به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، آخرین گزارش «چشمانداز شهرنشینی جهان ۲۰۲۵» سازمان ملل هشدار میدهد که کلانشهرهای بزرگ و پایتختهای جهان به «جزایر حرارتی فشرده» تبدیل شدهاند. در این شهرها، انبوه آسفالت، تراکم بیرویه ساختمانی و کمبود فضاهای سبز موجب میشود دمای نقاط مرکزی بین ۱۰ تا ۱۵ درجه سانتیگراد از حومههای خود بالاتر رود. این پدیده نهتنها مصرف انرژی برای سرمایش را به سطحی سرسامآور میرساند، بلکه سلامت شهروندان را نیز بهطور مستقیم تهدید میکند.
در چنین شرایطی، ایده بازسازی یا طراحی «شهرهای میانی mid-sized cities» با جمعیت بین ۵۰ تا ۵۰۰ هزار نفر) از صفر یا نیمهصفر، دیگر یک گزینه لوکس نظری نیست، بلکه به یک استراتژی امنیتی، اقتصادی و اقلیمی برای کشورهایی با تمرکز شدید جمعیت تبدیل شده است. نمونه اخیر این رویکرد، ساخت پایتخت جدید اندونزی با نام نوسانتارا (Nusantara) در جزیره بورنئو است؛ شهری که در پاسخ به غرقشدن تدریجی جاکارتا، تراکم جمعیت ۳۴ میلیون نفری آن منطقه و آلودگی شدید هوا طراحی شده است و هدف اصلی آن ایجاد یک محیط شهری پایدار است که بهطور هماهنگ با طبیعت همزیستی کند.

چرا شهر میانی؟ مزیت ذاتی برای تابآوری حرارتی
برخلاف کلانشهرهای فرسوده، شهرهای میانی هنوز «سوختگی حرارتی» را تجربه نکردهاند؛ آنها در بیشتر موارد دارای باغهای حومهای، زمینهای باز یا رودخانههای فصلی هستند. این ویژگیها شهرهای میانی را به بستری ایدهآل برای پیادهسازی مدل «توسعه چندمرکزی» تبدیل کرده است که بهجای ریختن جمعیت بیشتر در یک نقطه، چندین شهر متوسط را به قطبهای مکمل تبدیل میکند.
نمونه موفق این رویکرد، منطقه ووبان (Vauban) در فرایبورگ آلمان است؛ محلهای که روی زمینهای باز یک پادگان نظامی سابق ساخته شد و امروز بهعنوان «سبزترین شهر اروپا» شناخته میشود. در این شهر میانی الگو، سرسبزی همه جا هست، شهر را خنک و با جزایر حرارتی مبارزه میکند. ساختمانها در ووبان بر اساس استانداردهای غیرفعال (Passive House) ساخته شدهاند و اولویت با نور طبیعی، تهویه و تنوع زیستی است. نکته کلیدی این است که در یک شهر میانی که از صفر یا با بازآفرینی بنیادین ساخته میشود، «خنک بودن» نباید یک لایه اضافه باشد، بلکه باید بهعنوان اسکلت اصلی شهرسازی در نظر گرفته شود.

