به گزارش خبرگزاری ایمنا، سالهاست که از کشاورزی هوشمند، آبیاری نوین و مدیریت دادهمحور منابع آب بهعنوان راهحل بحران کمآبی یاد میشود؛ بهطور تقریب در تمامی اسناد توسعهای و برنامههای دولتی واژههایی همچون بهرهوری، فناوری و هوشمندسازی بهوفور دیده میشود، با این حال پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ چرا با وجود این حجم از تأکید و برنامهریزی، بخش بزرگی از کشاورزی کشور هنوز با الگوهایی اداره میشود که دههها پیش نیز مورد استفاده قرار میگرفت؟
واقعیت این است که بحران آب دیگر تنها یک هشدار آیندهنگرانه نیست، بلکه به بخشی از واقعیت روزمره کشور تبدیل شده است. در چنین شرایطی تکرار مداوم ضرورت استفاده از فناوریهای نوین بدون ارائه تصویری روشن از موانع اجرایی، نمیتواند گرهی از مشکلات باز کند.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که فاصله میان تدوین سیاستها و اجرای مؤثر آنها در زمینهای کشاورزی بسیار بیشتر از آن چیزی است که در گزارشها و آمارها دیده میشود.
از سوی دیگر هوشمندسازی کشاورزی تنها به خرید تجهیزات یا نصب چند سامانه آبیاری محدود نمیشود. کشاورزی هوشمند نیازمند زنجیرهای از زیرساخت، آموزش، سرمایهگذاری، پشتیبانی فنی و دسترسی پایدار به فناوری است. هر حلقهای که در این زنجیره ضعیف باشد، میتواند کل پروژه را به یک تجربه مقطعی و کماثر تبدیل کند، به همین دلیل، موفقیت در این حوزه بیش از آنکه یک مسئله فنی باشد، یک چالش مدیریتی است.

نکته قابل تأمل آن است که در سالهای اخیر، فناوریهایی همچون هوش مصنوعی نیز به ادبیات بخش کشاورزی راه پیدا کرده است، اما ورود یک فناوری به گفتمان رسمی، لزوما به معنای حضور آن در عرصه عمل نیست. بسیاری از کشاورزان هنوز با چالشهای اولیه تأمین آب، هزینه تجهیزات و دسترسی به خدمات فنی روبهرو هستند و همین موضوع سبب شده است که بخش قابل توجهی از ایدههای نوآورانه از مرز آزمایش و طرحهای محدود فراتر نروند.
در چنین شرایطی شاید مهمترین پرسش این نباشد که فناوریهای جدید چه تواناییهایی دارند، بلکه این باشد که چرا باوجود سالها تأکید بر ضرورت اصلاح الگوی مصرف آب، روند تحول در بخش کشاورزی همچنان کند و نابرابر پیش میرود. پاسخ به این پرسش میتواند روشن کند که مسیر افزایش بهرهوری از دل شعارهای تکراری عبور نمیکند، بلکه به تصمیمهای اجرایی، سرمایهگذاری هدفمند و اصلاح ساختارهایی نیاز دارد که سالهاست مانع تحقق بسیاری از اهداف اعلامشده شدهاند.
تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که عبور از کشاورزی سنتی به کشاورزی هوشمند، اگرچه مسیری دشوار و زمانبر است، اما دستیافتنی است. ایران نیز از ظرفیتهای قابل توجهی در حوزه دانش فنی، شرکتهای دانشبنیان، نیروی انسانی متخصص و تجربه کشاورزان برخوردار است؛ ظرفیتهایی که در صورت همافزایی میتوانند نقطه آغاز یک تحول واقعی باشند.
اکنون که فشار بر منابع آبی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود، شاید همین محدودیتها به عاملی برای شتاببخشیدن به اصلاحات تبدیل شوند، اما پرسش اینجاست که آیا سیاستها و حمایتهای موجود میتوانند این ظرفیتها را به یک تحول فراگیر در مزارع کشور تبدیل کنند؟

