به گزارش خبرگزاری ایمنا، در جهان امروز، مفهوم جنگ دیگر تنها به نابودی سنگرها و تجهیزات نظامی محدود نیست، بلکه دشمن بهخوبی آموخته که برای شکستن یک ملت، کافی است نمادهای هویتی، فرهنگی و تاریخی آن را هدف قرار دهد.
در بسیاری از جنگهای معاصر، هدف قرار دادن مراکز فرهنگی و تاریخی به بخشی از راهبردهای جنگی تبدیل شده است و مهاجمان بهخوبی میدانند که ملتها تنها با از دست دادن جان انسانها تضعیف نمیشوند، بلکه نابودی نمادهای فرهنگی، حس تعلق، غرور ملی و پیوند نسلها را نیز دچار فروپاشی میکند و جامعه را از درون آسیبپذیرتر میسازد.
تخریب یک بنای تاریخی، نهتنها از بین رفتن یک سازه سنگی یا آجری است، بلکه تلاشی برای پاک کردن بخشی از روایت مشترک یک سرزمین از حافظه جهانی و تضعیف حس تعلق و غرور ملی آن جامعه است.
وقتی گنبدی تاریخی فرومیریزد یا کتابخانهای در آتش میسوزد، تنها یک اثر معماری نابود نشده است، بلکه بخشی از حافظه مشترک انسانها از میان میرود و بناهای تاریخی، روایتگر قرنها تجربه، فرهنگ، هنر و زیست انسانی هستند و تخریب آنها به معنای پاک کردن بخشی از تاریخ ملتها از حافظه جهانی است.
در جریان جنگ تحمیلی سوم (جنگ رمضان) که بهتازگی پایان یافت، دشمن صهیونیستی و آمریکایی بهخوبی نشان داد که به هیچ قانون بینالمللی و عرف بشری پایبند نیست. آنها نه فقط مردم بیگناه، بلکه میراث فرهنگی و تمدنی ایران را نیز در خط آتش خود قرار دادند.
شهر اصفهان بهعنوان یکی از مهمترین پایگاههای تمدن و هنر ایران، در صدر اهداف این حملات هویتی قرار داشت. آثار ثبتجهانی و ملی، از میدان نقشجهان و چهلستون گرفته تا تالار اشرف و موزه هنرهای معاصر، در جریان حملات به استانداری اصفهان که در دل دولتخانه صفوی واقع شده است، آسیب جدی دید.
تجربه شهرهای مختلف جهان نشان داده است که بازسازی ساختمانها آسانتر از بازسازی حافظه جمعی است؛ شهری که هویت تاریخی خود را از دست میدهد، بخشی از پیوند میان نسلها را نیز از دست خواهد داد و این مسئله میتواند آثار بلندمدتی بر فرهنگ، روحیه اجتماعی و احساس تعلق شهروندان بر جای بگذارد.
در چنین شرایطی، مدیریت شهری و نهادهای فرهنگی نقش مهمی در صیانت از هویت شهری دارند و برنامهریزی برای حفاظت از آثار تاریخی، مستندسازی میراث فرهنگی و افزایش آگاهی عمومی میتواند بخشی از این مسئولیت بزرگ باشد و مانع فراموشی یا نابودی تدریجی هویت شهری شود.
رسانهها نیز در این میان نقش تعیینکنندهای دارند، روایت درست از اهمیت بناهای تاریخی و تبیین نقش آنها در شکلگیری هویت ملی، میتواند نگاه جامعه را نسبت به میراث فرهنگی تغییر دهد و آن را از سطح یک اثر قدیمی به جایگاهی فراتر یعنی حافظه زنده ملت ارتقا دهد.
امروز شهرها تنها به زیرساختهای عمرانی نیاز ندارند، بلکه نیازمند حفاظت از روح و هویت خود هستند و توسعه شهری اگر بدون توجه به حافظه تاریخی انجام شود، ممکن است شهرها را از درون تهی کند و چهرهای بیریشه و فاقد معنا از آنها بهجا بگذارد.
در بسیاری از کشورها، بازسازی پس از جنگ تنها شامل ساخت دوباره ساختمانها نیست، بلکه بازآفرینی هویت شهری و بازگرداندن حس تعلق اجتماعی نیز بخش مهمی از فرآیند بازسازی محسوب میشود؛ این تجربه نشان میدهد که شهر بدون حافظه تاریخی، نمیتواند بهطور کامل احیا شود.