ابزارهای عملیاتی: چگونه یک شهر میانی را از روز صفر خنک طراحی کنیم؟
جدیدترین پژوهشهای میدانی، از جمله مطالعه جامع سال ۲۰۲۵ در منطقه استکهلم رویال سیپورت (Stockholm Royal Seaport) در سوئد، نشان میدهد که راهکارهای بر پایه طبیعت (Nature-based Solutions) اگر در مقیاس بزرگ و بههم پیوسته اجرا شوند، تفاوت دمایی تا ۲ درجه سانتیگراد را در روزهای تابستان به همراه دارند. این مطالعه که با استفاده از شبکهای از سنسورهای بیسیم انجام شد، نشان داد پارکهای جنگلی بیشترین خنکسازی را ارائه میدهند و بامهای سبز نیز تأثیر مثبتی دارند. همچنین مطالعات انجامشده در شیلی روی الگوهای جزیره حرارتی و شبیهسازی استراتژیهای کاهش آن، نشان داده است که استراتژیهایی همچون روسازیها و بامهای خنک، بامها و نماهای سبز، کاشت درخت و طراحی شهری بهگونهای که اثر بادها و سایه را به حداکثر برساند، بهطور مؤثری دمای شهری را کاهش میدهد. تلفیق این سه ابزار در یک شهر میانی بهطور کامل امکانپذیر است.
کریدورهای سبز-آبی بهجای خیابانهای آسفالتی
شبکه معابر شهر میانی باید با درختان پهنبرگ بومی و نهرهای باز طراحی میشود. دادههای یک شهر میانی نمونه در اقلیم خشک نشان داده که یک کریدور سبز-آبی به عرض ۱۵ متر، دمای هوای مجاور خود را تا ۷ درجه سانتیگراد پایین میآورد. نمونه واقعی این رویکرد را میتوان در منطقه کلیشی-باتینیول (Clichy-Batignolles) پاریس مشاهده کرد؛ منطقهای که پیشتر یک زمین رها شده ریلی بود و امروز به یک اکو-منطقه (eco-district) با محوریت پارک مرکزی مارتین لوتر کینگ به وسعت ۱۰ هکتار تبدیل شده است. این منطقه با هدف جلوگیری از افزایش دما در مرکز شهر و ایجاد «جزیرهای از طبیعت و خنکی» طراحی شده و از مدیریت جایگزین آبهای سطحی و طراحی زیستاقلیمی (bioclimatic conception) بهره میبرد. در یک شهر میانی تازهساخت در چین، مطالعات شبیهسازی نشان داده است که ترکیب پمپ حرارتی موتور گازی با تأمین سرمایش، گرمایش و برق ساختمان، راهحلی کمکربن و بسیار کارآمد ارائه میدهد.

روسازیها و بامهای بازتابنده و تبخیری
بر اساس مطالعه سال ۲۰۲۵ روی فناوری سنگفرش خنک، روسازیهای بازتابنده با آلبدوی بالا (ضریب بازتابش ۰.۷ تا ۰.۸) دمای رویه را بین ۵ تا ۲۰ درجه سانتیگراد کاهش میدهند. در شهر جدید گاندینگار هند با نام گیفتسیتی (GIFT City)، یک سیستم خنککنندگی منطقهای متمرکز (Centralized District Cooling System) اجرا شده است که تونلهای زیرزمینی حامل برق، آب و اینترنت پرسرعت را با لولههای خنککننده ترکیب میکند و به گفته مدیران پروژه، تا ۴۰ درصد صرفهجویی در مصرف انرژی و کاهش قابلتوجه آلایندگی و نویز را به همراه داشته است.
در سنگاپور نیز منطقه دیجیتال پونگل (Punggol Digital District) دارای سیستم خنککنندگی منطقهای با ظرفیت نزدیک به ۳۰هزار تن تبرید (refrigeration tons) است که شبکه لولههای آب خنک به طول تقریبی ۴ کیلومتر را شامل میشود و مصرف انرژی را تا ۳۰ درصد کاهش میدهد. الزام کد ساختمانی برای تمام بامهای شهر میانی، بام سبز یا بام خنک با پوشش تابشی روزانه، میتواند مصرف انرژی سرمایش ساختمانها را بین ۱۰ تا ۲۵ درصد کاهش دهد. در ژاپن، شهر هوشمند پایدار فوجیساوا (Fujisawa SST) که روی زمین یک کارخانه قدیمی پاناسونیک ساخته شده است، از طراحی غیرفعال (passive design) برای بلوکهای مسکونی استفاده میکند تا «قرارگیری در معرض نور طبیعی و نسیمهای خنککننده» حداکثر و در عین حال سایهاندازی و تهویه عرضی بهینه تضمین شود.

