به گزارش خبرگزاری ایمنا، اصفهان در طول تاریخ نهتنها بهعنوان یکی از مهمترین مراکز تمدنی ایران شناخته شده، بلکه همواره نقش تعیینکنندهای در شکلگیری جریانهای فکری، فرهنگی، هنری و اجتماعی کشور ایفا کرده است.
از دوران شکوفایی صفویه و شکلگیری «مکتب اصفهان» تا ظهور اندیشمندان، هنرمندان و معمارانی که آثارشان مرزهای جغرافیایی را درنوردیده، این شهر همواره فراتر از یک کلانشهر معمولی عمل کرده و بهعنوان یکی از کانونهای تولید اندیشه در جهان اسلام مطرح بوده است.
با این حال، برخی صاحبنظران معتقدند که میان ظرفیتهای بزرگ فرهنگی، علمی و انسانی اصفهان با جایگاه کنونی آن فاصلهای معنادار ایجاد شده است؛ فاصلهای که ریشههای آن را باید در ساختارهای مدیریتی، نبود راهبردهای بلندمدت، نبود شاخصهای ارزیابی عملکرد و ضعف در همافزایی میان نهادهای مختلف جستوجو کرد.
در شرایطی که تحولات فناوری، تغییر سبک زندگی و ظهور نسلهای جدید، الگوهای حکمرانی فرهنگی را دگرگون کرده است، بازخوانی وضعیت اصفهان و بررسی چالشهای پیشروی آن بیش از گذشته اهمیت پیدا میکند.
اصفهان امروز در نقطهای قرار گرفته است که بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازاندیشی در مسیر توسعه و آینده خود است. شهری با پیشینهای کمنظیر در عرصه فرهنگ، علم، هنر و اقتصاد که همچنان از ظرفیتهای گسترده انسانی و اجتماعی برخوردار است، اما برای تبدیل این ظرفیتها به مزیتهای پایدار، نیازمند نگاهی نو و رویکردی آیندهنگر است.
تجربه شهرهای موفق جهان نشان میدهد که توسعه پایدار تنها با اتکا به منابع مالی یا زیرساختهای فیزیکی محقق نمیشود، بلکه نیازمند سرمایهگذاری بر سرمایه انسانی، تقویت مشارکت اجتماعی، ارتقای کیفیت حکمرانی و ایجاد انسجام میان بخشهای مختلف تصمیمگیری است.

جایگاه اصفهان در حوزههای فرهنگی، اجتماعی و هنری نسبت به سایر استانها مشخص شود
رضاعلی نوروزی، عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان به خبرنگار ایمنا اظهار میکند: اگر بخواهیم وضعیت امروز اصفهان را ارزیابی کنیم، ابتدا باید به گذشته این شهر نگاه کنیم. اصفهان در دورههای مختلف تاریخی به ویژه عصر صفویه، یک مرکز تولید اندیشه و جریانسازی فرهنگی بود و نقش مهمی در شکلگیری مکاتب مختلف فلسفی، هنری و معماری ایفا میکرد.
وی میافزاید: امروز این پرسش مطرح است که آیا اصفهان با وجود برخورداری از دانشگاهها، مراکز پژوهشی، نخبگان و ظرفیتهای فرهنگی فراوان همچنان توانسته جایگاه جریانسازی خود را حفظ کند؟ واقعیت این است که پاسخ به این پرسش چندان امیدوارکننده نیست و اصفهان هنوز آنچنان که باید، نتوانسته است از بسیاری از ظرفیتهای موجود برای تولید جریانهای اثرگذار استفاده کند.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان تصریح میکند: در بسیاری از حوزهها با مدیریت مبتنی بر سلیقه روبهرو هستیم؛ زمانی که شاخصهای عملکردی دقیق وجود نداشته باشد، مدیران به جای تمرکز بر اثربخشی، به انجام فعالیتها بسنده میکنند.
وی تاکید میکند: امروز باید مشخص باشد که جایگاه اصفهان در حوزههای مختلف فرهنگی، اجتماعی و هنری نسبت به سایر استانها چیست و چه میزان پیشرفت یا عقبماندگی وجود دارد.
برگزاری رویدادها و نشستها بدون ارزیابی خروجی، تأثیرگذاری واقعی ندارد
این پژوهشگر و فعال فرهنگی یکی از مهمترین مشکلات موجود را فقدان نظام ارزیابی مبتنی بر شاخصهای مشخص دانست وادامه میدهد: زمانی که نهادهای مختلف از جمله شهرداری، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، اوقاف و سایر دستگاهها بدون راهبرد مشترک حرکت کنند، نتیجهای جز موازیکاری و هدررفت منابع حاصل نخواهد شد.
