از گران‌ترین‌ شهرهای جهان تا بهترین مقاصد گردشگری سیاه

مهم‌ترین میراث‌های جهانی یونسکو در چین، بهترین شهرهای آسیا برای حمل‌ونقل عمومی،گران‌ترین شهرهای جهان، چراغ سبز برلین برای میزبانی المپیک، مدیریت هوشمند انرژی در شهرها با تکیه بر هوش مصنوعی، ارتقای تعاملات انسانی در شهر با پارک‌های کوچک و پاکسازی کانال‌های آبی انگلستان را در این بسته خبری بخوانید.

به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، جدیدترین خبرهای جهان را در این بسته خبری بخوانید.

مهم‌ترین میراث‌های جهانی یونسکو در چین

کشور چین از زمان پیوستن به کنوانسیون میراث جهانی در سال ۱۹۸۵ تاکنون، در مجموع ۶۰ میراث جهانی یونسکو را در اختیار دارد و اکنون از این نظر، هم‌رده ایتالیا و در رتبه نخست جهان قرار گرفته است. از این میان، ۴۱ اثر میراث فرهنگی، ۱۵ اثر میراث طبیعی و ۴ اثر دارای ارزش فرهنگی و طبیعی هستند. در ادامه به معرفی مهم‌ترین میراث‌های جهانی یونسکو در چین و ویژگی‌های منحصربه‌فرد آن‌ها می‌پردازیم:

کاخ‌های امپراتوری سلسله‌های مینگ و چینگ در پکن و شنیانگ

این عنوان در واقع به شهر ممنوعه در پکن و کاخ موکدن در شنیانگ اشاره دارد. شهر ممنوعه که سال ۱۴۰۶ بنیان گذاشته شد، تاریخی به قدمت ۶۰۰ سال دارد. در کاخ‌های دودمان‌های مینگ و چینگ، ۲۴ امپراتور زندگی کرده‌اند. امروزه این مجموعه به «موزه کاخ» تبدیل شده است و یک میلیون و ۸۶۲ هزار و ۶۹۰ اثر تاریخی و هنری را در خود جای داده است. این مجموعه که به‌عنوان یکی از پنج کاخ بزرگ جهان شناخته می‌شود، به‌دلیل ساختمان‌های باشکوه خود، نمونه‌ای برجسته از معماری باستانی چین به‌شمار می‌رود.

کاخ امپراتوری سلسله چینگ در شنیانگ، از ۱۱۴ بنا تشکیل شده است که ویژگی‌های معمول اقامتگاه‌های سنتی مردم مانچو را حفظ کرده‌اند و هنر معماری قوم‌های هان، مانچو و مغول را در هم آمیخته‌اند. این کاخ پس از انتقال پایتخت به پکن به‌نوعی نقش تکمیلی نسبت به شهر ممنوعه پیدا کرد. کاخ‌های امپراتوری سلسله‌های مینگ و چینگ که نماد شکوه و قدرت در چین باستان محسوب می‌شوند، فراتر از یک بنای باشکوه، تجلیگاه هنر معماری آن دوران است و دریچه‌ای به سوی جهان‌بینی امپراتوری، مراسم‌ آیینی و نحوه زندگی درباریان چین محسوب می‌شود.

مهم‌ترین میراث‌های جهانی یونسکو در چین

دیوار بزرگ چین

دیوار بزرگ که ساخت آن در فصل‌های بهار و پاییز و دوران دولت‌های جنگ‌طلب، یعنی قرن هفتم پیش از میلاد، آغاز شد، بزرگ‌ترین پروژه ساختمانی در تاریخ تمدن انسانی به شمار می‌رود. این دیوار، نامی جمعی برای مجموعه‌ای از استحکامات است که در ۱۵ استان امتداد یافته‌اند و به‌دلیل عظمت مهندسی و شکوه خیره‌کننده، می‌توان آن را یک شگفتی جهانی نامید. امروز وقتی بر ویرانه‌های دیوار بزرگ چین که دارای پیچ و خم‌هایی بر فراز کوه‌ها است، بالا می‌روید، نه‌تنها می‌توانید برج‌های دیده‌بانی چشمگیر و مناظر طبیعی تماشایی را ببینید، بلکه می‌توانید خرد و شجاعت بزرگ ملت چین را در ساختن تاریخ احساس کنید.

این شاهکار مهندسی که هزاران کیلومتر را از میان کوه‌های صعب‌العبور و دشت‌های خشک پیموده است، حاصل قرن‌ها تلاش میلیون‌ها نفر از کارگران و سربازان است که با بهره‌گیری از مصالح بومی همچون سنگ، آجر، ساختاری مقاوم و منعطف در برابر فرسایش طبیعی و گذشت زمان ایجاد کرده‌اند. امروزه این دیوار با برج‌های دیده‌بانی مجهز، بیش از یک استحکامات دفاعی، نمادی از اتحاد ملی، ایستادگی و تمدن چین در مواجهه با چالش‌های تاریخی است.

مهم‌ترین میراث‌های جهانی یونسکو در چین

کاخ تابستانی پکن

کاخ تابستانی پکن، شاهکاری در هنر طراحی باغ‌های کلاسیک چین است که بر پایه تپه‌های طبیعی و دریاچه‌های مصنوعی بنا شده است. این مجموعه که به عنوان «موزه باغ‌های سلطنتی» شناخته می‌شود، ترکیبی هوشمندانه از عناصر طبیعی و ساخته‌های دست بشر است که آرامش و زیبایی‌شناسی خاصی را به تصویر می‌کشد. این مکان در طول تاریخ، پناهگاهی برای امپراتوران، جهت فرار از گرمای تابستان و انجام کارهای غیررسمی حکومتی بوده است. معماری این کاخ، منعکس‌کننده دیدگاه فلسفی چینی‌ها نسبت به هماهنگی بین انسان و طبیعت است، به‌طوری که هر ساختمان با توجه به منظره اطراف خود جای‌گذاری شده است. قایق سنگی مشهور و راهروی طولانی با هزاران نقاشی هنری بر روی تیرهای سقف، از ویژگی‌های منحصربه‌فرد این اثر است که نشان‌دهنده اوج خلاقیت و ذوق هنری استادکاران چینی در دوران اوج شکوفایی فرهنگ و هنر است.