بلوکهای غیرفعال با حیاط مرکزی و سایهاندازی پویا
مقاله بلوک سازگار (The Adaptive Block) در سال ۲۰۲۵ نشان داده که بهترین فرم ساختمانی برای شهرهای گرم، بلوکهای میانمرتبه (۴ تا ۶ طبقه) با حیاط مرکزی رو به بادهای غالب هستند. نمونه عملی این رویکرد را در برج رود مروارید گوانگژو (Pearl River Tower) چین میتوان دید؛ برجی ۷۱ طبقه که با طراحی منحصربهفرد پوسته دوگانه (double-skin façade) و تیغههای متحرک روی نما که برای خنک نگه داشتن ساختمان و تأمین تهویه هوای تازه میچرخند، نیاز به سیستمهای تهویه مطبوع پرمصرف را بهشدت کاهش میدهد.
این ساختمان همچنین از سیستم کف خنککننده تشعشعی (radiant cooling) و پنلهای سقفی تشعشعی استفاده میکند که هوای مطبوع را بدون کانالکشی سنگین تأمین میکند. استفاده از سایهبانهای متحرک و کانالهای هوای زیرزمینی (نسخه مدرن بادگیرهای سنتی) دمای داخل ساختمان را بدون نیاز به تهویه مکانیکی در محدوده آسایش نگه میدارد. یک مطالعه گسترده دیگر روی الگوهای جزیره حرارتی در شهرهای مختلف شیلی که با استفاده از سنجش از دور (remote sensing) و پایش میدانی (in situ monitoring) انجام شده است، مجموعه کاملی از استراتژیهای کاهش دما را برای هر منطقه اقلیمی ارائه میدهد که شامل روسازیها و بامهای خنک، نماهای سبز، کاشت درخت و طراحی شهری برای حداکثرسازی اثر باد و سایه است. نکته جالب در این مطالعه آن است که محققان بهصراحت اعلام میکنند این استراتژیها هنوز بهعنوان بخشی از برنامهریزی استراتژیک در شیلی گنجانده نشدهاند، هرچند پتانسیل بسیار بالایی دارند.

مزیت هزینه و قابلیت اجرا: چرا شهر میانی به صرفهتر است؟
یکی از مهمترین دلایلی که شهرهای میانی را به گزینه برتر تبدیل میکند، هزینه تمامشده و قابلیت اجرای فوری است. در یک کلانشهر فرسوده، باز کردن یک کریدور سبز به قیمت نابودی صدها ملک گرانقیمت تمام میشود، اما در یک شهر میانی ۲۰۰ هزار نفری که تازه در حال گسترش است، میتوان شبکه خیابانها را از روز صفر طراحی کرد. جمعیت متعادل موجب میشود که هر واحد مسکونی از سهم متناسبی از سایه، درخت و جریان هوا بهرهمند شود. پروژههایی همچون منطقه ووبان در فرایبورگ (آلمان) و گیفتسیتی در هند نشان دادهاند که ساختن یک شهر از صفر با تلفیق «چندمرکزی بودن» و «خنکسازی غیرفعال» امکانپذیر است. نکته جالب در گیفتسیتی این است که سیستم خنککنندگی متمرکز آن با ظرفیت طراحی ۲۷۰هزار تن تبرید، با استفاده تنها از ۱۸۰هزار تن ظرفیت چیلرها مدیریت میشود که نشاندهنده بهینهسازی بینظیری است.
با این حال برای کشورهای در حال توسعه، این راه میانبر وجود دارد که بهجای ساختن کل شهر از صفر، میتوان یک شهر میانی موجود را بهصورت خوشهای بازآفرینی کرد. نمونه اخیر این رویکرد، پروژه خنکسازی غیرفعال در کنیاست که در قالب یک برنامه آزمایشی با استفاده از فناوری دیاکسید تیتانیوم (TiO2) برای پوشش سطوح، موجب کاهش قابلتوجه دمای داخلی ساختمانها بدون نیاز به تجهیزات مکانیکی شده است. این پروژه آنقدر موفق بوده که «خنکسازی غیرفعال» به برنامه ملی اقدام خنکسازی (National Cooling Action Plan) کنیا اضافه شده است. یک محله بهعنوان طرح آزمایشی «بلوک خنک» طراحی میشود و سپس اثرات مثبت آن سرمایه اجتماعی و سیاسی را برای گسترش تدریجی به کل شهر فراهم میکند.