وی ادامه میدهد: مدیریت شهری و استانی نیازمند تدوین شاخصهای دقیق، قابل اندازهگیری و قابل ارزیابی است تا بتوان میزان موفقیت یا ناکامی برنامهها را به شکل شفاف سنجید.
نوروزی بیان میکند: فعالیت داشتن به خودی خود ارزشمند است، اما زمانی که فعالیتها بدون استراتژی و هدفگذاری باشند، درعمل به روزمرگی تبدیل میشوند؛ در بسیاری از موارد شاهد برگزاری رویدادها، نشستها و برنامههای مختلف هستیم، اما کمتر ارزیابی دقیقی از خروجی و تأثیرگذاری آنها صورت میگیرد.
وی تاکید میکند: باید مشخص شود که این هزینهها و اقدامات چه دستاوردی برای جامعه داشتهاند و تا چه اندازه توانستهاند به ارتقای وضعیت فرهنگی و اجتماعی شهر کمک کنند. کمرنگبودن ارزیابی عملکرد موجب شده است بسیاری از ظرفیتهای ارزشمند اصفهان بدون دستیابی به نتایج مطلوب مصرف شود.

غفلت از ابزارهای نوین فرهنگی
نوروزی در بخش دیگر به شکاف نسلی و تغییر الگوهای ارتباطی اشاره میکند: نسل جدید در فضایی کاملاً متفاوت از نسلهای گذشته رشد کرده است. امروز بخش مهمی از زیست فرهنگی جوانان در بسترهای دیجیتال، شبکههای اجتماعی، بازیهای رایانهای، انیمیشن و رسانههای نوین شکل میگیرد.
این فعال فرهنگی یادآور میشود: نمیتوان با ابزارها و روشهای چند دهه گذشته برای نسل امروز جریانسازی فرهنگی انجام داد؛ اگر قرار است از مکتب اصفهان سخن بگوییم، باید روح خلاقیت و نوآوری آن را در قالب فناوریها و ابزارهای روز بازتولید کنیم؛ در بعضی موارد هنوز فاصله معناداری میان سیاستگذاری فرهنگی و نیازهای واقعی نسل جدید وجود دارد و این موضوع یکی از عوامل کاهش اثرگذاری برنامههای فرهنگی به شمار میرود. بازگشت اصفهان به جایگاه تاریخی خود نیازمند شکلگیری گفتوگویی جدی میان نخبگان، مدیران و صاحبنظران است.
نوروزی عنوان میکند: لازم است نشستهای تخصصی و راهبردی با حضور دستگاههای مختلف برگزار شود تا ضمن آسیبشناسی وضعیت موجود، راهکارهای عملی برای ارتقای جایگاه فرهنگی و اجتماعی اصفهان تدوین شود. اصفهان برای بازگشت به جایگاه پیشروی خود بیش از هر چیز به مدیریت شاخصمحور، همافزایی میان نهادها، استفاده از ظرفیت نخبگان و تقویت فرهنگ پاسخگویی نیاز دارد. اگر این الزامات مورد توجه قرار گیرد، میتوان امیدوار بود که نصفجهان بار دیگر به یکی از مراکز اثرگذار فرهنگی و فکری کشور و منطقه تبدیل شود.
به گزارش ایمنا، در دنیای امروز، شهرها برای حفظ جایگاه و رقابتپذیری خود ناگزیرند به سمت نوآوری، خلاقیت و بهرهگیری از فناوریهای نوین حرکت کنند. از سوی دیگر، توجه به هویت فرهنگی، سرمایههای اجتماعی و مطالبات نسلهای جدید نیز به یکی از الزامات مدیریت شهری تبدیل شده است.
اصفهان با برخورداری از دانشگاهها، مراکز علمی، صنایع بزرگ، میراث فرهنگی جهانی و جامعهای پویا، میتواند الگویی موفق از توسعه متوازن در کشور باشد؛ مشروط بر آنکه ظرفیتهای موجود در قالب برنامههای منسجم، هدفمند و مبتنی بر همکاری میان نهادهای مختلف ساماندهی شود.
بیتردید آینده اصفهان در گرو تصمیمهایی است که امروز اتخاذ میشود؛ تصمیمهایی که میتواند مسیر حرکت این شهر را در دهههای پیش رو تعیین کند و زمینه را برای تبدیل اصفهان به شهری خلاق، هوشمند، اثرگذار و برخوردار از کیفیت زندگی مطلوب برای شهروندان فراهم سازد.
تحقق این چشمانداز نیازمند عزم جمعی، گفتوگوی مستمر میان نخبگان و مدیران و نگاه بلندمدت به توسعهای است که منافع آن نسلهای آینده را نیز در بر گیرد.
نظر شما