به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، در شرایطی که بیش از نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی میکنند و این نسبت تا سال ۲۰۵۰ به ۶۸ درصد خواهد رسید، معضلاتی همچون آلودگی هوا، جزایر حرارتی، تراکم ترافیک، کاهش تعاملات اجتماعی و افزایش اختلالات روانی به بحرانهای اصلی کلانشهرها تبدیل شدهاند. سازمان جهانی بهداشت تخمین میزند نزدیک به یک میلیارد نفر در جهان با اختلالات روانی همچون اضطراب و افسردگی دستبهگریبان هستند. پژوهشهای نوین نشان میدهد که طراحی شهرها نقشی تعیینکننده در تشدید یا کاهش این معضلات دارد. جهان امروز نیازمند راهکارهای عملی برای ارتقای سلامت و رفاه شهری از طریق بازگرداندن طبیعت به متن زندگی شهروندان است که در ادامه به بررسی آنها میپردازیم.
چرا طبیعت شهری برای سلامت حیاتی است؟
طی سالهای اخیر، شواهد علمی محکمی در مورد ارتباط مستقیم دسترسی به فضاهای سبز و کاهش مصرف داروهای مرتبط با سلامت روان و بیماریهای مزمن گردآوری شده است. در مطالعهای جامع روی بیش از ۱۶هزار ساکن هلسینکی و مناطق اطراف، پژوهشگران دریافتند افرادی که سه تا چهار بار در هفته از پارکها، جنگلهای شهری یا باغهای اجتماعی بازدید میکردند، در مقایسه با افرادی که کمتر از یکبار در هفته از این فضاها استفاده میکردند، ۳۳ درصد کمتر از داروهای اضطراب و افسردگی، ۳۶ درصد کمتر از داروهای فشار خون و ۲۶ درصد کمتر از داروهای آسم استفاده میکردند. جالب توجه آنکه قویترین اثرات مثبت در میان ساکنان کمدرآمد مشاهده شد که نشان میدهد تأمین عادلانه فضای سبز میتواند نابرابریهای سلامت را کاهش دهد.

در مطالعهای دیگر که در همین شهر انجام شد، محققان اثر بازدید از محیطهای سبز را بر شاخصهای قلبی-عروقی بررسی کردند. نتایج نشان داد بازدید از جنگل شهری یا پارک، در مقایسه با حضور در مرکز شلوغ شهر، با فشار خون پایینتر، ضربان قلب کمتر و بهبود شاخصهای تغییرپذیری ضربان قلب همراه است که همه بیانگر کاهش تنش فیزیولوژیک هستند. این مزایا حتی پس از حذف اثر آلودگی هوا و سروصدا نیز باقی ماندند.
پروژه پژوهشی «GreenInCities» که از سال ۲۰۲۵ در هلسینکی و نووا گوریتسا در اسلوونی در حال اجراست، با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته تصویربرداری مغزی قابل حمل، تأثیر مداخلات بر پایه طبیعت را بر سلامت روان و عملکرد شناختی شهروندان ارزیابی میکند. این پژوهش که در هر محله ۵۰ شرکتکننده را با هدستهای ثبت فعالیت الکتریکی مغز و ضربان قلب پایش میکند، دادههای عینی و کمی در مورد نقش فضاهای سبز در کاهش استرس و افزایش انسجام اجتماعی فراهم میآورد.

