به گزارش خبرگزاری ایمنا، روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی انتقادی، تصویری تیره از سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ ارائه کرده و نوشته است که رئیسجمهور آمریکا برخلاف شعارهای انتخاباتی خود، عملاً جهان را به صحنه عملیاتهای نظامی پیدرپی تبدیل کرده است؛ از آفریقا و غرب آسیا گرفته تا آمریکای لاتین و دریای کارائیب.
این گزارش تأکید میکند ترامپ در جریان رقابتهای انتخاباتی بارها وعده داده بود که آمریکا را از «جنگهای بیپایان» خارج خواهد کرد و خود را نامزد صلح معرفی میکرد، اما آنچه در عمل رخ داده، چیزی جز گسترش مداخلات نظامی، افزایش حملات هوایی و تشدید بیثباتی در مناطق مختلف جهان نبوده است.
طبق گزارش نیویورکتایمز، دولت ترامپ تنها در فاصله دو سال، دستکم در یک دوجین عملیات نظامی مستقیم یا غیرمستقیم نقش داشته است. بخشی از این اقدامات در آفریقا متمرکز بود؛ جایی که آمریکا در سال ۲۰۲۵ حملات هوایی علیه داعش در سومالی و نیجریه را آغاز کرد و سپس دامنه این عملیاتها را گسترش داد.

در کریسمس ۲۰۲۵، جنگندههای آمریکایی مناطقی در شمال غربی نیجریه را بمباران کردند. ترامپ مدعی شد هدف حملات، جلوگیری از کشتار مسیحیان بوده است، اما مقامهای نیجریه بعداً اعلام کردند شمار زیادی از قربانیان مسلمان بودهاند و حملات آمریکا به فاجعهای انسانی منجر شده است.
در ادامه این عملیاتها، آمریکا در می ۲۰۲۶ نیز حمله مشترکی با ارتش نیجریه انجام داد که طی آن یکی از فرماندهان داعش کشته شد. با این حال، منتقدان میگویند واشنگتن در عمل نهتنها موفق به پایان دادن به ناامنی در آفریقا نشده، بلکه با بمبارانهای مکرر، بحران انسانی و بیثباتی را عمیقتر کرده است.
اما یکی از مهمترین محورهای گزارش نیویورکتایمز به جنگ آمریکا علیه یمن و ایران اختصاص دارد؛ جنگهایی که بهگفته این روزنامه، شکاف میان شعارهای ترامپ و عملکرد واقعی او را آشکار کرد.
در مارس ۲۰۲۵، ترامپ عملیات «کابوی خشن» را علیه یمنیها آغاز کرد؛ عملیاتی که تنها در ماه نخست حدود یک میلیارد دلار هزینه برای آمریکا به همراه داشت. با وجود حجم گسترده حملات، نیروهای یمنی موفق شدند چند پهپاد آمریکایی و دو جنگنده سوپر هورنت را سرنگون کنند؛ اتفاقی که ضربهای سنگین به اعتبار نظامی آمریکا محسوب میشد.
سرانجام ترامپ در می ۲۰۲۵ ناچار شد دستور توقف عملیات تهاجمی را صادر کند و مدعی شود با یمنیها به توافق رسیده است؛ اما حتی پس از این ادعا نیز امنیت دریای سرخ به حالت عادی بازنگشت و تجارت جهانی همچنان تحت تأثیر بحران باقی ماند.
نیویورکتایمز سپس به جنگ مستقیم آمریکا علیه ایران میپردازد؛ جنگی که به نوشته این روزنامه، قرار بود نمایش قدرت واشنگتن باشد اما به بحرانی فرسایشی و پرهزینه تبدیل شد.
در ژوئن ۲۰۲۵، ترامپ عملیات «چکش نیمهشب» را علیه تأسیسات هستهای ایران آغاز کرد. بمبافکنهای B-2 و زیردریاییهای آمریکایی سایتهای فردو، نطنز و اصفهان را هدف قرار دادند و ترامپ مدعی شد برنامه هستهای ایران «بهطور کامل نابود شده است.»
اما برخلاف ادعاهای کاخ سفید، ایران نهتنها تسلیم نشد بلکه با واکنش متقابل، معادلات منطقه را تغییر داد. بسته شدن تنگه هرمز، جهش شدید قیمت انرژی و اختلال در اقتصاد جهانی، بخشی از پیامدهای جنگی بود که واشنگتن آغاز کرده بود.
در فوریه ۲۰۲۶، آمریکا و رژیم صهیونیستی دور تازهای از جنگ علیه ایران را کلید زدند، اما این جنگ نیز برخلاف محاسبات اولیه پیش رفت. طبق گزارش نیویورکتایمز، بیش از دو هزار ایرانی و ۱۳ نظامی آمریکایی در این درگیریها کشته شدند و در نهایت ترامپ مجبور شد در آوریل ۲۰۲۶ آتشبس اعلام کند؛ آتشبسی شکننده که هنوز با ادامه محاصره دریایی و بنبست مذاکرات همراه است.
این روزنامه همچنین به عملیاتهای جنجالی آمریکا در آمریکای لاتین اشاره میکند. در ژانویه ۲۰۲۶، نیروهای ویژه آمریکا به کاراکاس یورش بردند و نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، را ربودند و به نیویورک منتقل کردند؛ اقدامی که بسیاری آن را نقض آشکار حاکمیت ملی ونزوئلا و نمونهای از بازگشت سیاست کودتا و مداخله مستقیم آمریکا در آمریکای لاتین توصیف کردند.
همزمان، ناو هواپیمابر نیمیتز نیز به دریای کارائیب اعزام شد و واشنگتن فشارها علیه کوبا را افزایش داد؛ اقدامی که نگرانیها درباره تکرار سناریوهای مداخلهجویانه آمریکا در منطقه را تشدید کرده است.
در بخش دیگری از گزارش، نیویورکتایمز به حملات آمریکا علیه قایقهای موسوم به قاچاق مواد مخدر اشاره میکند. بر اساس این گزارش، از سپتامبر ۲۰۲۵ تاکنون دهها قایق هدف حملات هوایی آمریکا قرار گرفته و بیش از ۲۰۰ نفر کشته شدهاند، در حالی که دولت ترامپ هیچ سند شفافی درباره ارتباط این افراد با قاچاق ارائه نکرده است.
کارشناسان حقوق بینالملل این حملات را «اعدامهای فراقانونی» توصیف کردهاند و معتقدند واشنگتن بار دیگر قوانین بینالمللی را زیر پا گذاشته است.
نیویورکتایمز در جمعبندی گزارش خود تأکید میکند که کارنامه ترامپ بیش از آنکه یادآور یک رئیسجمهور صلحطلب باشد، تصویری از رهبری است که برای حفظ سلطه آمریکا، جهان را وارد چرخهای تازه از جنگ، ناامنی و آشوب کرده است؛ سیاستی که نهتنها هزینههای انسانی و اقتصادی سنگینی به همراه داشته، بلکه جایگاه آمریکا را نیز بیش از پیش در افکار عمومی جهان زیر سؤال برده است.
نظر شما