مهم‌ترین میراث‌های جهانی یونسکو در چین

معبد بهشت

معبد بهشت که در جنوب پکن قرار دارد، مهم‌ترین مجموعه مذهبی در چین است که امپراتورهای دودمان‌های مینگ و چینگ، برای دعا به درگاه آسمان، جهت طلب محصول خوب و خوشبختی برای سرزمین، به آنجا می‌رفتند. طراحی این مجموعه، تحت تأثیر جهان‌بینی باستانی چین است؛ جایی که دایره (نماد آسمان) و مربع (نماد زمین) به شکلی هنرمندانه در معماری ساختمان‌ها، تلفیق شده‌اند. تالار اصلی نیایش برای محصول خوب، با سقف سه‌گانه و آبی‌رنگ خود، نمادی از گنبد آسمان است که بدون استفاده از حتی یک میخ، با ظرافت تمام ساخته شده است.

مهم‌ترین میراث‌های جهانی یونسکو در چین

آرامگاه نخستین امپراتور چین، چین شی‌هوانگ

این آرامگاه، تنها یک محل دفن ساده نیست، بلکه بازسازی شگفت‌انگیز یک امپراتوری زیرزمینی است. این مجموعه عظیم که تا امروز، بخش بزرگی از آن به‌دلیل ملاحظات حفاظتی و ترس از تخریب رنگ‌ها و ساختار اصلی آن، کاوش نشده است، شامل یک تپه تدفین مرکزی، دیوارهای محصورکننده و گودال‌های جانبی متعدد است. از سال ۱۹۷۴، سه گودال در حدود ۱.۵ کیلومتر و یک مایل در شرق آرامگاه کشف شده‌اند و در آن‌ها ۸۰۰۰ جنگجوی سفالی و اسب، ۱۰۰ ارابه و ده‌ها هزار سلاح از دل خاک بیرون آمده است. پوشش، حالت چهره، مدل مو و ژست هر جنگجوی سفالی با دیگری متفاوت است و همین تفاوت‌ها، شخصیت و ویژگی‌های برجسته مردم چین را آشکار می‌کند.

بهترین شهرهای آسیا برای حمل‌ونقل عمومی در سال ۲۰۲۶ کدامند؟

حمل‌ونقل عمومی در کلان‌شهرهای آسیا در سال ۲۰۲۶، دیگر نه یک چالش برای بقا، بلکه تجربه‌ای روان، هوشمند و کارآمد است. این قاره پهناور از آزمایش قطارهای بدون راننده در توکیو گرفته تا تکمیل حلقه متروی سنگاپور، در حال تعیین استانداردهای جهانی در زمینه حمل‌ونقل عمومی است. در ادامه به معرفی بهترین شهرهای آسیا برای حمل‌ونقل عمومی در سال ۲۰۲۶ و ویژگی‌های منحصربه فرد آن‌ها می‌پردازیم:

بهترین شهرهای آسیا برای حمل‌ونقل عمومی در سال ۲۰۲۶ کدامند؟

سنگاپور؛ شهر روان ۴۵ دقیقه‌ای

سنگاپور همچنان استاندارد طلایی را در زمینه حمل‌ونقل عمومی در بین شهرهای آسیایی به خود اختصاص می‌دهد. این شهر که در شاخص آمادگی تحرک شهری برای حمل‌ونقل عمومی در صدر فهرست قرار دارد، به خاطر شبکه متروی سریع و بسیار تمیز و سیستم اتوبوسرانی بی نظیر خود مشهور است، اما سال ۲۰۲۶ برای سنگاپور با یک تحول بزرگ به نام تکمیل خط دایره (Circle Line) همراه است.

در واقع خط دایره، یکی از مهم‌ترین پروژه‌های زیرساختی سنگاپوراست که با هدف ایجاد یک شبکه متصل و یکپارچه در سطح شهر طراحی شده است. این پروژه از ۱۲ ژوئیه ۲۰۲۶، فاز ششم این خط می‌شود و سه ایستگاه جدید به آن اضافه می‌شود. خط دایره، پنجمین خط شبکه متروی سنگاپور است. بر خلاف سایر خطوط که اغلب از حومه شهر به سمت مرکز حرکت می‌کنند، این خط به صورت یک حلقه یا نیم‌حلقه در اطراف مرکز شهر طراحی شده است. هدف از اجرای این خط و تکمیل نهایی آن، فقط جابه‌جایی مسافر نیست، بلکه بهینه‌سازی کل اکوسیستم حمل‌ونقل سنگاپور است. این خط مناطق مختلف مسکونی و تجاری را بدون اینکه نیاز باشد مسافران حتماً به مرکز شهر بروند، به یکدیگر متصل می‌کند.

علاوه‌براین، سنگاپور در حال اجرای یک طرح توسعه عظیم است. دولت سنگاپور قصد دارد تا سال ۲۰۳۰، هشت نفر از هر ۱۰ خانوار را در فاصله ۱۰ دقیقه پیاده‌روی از ایستگاه قطار، قرار دهد و شبکه ریلی را به ۳۶۰ کیلومتر برساند. همچنین، چشم‌انداز «شهر ۴۵ دقیقه‌ای» تضمین می‌کند اکثر سفرها کمتر از ۴۵ دقیقه طول بکشند. این طرح با انجام آزمایش سرویس‌های شاتل خودران، در حال تبدیل شدن به واقعیت است. در واقع هدف نهایی دولت سنگاپور این است که اکثر مردم در ۸۰ درصد ساعات روز، بتوانند در کمتر از ۴۵ دقیقه با حمل‌ونقل عمومی به مقصد خود برسند. خط دایره با حذف سفرهای طولانی و غیرضروری به مرکز شهر، این هدف را ممکن می‌کند.

بهترین شهرهای آسیا برای حمل‌ونقل عمومی در سال ۲۰۲۶ کدامند؟

هنگ‌کنگ؛ الگوی وقت‌شناسی

شبکه ام‌تی‌آر در هنگ‌کنگ، شاهکاری از مهندسی و کارایی است. با وجود جابه‌جایی بیش از ۵.۶۳ میلیون مسافر در یک روز کاری معمولی، این شبکه در سال ۲۰۲۵ عملکرد ۹۹.۹ درصدی در وقت‌شناسی سفرها داشته است. این سیستم به‌طور گسترده یکی از قابل‌اعتمادترین، تمیزترین و در دسترس‌ترین سیستم‌های جهان محسوب می‌شود. شبکه ریلی سریع‌السیر هنگ کنگ بر پایه طرح «هشت عمودی و هشت افقی» شکل گرفته است. طرح «هشت عمودی و هشت افقی» در هنگ کنگ، یک برنامه جامع و بلندپروازانه برای توسعه و گسترش شبکه حمل‌ونقل ریلی این شهر است. هدف اصلی این طرح، بهبود چشمگیر اتصال‌پذیری و کارایی سیستم حمل‌ونقل عمومی هنگ کنگ در دهه‌های آینده است.