تخریب بناهای تاریخی، خاموش کردن صدای نسلهایی است که در شکلگیری تمدن نقش داشتهاند و هر اثر تاریخی، حامل روایت انسانهایی است که پیش از ما زیستهاند و نابودی آنها، قطع پیوند میان گذشته و آینده محسوب میشود.

از کنوانسیونهای لاهه تا پیمان روریش/ حمایت حقوقی از میراث فرهنگی در جنگها سابقه ۱۲۰ ساله دارد
مرضیه حکمت، عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اصفهان با اشاره به اهمیت حفاظت از بناها و بافتهای تاریخی در شرایط بحران و جنگ به خبرنگار ایمنا میگوید: در مدیریت میراث فرهنگی، ماهیت ذاتی بناهای تاریخی و ارزشهای هویتی آنها همواره مورد توجه قرار میگیرد، اما در زمان جنگ، امکان حفاظت کامل از این آثار بسیار محدود میشود و در بسیاری از موارد تنها میتوان اقداماتی همچون مقاومسازی ساده و غیرسازهای را برای کاهش آسیبپذیری انجام داد.
وی با بیان اینکه شدت تخریب بناهای تاریخی در زمان جنگ وابسته به نوع انفجار و آسیبلرزههای ناشی از آن است، ادامه میدهد: در حوزه حفاظت از میراث فرهنگی با یک تناقض بنیادین روبهرو هستیم، زیرا باید از آثاری محافظت کنیم که در بسیاری از مواقع امکان دفاع مؤثر از آنها وجود ندارد و همین موضوع سبب میشود حقوق بینالملل و کنوانسیونهای جهانی نقش مهمی در کاهش تهدیدها داشته باشند.
عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اصفهان با تاکید بر اینکه حمایت حقوقی از میراث فرهنگی در جهان سابقهای طولانی دارد، تاکید میکند: از سال ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷ میلادی و همزمان با شکلگیری کنوانسیونهای لاهه، حقوق بینالملل عرفی در حوزه حفاظت از آثار تاریخی تکامل پیدا کرد و برای نخستینبار مفهوم مسئولیت مشترک کشور مهاجم و کشور مورد حمله در برابر بناهای تاریخی مطرح شد.
حکمت با اشاره به الزامات تعریفشده در کنوانسیونهای بینالمللی میگوید: بر اساس این اصول، کشور مدافع موظف است بناها و بافتهای ارزشمند خود را شناسایی و علامتگذاری کند و کشور مهاجم نیز پس از اطلاع از ماهیت فرهنگی این آثار، باید از حمله به آنها خودداری کند؛ موضوعی که بعدها با مفهوم «مکان بیدفاع» در حقوق بینالملل شناخته شد.
وی با بیان اینکه در کنوانسیونهای بینالمللی، بناهای مذهبی، آموزشی و آثار تاریخی در زمره مکانهای غیرقابل حمله قرار گرفتهاند، اضافه میکند: ماده ۲۸ و ۵۶ کنوانسیونهای لاهه صراحت دارد که این بناها نباید هدف بمباران زمینی یا دریایی قرار گیرند و حتی در آن دوران تلاش شد نمادهایی برای شناسایی این آثار طراحی شود، هرچند در فضای پرآشوب جنگها، این نشانهها کمتر مورد توجه قرار گرفت.
عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اصفهان با اشاره به «پیمان روریش» خاطرنشان میکند: این پیمان که در سال ۱۹۳۵ تدوین شد، نخستین سند جدی و الزامآور در حوزه حفاظت از میراث فرهنگی بود که تاکید داشت حفاظت از آثار تاریخی باید از دوران صلح آغاز شود، نه زمانی که جنگ شروع شده و آسیبها وارد شده است.
در جنگ اخیر بیش از ۱۴۰ بنای تاریخی و بافت فرهنگی در ۲۰ استان کشور آسیب دید
حکمت با بیان اینکه جنگ جهانی دوم نقطه عطفی در نگاه جهانی به حفاظت از میراث فرهنگی محسوب میشود، میگوید: پس از تخریب گسترده شهرها و آثار تاریخی در جنگ جهانی دوم، بناهای تاریخی دیگر فقط یک کالبد معماری تلقی نمیشدند، بلکه بهعنوان بخشی از هویت و حافظه جمعی ملتها شناخته شدند و حمله به آنها بهمنزله حمله به روح و هویت یک جامعه بود.
