرائیل بهدنبال حذف آن
وی اظهار کرد: آمریکا و اسرائیل به معنای واقعی از هم جدا نمیشوند، چرا که به هر حال اسرائیل در این منطقه به نوعی نیابتی آمریکا محسوب میشود، اما در عین حال باید گفت که این رژیم در مقاطعی زیادهخواهیهایی دارد و گاهی منافع خود را بر منافع کلان آمریکا مقدم میداند و از آمریکا استفاده میکند.
کارشناس سیاسی افزود: همین مسئله موجب شده هم اعتراضات افزایش پیدا کند و هم مشروعیت حمایت از اسرائیل در داخل آمریکا کاهش پیدا کند، افکار عمومی آمریکا تا حد زیادی علیه رژیم صهیونیستی و علیه کمکهایی که دولت آمریکا به اسرائیل میکند شکل گرفته است.
غلامزاده ادامه داد: از سوی دیگر، شرایط جنگ به گونهای است که آمریکا تمایل دارد از این صحنه خارج شود تا بیش از این ضربه حیثیتی نخورد، آمریکا جنگی را آغاز کرد، اما نتوانست آن را به سرانجام برساند و دستاورد مشخصی هم نداشت، اکنون نیز در مذاکرات هنوز به موفقیت قابل توجهی نرسیده و ترجیح میدهد هرچه زودتر این مسئله جمعبندی شود تا بتواند به نحوی آن را مدیریت کند که کمتر به عنوان یک شکست تلقی شود.
وی خاطرنشان کرد: در مقابل، رژیم صهیونیستی اصرار دارد که آمریکا در منطقه باقی بماند و حتی وارد درگیری مستقیم با ایران شود تا خود پشت آمریکا قرار بگیرد و هزینهها و فشارها متوجه آمریکاییها شود، در این تعارض منافعی که اکنون وجود دارد، دو طرف از هم جدا نمیشوند؛ به این معنا که روابط خود را قطع کنند یا دچار گسست راهبردی شوند. اما روابط آنها دچار نوعی سردی یا اختلال خواهد شد.
غلامزاده با تاکید بر اینکه برای آمریکا هیچ چیزی مهمتر از رژیم صهیونیستی نیست، گفت: در انتخابات ۲۰۲۴ آمریکا نیز یکی از دلایلی که دموکراتها انتخابات را باختند، حمایت از اسرائیل بود، با این حال حتی به خاطر مسائل انتخاباتی و رأیآوری هم حاضر نشدند از حمایت خود از اسرائیل دست بردارند، این پیوند در ساختار سیاسی و فکری آمریکا به شکل جدی وجود دارد.
وی ادامه داد: بنابراین جدایی به معنای قطع رابطه رخ نخواهد داد، اما در موضوعات کنونی اختلاف نظر وجود دارد، رژیم صهیونیستی به دنبال این است که ایران را از بین ببرد و سناریوهایی مانند سوریهسازی یا لیبیسازی ایران را دنبال میکند، در مقابل، هدف آمریکاییها بیشتر تضعیف ایران است و همین برای آنها کفایت میکند؛ اگر بتوانند ادعا کنند که برنامه هستهای ایران را تضعیف یا محدود کردهاند، آن را یک دستاورد محسوب میکنند و ترجیح میدهند سریعتر از این بحران خارج شوند.
کارشناس سیاسی تصریح کرد: محل اختلاف در همین نقطه است، با توجه به فشار افکار عمومی در آمریکا، دولت این کشور ناچار است بر رژیم صهیونیستی فشار بیاورد تا مواضع آمریکا را بپذیرد، نمونههایی از این موضوع را در مورد لبنان و بحث آتشبس دیدیم؛ جایی که آمریکا توانست تا حدی رژیم صهیونیستی را مهار کند و آن را وادار کند که از ادامه برخوردها و گسترش حملات نظامی خودداری کند.
نظر شما