به گزارش خبرگزاری ایمنا، توافقی که مورد پذیرش ایران باشد، فراتر از متنی است که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا روز گذشته منتشر کرد. آنچه او ارائه داده، بیش از آنکه یک توافق واقعی باشد، فکتشیتی با مصرف بیشتر داخلی و رسانهای است. با این حال، چند ایراد اساسی در این متن وجود دارد که آن را از واقعیتهای میدانی و پیچیدگیهای مذاکرات دور میکند.
اول: اولین جمله او این است که «ایران باید موافقت کند که هرگز سلاح هستهای یا بمب نخواهد داشت.» فارغ از اینکه ایران بارها تعهد خود نسبت به برنامههستهای خود را ثابت کرده و در گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز به آن اشاره شده، این جمله بیش از هر چیز نشان میدهد مخاطب اصلی ترامپ افکار عمومی جهان است؛ جایی که از موضوع هستهای بهعنوان اهرم مشروعیتبخش فشار استفاده میشود، نه یک چارچوب واقعی توافق.
دوم: با وجود تأکیدات تهران بر شکلگیری نظم جدید امنیتی در خلیجفارس با محوریت نقش منطقهای ایران، ترامپ همچنان بر «باز بودن فوری و بدون شرط تنگه هرمز» تأکید کرده است؛ در حالی که بهگفته منابع رسمی، عبور شناورها تاکنون تحت سازوکارهای مشخص و با هماهنگیهای امنیتی انجام شده و جریان تردد بهطور کامل متوقف نشده است.
سوم: یکی از محورهای تکراری ادعاهای ترامپ، بحث مینهای دریایی در اطراف تنگه هرمز است؛ موضوعی که تاکنون هیچ سند مستقل و معتبری برای آن ارائه نشده و بیشتر در سطح روایتهای سیاسی باقی مانده است.
چهارم: در بخش دیگری از متن، ترامپ از «مینهای احتمالی» سخن گفته و مدعی استفاده از توان مینروبهای آمریکایی شده است؛ عباراتی که منتقدان آن را نشانهای از تناقض در روایت رسمی واشنگتن و نبود قطعیت در ادعاها میدانند.
پنجم: او همچنین از کشتیهایی سخن گفته که بهواسطه «محاصره دریایی» در منطقه گرفتار شدهاند؛ در حالی که در واقعیت، جریان کشتیرانی در خلیجفارس و دریای عمان با وجود تنشها همچنان ادامه دارد و بسیاری از تحلیلها اساساً از «انسداد کامل» سخن نمیگویند.
ششم: ترامپ در ادعایی دیگر، به نابودی مواد غنیشده ایران اشاره کرده؛ موضوعی که بهگفته طرف ایرانی، اساساً در مرحله فعلی مذاکرات موضوعیت نداشته و چارچوب گفتوگوها هنوز به آن سطح نرسیده است.
هفتم: درباره داراییهای بلوکهشده نیز ترامپ مدعی توقف کامل هرگونه انتقال شده، در حالی که پیشتر، مسیرهایی برای آزادسازی بخشی از منابع مالی ایران از طریق میانجیگری برخی کشورها در دستور کار قرار گرفته بود.
هشتم: در بخش منطقهای، موضوع تحولات لبنان و ادامه درگیریها نیز بهعنوان یکی از موانع اصلی توافق مطرح است؛ جایی که ایران توقف درگیری در همه جبههها را بخشی از منطق کلی هر توافق احتمالی میداند.
نهم: در سوی مقابل، تهران نیز پیشتر موضع خود را روشن کرده و مقامات ارشد تأکید کردهاند که معیار اصلی نه وعدههای سیاسی، بلکه «رفتار میدانی» طرف مقابل است.
دهم: در نهایت، تحلیلگران معتقدند ترامپ میان دو مسیر قرار گرفته است: ادامه فشار و جنگ با هزینههای سنگین سیاسی و اقتصادی، یا پذیرش واقعیتهای میدانی و حرکت به سمت توافقی که به طور حتم مطابق روایت اولیه او نخواهد بود؛ مسیری که هرچه جلوتر میرود، فاصلهاش با شعارهای آغازین بیشتر شده است
نظر شما