وی با اشاره به نمونههای تاریخی تخریب آثار فرهنگی ادامه میدهد: تخریب ۸۵ درصدی شهر ورشو توسط آلمان نازی، بمباران کلیساهای تاریخی ایتالیا و حمله به بناهای فرهنگی انگلستان، نمونههایی از «نسلکشی معماری» و جنگ روانی علیه ملتها بود؛ زیرا دشمنان تلاش میکردند با نابودی نمادهای هویتی، انسجام اجتماعی کشورها را تضعیف کنند.
عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اصفهان با تاکید بر اینکه ایران نیز تجربه چنین حملاتی را داشته است، تاکید میکند: در دوران دفاع مقدس مسجد جامع اصفهان مورد بمباران قرار گرفت و در جنگ اخیر نیز حمله به محدوده استانداری اصفهان موجب آسیب به تالار اشرف، موزه هنرهای تزئینی و حتی ایجاد ترکش در میدان نقشجهان شد، در حالی که این محدودهها هیچ کارکرد نظامی نداشتند.
حکمت با اشاره به اینکه حمله به میراث فرهنگی، اقدامی فراتر از یک عملیات نظامی است، میگوید: زمانی که کشوری بناهای تاریخی و هویتی را هدف قرار میدهد، در حقیقت وارد جنگ نمادین و روانی شده است، زیرا تخریب آثار فرهنگی به معنای تلاش برای از بین بردن حافظه تاریخی و هویت تمدنی یک ملت است.
وی با بیان اینکه پس از جنگ جهانی دوم، دادگاه نورنبرگ نگاه جدیدی به تخریب آثار فرهنگی ایجاد کرد، اضافه میکند: برای نخستینبار افرادی بهدلیل تخریب عمدی بناهای تاریخی و غارت آثار فرهنگی بهعنوان جنایتکار جنگی محاکمه شدند و دادگاه تاکید کرد هیچ ضرورت نظامی نمیتواند توجیهی برای نابودی میراث فرهنگی باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اصفهان با اشاره به شکلگیری کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه خاطرنشان میکند: این کنوانسیون نخستین معاهده جامع جهانی برای حفاظت از میراث فرهنگی در زمان جنگ بود که در آن «سپر آبی» بهعنوان نماد جهانی حفاظت از آثار فرهنگی معرفی شد و کشورها موظف شدند از دوران صلح برای حفاظت از آثار خود برنامهریزی کنند.
حکمت با بیان اینکه امروز نیز حفاظت از میراث فرهنگی نیازمند آمادگی پیشینی و برنامهریزی تخصصی است، میگوید: در جنگ اخیر بیش از ۱۴۰ بنای تاریخی و بافت فرهنگی در ۲۰ استان کشور آسیب دیده است و این موضوع نشان میدهد که حفاظت از آثار تاریخی تنها با اقدامات فیزیکی ممکن نیست، بلکه نیازمند پشتوانه حقوقی، ثبت جهانی، مستندسازی و حضور فعال در نظامهای بینالمللی حمایت از میراث فرهنگی است.

آثار ثبتجهانی اصفهان در جنگ آسیب دید، سازمانهای بینالمللی حتی اعتراض هم نکردند
فرزانه کلاهدوزان، عضو شورای اسلامی شهر اصفهان با اشاره به حمله هوایی به استانداری اصفهان در جنگ رمضان به خبرنگار ایمنا اظهار میکند: استانداری اصفهان در بافت تاریخی و دولتخانه صفوی واقع شده و مجاور چهلستون است و در پی این حمله، سقف چهلستون و نقاشیهای بسیار زیبای آن که جزو آثار هویتی کشور و مردم ما هستند، آسیب دیدند.
وی با اشاره به دیگر خسارات وارده ادامه میدهد: علاوه بر چهلستون، بخشهایی از عمارت عالیقاپو نیز آسیب دید و بهطور کلی به دلیل واقعشدن استانداری در وسط بافت تاریخی اصفهان، اصابت پرتابهها خسارت زیادی به محدوده اطراف استانداری وارد کرد.