این طرح در واقع نقشه راهی برای ساخت ۱۶ مسیر جدید ریلی است که از دو بخش یعنی هشت مسیر افقی و هشت مسیر عمودی تشکیل شده است. این شهر همچنین به‌طور جدی در حال ترویج خودروهای تجاری برقی (EV) و ارائه معافیت‌های مالیاتی برای سبز کردن ناوگان خود است.

اهداف کلیدی این طرح شامل موارد زیر است:

اتصال‌پذیری بهتر: ایجاد مسیرهای جدید برای اتصال مناطقی که در حال حاضر دسترسی ریلی مناسبی ندارند

کاهش تراکم در خطوط موجود: با ارائه گزینه‌های جدید، بار ترافیکی از روی خطوط شلوغ برداشته می‌شود

پشتیبانی از توسعه شهری: این طرح همگام با پروژه‌های شهرسازی و مسکن‌سازی جدید طراحی شده است تا زیرساخت‌های لازم را فراهم کند

افزایش کارایی ام‌تی‌آر: بهبود شبکه برای حفظ جایگاه هنگ کنگ به عنوان یکی از کارآمدترین سیستم‌های حمل‌ونقل عمومی جهان

این طرح یک پروژه چند دهه‌ای است و ساخت و تکمیل تک‌تک این ۱۶ مسیر، سال‌ها زمان خواهد برد. این امر نشان‌دهنده تعهد هنگ کنگ به سرمایه‌گذاری بلندمدت در زیرساخت‌های حمل‌ونقل عمومی به عنوان ستون فقرات توسعه اقتصادی و اجتماعی خود است.

بهترین شهرهای آسیا برای حمل‌ونقل عمومی در سال ۲۰۲۶ کدامند؟

توکیو: پیشگام اتوماسیون در حمل‌ونقل‌ عمومی

توکیو مدت‌ها است که معیاری برای پیچیدگی حمل‌ونقل با دقت ساعت‌های سوئیسی بوده است. قطارهای سریع‌السیر «شینکانسن» و شبکه‌های ریلی متراکم شهری، میلیون‌ها نفر را روزانه بدون کوچک‌ترین خطایی جابه‌جا می‌کنند. توکیو همواره در خط مقدم نوآوری و استفاده از فناوری‌های پیشرفته در سیستم حمل‌ونقل خود، به ویژه در زمینه اتوماسیون، قرار دارد، بدین معنا که توکیو از جمله اولین و بهترین شهرهایی است که در آن، ماشین‌ها و سیستم‌های خودکار نقش مهمی در عملیات حمل‌ونقل ایفا می‌کنند.

این اتوماسیون می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

قطارهای بدون راننده یا با حضور راننده کمتر: استفاده از فناوری برای هدایت خودکار قطارها

سیستم‌های پرداخت و ورود و خروج خودکار: تسهیل عبور و مرور مسافران با استفاده از فناوری‌های بدون تماس

مدیریت هوشمند ترافیک: استفاده از هوش مصنوعی و سنسورها برای بهینه‌سازی جریان ترافیک

خدمات خودکار پشتیبانی: مانند سیستم‌های اطلاعاتی خودکار برای مسافران

در سال ۲۰۲۶، توکیو در حال حل دو چالش بزرگ یعنی کمبود نیروی کار و راحتی مسافران است. متروی توکیو در حال تسریع معرفی سیستم «عملیات خودکار با حضور راننده» است، به گونه‌ای که قطار می‌تواند به طور خودکار حرکت کند، بایستد، درها را باز و بسته کند، اما همچنان یک راننده انسانی یا اپراتور، برای نظارت و مداخله در مواقع ضروری در قطار حضور دارد. این اقدام، یک گام مهم به سمت قطارهای کاملاً خودران است.

بهترین شهرهای آسیا برای حمل‌ونقل عمومی در سال ۲۰۲۶ کدامند؟

پکن، شانگهای و شنژن؛ پیشتاز حمل‌ونقل سبز در آسیا

چین از نظر فناوری سبز در قاره آسیا پیشتاز است. شانگهای دارای طولانی‌ترین و پرترددترین سیستم متروی جهان است که در سطح جهانی به دلیل ایمنی و وقت‌شناسی شناخته می‌شود. پکن نیز با استقبال از دوچرخه‌های اشتراکی و آزمایش خودروهای برقی همراه با برنامه‌ریزی تهاجمی دولتی، در حوزه «تحرک نوین» پیشرو است. با این حال، ستاره نوآوری در سال ۲۰۲۶، شهر شنژن است. شنژن به عنوان خانه بزرگ‌ترین ناوگان اتوبوس‌های برقی جهان که تمام ۱۶ هزار اتوبوس آن برقی هستند، ثابت کرده است که حمل‌ونقل عمومی سبز در مقیاس عظیم امکان‌پذیر است. این تمرکز بر برقی‌سازی، در کنار سیستم‌های قدرتمند اشتراک دوچرخه، آن را به الگویی برای حمل‌ونقل شهری پایدار تبدیل کرده است. تمرکز شنژن بر مقابله با ترافیک از طریق فناوری و مدیریت پارکینگ است.

گران‌ترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۶ کدامند؟

اگرچه تورم جهانی رو به کاهش است، اما بودجه خانواده‌ها در سال ۲۰۲۶ برای هزینه‌های عادی زندگی، کافی نیست. در سال ۲۰۲۶، گران‌ترین شهرهای جهان، معیارهای جدیدی برای هزینه‌های سرسام‌آور زندگی تعیین کرده‌اند که ترکیبی از عوامل اقتصادی جهانی، قدرت ارز و پویایی محلی است. این موارد باعث شده‌اند بعضی از مراکز شهری به شدت گران شوند. اکنون نیویورک که زمانی معیار جهانی بود، در رتبه‌بندی‌ها، کمی پایین آمده است و شهرهایی مانند زوریخ، سنگاپور، هنگ‌کنگ و پاریس، در صدر فهرست گران‌ترین شهرهای جهان قرار گرفته‌اند. در این شهرها هزینه‌های روزمره، مسکن و خدمات به سطوح بی‌سابقه‌ای رسیده است. این روند جهانی همگرایی هزینه‌ها را نشان می‌دهد؛ جایی که با وجود تفاوت در روش‌های اندازه‌گیری، شهرها به طور فزاینده‌ای گران‌تر می‌شوند و فشار قابل توجهی بر بودجه خانوارها در سراسر دنیا وارد می‌کنند.