تجربههای جهانی در طراحی شهرهای سالم
جسورانهترین و شناختهشدهترین ابتکار شهری برای ارتقای سلامت، برنامه سوپربلاک (Superblock) بارسلوناست که از سال ۲۰۱۵ آغاز شده است. این برنامه با توزیع مجدد فضای عمومی میان خودروها و شهروندان، خیابانها را به فضاهای سبز، پیادهرو و محل بازی کودکان تبدیل میکند. ارزیابی علمی سه سوپربلاک نخست که در سال ۲۰۲۵ در مجله معتبر «BMC Public Health» منتشر شد، نشان داد ساکنان و کارگران این مناطق بهبود محسوسی در رفاه ذهنی، آرامش، کیفیت خواب، کاهش سروصدا و آلودگی و افزایش تعاملات اجتماعی را تجربه کردهاند. مدلسازیهای سلامت حاکی از آن است که پیادهسازی کامل ۵۰۳ سوپربلاک در سراسر بارسلونا میتواند از ۶۶۷ مرگ زودرس ناشی از آلودگی هوا جلوگیری کند. ترکیب کاهش ۲۵ درصدی استفاده از خودرو با برقیسازی بندر نیز میتواند دیاکسید نیتروژن را ۱۹.۴ درصد کاهش دهد و سالانه از ۲۲۸ مرگ زودرس دیگر پیشگیری کند.

شهر مدلین که در یک دره باریک واقع شده است و بهدلیل شهرنشینی سریع با کمبود شدید فضای سبز و تشکیل جزایر حرارتی قدرتمند روبهرو بود، سال ۲۰۱۶ برنامه راهروهای سبز (Green Corridors) را آغاز کرد. این برنامه با سرمایهگذاری اولیه ۱۶.۳ میلیون دلاری، بیش از ۳۰ راهرو شامل جادههای سبز، باغهای عمودی، نهرها، پارکها و تپهها را به یک شبکه متصل تبدیل کرد.
تاکنون بیش از ۸۸۰ هزار درخت و ۲.۵ میلیون گیاه در سراسر این شهر کاشته شده و نتایج این اقدام خیرهکننده بوده است. میانگین دمای مناطق تحت پوشش ۲ درجه سانتیگراد کاهش پیدا کرده، ۶۵ هکتار فضای سبز جدید احیا شده، ۷۵ شغل باغبانی با اولویت برای افراد محروم ایجاد شده و کیفیت هوا و تنوع زیستی بهطور چشمگیری بهبود پیدا کرده است. کارشناسان پیشبینی میکنند در دهههای آینده این کاهش دما به ۴ تا ۵ درجه سانتیگراد نیز برسد. این پروژه «نمونهای عالی از طراحی فضاهای شهری هوشمند با تکیه بر طبیعت» توصیف شده است.

پاریس که متراکمترین شهر اروپا محسوب میشود، تا ۸ درجه سانتیگراد گرمتر از حومه خود است. طرح اقلیم و انرژی جدید این شهر (۲۰۲۴-۲۰۳۰) حفاظت از مردم در برابر اثرات تغییر اقلیم را در اولویت قرار داده است و طبیعت را جزئی از هر تصمیم در محیط ساختهشده میداند. در ژوئن ۲۰۲۵، سومین جنگل شهری بزرگ پاریس در مقابل ساختمان شهرداری افتتاح شد که بهواسطه آن بیش از ۲۵۰۰ متر مربع سنگفرش برداشته و ۱۵۰ درخت با ارتفاع بیش از ۱۰ متر به همراه بیشهها و هزاران گیاه بهجای آن کاشته شد. این جنگلهای شهری که کاهش دمای تا ۵ درجه سانتیگراد را در مناطق اطراف بههمراه داشتهاند، بخشی از برنامه جاهطلبانه پاریس برای کاشت ۱۷۰هزار درخت تا سال ۲۰۳۰ هستند.

سنگاپور با وجود تراکم جمعیتی بسیار بالا، برنامه شهر در طبیعت (City in Nature) را دنبال میکند. یکی از ابتکارات شاخص آن، ایجاد باغهای درمانی است که بر اساس تحقیقات علمی برای آسان شدن تعامل با طبیعت و بهبود رفاه طراحی شدهاند. این باغها دارای مسیرهای حلقهای مناسب برای ویلچرنشینان، گیاهان معطر و خوراکی و بسترهای کاشت مرتفع با طراحی ارگونومیک هستند. تحقیقات نشان داده است که حتی قرارگیری غیرفعال در یک باغ درمانی مزایای عصبی-روانفیزیولوژیک مثبتی برای افراد مبتلا به اختلالات افسردگی دارد. در نوامبر ۲۰۲۵، سنگاپور قراردادی به ارزش یک میلیارد دلار سنگاپور برای ساخت یک مقصد رفاهی در مقیاس بزرگ در منطقه مارینا ساوت کستال امضا کرد. این مرکز چهار هکتاری که در مجاورت باغهای خلیج قرار دارد، آب، طبیعت و معماری را با فناوریهای پیشرفته بازیافت آب و انرژی تجدیدپذیر تلفیق میکند و پیشبینی میشود سالانه دو میلیون بازدیدکننده جذب کند.

