به گزارش خبرگزاری ایمنا، تحولات جاری در جبهه شمال فلسطین اشغالی و جغرافیای سیاسی لبنان، نشاندهنده ورود منطقه به یک کلانروایت پیچیده و بیسابقه نظامی-امنیتی است. رژیم صهیونیستی دیگر به یک رویارویی نقطهای یا تاکتیکی با مقاومت بسنده نکرده، بلکه استراتژی خود را بر پایه «پیشروی، فتح خاک و تثبیت سرزمینی» به شیوه زمین سوخته بازتعریف کرده است؛ الگویی که پیش از این در بحران سوریه آزمایش شد و امروز با خشونت به مراتب عریانتر در جنوب لبنان و ضاحیه جنوبی بیروت در حال پیادهسازی است.
هدف غایی تلآویو در این فاز از نبرد، نهتنها تضعیف ساختار موشکی یا تسلیحاتی حزبالله، بلکه ریشهکنی کامل مقاومت از طریق کشتار وسیع، ایجاد بحران زیستی و غیرقابل سکونت کردن جغرافیا است؛ همان سناریوی هولناکی که در باریکه غزه به اجرا درآمد و اکنون لبه تیز آن پیکره لبنان را نشانه رفته است.
بر اساس آمارهای میدانی، علیرغم ادعاهای دیپلماتیک و برقراری برخی ترتیبات صوری، رژیم صهیونیستی در بیش از ۸۰ درصد از روزهای پس از آتشبس، حملات وحشیانه، بمبارانها و تجاوزات سرزمینی خود را علیه خاک لبنان ادامه داده است که این امر، بیفایده بودن ابزارهای سنتی دیپلماسی در برابر ماشین جنگی اسرائیل را به اثبات میرساند.
پازل منطقهای غربی-عربی برای قطع بازوی راهبردی ایران
شبکه منطقهای غربی-عربی، در یک تقسیم کار نانوشته اما آشکار، وظیفه تاریخی قطع بازوی راهبردی ایران در مدیترانه را به ارتش صهیونیستی واگذار کرده و خود در پشت صحنه به پشتیبانی مالی، سیاسی و پدافندی مشغول است.
خطر بزرگتر آنجاست که این دستفرمان نظامی، تنها به جغرافیای لبنان محدود نخواهد ماند؛ تحلیل استراتژیک رفتار دشمن نشان میدهد که در صورت موفقیت این الگو در بیروت، هدف بعدی زنجیره ترور و اشغال، بدون شک عراق خواهد بود و پس از آن نوبت به یمن خواهد رسید.
این قیچی ژئوپلیتیکی، لبههای داخلی متمایزی نیز دارد؛ در لبنان، دولت غربگرا و ساختارهای سیاسی متمایل به واشنگتن درعمل نقش جادهصافکن و لبه داخلی قیچی را بازی میکنند و در عراق نیز تحرکات سیاسی اخیر، مانند فراخوانها برای انحلال حشدالشعبی و تحویل سلاح مقاومت، در راستای تکمیل همین پازل منطقهای دشمن ارزیابی میشود.

گزینههای پیش روی تهران؛ عبور از «موج خبری» به سمت اقدام اثربخش
در مواجهه با این آرایش جنگی چندلایه، جمهوری اسلامی ایران به عنوان عمود خیمه مقاومت، در برابر یک دوراهی استراتژیک و حیاتی قرار گرفته و چهار گزینه کلان را پیش رو دارد: نخست، اتخاذ استراتژی صبر راهبردی به امید فرا رسیدن زمان جنگ بزرگتر با دخالت مستقیم آمریکا؛ دوم، ورود مستقیم، رسمی و همهجانبه به نبرد سخت با رژیم صهیونیستی؛ سوم، مدیریت فعال زنجیره مقاومت و ارسال کمکهای لجستیکی و نظامی ویژه از طریق همپیمانان در یمن، عراق و سوریه؛ و چهارم، گسترده کردن ابعاد درگیری از طریق هدف قرار دادن مستقیم منافع و پایگاههای ایالات متحده در منطقه برای تغییر محاسبات واشنگتن.
اگرچه اقدامات و هشدارهای اخیر تهران در عقب افتادن تجاوز همهجانبه به بیروت و ضاحیه مؤثر بوده، اما نباید اجازه داد این به یک «موج خبری» زودگذر و ابزاری برای ساکت کردن افکار عمومی تبدیل شود.