طبق شاخص هزینه زندگی نومبو سال ۲۰۲۶ (Numbeo) که در آن نیویورک برابر با ۱۰۰ است، زوریخ با امتیاز شاخص ۱۱۸.۵، به دلیل هزینه‌های زندگی روزمره مانند خواربار، غذا خوردن در بیرون از منزل و خدمات شهری، رتبه اول را در جهان به خود اختصاص داده است، اما چه چیزی زوریخ را اینقدر گران می‌کند؟ این شهر در شاخص خواربار، ۱۱۵.۴ امتیاز کسب کرده است؛ به این معنی که هزینه‌های غذا در آن ۱۵ درصد بالاتر از خط مبنای نیویورک است. قیمت رستوران‌ها در زوریخ، ۲۱ درصد بالاتر از شهر نیویورک است. با این حال، قدرت خرید محلی ساکنان، ۱۶۴.۴ ارزیابی شده است؛ به این معنی که ساکنان این شهر درآمد بسیار بیشتری دارند که به جبران هزینه‌های بالا کمک می‌کند.

همچنین نظرسنجی هزینه زندگی جهان در سال ۲۰۲۶ توسط واحد اطلاعات اقتصادی (EIU)، یک تساوی سه جانبه را در صدر اعلام کرد که در آن سنگاپور، هنگ‌کنگ و پاریس، عنوان گران‌ترین شهرهای جهان را به خود اختصاص می‌دهند و این اولین بار در بیش از سی سال گذشته است که سه شهر به‌طور مشترک رتبه اول را کسب می‌کنند.

گران‌ترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۶ کدامند؟

چرا این شهرها گران هستند؟

شهرهای مختلف با فشارهای هزینه‌ای متفاوتی روبرو هستند، اما موارد مشترکی در مراکز شهری گران‌قیمت جهان وجود دارد. شهرهای سوئیس در رتبه‌بندی هزینه زندگی غالب هستند، زیرا مخارج روزمره مانند خواربار، غذا خوردن و مراقبت شخصی به طور یکنواخت بالا است. این در حالی است که دستمزدهای بالا و استانداردهای بالای زندگی، هزینه‌ها را در همه زمینه‌ها افزایش می‌دهد. در صورت حذف اجاره از محاسبه، زوریخ بیش از چهارصد درصد، گران‌تر از گورگان هند است. اگر مسکن را نیز در نظر بگیریم، این شکاف بیشتر می‌شود. هزینه اجاره در زوریخ تقریباً ۶۸۰ درصد بیشتر از گورگان است.

هزینه زیاد در شهر سنگاپور نیز ناشی از دو عامل اساسی زمین محدود و وابستگی شدید به واردات است. این شهر حدود ۹۰ درصد از غذای خود را وارد می‌کند که فشار مداوم رو به بالا بر قیمت خواربار وارد می‌کند. محدودیت زمین نیز در دسترس بودن بعضی از بالاترین قیمت‌های املاک جهان را دامن زده است. این در حالی است که تمرکز ثروت جهانی و خدمات مالی، تقاضا را به طور دائمی بالا نگه می‌دارد.

اکنون مدت زیادی است که معیار جهانی برای زندگی در شهر نیویورک گران بوده است. نظرسنجی نومبو، نیویورک را در رتبه هفتم قرار داده است که نسبت به رتبه چهارم در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است. با وجود این سقوط، نیویورک همچنان شهر مبنا برای اکثر شاخص‌های هزینه زندگی باقی مانده است و به عنوان معیاری محسوب می‌شود که شهرهای دیگر از نظر گرانی و هزینه‌های زندگی با آن سنجیده می‌شوند.

گران‌ترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۶ کدامند؟

گران‌ترین کشورها کدامند؟

با نگاهی فراتر از شهرها، می‌توان گفت که برمودا در سال ۲۰۲۶، عنوان گران‌ترین مکان برای زندگی در جهان را با قیمت‌هایی ۲۳.۵ درصد بالاتر از نیویورک در اختیار دارد. بسیاری از گران‌ترین مناطق جهان، جزایری هستند که تراکم بالای ثروت را با وابستگی شدید به واردات ترکیب می‌کنند و قیمت‌ها را افزایش می‌دهند. سوئیس در رتبه سوم جهانی در بین گران‌ترین کشورها قرار دارد، در حالی که سنگاپور، رتبه پنجم را به خود اختصاص می‌دهد.

در واقع چندین تغییر قابل توجه در چشم‌انداز هزینه زندگی جهانی در سال ۲۰۲۶، در حال شکل‌گیری است. اول، همگرایی در حال رخ دادن است؛ بدین معنی که شهرهای سنتی گران مانند سنگاپور، هنگ‌کنگ و توکیو، شاهد افزایش مشابه هزینه‌های خود هستند که این موضوع، منعکس‌کننده ذائقه‌ها و الگوهای خرید جهانی شده است. دوم، تایثرات ارز باعث شده است شهرهای بریتانیا به دلیل تقویت دلار در برابر پوند، برای مهاجران، نسبتاً مقرون‌به‌صرفه‌تر شوند. لندن، همچنان گران‌ترین شهر بریتانیا باقی مانده است، اما در رتبه‌بندی جهانی سقوط کرده است. سومین فاکتور، کاهش بازارهای نوظهور است که باعث شده است شهرهایی مانند استانبول و مسکو به دلیل تورم بالا و کاهش ارزش ارز، به شدت در رتبه‌بندی‌ها سقوط کنند و برای ساکنان بین‌المللی به طور قابل توجهی ارزان‌تر شوند.

