به گزارش خبرگزاری ایمنا، در گستره تاریک و غبارآلود تاریخ بشری، آنگاه که مکاتب مادی با جلوهفروشیهای رنگین خود، روح انسان را به اسارت کشیده و افقهای امید را تیره ساخته بودند، در سده بیستم میلادی، ستارهای درخشان از شرق عالم طلوع کرد که پرتو انوار عرفانی و ملکوتیاش، جانهای خسته و تشنه حقیقت را جانی دوباره بخشید.
حضرت امام خمینی (ره) معمار سترگ مکتبی جاودانه بود که صاعقهوار بر خرمن تحجر و خودباختگی زد و آیینی نوین از عشق، عدالت، مقاومت و معنویت بنا نهاد. او به معنای حقیقی کلمه، مسیحای زمان خود بود؛ پیر جماران، با انفاس قدسی و نفس رحمانیاش، اقیانوس بیکران ملت ایران را که در خمودگی و تسلیم به سر میبرد، به طوفان درآورد و دریایی از خودباوری و عزت آفرید.
دین و سیاست؛ پیوند قدسی برای مدیریت جامعه مدرن
مکتب امام خمینی (ره) بهعنوان الگویی بیمانند در تاریخ معاصر، جلوهگاه پیوند قدسی و ناگسستنی دین و سیاست است.
او با نگرشی انقلابی و تمدنساز، دین را از حصار خلوتخانههای فردی و سجادههای عزلت بیرون کشید و عطر شریعت را در صحن زنده اجتماع و حکومت جاری ساخت.

این مکتب الهامبخش، به جهان معاصر نشان داد که اسلام، چارچوبی همهجانبه و پویا برای اداره عادلانه جامعه و بازسازی جوامع در برابر چالشهای مدرن است. این روزها در جهانی که بیعدالتی، سلطهگری و مادیگرایی غرب بیداد میکند، مکتب امام با تکیه بر نظام نظریِ پایدار خود در سیاست، فقه، فلسفه و اخلاق، گفتمانی تمدنی عرضه داشته و شاهراهی نورانی برای رهایی، عزت و کرامت بشریت گشوده است.
منظومه انسجام؛ تجلی عقلانیت، معنویت و استکبارستیزی
بر اساس آموزههای روشنگر جانشین برحق و پیرو صدیق راه او، حضرت آیتالله شهید سیدعلی خامنهای، مکتب امام یک بسته کامل و منظومهای منسجم است که باید ابعاد آن را با هم و در کنار هم دید.
روح و حقیقت این نظام سیاسی و مدنی، التزام مطلق به «شریعت اسلامی» است؛ شریعتی فراگیر که تمام زوایای زندگی بشر را در بر میگیرد و گردش کار آن از طریق «مردمسالاری دینی» و سپردن کار کشور به آراء واقعی مردم سامان مییابد.

در این هندسه الهی، دو بُعد اصلی یعنی معنویت و عقلانیت، در هم تنیدهاند. معنویت امام ریشه در سلوک معنوی، ارتباط خالصانه با خدا و امید پایانناپذیر به نصرت الهی داشت و عقلانیت او در تدبیر خردمندانه، تشکیل نظم سیاسی مستحکم، تزریق روح اعتماد به نفس در ملت با طنین شعار «ما میتوانیم»، و ایستادگی صلب و بیانعطاف در برابر مستکبران جلوهگر شد.
او با ابداع شگفتانگیز واژه «شیطان بزرگ» برای آمریکا، امتداد معرفتی و عملی استکبارستیزی و حمایت از مظلومان جهان، بهویژه ملت فداکار فلسطین را رقم زد و ابهت پوشالی ظالمان را در هم شکست.

تحولخواهی اخلاقی و افق تمدن نوین اسلامی
از سوی دیگر، این مکتب با روحیه «تحولخواهی و تحولانگیزی» عجین است. امام خمینی با درس اخلاق خود در مدرسه فیضیه، دلها را منقلب میکرد و این حرکتآفرینی و تحریک غریزههای معنوی را تا ابعاد یک ملت گسترش داد.
اندیشه و روش اخلاقی ایشان، «اخلاقی عرفانی» است که انسان را از منزل خویشتن و خودخواهی —که امالرذائل است— بیرون آورده و به معراج قرب «قیام لله» و خلوص کامل میرساند.
این مکتب اخلاقی با داشتن ویژگیهایی چون «جامعیت و همهسونگری»، «سادهگویی و بیتکلفی»، «واقعبینی و اغراقگیری» و «امیدبخشی و یأسزدایی»، صیقلدهنده جانهاست. در این مسلک، تهذیب نفس اساس همه ابعاد است و علم بدون تزکیه، حجاب اکبر محسوب میشود. امروز در ادامه این مسیر نورانی، برای تداوم بیداری اسلامی و احیای تمدن نوین اسلامی، نیازمند آنیم که با تکیه بر این مبانی ژرف، به سوی تحولهای بنیادین گام برداریم؛ چرا که راه امام، تنها راه نجات و منبعی همیشگی برای الهام و عمل است.