عضو شورای اسلامی شهر اصفهان با اشاره به آسیبدیدگی موزه هنرهای معاصر تاکید میکند: موزه هنرهای معاصر که در کنار چهلستون قرار دارد نیز آسیب دید و این آثار همگی جزو میراث فرهنگی ملموس و تمدنی کشور ما و مردم ایران هستند که برخی از آنها ثبت یونسکو و ثبت ملی دارند.
کلاهدوزان با اشاره به تمهیدات میراث فرهنگی پیش از جنگ میگوید: دوستان در اداره میراث فرهنگی استان تمهیدات لازم را دیده بودند و به محض شروع جنگ، سپر آبی را اعلام کرده، نامهها و اطلاعات لازم را ارسال کرده، اقدامات قانونی بینالمللی را انجام داده است و لیست آثاری که باید مشمول سپر آبی شوند را به دو طرف اعلام کرده بودند.
وی با ابراز تأسف از بیتوجهی به این هشدارها اضافه میکند: بهطور کامل واضح بود که آن حریم باید حفظ میشد، اما هیچ توجهی به این مهم نشد و آثار ما تخریب شد و آسیب دید.
عضو شورای اسلامی شهر اصفهان با اشاره به اظهارات رئیسجمهور آمریکا خاطرنشان میکند: با توجه به خویی که ما از استکبار در این جنگ دیدیم بهویژه سخنان صریح رئیسجمهور آمریکا که بیان کرد به دنبال از بین بردن تمدن ایران است، این اقدام چندان دور از ذهن نیست.
کلاهدوزان با انتقاد از سکوت سازمانهای بینالمللی میگوید: سازمانهای بینالمللی از جمله یونسکو که سالانه وظیفه دارند از آثار ثبتجهانی حفاظت کنند و یکی از الزامات ثبت یک بنا در یونسکو این است که حداقل دادخواهی و اقدام رسانهای شود، هیچ اقدام متقن و درستی انجام ندادهاند.
وزارت میراث فرهنگی باید از مبادی قانونی علیه آمریکا برای خسارتهای وارده به اصفهان، کاخ گلستان و سایر آثار طرح دعوا کند
وی با تاکید بر ضرورت پیگیری حقوقی ادامه میدهد: تاکنون هیچ اعتراض، حمایت یا اقدام قانونی از سوی این سازمانهای جهانی در قبال آثار تاریخی که متعلق به همه مردم ایران و تمدن ایران است، انجام نشده است.
عضو شورای اسلامی شهر اصفهان با طرح یک درخواست رسمی تاکید میکند: وزارت میراث فرهنگی باید از مبادی قانونی، طرح دعوا علیه آمریکا نسبت به خسارتهای وارده در اصفهان، کاخ گلستان تهران و سایر آثار را بهصورت قانونی دنبال کند.
کلاهدوزان با اشاره به اهمیت مطالعات پیشگیرانه میگوید: جلسات کارشناسی پدافند غیرعامل و مدیریت بحران باید برگزار شود و در شهرداری اصفهان از پیش پروژههایی برای میدان امام (ره) اجرا شده و نقشه خطر و مطالعات پدافند غیرعامل با نظارت سازمان آتشنشانی و اداره کل مدیریت بحران شهرداری انجام گرفته است.
وی با اشاره به کاربرد این مطالعات در جنگ اخیر اضافه میکند: در همین جنگ اخیر، معاونت بحران شهرداری، سازمان آتشنشانی و سایر سازمانهای درگیر از این مطالعات استفاده کردند، اما شاید نیاز به مطالعات بیشتری نیز باشد.
عضو شورای اسلامی شهر اصفهان خاطرنشان میکند: این مطالعات کارشناسی میتواند نشان دهد که کمترین آسیب را داشته باشیم و باید برای هر بنا برنامه اقدام تهیه شود، از جمله خارجکردن اشیای گرانقیمت، مقاومسازی یا استفاده از سپرهای خاص که بسته به جنس کار و مدل بنا با پژوهشهای کارشناسی مختلف باید بررسی شود.

تخریب میراث فرهنگی در جنگها «بمباران هویتی» است
سید بهشید حسینی، دکترای معماری با اشاره به تفاوت درک زیبایی، عشق و مرگ میان انسان و حیوان به خبرنگار ایمنا اظهار میکند: انسان با مرور مفاهیمی همچون زیبایی، عشق و مرگ هویت انسانی خود را حفظ میکند و اگر این مفاهیم از زندگی حذف شود، جامعه بهتدریج از انسانیت فاصله میگیرد و این موضوع در حوزه معماری، شهر و هویت تاریخی نیز قابل مشاهده است.