کربن‌زدایی از شهرها؛ حرکتی پرسود و شدنی

گرمایش ساختمان‌ها همچنان یکی از بزرگترین منابع انتشار آلاینده در شهرهای جهان به‌شمار می‌رود. تنها در اروپا، نزدیک به ۷۲ درصد از انرژی مورد نیاز برای گرمایش فضاهای مسکونی و تجاری هنوز از طریق سوزاندن گاز طبیعی، زغال‌سنگ و نفت کوره تأمین می‌شود. این وابستگی چشمگیر، نه‌تنها شهرها را در چرخه آلودگی هوا و تشدید تغییرات اقلیمی گرفتار کرده، بلکه امنیت انرژی و هزینه‌های سبد خانوارها را نیز تحت‌تأثیر قرار داده است. به همین دلیل‌کمیسیون اروپا در ژوئن ۲۰۲۴ کمپینی یک‌ساله با عنوان «سم‌زدایی حرارتی شهرها» به راه انداخت که تا ژوئن ۲۰۲۵ ادامه داشت. این کمپین به رهبری «پیمان شهرداران اتحادیه اروپا»، ۵۵ مطالعه موردی از ۲۲ کشور عضو و فراتر از آن را گردآوری کرد تا نشان دهد گذار از گرمایش فسیلی تنها ضروری نیست، بلکه شدنی و پرسود است.

فناوری نسل چهارم گرمایش منطقه‌ای

راه‌حل اصلی در این گذار، توسعه و نوسازی شبکه‌های گرمایش منطقه‌ای نسل چهارم (۴GDH) است. برخلاف شبکه‌های قدیمی که با دمای بالا کار می‌کردند و به‌طور عمده با زغال‌سنگ یا گاز تغذیه می‌شدند، سیستم‌های نسل چهارم با دمای پایین (حدود ۵۵ درجه در مسیر رفت و ۲۵ درجه در مسیر برگشت) کار می‌کنند که تلفات حرارتی در مسیر توزیع را به‌شدت کاهش می‌دهد. این ویژگی، از پمپ‌های حرارتی بزرگ مقیاس که گرمای هوا، آب دریا یا فاضلاب را استحصال می‌کنند گرفته تا نیروگاه‌های زمین‌گرمایی و گرمای دورریختنی مراکز داده و صنایع، امکان یکپارچه‌سازی منابع انرژی تجدیدپذیر و گرمای اتلافی را فراهم می‌آورد. بر اساس نتایج نظام‌مندی که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد، گرمایش منطقه‌ای با دمای پایین می‌تواند انتشار کربن را تا ۷۰ درصد نسبت به شبکه‌های نسل سوم کاهش دهد و در صورت افزودن مخازن ذخیره حرارتی، این میزان در سیستم‌های خورشیدی و چندسوختی به ۵۰ تا ۶۰ درصد می‌رسد.

کربن‌زدایی از شهرها؛ حرکتی پرسود و شدنی

پیشگامی شهرهای شمال اروپا

در میان شهرهای پیشرو، کپنهاگ پایتخت دانمارک با اتصال ۹۸ درصد ساختمان‌ها به شبکه گرمایش منطقه‌ای، در عمل وابستگی به سوخت فسیلی را به صفر نزدیک کرده است. شرکت آب و برق این شهر (HOFOR) با نصب سه پمپ حرارتی دی‌اکسیدکربن در یک نیروگاه ۱۲۶ ساله، همزمان گرمایش ۳۰۰۰ آپارتمان و سرمایش بیمارستان‌ها و هتل‌ها را تأمین می‌کند. برنامه سرمایه‌گذاری ۴۰۲ میلیون یورویی تا سال ۲۰۳۳ برای ۱۰ پروژه دیگر، ظرفیت گرمایشی را ۳۰۰ مگاوات افزایش خواهد داد و وابستگی به زیست‌توده را یک‌سوم کاهش می‌دهد.

استکهلم اما مدلی دایره‌ای و نوآورانه به‌کار گرفته است. این شهر با ابتکار «پارک‌های داده»، گرمای اتلافی سرورهای مراکز داده را به شبکه گرمایش منطقه‌ای تزریق می‌کند. مرکز داده کولو در استکهلم اکنون هزاران خانه را با گرمای حاصل از پردازش اطلاعات گرم می‌کند و تازه‌ترین قرارداد با اپراتور «گلوبال کانکت»، گرمای مورد نیاز ۲۷۰۰ خانه دیگر را نیز تأمین خواهد کرد. در مجموع پیش‌بینی می‌شود این الگو در نهایت گرمای ۳۵ هزار آپارتمان در استکهلم را از مراکز داده تأمین کند.

با این وجود نمادین‌ترین رویداد در هلسینکی رخ داد. اول آوریل ۲۰۲۵، آخرین نیروگاه زغال‌سنگ پایتخت فنلاند در سالمیساری برای همیشه خاموش شد. یک سال بعد، در مارس ۲۰۲۶، شرکت انرژی هلن گزارش داد که انتشار کربن حاصل از گرمایش منطقه‌ای ۵۶ درصد کاهش پیدا کرده، قابلیت اطمینان تأمین گرما حتی در سردترین زمستان بالای ۹۹/۹ درصد باقی مانده و قیمت گرمایش نیز کاهش پیدا کرده است. جانشینان زغال‌سنگ ترکیبی از پمپ‌های حرارتی، دیگ‌های برقی و زیست‌توده بوده‌اند. معاون ارشد هلن تأکید کرد که شبکه گرمایش منطقه‌ای یک بستر انعطاف‌پذیر است که می‌توان اشکال جدید تولید را به محض تکمیل شدن به آن متصل کرد.

کربن‌زدایی از شهرها؛ حرکتی پرسود و شدنی

شتاب در شهرهای میانی و بزرگ اروپا

جنبش حاضر تنها محدود به پایتخت‌های ثروتمند شمال نیست. ویلنیوس که در سال ۲۰۲۵ عنوان پایتخت سبز اروپا را دریافت کرد، شبکه گرمایش منطقه‌ای خود را که بزرگترین مورد در کشورهای بالتیک است (بیش از ۷۲۰۰ ساختمان با ۷۶۰ کیلومتر خط لوله) در ۱۵ سال گذشته به‌گونه‌ای مدرن کرده که تلفات حرارتی از ۲۴ به ۱۲ درصد رسیده است. نصب یک پمپ حرارتی جذبی ۹ مگاواتی (بزرگترین در منطقه) سالانه ۱۷ هزار و ۲۵۲ مگاوات‌ساعت گرمای اتلافی را بازیابی می‌کند که معادل گرمایش ۲۶ ساختمان با بالاترین استاندارد انرژی است و علاوه‌بر صرفه‌جویی ۱/۳۶ میلیون یورویی، سالانه ۴۰۰۰ تن کربن‌دی‌اکسید کاهش می‌دهد.

