به گزارش خبرگزاری ایمنا، در میان همه رخدادهای تاریخ اسلام، کمتر واقعهای را میتوان پیدا کرد که به اندازه غدیر خم در سرنوشت امت اسلامی اثرگذار و تعیینکننده باشد؛ واقعهای که ترسیمکننده مسیر هدایت مسلمانان پس از پیامبر اکرم (ص) و تبیینکننده نسبت دین با مسئله رهبری و ولایت به شمار میرود.
درواقع غدیر، نقطهای است که در آن رسالت به کمال میرسد و نعمت الهی تمام میشود؛ همان حقیقتی که قرآن کریم با نزول آیه «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی» از آن یاد میکند. از نگاه شیعه، پیامبر اکرم (ص) در واپسین ماههای عمر خود، با معرفی امیرالمؤمنین علی (ع) بهعنوان ولی و پیشوای پس از خویش، مهمترین و حساسترین بخش مأموریت الهی خود را به انجام رساندند؛ مأموریتی که قرآن درباره آن هشدار میدهد: «اگر آن را ابلاغ نکنی، رسالت خود را به انجام نرساندهای.»
اهمیت غدیر تنها در معرفی یک جانشین خلاصه نمیشود. آنچه رخ داد، ارائه الگویی متفاوت از حکمرانی و رهبری بود؛ الگویی که بر خلاف بسیاری از ساختارهای قدرت در طول تاریخ، نه بر پایه زور، ثروت، تبلیغات و فریب، بلکه بر پایه آگاهی، محبت و پیوندی عمیق میان رهبر و مردم شکل میگیرد. از همینرو، غدیر را میتوان مرز میان «حکومت» و «ولایت» دانست؛ مرزی که فهم آن، کلید درک جایگاه امامت در اندیشه اسلامی است.
برای شناخت بهتر این تفاوت بنیادین و فهم این پرسش که چرا مسئله ولایت تا این اندازه در متن دین اسلام اهمیت یافته است، باید به ماهیت رابطه امام و امت بازگشت؛ رابطهای که از جنس هدایت، اعتماد و عشق است.
بیشتر بخوانید: نجف در عطر گل و ولایت؛ حرم امیرالمؤمنین(ع) مهیای بزرگترین عید شیعیان

سه روایت از نسبت حاکم و مردم
حجت الاسلام محمدامین نخعی، کارشناس مسائل دینی، در تشریح ماهیت ارتباط امام و امت در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: رابطه امام و امت یک رابطه ارگانیک است؛ یعنی چنین نیست که بگوییم اول یک امتی شکل میگیرد و پس از آن امامی میآید؛ تمام کسانی که با امام در ارتباطند اسمشان امت است و لازم است در این زمینه انواع رابطه را تعریف کنیم تا متوجه شویم رابطه امام و امت از چه نوع رابطهای است.
وی افزود: در طول تاریخ مردم با حاکمان، پادشاهان و رؤسای خود دو نوع رابطه داشتهاند. نوع اول، رابطه ارباب و رعیت است؛ اربابی که قدرتمند است و چون زور دارد، قدرت نظامی و امکانات دارد، مردم از او میترسند و تبعیت میکنند. فرعون نمونهای از این ارتباط است که قرآن از او تعبیر به «عَلَا فِی الْأَرْضِ» کرده؛ یعنی او میل به علو و خودبرتربینیاش را تبدیل به یک ساختار سیاسی کرد و هرچه میگفت باید اتفاق میافتاد و کسی جرئت مخالفت نداشت. نام این رابطه را میگذاریم رابطه زور.
این کارشناس با اشاره به نوع دوم رابطه گفت: رابطه دوم از دوره مدرنیته وارد جامعه شد. جریان مدرنی که به ظاهر انکار پادشاهی کرد و از آزادی و حقوق بشر سخن گفت؛ روسو، ولتر و دیگران ظاهر قضیه را بر پایه حق مردم و دموکراسی ساختند، اما مدتی که سر و صدای جذاب این جریان فروکش کرد، با گونه جدیدی از رابطه بین مردم و حکمران روبهرو شدیم که به ظاهر بر پایه زور نبود، اما در باطن شبیه همان ماجرای فرعون بود. ظاهر دموکراسی است، اما رسانهها و ابزارها موجب میشوند مردم مسیر مد نظر خود را انتخاب نکنند، بلکه وادار به انجام شوند یا فریب بخورند. این یک زور جدید، یک زور کادوپیچ شده، یک فرعون مدرن است؛ دست آهنینی که در دستکش مخملی پنهان شده است.
نخعی سپس با تأکید بر گونه سوم رابطه یعنی رابطه امام و امت گفت: در رابطه امام و امت، امام نه به خاطر زورش پذیرفته میشود، نه خودش از قدرت زور، اجبار، تهدید یا فریب استفاده میکند. امام در مفهوم شیعی، کسی را گول نمیزند؛ امام تبیین میکند و مسیر را روشن میسازد. قرآن میفرماید «مَا عَلَیْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ»؛ یعنی وظیفه شما این است که تمام خط سیر را با مردم در میان بگذارید. اکنون مردم یا قبول میکنند و شاکرند، یا کفران میکنند.