وی با بیان اینکه طی سالهای مختلف به کشورهای متعددی از جمله عراق و افغانستان سفر کرده است، ادامه میدهد: پس از اشغال عراق توسط آمریکا، از بغداد و موزه این شهر بازدید کردم و مشاهده غارت آثار تمدنی بینالنهرین، آشور، بابل و اکد، ضربه سنگینی به هویت مردم عراق وارد کرده بود و روشنفکران عراقی احساس بیهویتی و شکست فرهنگی داشتند.
دکترای معماری با تاکید بر اینکه تخریب میراث فرهنگی در جنگها نوعی «بمباران هویتی» محسوب میشود، تاکید میکند: داعش در موصل و طالبان در افغانستان آسیبهای جدی به میراث تاریخی وارد کردند و نابودی مجسمههای بودا و تخریب موزهها، تنها از بین بردن یک شیء تاریخی نبود، بلکه حمله مستقیم به حافظه و هویت ملتها بهشمار میرفت.
حسینی با اشاره به تجربه حضور خود در کابل پس از ورود نیروهای آمریکایی میگوید: در افغانستان مخزن بتنی بسیار مستحکمی برای نگهداری آثار تاریخی و اشیای ارزشمند ساخته شده بود که طالبان طی سالها تلاش کرد آن را با راکت و حملات مختلف تخریب کند، اما موفق به نفوذ در آن نشد و این آثار در نهایت با صورتجلسه رسمی دوباره بازگشایی شد.
وی با اشاره به تقسیمبندی نسلهای مختلف جنگ اضافه میکند: جنگهای نسل اول از دوران غارنشینی تا نبردهای شمشیر و نیزه ادامه داشت و با اختراع تفنگ، توپ، هواپیما و سپس جنگهای اتمی، شکل نبردها تغییر کرد و هر نسل از جنگ، آثار متفاوتی بر معماری، شهرسازی، قلعهها و نحوه حفاظت از شهرها برجای گذاشت.
دکترای معماری با بیان اینکه جنگ نسل سوم همزمان با اختراع توپ موجب تغییر مفهوم قلعه و استحکامات شهری شد، خاطرنشان میکند: جنگهای ناپلئون نمونهای از جنگ نسل سوم بود و پس از جنگ جهانی اول و دوم، ورود هواپیما، بیسیم و بمبارانهای گسترده، شکل جدیدی از تهدید برای شهرها و آثار تاریخی ایجاد کرد.
حسینی با اشاره به بمباران اتمی هیروشیما میگوید: ساختمان معروف باقیمانده از انفجار اتمی هیروشیما بهدلیل قرار گرفتن مرکز انفجار درست در بالای آن تخریب کامل نشد و امروز ژاپنیها با حساسیت بسیار بالا تلاش میکنند این بنا و یادگارهای جنگ را حفظ کنند تا خاطره تاریخی ملتشان از بین نرود.
وی با بیان اینکه بسیاری از کشورها آثار و یادمانهای جنگ را حفظ میکنند، ادامه میدهد: در آلمان نیز ساختمان رایشتاگ و کلیساهای آسیبدیده جنگ جهانی با حفظ آثار تخریب مرمت شد تا مردم بتوانند جنگ را حس کنند و تاریخ و حافظه جمعی جامعه از بین نرود.
دکترای معماری با تاکید بر اینکه ایران نیز باید در حفظ یادگارهای جنگ نگاه متفاوتی داشته باشد، تاکید میکند: پس از جنگ تحمیلی بسیاری از آثار و نمادهای جنگ از جمله پل خرمشهر که نماد مقاومت شهید جهانآرا و نیروهای مدافع بود، بهسرعت بازسازی یا تخریب شد، در حالی که میشد بخشی از این یادگارها را برای نسلهای آینده حفظ کرد.
حسینی با اشاره به دقت بالای جنگهای نسل جدید میگوید: در جنگهای نسل ششم، اهداف با دقت بسیار بالا شناسایی میشود و حتی میان دهها قایق یا لنج، هدف مورد نظر انتخاب میشود؛ بههمین دلیل امروز تهدید اصلی، تخریب گسترده کور نیست، بلکه ضربه به نمادهای هویتی و روحیه اجتماعی ملتها است.