آینده کشاورزی ایران در گرو استفاده از فناوریهای مدرن و هوشمند است
محمد جلالی، عضو کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: یکی از اهدافی که دولت و مجلس طی سالهای گذشته و بهویژه در برنامه هفتم توسعه دنبال کردهاند، افزایش نرخ بهرهوری آب و خاک در بخشهای مختلف، بهویژه بخش کشاورزی است؛ زمانی که از منابع آب و خاک سخن میگوییم، بهطور طبیعی بخش کشاورزی بیشترین توجه را به خود اختصاص میدهد، زیرا این بخش سهم قابل توجهی از مصرف آب کشور را به خود اختصاص داده است.
وی با بیان اینکه برای دستیابی به بهرهوری بیشتر، ناگزیر هستیم به سمت استفاده از فناوریهای پیشرفته و دانشبنیان حرکت کنیم، افزود: بخشی از این مسیر به اصلاح روشهای آبیاری مربوط میشود؛ به این معنا که شیوههای سنتی و غرقابی به تدریج جای خود را به روشهای مدرن و پیشرفته بدهند.
عضو کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس شورای اسلامی ادامه داد: آبیاری قطرهای، آبیاری زیرسطحی و سایر سامانههای نوین از جمله روشهایی هستند که میتوانند ضمن کاهش مصرف آب، دسترسی بهتر گیاه به رطوبت مورد نیاز را فراهم کنند و در نهایت موجب افزایش تولید شوند.
هوش مصنوعی میتواند در آینده نقش مؤثری در بخش کشاورزی ایفا کند
جلالی با بیان اینکه تحقق این هدف بدون توسعه کشاورزی دانشبنیان امکانپذیر نیست، تصریح کرد: طراحی و اجرای سامانههای آبیاری تحت فشار، استفاده از تجهیزات هوشمند و بهرهگیری از دانش فنی روز، همگی از موضوعاتی هستند که در این حوزه اهمیت ویژهای دارند؛ در واقع هرچه کشاورزی بیشتر به سمت فناوری و دانش حرکت کند، امکان مدیریت بهینه منابع آب و خاک نیز افزایش پیدا میکند.
وی خاطرنشان کرد: در این میان هوش مصنوعی نیز یکی از فناوریهایی است که میتواند در آینده نقش مؤثری در بخش کشاورزی ایفا کند، با این حال نباید تصور کرد که امروز استفاده گسترده از هوش مصنوعی در مزارع کشور به یک واقعیت فراگیر تبدیل شده است، زیرا هنوز در بسیاری از بخشها این فناوری به صورت عملیاتی و گسترده مورد استفاده قرار نمیگیرد، هرچند در بعضی حوزهها ظرفیتهای قابل توجهی برای بهرهگیری از آن وجود دارد و باید به سمت استفاده هدفمند از این فناوری حرکت کرد.
عضو کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس شورای اسلامی اضافه کرد: بهطور کلی اگر هدف افزایش بهرهوری آب و خاک در بخش کشاورزی باشد، چارهای جز استفاده از فناوریهای مدرن و فوقمدرن وجود ندارد؛ هر اندازه استفاده از دانش فنی، تجهیزات نوین و روشهای علمی در این بخش افزایش پیدا کند، امکان دستیابی به تولید بیشتر با مصرف منابع کمتر نیز فراهم خواهد شد.
جلالی عنوان کرد: در سالهای اخیر توسعه سامانههای آبیاری تحت فشار نیز در دستور کار دولت قرار داشته است، البته آبیاری تحت فشار تنها به آبیاری قطرهای محدود نمیشود و روشهایی همچون آبیاری بارانی را نیز شامل میشود، با این حال در بعضی مناطق آبیاری بارانی نسبت به روشهایی همچون آبیاری قطرهای یا زیرسطحی با میزان بیشتری از تبخیر و هدررفت آب همراه است، به همین دلیل در بسیاری از موارد، استفاده از روشهای پیشرفتهتر میتواند بهرهوری بیشتری ایجاد کند.
وی گفت: دولت طی سالهای گذشته با ارائه یارانه و حمایت از ایجاد زیرساختهای آبیاری تحت فشار تلاش کرده است زمینه توسعه این سامانهها را فراهم کند، اما برای تحقق اهداف بهرهوری در مقیاس گسترده، نیاز به حمایتهای بیشتر وجود دارد؛ هرچه امکانات و منابع بیشتری برای توسعه فناوریهای نوین آبیاری در اختیار کشاورزان قرار گیرد، امکان مدیریت بهتر منابع آب و افزایش بهرهوری در بخش کشاورزی نیز بیشتر خواهد شد.

به گزارش ایمنا، آنچه از اظهارات کارشناسان و برنامههای توسعهای کشور برمیآید، این است که آینده کشاورزی ایران بیش از هر زمان دیگری به فناوری گره خورده است؛ محدودیت منابع آبی و ضرورت حفظ امنیت غذایی، استفاده از روشهای سنتی را با چالشهای جدی روبهرو کرده و مسیر حرکت را به سمت کشاورزی دانشبنیان، سامانههای نوین آبیاری و فناوریهای هوشمند سوق داده است.
هرچند طی سالهای اخیر گامهایی برای توسعه زیرساختهای آبیاری تحت فشار و حمایت از فناوریهای نوین برداشته شده، اما هنوز فاصله قابل توجهی تا تحقق کشاورزی هوشمند در مقیاس گسترده وجود دارد. توسعه زیرساختها، افزایش حمایتهای مالی، تسهیل دسترسی کشاورزان به فناوری و تقویت نقش شرکتهای دانشبنیان از جمله اقداماتی است که میتواند این فاصله را کاهش دهد.
در نهایت افزایش بهرهوری آب و خاک نهتنها یک ضرورت اقتصادی برای بخش کشاورزی، بلکه یک الزام ملی برای مدیریت پایدار منابع طبیعی کشور بهشمار میرود؛ هدفی که دستیابی به آن بدون بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته و همکاری میان دولت، بخش خصوصی و جامعه کشاورزی امکانپذیر نخواهد بود.
نظر شما