اصل «وحدت ساحات» (یکپارچگی جبهههای متمایز مقاومت) که بارها مورد تأکید بوده، یک اصل لایتغیر است. از سوی دیگر، تکیهگاه این تصمیمگیری، بدنه اجتماعی است؛ مطابق با آخرین نظرسنجی پژوهشکده مطالعات و تحقیقات دانشگاه جامع انقلاب اسلامی، بیش از ۶۲ درصد مردم ایران خواهان حمایت قاطع و همهجانبه از جبهه مقاومت هستند. بنابراین، مطالبه توقف کامل و بدون قید و شرط حملات در سراسر لبنان، یک پیششرط غیرقابل مذاکره است و برای تحقق آن، باید بازی دشمن را بر هم زد.
در این راستا، فعالسازی اهرمهای موازی و تعریف معادلهای نظیر «امنیت امارات در برابر امنیت لبنان»، یکی از جدیترین گزینهها برای وادار کردن اتاق فکر مشترک غربی-عبری-عربی به عقبنشینی است.

مهدی محمدی، کارشناس مسائل سیاسی، با اشاره به تحولات اخیر لبنان اظهار کرد: در جبهه لبنان حداقل پنج اتفاق مهم در حال وقوع است که نشان میدهد آمریکا و رژیم صهیونیستی برنامهای هماهنگ برای تغییر معادلات این کشور و تضعیف محور مقاومت در پیش گرفتهاند.
وی افزود: نخستین هدف آنها تفکیک اجزای محور مقاومت از یکدیگر است. به عبارت دیگر، تلاش میکنند حزبالله را از ایران و سایر اضلاع محور مقاومت جدا کنند. این در حالی است که جمهوری اسلامی از ابتدا تأکید کرده هرگونه توافق یا ترتیبات منطقهای باید شامل لبنان نیز باشد و امکان جدا کردن حزبالله از معادلات امنیتی و سیاسی منطقه وجود ندارد.
محمدی تصریح کرد: خط قرمز ایران این است که حزبالله از محور مقاومت تفکیک نشود و هرگونه تلاش در این مسیر با واکنش مواجه خواهد شد. از نگاه جمهوری اسلامی، مقاومت یک جبهه واحد است و نمیتوان اجزای آن را به صورت جداگانه مورد هدف قرار داد.
تلاش برای ایجاد واقعیت جدید میدانی در جنوب لبنان
این تحلیلگر سیاسی هدف دوم رژیم صهیونیستی را ایجاد واقعیتهای جدید در میدان دانست و گفت: رژیم صهیونیستی با حمایت آمریکا تلاش میکند برخی مناطق راهبردی و ارتفاعات مهم جنوب لبنان را در اختیار بگیرد و سپس این وضعیت را به عنوان یک واقعیت جدید به دیگران تحمیل کند.
وی ادامه داد: تغییر جغرافیای نظامی و ایجاد وضعیت جدید در میدان میتواند بر سرنوشت نبردهای آینده تأثیر بگذارد، به همین دلیل ایران و محور مقاومت اجازه نخواهند داد چنین تغییری در جنوب لبنان تثبیت شود.
سناریوی غزهسازی لبنان در دستور کار قرار دارد
محمدی با اشاره به هدف سوم آمریکا و رژیم صهیونیستی اظهار کرد: آنها به دنبال اجرای سناریویی مشابه غزه در لبنان هستند؛ یعنی تخریب زیرساختها، نابودی مراکز ارتباطی و مواصلاتی و ایجاد شرایطی که بخشهایی از لبنان درعمل غیرقابل سکونت شود.
وی افزود: اگرچه این پروژه تاکنون به اهداف خود نرسیده، اما نشانههایی وجود دارد که نشان میدهد رژیم صهیونیستی به دنبال گسترش این الگو به جنوب و حومه بیروت است. این موضوع از نگاه ایران و محور مقاومت یک خط قرمز جدی محسوب میشود.