در پوزنان لهستان، شرکت ویولیا برنامه حذف کامل زغال‌سنگ از شبکه گرمایش منطقه‌ای را تا سال ۲۰۳۰ اعلام کرده است. نیروگاه ترکیبی چندسوختی فعلی که ۶۰ درصد از ۵۶۰ هزار ساکن شهر را پوشش می‌دهد، در فاز نخست به بازدهی ۹۲ درصد و کاهش ۲۶۰ هزار تنی دی‌اکسیدکربن دست پیدا کرده است. فازهای بعدی شامل بازیابی گرمای مراکز داده و فاضلاب، همچنین نیروگاه‌های زمین‌گرمایی خواهد بود که انتظار می‌رود ۲۰ درصد از نیاز گرمایشی شهر را برآورده کند.

بروکسل با پروژه Be.SHARE گامی فراتر نهاده است؛ یک شبکه گرمایش و سرمایش با دمای پایین که پارک ماکسیمیلیان را به نیروگاه نامرئی تبدیل می‌کند. حفاری آزمایشی در دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد و ساخت کامل از اوایل ۲۰۲۶ پیگیری می‌شود. این شبکه از گمانه‌های زمین‌گرمایی و فاضلاب خیابانی گرما می‌گیرد و طراحی دوطرفه دارد؛ یعنی ساختمان‌های اداری در روز گرم می‌شوند و گرمای اضافی را عصر به بلوک‌های مسکونی می‌دهند. در تابستان همان شبکه معکوس و سرمایش بدون تهویه مطبوع سنتی فراهم می‌شود. این پروژه نزدیک به ۵ میلیون یورو از ابتکار شهری اروپا بودجه گرفته است.

در دندرموند بلژیک، پروژه «گرمای دندرموند» نشان می‌دهد که چگونه زیست‌توده محلی می‌تواند جایگزین زغال‌سنگ شود بدون آنکه زیرساخت به‌طور کامل از نو ساخته شود. شرکت بازیافت کاغذ VPK نیروگاه زغال‌سنگ قدیمی خود را با یک تأسیسات زیستی مدرن که با الیاف کاغذ غیرقابل بازیافت و زیست‌توده تغذیه می‌شود، جایگزین کرده است و گرمای اضافی به شبکه جدید گرمایش منطقه‌ای هدایت می‌شود که انتظار می‌رود ۲۶۰۰ تا ۵۷۰۰ خانه را پوشش دهد و سالانه از انتشار بیش از ۵۰ هزار تن کربن‌دی‌اکسید جلوگیری کند.

کربن‌زدایی از شهرها؛ حرکتی پرسود و شدنی

پیشگامی در آسیا: چین، ژاپن و کره‌جنوبی

در حالی که اروپا از نظر پوشش گرمایش منطقه‌ای پیشتاز است، آسیا به‌ویژه در یکپارچه‌سازی منابع گرمای کم‌کربن در مقیاس عظیم گام‌های بلندی برداشته است. پروژه نوانه‑۱ (Nuanhe-۱)، در نیروگاه هسته‌ای هایانگ در استان شاندونگ چین، نخستین سیستم گرمایش منطقه‌ای بدون کربن در جهان با آلایندگی نزدیک به صفر است. تا دسامبر ۲۰۲۵، این سیستم ۱.۳ میلیون تن زغال‌سنگ را جابه‌جا کرده، انتشار کربن‌دی‌اکسید را ۲.۳ میلیون تن کاهش داده و هوای زمستان را در هایانگ و روشان به میزان چشمگیری پاک‌تر کرده است. در نوامبر ۲۰۲۵، شهر سوم (رونگچنگ) نیز به شبکه متصل شد که سالانه ۱۲۰ هزار تن دیگر از مصرف زغال‌سنگ می‌کاهد. مطالعات نشان می‌دهد اولویت دادن به گرمای اتلافی نیروگاه‌های هسته‌ای در سراسر چین می‌تواند سالانه ۳۲۵ تا ۳۶۱ میلیون تن معادل کربن‌دی‌اکسید را کاهش دهد.

فراتر از انرژی هسته‌ای، چین از زمین‌گرمایی نیز در مقیاس بی‌سابقه بهره می‌برد. شرکت ساینوپک اعلام کرد ظرفیت گرمایش منطقه‌ای زمین‌گرمایی تا پایان ۲۰۲۴ به ۱۲۰ میلیون متر مربع رسیده است (در مقایسه با ۵۰ میلیون در ۲۰۱۹). در جینان، پایتخت شاندونگ، یک خط لوله جدید گرمایش پاک، ۴۰ درصد از نیاز شهر را پوشش خواهد داد و امکان تعطیلی دائمی ۵۴ دیگ زغال‌سنگ را تا پایان ۲۰۲۵ فراهم می‌کند. این گذار سالانه ۱.۳ میلیون تن زغال‌سنگ استاندارد و ۳.۶ میلیون تن کربن‌دی‌اکسید کاهش می‌دهد.

ژاپن نیز از تراکم شهری و زیرساخت‌های تبدیل زباله به انرژی بهره می‌برد. مطالعه‌ای در سال ۲۰۲۵ روی ۲۳ منطقه توکیو نشان داد که استفاده از گرمای اتلافی تأسیسات سوزاندن زباله جامد در سیستم‌های گرمایش و سرمایش منطقه‌ای، فرصت بزرگی برای کاهش کربن‌دی‌اکسید است. در منطقه تازه‌ساخت تاکاناوا گیتوی سیتی (Takanawa Gateway City) توکیو، تأسیسات بیوگاز در محل، زباله روزانه مواد غذایی را به بیوگاز تبدیل و حدود ۱۰ درصد از آب گرم هتل مجاور را تأمین می‌کند. تحقیقات گسترده‌ای نیز برای بازیابی گرمای فاضلاب و انرژی زمین‌گرمایی در مرکز ساپورو در جریان است تا این شهر تا ۲۰۵۰ به کربن‌خنثی برسد.

کره‌جنوبی رویکردی نظام‌مند در پیش گرفته است. مطالعه‌ای در سال ۲۰۲۵ پتانسیل گرمای سوزاندن زباله، آب رودخانه، فاضلاب و مراکز داده را در سطح ملی نقشه‌برداری کرد و نشان داد پتانسیل تأمین ترکیبی بیش از تقاضای گرمایشی کشور است. دولت این کشور بازیابی گرمای کارخانه‌های نیمه‌رسانا و مراکز داده با پمپ‌های حرارتی را به‌عنوان یک محور اصلی کربن‌زدایی در دستور کار قرار داده است.