ونکوور که بیش از ۹۰ درصد انرژی خود را از منابع پایدار تأمین میکند، استراتژی جنگل شهری خود را در سال ۲۰۲۵ بهروزرسانی کرده است. این استراتژی هدف پوشش ۳۰ درصدی تاج درختان را دنبال میکند و بر دسترسی عادلانه به فضای سبز در محلههای کمبرخوردار و پرتراکم تأکید دارد. رویکرد ونکوور بر احیای کل اکوسیستم و نهتنها کاشت درخت متمرکز است. روش مییاوکی (Miyawaki) برای ایجاد جنگلهای متراکم و خودپایدار از گونههای بومی در فضاهای کوچک، بهعنوان یک استراتژی بلندمدت مؤثر پذیرفته شده است. پروژه «کنیون کریک» که در ژوئن ۲۰۲۵ با سرمایهگذاری نزدیک به یک میلیون دلار دولت فدرال افتتاح شد، نمونهای از بازگرداندن جریانهای شهری پنهان به سطح زمین و تبدیل ۶۵ جای پارک خودرو به فضای سبز است.

نقش فناوری در خدمت طبیعت
پرسش مهمی که مطرح میشود این است که آیا میتوان با ترکیب فناوری و طبیعت، فضاهای شهری را هوشمندتر و سالمتر ساخت؟ شهرهای پیشرو نشان دادهاند که پاسخ مثبت است، اما با این شرط کلیدی که فناوری باید در خدمت طبیعت باشد، نه جایگزین آن.
در هلسینکی، از دستگاههای تصویربرداری مغزی قابل حمل برای سنجش عینی تأثیر طبیعت بر سلامت روان استفاده میشود. در بارسلونا، شبکه گسترده سنسورهای کیفیت هوا و مدلسازیهای سلامت به سیاستگذاران امکان میدهد تأثیر هر سوپربلاک بر مرگومیر را کمی کنند. در سنگاپور، فناوریهای پیشرفته بازیافت آب و انرژی تجدیدپذیر در مراکز رفاهی بهکار گرفته شده است، اما همه این شهرها تأکید دارند که خود طبیعت بدون هیچ فناوری واسطهای، اثرات فیزیولوژیک قدرتمندی بر کاهش استرس و بهبود سلامت دارد.
شواهد ارائهشده در این گزارش نشان میدهد که دسترسی به طبیعت شهری یک ضرورت سلامت عمومی است، نه یک پدیده لوکس. شهرهایی همچون بارسلونا، مدلین، پاریس، سنگاپور و ونکوور ثابت کردهاند که میتوان فضاهای شهری را بهگونهای بازطراحی کرد که سلامت جسم و روان شهروندان در اولویت باشد. بر این اساس، توصیههای زیر برای برنامهریزان شهری و سیاستگذاران ارائه میشود:
- نخست، تأمین عادلانه فضای سبز در محلههای کمبرخوردار و پرتراکم باید در صدر دستور کار قرار گیرد، زیرا قویترین مزایای سلامت در میان ساکنان کمدرآمد مشاهده شده است.
- دوم، احیای کل اکوسیستم از جمله جریانهای آبی زیرزمینی، تنوع زیستی و کیفیت صوتی مؤثرتر از کاشت صرف درخت است.
- سوم، طراحی انسانمحور با کاهش تدریجی تسلط خودروها و بازپسگیری خیابانها برای پیادهروی، بازی کودکان و تعامل اجتماعی همچون برنامه سوپربلاکهای بارسلونا، تأثیرات اثباتشده بر کیفیت خواب، کاهش استرس و افزایش تعاملات اجتماعی دارد.
- چهارم، مداخلات شهری باید بر پایه شواهد علمی و ارزیابیهای سیستماتیک باشند.
- پنجم، فناوری باید بهعنوان ابزاری برای اندازهگیری، بهینهسازی و مدیریت علمی فضاهای سبز به کار گرفته شود، نه جایگزینی برای طبیعت.
در عصری که فشارهای سلامت روان افزایش پیدا کرده است و شهرنشینی شتابان ادامه دارد، شهرها فرصت و مسئولیت دارند که برای رفاه طراحی شوند. بازگرداندن طبیعت به شهر نهتنها ممکن، بلکه یکی از مؤثرترین سرمایهگذاریها برای سلامت عمومی، کاهش نابرابریها و افزایش کیفیت زندگی در کلانشهرهای جهان است.