درسهایی برای ایران
ایران با تمرکز شدید جمعیت در کلانشهر تهران و چند شهر بزرگ دیگر روبهروست که هر یک بهشدت از پدیده جزیره حرارتی، آلودگی هوا و فرسودگی زیرساخت رنج میبرند. گرمایش اقلیم و خشکسالیهای پیوسته، این بحران را تشدید کرده است. درس اول برای ایران این است که سیاست «توسعه چندمرکزی» را جایگزین رویکرد تکقطبی کنونی کند. باید شبکهای از شهرهای میانی با پتانسیل بالا (همچون همدان، سنندج، یزد، کرمانشاه، اراک یا شهرهای جدیدی در حاشیه کویر مرکزی) را بهعنوان قطبهای توسعه جایگزین تعریف کرد.
تجربه اندونزی با ساخت پایتخت جدید نوسانتارا از جاکارتای غرقشده درس مهمی دارد که گاهی ساختن یک شهر جدید با «ذهنیت و اقتصاد سبز جدید» مؤثرتر از درمان یک کلانشهر فرسوده و غیرقابل نجات است، اما این شهرها نباید تنها به خوابگاه تبدیل شوند؛ بلکه باید اقتصاد محلی مستقل در آنها تعریف شود تا مهاجرت معکوس از کلانشهرها به این نقاط پایدار باشد. درس دوم، الزام بهکارگیری فناوریهای خنکسازی غیرفعال در تمام طرحهای توسعه شهری جدید و بازآفرینی بافتهای میانی است. طراحی شهرهایی که نیاز ذاتی به سرمایش مکانیکی را به حداقل برسانند، نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت است.
ایران بهعنوان کشوری با تنوع اقلیمی بالا، میتواند از دانش بومی خود در کنار فناوریهای مدرن همچون پمپهای حرارتی زمینگرمایی (geothermal heat pumps) و سیستمهای خنککنندگی منطقهای که در شهرهای هند و سنگاپور اجرا شده بهره ببرد. از سوی دیگر، احیای قناتها و طراحی مجدد شبکه آبیاری سنتی در این شهرها، ضمن خنکسازی طبیعی، بخشی از مشکل کمبود آب را نیز حل میکند.

مهمترین درس برای ایران، نگاه فرصتمحور به شهرهای میانی است. بهجای آن نگاه حاشیهای و کماهمیت به این شهرها، باید آنها را آزمایشگاههای زنده برای آینده شهرسازی ایران در نظر گرفت. نمونه شهر هوشمند فوجیساوا در ژاپن که با مشارکت عمومی-خصوصی روی یک زمین صنعتی متروکه ساخته شد و امروز الگویی برای سایر شهرهای جهان است، نشان میدهد که اراده سیاسی و مشارکت بخش خصوصی میتواند ظرف تنها چند سال، یک منطقه راکد را به یک شهر پایدار و خنک تبدیل کند.
هر ریالی که امروز در ایران صرف بازآفرینی یک شهر میانی با استانداردهای خنک و کمکربن شود، در بلندمدت چندین برابر هزینه تصفیه هوای تهران و جبران خسارتهای گرمایی در کلانشهرها صرفهجویی خواهد کرد. این استراتژی، تنها راه خروج از بنبست «کلانشهرهای متورم» است؛ راهی که تعادل جمعیتی بازمیگرداند و کیفیت زندگی را در اقلیمی رو به گرمایش، برای نسلهای آینده تضمین میکند.
نظر شما