کربن‌زدایی از شهرها؛ حرکتی پرسود و شدنی

کمپین «سم‌زدایی حرارتی شهرها» در ژوئن ۲۰۲۵ به پایان رسید، اما آموزه‌های آن تازه وارد فاز اجرایی گسترده‌ای شده است. ۵۵ مطالعه موردی گردآوری‌شده نشان می‌دهد که حذف تدریجی سوخت فسیلی از گرمایش شهری نه‌تنها با فناوری‌های موجود امکان‌پذیر است، بلکه از نظر اقتصادی نیز توجیه دارد. هلسینکی نشان داد که تعطیلی زغال‌سنگ موجب کاهش قیمت گرمایش و افزایش قابلیت اطمینان می‌شود. پوزنان ثابت کرد که مدرن‌سازی شبکه، هوای پاک‌تر و امنیت انرژی بیشتر به ارمغان می‌آورد. کپنهاگ و استکهلم نشان دادند که گرمای اتلافی مراکز داده و پمپ‌های حرارتی می‌توانند جایگزین مطمئن و ارزان‌تری برای سوخت‌های فسیلی باشند.

البته هنوز موانع جدی وجود دارد؛ بسیاری از کشورهای عضو اتحادیه اروپا چارچوب نظارتی مناسب، ابزارهای مالی و سیستم‌های داده برای برنامه‌ریزی جامع گرمایشی محلی ندارند، با این حال روند جهانی به‌ویژه در آب‌وهوای سرد، حکم می‌کند که گرمایش منطقه‌ای نسل چهارم، الگویی بی‌نظیر برای صرفه‌جویی انرژی، کاهش آلودگی و ارتقای کیفیت زندگی شهری است، زیرا روشی که امروز برای گرمایش به‌کار می‌رود (سوزاندن سوخت فسیلی در دیگ‌های فردی) برای محیط زیست، سلامت و اقتصاد شهرها مضر است. سم‌زدایی حرارتی آغاز شده است و شهرهایی که سریع‌تر حرکت می‌کنند، پیش از دیگران از مزایای آن بهره‌مند خواهند شد.

مدیریت هوشمند انرژی در شهرها با تکیه بر هوش مصنوعی

برای چندین دهه، شبکه‌های برق شهری بر پایه الگوی یک‌طرفه طراحی شده بودند که در آن نیروگاه‌های متمرکز بزرگ انرژی تولید و شهروندان تنها در نقش مصرف‌کننده، بدون هیچ نقش فعالی، از برق استفاده می‌کردند. امروزه این الگو با سرعت در حال تغییر است. گسترش پنل‌های خورشیدی روی بام خانه‌ها، ذخیره‌سازهای خانگی و خودروهای برقی، شهرها را به مجموعه‌ای از «تولیدکننده–مصرف‌کننده» تبدیل کرده است و شبکه‌های قدیمی دیگر توانایی مدیریت این پیچیدگی و دوسویی را ندارند.

در چنین شرایطی، هوش مصنوعی در حال حرکت از مراکز داده ابری به سمت «لبه» شبکه است؛ یعنی همان کنتورهای هوشمند، شارژرهای خودروهای برقی، اینورترهای خورشیدی و لوازم خانگی. این رویکرد نوین، «سیستم‌های مدیریت انرژی سبز و هوشمند و انطباق‌پذیر بر ‌پایه هوشمندی لبه‌ای AE-GEMS» را ممکن کرده است که پژوهش‌های معتبر بین‌المللی آن را تأیید می‌کنند.

هوش مصنوعی لبه‌ای یا Edge AI به زبان ساده یعنی اجرای پردازش‌های هوش مصنوعی در محل و روی خود دستگاه (همچون موبایل، دوربین‌های مداربسته، پهپادها یا سنسورهای صنعتی) به جای ارسال داده‌ها به فضای ابری (Cloud) و سرورهای دوردست. به بیان دیگر هوش مصنوعی ابری (Cloud AI)‌ داده را از دستگاه می‌گیرد، به یک سرور قدرتمند در جای دیگری می‌فرستد، پردازش می‌کند و نتیجه را برمی‌گرداند، اما هوش مصنوعی لبه‌ای (Edge AI) خودش مغز متفکر است. پردازش را داخل همان تراشه سخت‌افزاری خود انجام می‌دهد.

فناوری پشت پرده: سیستم AE-GEMS و یادگیری تقویتی چندعامله

در سال ۲۰۲۶، ژورنال معتبر نشریه بین‌المللی هوش محاسباتی ( International Journal of Computational Intelligence Systems)، معماری جدیدی را با عنوان «سیستم مدیریت انرژی سبز هوشمند و انطباق‌پذیر بر پایه هوشمندی لبه‌ای» معرفی کرد که سه چالش اساسی مدیریت انرژی شهری شامل بهینه‌سازی مصرف خانوار، زمان‌بندی خودروهای برقی با قابلیت اتصال به شبکه (V۲G) و حفظ حریم خصوصی کاربران را به‌طور هم‌زمان حل می‌کند.

برای دستیابی به این اهداف، سه فناوری کلیدی به‌کار گرفته شده است. نخست، یادگیری تقویتی چندعامله به دستگاه‌های لبه‌ای اجازه می‌دهد در زمان واقعی با یکدیگر هماهنگ شوند و بدون نیاز به فرماندهی مرکزی، رفتار بهینه را با آزمون و خطا بیاموزند. دوم، یادگیری فدرال داده‌های حساس مصرف برق هر خانوار را در همان محل ذخیره می‌کند و به جای ارسال اطلاعات خام، تنها مدل‌های تجمیع‌شده و ناشناس را با شبکه به اشتراک می‌گذارد؛ به‌این‌ترتیب حریم خصوصی کاربران به‌طور کامل حفظ می‌شود. سوم، پیش‌بینی بار با شبکه‌های حافظه کوتاه‌مدت-بلندمدت (LSTM) الگوهای مصرف خانوار و نیاز شارژ خودروهای برقی را پیش از وقوع تشخیص می‌دهد و تصمیمات لازم را می‌گیرد.