تلاش برای مستثنا کردن اسرائیل از هر توافق احتمالی
این کارشناس مسائل سیاسی چهارمین هدف دشمن را خارج کردن رژیم صهیونیستی از چارچوب هرگونه توافق احتمالی میان ایران و آمریکا عنوان کرد و گفت: آنها تلاش میکنند این تصور را ایجاد کنند که حتی در صورت دستیابی به توافق، اسرائیل الزامی به رعایت آن ندارد و میتواند اقدامات خود علیه محور مقاومت را ادامه دهد.
وی تأکید کرد: ایران چنین وضعیتی را نخواهد پذیرفت و آمریکا نیز به خوبی میداند که هرگونه اقدام رژیم صهیونیستی علیه محور مقاومت، میتواند هزینههایی فراتر از تلآویو برای متحدان آن به همراه داشته باشد.
تضعیف حزبالله برای کاهش هزینههای رویارویی آینده با ایران
محمدی پنجمین هدف رژیم صهیونیستی را تضعیف حزبالله دانست و گفت: آنها معتقدند هرچه حزبالله ضعیفتر شود، هزینههای احتمالی رویارویی آینده با ایران نیز کاهش خواهد یافت. به همین دلیل فشارهای سیاسی، امنیتی و نظامی بر مقاومت لبنان افزایش یافته است.
وی افزود: از نگاه دشمن، تضعیف حزبالله به معنای کاهش قدرت بازدارندگی ایران در منطقه است، اما جمهوری اسلامی چنین سناریویی را تهدیدی مستقیم علیه امنیت خود تلقی میکند.
ایران از حمایت از حزبالله عقبنشینی نخواهد کرد
این تحلیلگر سیاسی تأکید کرد: برخی در ماههای اخیر تصور میکردند ایران در حمایت از حزبالله دچار تردید شده است، اما مواضع رسمی و تحولات اخیر نشان داد که جمهوری اسلامی همچنان حمایت از حزبالله و امنیت محور مقاومت را بخشی از راهبرد امنیتی خود میداند.
وی گفت: ایران معتقد است همانگونه که سایر اجزای محور مقاومت در مقاطع مختلف در کنار جمهوری اسلامی قرار داشتهاند، حمایت از حزبالله نیز بخشی از یک مسئولیت متقابل در چارچوب امنیت منطقهای است.
محمدی در پایان خاطرنشان کرد: اگر رژیم صهیونیستی از اهداف خود در لبنان عقبنشینی نکند، درگیری در این جبهه اجتنابناپذیر خواهد بود. تنها راه جلوگیری از گسترش تنشها، توقف اقدامات فعلی و بازگشت به وضعیت پیشین است؛ در غیر این صورت، احتمال تد درگیریها در لبنان و منطقه وجود خواهد داشت.
علیرضا تقوینیا، کارشناس مسائل سیاسی، در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به هشدار اخیر سرلشکر علی عبداللهی به ساکنان شهرهای شمالی فلسطین اشغالی اظهار کرد: این هشدار نشان میدهد که هرگونه تشدید حملات رژیم صهیونیستی به بیروت و بهویژه ضاحیه جنوبی بیروت بدون پاسخ نخواهد ماند.
وی افزود: در موضوع لبنان باید اقدامات اثربخش و نتیجهبخش در دستور کار قرار گیرد. ورود به برخی عرصهها، از جمله نبرد زمینی، به طور حتم به معنای دستیابی به نتیجه نیست و حتی ممکن است شرایط را پیچیدهتر کند.
این تحلیلگر سیاسی با بیان اینکه ضاحیه جنوبی بیروت از جایگاه ویژهای در معادلات محور مقاومت برخوردار است، تصریح کرد: ضاحیه عقبه راهبردی حزبالله و یکی از مهمترین مراکز تجمع شیعیان لبنان محسوب میشود و به همین دلیل هرگونه حمله به این منطقه از حساسیت بالایی برخوردار است.
وی ادامه داد: اگر رژیم صهیونیستی بمباران ضاحیه و بیروت را از سر بگیرد، طبیعی است که با پاسخ متناسب روبهرو شود. بمباران را میتوان با موشکباران پاسخ داد و این اقدام میتواند هزینههای اقدامات رژیم صهیونیستی را افزایش دهد.
تقوینیا خاطرنشان کرد: هدف از هرگونه واکنش، تنها پاسخ دادن نیست، بلکه باید دشمن را وادار به تغییر رفتار و توقف تجاوزات کرد. در مسائل نظامی و امنیتی، اثربخشی اقدامات اهمیت بیشتری از اقدامات احساسی دارد.