مکتب امام؛ گمشدهای در میان شعارها
سیدمصطفی سجاد، رزمنده و راوی دفاع مقدس، در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به مفهوم «مکتب امام خمینی (ره)» اظهار میکند: واژهای که امروز درباره امام خمینی (ره) و شهید حاج قاسم سلیمانی بهکار میبریم، «مکتب» است؛ واژهای که شهید آیتالله سیدعلی خامنهای نیز بر آن تأکید داشت. اما متأسفانه هنوز مفهوم واقعی مکتب را بهدرستی برای جامعه تبیین نکردهایم.
وی میافزاید: مکتب به معنای مجموعهای از بایدها و نبایدهاست. اگر از مکتب امام خمینی (ره) یا مکتب شهید سلیمانی سخن میگوییم، باید بتوانیم این بایدها و نبایدها را استخراج و به جامعه معرفی کنیم. به نظر میرسد در این زمینه کوتاهیهایی صورت گرفته و هنوز نتوانستهایم ابعاد عملی این مکتب را بهخوبی تبیین کنیم.
این کارشناس سیاسی و رزمنده دفاع مقدس ادامه میدهد: از نخستین روزهای مبارزه امام خمینی (ره) میتوان این بایدها و نبایدها را مشاهده کرد. زمانی که رژیم پهلوی ایشان را در قم دستگیر کرده و به سمت تهران منتقل میکرد، امام در مسیر بر اقامه نماز در وقت خود اصرار داشتند. این رفتار تنها یک اقدام عبادی نبود، بلکه یک اصل و قاعده در مکتب امام محسوب میشد؛ اینکه انسان در هر شرایطی وظیفه الهی خود را انجام دهد.

تکلیفمداری؛ میراثی برای نسلهای آینده
سجاد تصریح میکند: امام خمینی (ره) در عمل به تکالیف دینی و اخلاقی بسیار دقیق بودند. یقین دارم نمازی که ایشان در آن شرایط خاص اقامه کردند، برای خودشان همان ارزش و اعتباری را داشت که دیگر نمازهایشان داشت. این نگاه، بخشی از همان مکتبی است که باید برای نسلهای جدید تبیین شود.
وی با بیان اینکه مکتب امام تنها به عرصه سیاست محدود نمیشود، خاطرنشان میکند: در زندگی شخصی امام نیز نمونههای فراوانی از این بایدها و نبایدها وجود دارد. در خاطرات و زندگینامه ایشان آمده است که هنگام وضو گرفتن در نیمهشب، برای اینکه صدای برخورد آب با سینک موجب بیدار شدن دیگران نشود، حولهای زیر آب قرار میدادند. این میزان توجه به حقوق دیگران و رعایت اخلاق، بخشی از مکتب عملی امام خمینی (ره) است.
این راوی دفاع مقدس میافزاید: بایدها و نبایدهای زندگی امام خمینی (ره)، شهید سلیمانی و دیگر شهدا باید استخراج و تدوین شود. مکتب دقیقاً همین است؛ مجموعهای از رفتارها، باورها و اصولی که در زندگی افراد تجلی پیدا کرده و قابلیت الگوسازی برای جامعه را دارد.
سجاد با اشاره به الگوهای برجسته دوران دفاع مقدس میگوید: بسیاری از فرماندهان و شهدای ما خود یک مکتب هستند. برای مثال شهید احمد کاظمی تنها یک فرمانده نظامی نبود، بلکه نمونهای از تحول و خودسازی بود. او به مرحلهای رسید که با صراحت اعلام میکرد دیگر آن فرد سابق نیست و در مسیر معنویت و تکامل دگرگون شده است.

وی تأکید میکند: اگر امروز از مکتب امام خمینی (ره) سخن میگوییم، نباید تنها به بیان خاطرات یا شعارها بسنده کنیم، بلکه باید اصول عملی، سبک زندگی و بایدها و نبایدهایی را که در رفتار امام و شهدا وجود داشت، شناسایی و به فرهنگ عمومی جامعه تبدیل کنیم.
مکتب امام خمینی (ره) همان مکتب امام حسین (ع) است
احمد علیرضایی، رزمنده دفاع مقدس، در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به ویژگیهای مکتب امام خمینی (ره) اظهار میکند: مکتب امام خمینی (ره) همان مکتب امام حسین (ع)، مکتب قرآن و مکتب الهی است. به همین دلیل در دوران دفاع مقدس، رزمندگان دستورات فرماندهان را در امتداد فرمان امام و فرمان الهی میدانستند و با همین باور در میدان نبرد حضور پیدا میکردند.
وی میافزاید: در جبههها هنگامی که نیروها در قالب دستهها، گروهانها و گردانها سازماندهی میشدند، فرماندهان بزرگی همچون شهید حسین خرازی مسئولیت هدایت نیروها را برعهده داشتند. رزمندگان نیز با اعتقاد قلبی باور داشتند که اطاعت از فرماندهی که در مسیر ولایت و امام حرکت میکند، اطاعت از یک مسیر الهی است.
این رزمنده دفاع مقدس ادامه میدهد: گاهی فرمانهایی صادر میشد که همه میدانستند اجرای آن با خطر شهادت همراه است. بسیاری از نیروها آگاه بودند که ممکن است در آن عملیات به شهادت برسند یا دچار مجروحیتهای شدید شوند، اما به دلیل همین باور عمیق و اعتقاد به مکتب عاشورا، بدون تردید در میدان حاضر میشدند.