در رابطه میان امام و امت نه زور و اجبار در میان است و نه عناصر محدودکننده و اجبارکننده دیگر؛ اینجا یک رابطه عاشقانه برقرار است؛ رابطهای که دو طرفه است، هم امام امتش را دوست دارد و هم امت عاشق امام است و به همین دلیل تبعیت با اکراه و اجبار همراه نیست
وی در پاسخ به این پرسش که «چرا با وجود روشن و جذاب بودن مسیر انبیا، همیشه پیروان کمتری داشتند»، گفت: وقتی شما نتوانی از ابزار زور، تهدید و فریب استفاده کنی و طرف مقابل بتواند این کار را بکند، او میتواند هزار تمسخر، هزار فریب و هزار خط تخریب علیه تو ایجاد کند. امیرالمؤمنین (ع) درباره این که معاویه آدمهای بسیاری را فریب داده، فرمودند: «معاویه زیرکتر از من نیست، اما او خیانت میورزد و گناه میکند و اگر غدر و مکر نکوهیده نبود من از زیرکترین مردمان بودم، اما هر نیرنگی معصیت است و هر معصیتی نوعی کفر است و هر نیرنگ بازی را در قیامت نشانهای است که به آن شناخته میشود. سوگند به خدا که من با مکر و حیله غافلگیر نمیشوم و با شدّت و سختی، ناتوان نمیگردم.»
این کارشناس دین ادامه داد: وقتی ارتباطت با مردم تنها عقلانی باشد، تنها کسانی که حاضرند فریب نخورند و از قوه فکرشان استفاده کنند، دور تو جمع میشوند، البته سیل تاریخ به سمت عاقلتر شدن مردم پیش میرود و به همین دلیل در عصر ظهور، دور امام زمان (ع) شلوغ خواهد شد، اما باید زمان بگذرد.
وی با اشاره به کلامی از امام رضا (ع) افزود: امام هشتم ما در سخنی میفرمایند که امام همچون مادر مهربان برای کودک خود است؛ این به این معناست که در رابطه میان امام و امت نه زور و اجبار در میان است و نه عناصر محدودکننده و اجبارکننده دیگر؛ اینجا یک رابطه عاشقانه برقرار است؛ رابطهای که دو طرفه است، هم امام امتش را دوست دارد و هم امت عاشق امام است و به همین دلیل تبعیت با اکراه و اجبار همراه نیست و از صدق دل است.
نخعی با مرور رابطهها بیان کرد: سه نوع رابطه را تصور کنید؛ اول، کسی که با چاقو در پارک از شما بخواهد ماشینتان را بدهید، از روی زور تبعیت میکنید. دوم، مسئول ادارهای که بگوید فلان کار را بکن وگرنه حقوقت را کسر میکنم، باز تبعیت میکنید، اما با عنصر محدودکننده اقتصادی. سوم، رابطهای همچون فرزندی که به پدرش علاقه بسیار دارد؛ نه بر شما زور دارد، نه پولتان را گیر میاندازد، اما مثلا میگوید که امروز جلسه نرو، شما تبعیت میکنید چون دوستش دارید؛ رابطه امام با امت هم از این جنس است، به همین دلیل است که به حاکم اسلامی میگوییم «ولی»؛ یعنی کسی که رئیس است، اما از ریشه «ولایت» به معنای دوست داشتن و تبعیتِ عاشقانه. برای مثال ما به زیارت امام رضا (ع) و اربعین میرویم نه از روی زور یا طمع، بلکه از روی محبت.
وی با نقل روایتی از حضرت زهرا (س) گفت: شخصی از بیتالاحزان عبور کرد و خطاب به حضرت زهرا (س) گفت :«ما وقتی مرغمان گم میشود سروصدا راه میاندازیم و همه جا را به هم میریزیم تا پیدایش کنیم؛ چرا شما برای علی (ع) که امامتان است داد نمیزنید؟» حضرت در جواب فرمودند: «مَثَل امام، مَثَل کعبه است؛ کعبه هیچگاه به سراغ مردم نمیرود، مردم باید به سوی کعبه بروند؛ امام خود را به زور بر مردم تحمیل نمیکند، مردم باید پشت امام بایستند و از او تبعیت کنند.»؛ این برخلاف دموکراسی است که کاندیدا خود را در معرض تبلیغات قرار میدهد یا برخلاف فرعونی که با زور سلاح حاکم میشود. امام مینشیند و شما باید به سمت او بروید؛ اگر آمدید، ولایت شما را بر عهده میگیرد، اگر نیامدید خودتان ضرر میکنید.

به گزارش ایمنا، شاید به همین دلیل است که پس از گذشت قرنها، نام غدیر همچنان زنده است و پیام آن فراتر از مرزهای زمان و مکان شنیده میشود. غدیر یادآور این حقیقت است که ارزش یک جامعه تنها به ساختارهای سیاسی آن نیست، بلکه به کیفیت رابطه میان مردم و رهبرانش بستگی دارد؛ رابطهای که هرچه به معرفت، صداقت و محبت نزدیکتر باشد، به آرمانهای الهی نزدیکتر خواهد بود.
از این منظر، غدیر دعوتی همیشگی برای بازاندیشی در مفهوم ولایت، مسئولیت و انتخاب آگاهانه است. دعوتی که همچنان این پرسش را پیش روی انسان قرار میدهد: آیا میتوان جامعهای ساخت که پیوند میان رهبر و مردم در آن نه بر پایه زور و فریب، بلکه بر پایه حقیقت و عشق شکل گرفته باشد؟
نظر شما