وی با اشاره به تصمیمات اتخاذشده برای مقابله با اقدامات رژیم صهیونیستی گفت: تصمیمات کلانی برای مقابله با تجاوزات اسرائیل و توقف جنایات این رژیم در لبنان اتخاذ شده است و در صورت ادامه حملات، این تصمیمات اجرایی خواهد شد.
این کارشناس مسائل سیاسی تأکید کرد: علاوه بر واکنش حزبالله، در صورت عملی شدن تهدیدات رژیم صهیونیستی علیه ضاحیه و بیروت، ایران نیز میتواند پاسخهای متناسب و سنگینی به طرف اسرائیلی بدهد.
وی با اشاره به برخی انتقادها و پرسشهای مطرحشده در فضای مجازی درباره نحوه حمایت از لبنان اظهار کرد: باید توجه داشت که جنگ با احساسات اداره نمیشود. تصمیمات راهبردی باید مبتنی بر محاسبات دقیق و نتایج عملی باشد. صرف انجام یک اقدام بدون دستاورد مشخص نمیتواند معادلات میدان را تغییر دهد.
تقوینیا افزود: آنچه اهمیت دارد، انتخاب اقداماتی است که بتواند فشار مؤثری بر رژیم صهیونیستی وارد کرده و آن را به توقف تجاوزات وادار کند.
وی در پایان گفت: همانگونه که در برابر اقدامات اخیر دشمن واکنشهایی صورت گرفته است، در صورت ادامه تجاوزات علیه لبنان و مناطق راهبردی محور مقاومت نیز پاسخهای متناسب و مؤثری داده خواهد شد. امیدواریم در نهایت شاهد توقف جنایات رژیم صهیونی و پیروزی جبهه مقاومت باشیم.

لبنان، خط سرخ بازدارندگی؛ تبعات سنگین عقبنشینی برای تهران
به گزارش ایمنا، تحلیل جامع تحرکات میدانی در جنوب لبنان و تطبیق آن با راهبردهای پنجگانهای که آمریکا و رژیم صهیونیستی برای تضعیف جبهه مقاومت طراحی کردهاند، نشان میدهد که جبهه حق در یکی از سرنوشتسازترین پیچهای تاریخی خود قرار دارد. لبنان برای جمهوری اسلامی ایران، تنها یک همپیمان منطقهای نیست، بلکه خط قرمز حیاتی و عمق استراتژیک امنیت ملی است. حقیقت سرسخت میدان به ما میگوید که سقوط یا تضعیف ساختاری حزبالله در لبنان، به معنای فروریختن دژ اول بازدارندگی ایران در مرزهای فلسطین اشغالی است؛ رویدادی که در صورت وقوع، تبعات جبرانناپذیری برای تهران به همراه خواهد داشت و ماشین جنگی دشمن را جریتر و مسیر گامهای بعدی آنها را به سمت عراق، یمن و در نهایت مرزهای ایران هموارتر خواهد کرد.
تکیه بر اراده ملت؛ ضرورت تغییر موازنه وحشت در خلیج فارس
در چنین شرایط حساسی، گرفتار شدن در دام مواجهههای رسانهای مقطعی برای مدیریت موقت افکار عمومی، یک خطای راهبردی است. وقتی بیش از ۸۰ درصد روزهای پس از آتشبس با تجاوز سرزمینی رژیم همراه بوده، تفکیک قائل شدن میان شدت و ضعف حملات بیمعناست. پشتوانه ۶۲ درصدی افکار عمومی داخل کشور برای حمایت از مقاومت، این شجاعت استراتژیک را به دستگاه تصمیمگیری میدهد تا از سطح هشدارهای لفظی عبور کرده و به سمت اقدامات دگرگونکننده میدان حرکت کند.
ایران باید به دشمنان بفهماند که هزینه از دست رفتن لبنان، ناامن شدن کل هندسه اقتصادی منطقه است. بازدارندگی پایدار تنها در سایه محاسبات سخت و پشیمانکننده شکل میگیرد؛ چرا که امروز، حفظ بقای جبهه مقاومت در مدیترانه، مستقیم با حفظ امنیت و اقتدار درون مرزهای جمهوری اسلامی گره خورده است.
نظر شما