علیرضایی تصریح میکند: مکتب امام خمینی (ره) در حقیقت احیای همان فرهنگ عاشورا بود. این باور در میان رزمندگان نهادینه شده بود که جهاد در راه خدا و دفاع از اسلام، ادامه همان راهی است که امام حسین (ع) در کربلا ترسیم کرد.
وی با اشاره به نقش آموزههای قرآنی در شکلگیری روحیه رزمندگان میگوید: بسیاری از شهدا تنها با تأمل در یک آیه قرآن مسیر زندگی خود را پیدا کردند. در وصیتنامههای شهدا نیز بهوفور میتوان آیات مربوط به جهاد، ایثار و شهادت را مشاهده کرد. آیات الهی برای آنان تنها متنهای قرآنی نبود، بلکه به باور و سبک زندگی تبدیل شده بود.
این رزمنده دفاع مقدس خاطرنشان میکند: افراد بسیاری را در دوران جنگ میدیدیم که با شنیدن و باور کردن یک آیه قرآن، چنان متحول میشدند که تا مرز شهادت پیش میرفتند. این تأثیرگذاری نشان

میدهد که مکتب امام بر پایه ایمان، اعتقاد و باور قلبی استوار بود.
علیرضایی با بیان اینکه راز نفوذ کلام امام خمینی (ره) در صداقت ایشان نهفته بود، اظهار میکند: امام پیش از آنکه مردم را به ایثار و فداکاری دعوت کنند، خود در عمل پیشگام بودند. ایشان از خانواده خود شهید تقدیم انقلاب کرده بودند و میان گفتار و رفتارشان هیچ فاصلهای وجود نداشت.
وی میافزاید: مردم در زندگی امام هیچگونه تجملگرایی، تظاهر یا فاصله گرفتن از سبک زندگی عمومی جامعه مشاهده نمیکردند. همین موضوع باعث میشد سخنان ایشان بر دلها بنشیند و اعتماد عمومی نسبت به رهبری انقلاب شکل بگیرد.
این رزمنده دفاع مقدس با اشاره به سیره سادهزیستی رهبران انقلاب میگوید: یکی از مهمترین مؤلفههای مکتب امام این بود که مسئولان باید خود را از مردم جدا ندانند. رهبر شهید انقلاب نیز همواره بر این اصل تأکید داشتهاند که مسئولان باید در کنار مردم و همسطح آنان زندگی کنند و میان خود و جامعه فاصلهای ایجاد نشود.
علیرضایی ادامه میدهد: در معارف اسلامی آمده است که هر کس رابطه خود را با خدا اصلاح کند، خداوند رابطه او را با مردم نیز اصلاح خواهد کرد. این اصل را میتوان بهروشنی در زندگی امام خمینی (ره)، شهدا و بزرگان انقلاب مشاهده کرد؛ افرادی که ابتدا به خودسازی و ارتباط با خدا پرداختند و به همین دلیل مورد اعتماد و محبت مردم قرار گرفتند.

وی تأکید کرد: مکتب امام خمینی (ره) بیش از آنکه مجموعهای از شعارها باشد، یک سبک زندگی مبتنی بر ایمان، اخلاص، عمل به قرآن، سادهزیستی، صداقت و همراهی با مردم است؛ ویژگیهایی که در دوران دفاع مقدس بهخوبی در رفتار رزمان و فرماندهان جبههها نمود پیدا کرده بود.
عهد عاشقانه با حقیقت زنده امام
به گزارش ایمنا، مکتب امام خمینی (ره) جریانی زنده، پویا و جاری در رگهای زمان است که هرگز کهنه نمیشود. نگاه به این چشمه زلال، تماشای تلاقی باشکوه عرفان و حماسه است؛ جایی که سیاست با اخلاق تطهیر میشود و اقتدار، مِهر خود را از آراء و اختیار مردم وام میگیرد. امروز در عصر هجمههای سنگین استکبار، وفاداری به این میراث ماندگار و حرکت در صراط مستقیم معمار بزرگ انقلاب، تنها با اخلاص و مجاهدت در مسیر عدالت و معنویت میسر است؛ عهدی عاشقانه تا ابد.
نظر شما