بخشی از ساختمانها و آثار آسیبدیده جنگ باید به عنوان سند تاریخی باقی بماند
دکترای معماری با اشاره به نمونههایی از حفظ یادگارهای تاریخی در کشورهای مختلف خاطرنشان میکند: ژاپنیها حتی کشتی محل امضای قرارداد صلح و لنگرهای ناوهای جنگی خود را حفظ کردهاند و اجازه نمیدهند حافظه تاریخی و هویت ملی آنها از بین برود، در حالی که ما نیز باید نسبت به آثار تاریخی و یادگارهای جنگ چنین حساسیتی داشته باشیم.
حسینی با اشاره به کشتیهای تاریخی باقیمانده در جزیره هنگام میگوید: بقایای کشتیهای پرتغالی متعلق به حدود ۵۰۰ سال پیش هنوز در سواحل جنوب کشور وجود دارد و میتوان با اقدامات سادهای همچون انتقال یا حفاظت اصولی، این آثار را به نمادهای هویتی و تاریخی تبدیل کرد.
وی با تاکید بر لزوم توقف برخی بازسازیهای فوری ادامه میدهد: در بسیاری از شهرها میتوان بخشی از ساختمانها، پلها، پنجرهها یا آثار آسیبدیده جنگ را حفظ کرد تا بهعنوان سند تاریخی باقی بمانند، زیرا همهچیز نباید بهسرعت پاکسازی و بازسازی شود.
دکترای معماری با اشاره به سفرهای خود به لبنان و سوریه تاکید میکند: امروز فناوریهای نظامی به اندازهای دقیق شده است که حتی یک واحد مشخص در میان چند ساختمان هدف قرار میگیرد و همین موضوع نشان میدهد که باید بناهای آسیبدیده دارای ارزش تاریخی یا هویتی را برای نسلهای آینده حفظ کنیم.
حسینی با بیان اینکه تمام دستگاههای فرهنگی در زمینه انتقال هویت تاریخی و اجتماعی مسئول هستند، میگوید: اگر جامعه نسبت به تخریب آثار تاریخی یا نمادهای شهری احساس ناراحتی میکند، بهدلیل پیوند عمیق این بناها با حافظه جمعی مردم است و ما در حفظ این سرمایههای هویتی عملکرد مطلوبی نداشتهایم.
وی با اشاره به انسجام اجتماعی مردم ایران اضافه میکند: برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه که قومیتها در آنها با یکدیگر فاصله دارند، در ایران همبستگی اجتماعی بالایی وجود دارد و همین سرمایه اجتماعی یکی از مهمترین عوامل بازدارنده در برابر تهدیدهای خارجی محسوب میشود.
دکترای معماری خاطرنشان میکند: دشمنان ایران در مطالعات خود به این نتیجه رسیدهاند که در صورت بروز تهدید خارجی، مردم ایران با وجود تفاوتهای قومی و فرهنگی، متحد میشوند و این انسجام اجتماعی، یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی کشور بهشمار میرود.
حسینی میگوید: لازم است مسئولان و مدیران شهری راهکاری برای شناسایی و حفاظت از آثار و یادگارهای جنگ تدوین کنند تا بناهایی که حفظ آنها به عملکرد شهری لطمه نمیزند و هزینه سنگینی ندارد، بهعنوان بخشی از حافظه تاریخی و هویت فرهنگی کشور برای آینده باقی بمانند.

به گزارش ایمنا، جنگ علیه شهرها در حقیقت جنگ علیه هویت ملتها است و هدف قرار دادن میراث فرهنگی، تلاشی برای فروپاشی حافظه تاریخی و تضعیف روح جمعی جوامع به شمار میرود و حفاظت از شهرهای تاریخی، تنها پاسداری از ساختمانها نیست بلکه دفاع از ریشهها، فرهنگ و هویت ملتها است.
آینده ملتها تنها با قدرت نظامی یا اقتصادی تضمین نمیشود، بلکه حفظ حافظه تاریخی و صیانت از هویت فرهنگی نیز بخشی جداییناپذیر از امنیت و پایداری جوامع است و شهرهایی که تاریخ خود را حفظ میکنند، در حقیقت آینده خود را نیز از فراموشی نجات میدهند.
نظر شما