درسهایی برای ایران
تحلیل تجربیات موفق جهانی نشان میدهد که شهرهای ایران میتوانند گامهای عملی و کمهزینهای برای ارتقای سلامت و رفاه شهروندان بردارند. نخستین درس، بازپسگیری فضاهای عمومی از خودروها به نفع پیادهروی و طبیعت است. برنامه «سوپربلاک» بارسلونا ثابت کرد که حتی در بافتهای متراکم، با حذف تدریجی ترافیک عبوری از چند خیابان بههم پیوسته، میتوان جزایر سبز آرامشبخشی ایجاد کرد که کیفیت هوا، آرامش صوتی و تعاملات اجتماعی را بهبود میبخشند. در کلانشهرهایی از جمله تهران، اصفهان یا مشهد، میتوان با انتخاب محلههای آزمایشی (همچون مناطق بازار یا بافتهای فرسوده) و تبدیل کوچههای کمترافیک به معابر سبز و پیادهرو، گامی به سوی انسانمحوری برداشت، همچنین الگوی «راهروهای سبز» مدلین که با کاشت گسترده درخت و گیاه در کنار جادهها و احیای نهرها، دمای شهر را ۲ درجه کاهش داد، برای شهرهای گرم و خشک ایران که با جزایر حرارتی شدید و آلودگی هوا دستبهگریبانند، راهکاری کارآمد و مقرونبهصرفه محسوب میشود.
دومین درس مهم، لزوم نگاه علمی و عادلانه به فضای سبز شهری است. پژوهش هلسینکی نشان میدهد قویترین اثرات سلامتی طبیعت در محلههای کمدرآمد دیده میشود، در حالی که در بسیاری از شهرهای ایران، سرانه فضای سبز در مناطق شمالی و برخوردار بسیار بالاتر از مناطق جنوبی و حاشیهنشین است. سیاستگذاران شهری ایران میتوانند با تدوین «استراتژی جنگل شهری» مشابه ونکوور، هدفگذاری کمی برای پوشش تاجپوش در هر محله (برای مثال ۳۰ درصد) و الزام به توزیع عادلانه پارکها و بوستانهای محلهای، نابرابری سلامت را کاهش دهند. همچنین پروژههایی همچون باغهای درمانی سنگاپور که برای گروههای ویژه (سالمندان، افراد دارای اختلالات روانی) طراحی شدهاند، میتوانند در قالب «پارکهای سلامت» در مجاورت بیمارستانها و مراکز توانبخشی ایران ایجاد شوند.
تجربه جهانی نشان میدهد که موفقیت این طرحها نیازمند ارزیابی مستمر بر پایه شواهد (همچون پایش ضربان قلب و کیفیت هوا در هلسینکی) و مشارکت شهروندان است؛ رویکردی که میتواند جایگزین پروژههای نمایشی و بیدوام رایج شود.

نظر شما