نتایج شبیه‌سازی با استفاده از داده‌های واقعی مصرف خانوارهای بریتانیایی و داده‌های شارژ خودروهای برقی نشان داد که این سیستم می‌تواند به کاهش ۲۷.۳ درصدی کل انرژی مصرفی، صرفه‌جویی ۲۴.۸ درصدی در هزینه و بهبود ۳۱.۶ درصدی در شاخص سبز (اثرات زیست‌محیطی) منجر شود، اما آنچه اهمیت بیشتری دارد این است که این ارقام تنها در محیط شبیه‌سازی به دست نیامده‌اند؛ در نقاط مختلف جهان، پروژه‌های عملیاتی نتایج مشابهی را نشان داده‌اند.

مدیریت هوشمند انرژی در شهرها با تکیه بر هوش مصنوعی

تجربه آلمان: موفقیت در ساختمان‌های غیرمسکونی

در فوریه ۲۰۲۶، آژانس انرژی آلمان به همراه مؤسسه فرانهوفر IEE در شهر کاسل، پروژه آزمایشی مستقلی را برای بهینه‌سازی مصرف انرژی در ساختمان‌های غیرمسکونی آغاز کرد. این پروژه در چارچوب طرح «گذار انرژی استارتاپی» تعریف و روی یک ساختمان اداری مجهز به سامانه فتوولتائیک خورشیدی، پمپ حرارتی و زیرساخت شارژ خودروهای برقی اجرا شد. یک عامل هوش مصنوعی ویژه، وظیفه کنترل هماهنگ این تجهیزات را بر عهده داشت. این عامل سه متغیر مهم یعنی نرخ برق پویا، هزینه‌های زمانی شبکه و الزامات پایداری شبکه را هم‌زمان در نظر می‌گرفت.

نتایج عملیاتی پروژه نشان داد که زیرساخت نظارتی و فنی امروزی می‌تواند به‌طور قابل اعتمادی از کنترل هوشمند و سازگار با شبکه پشتیبانی کند. برای مثال، خودروهای برقی به‌طور دقیق در ساعت‌هایی شارژ می‌شدند که قیمت برق پایین بود و تولید برق خورشیدی در اوج قرار داشت. رئیس بخش فناوری‌های دیجیتال و اکوسیستم استارتاپی در آژانس انرژی آلمان، در این باره گفت: «یک پیش‌نیاز اساسی این است که چارچوب نظارتی، مشوق‌های مناسبی برای چنین سیستم‌هایی فراهم کند.» او از تنظیم‌گران خواست که توسعه تعرفه‌های شبکه برای ساختمان‌های با مصرف انرژی بالا را ادامه دهند تا انعطاف‌پذیری مصرف هم ممکن و هم تشویق شود.

چین: شبکه هوشمند در شهر جدید شیونگان

در بیست‌وپنجم مارس ۲۰۲۶، خبرگزاری رسمی شین‌هوا گزارش داد که منطقه جدید شیونگان در شمال چین، یک سیستم توزیع شبکه برق هوشمند بر پایه هوش مصنوعی را با موفقیت توسعه داده است. تا آن تاریخ، شیونگان ۱۴ پست برق هوشمند و سبز را در سطوح ولتاژ مختلف احداث کرده بود که با طراحی زیرزمینی و بام‌های سبز، به‌طور کامل با بافت شهری هماهنگ بودند. برجسته‌ترین بخش این پروژه، ایستگاه فاکسینگ ۲۲۰ کیلوولت است. این ایستگاه هشت راهکار سبز ساختمانی را یکپارچه و از ۱۵ فناوری کم‌کربن ازجمله سیستم‌های هوشمند کنترل، سیستم‌های گردش آب و سیستم‌های پایش کربن استفاده می‌کند. هدف اصلی، دستیابی به انتشار «نزدیک به صفر» کربن در کل چرخه عمر ایستگاه است.

سیستم هوشمند توزیع انرژی در شیونگان با استفاده از الگوریتم‌های هوش مصنوعی می‌تواند تقاضای برق را پیش‌بینی و منابع تولید پراکنده (همچون پنل‌های خورشیدی بام خانه‌ها) را با شبکه اصلی هماهنگ کند. این رویکرد نماد «هم‌افزایی محاسباتی و انرژی» در چین محسوب می‌شود که به یکی از اولویت‌های ملی این کشور تبدیل شده است. علاوه‌بر این، در آوریل ۲۰۲۶، شبکه برق جنوب چین یک فراخوان مناقصه را برای «توسعه پایانه‌های کنترل سبک بر پایه هوشمندی لبه‌ای» منتشر کرد تا امکان کنترل منابع انرژی تجدیدپذیر توزیع‌شده را مستقیم به خانه‌ها و کسب‌وکارها برساند.

مدیریت هوشمند انرژی در شهرها با تکیه بر هوش مصنوعی

استرالیا: از پژوهش تا عمل در شبکه‌های خورشیدی

استرالیا با یکی از بالاترین نرخ‌های نفوذ پنل‌های خورشیدی پشت‌بامی در جهان، با چالش منحصربه‌فردی روبه‌روست؛ در ساعات اوج تولید خورشیدی، برق مازاد بر شبکه تحمیل می‌شود و در ساعت‌های دیگر، تقاضا از تولید پیشی می‌گیرد. هوشمندی لبه‌ای راه‌حل این معضل شناخته شده است. در مارس ۲۰۲۶، دانشگاه نیو ساوت ولز (UNSW) استرالیا با شرکت «آسی سولار باتریز» قرارداد همکاری بلندپروازانه‌ای را برای توسعه «مرکز هوشمند انرژی با هوش مصنوعی برای استقرار نیروگاه مجازی» امضا کرد. این پروژه که تا پایان سال ۲۰۲۶ ادامه خواهد داشت، بر چهار حوزه پیش‌بینی، مدیریت سمت تقاضا، الگوریتم‌های بهینه‌سازی و مدل‌سازی دوقلوی دیجیتال متمرکز است.

مدیرعامل شرکت یادشده، در توصیف این همکاری اظهار کرد: «این همکاری به ما اجازه می‌دهد پژوهش‌های در سطح جهانی را از آزمایشگاه خارج کنیم و مستقیم در خانه‌ها و کسب‌وکارهای واقعی به کار ببریم. این پروژه در مورد پر کردن شکاف بین تحقیق و فناوری است که در واقع در مقیاس عمل می‌کند و راه‌حل‌هایی را پیش می‌برد که قابلیت اطمینان را بهبود می‌بخشد، هزینه‌های انرژی را کاهش می‌دهد و پتانسیل کامل نیروگاه‌های مجازی را آزاد می‌کند.»

این تنها پروژه استرالیایی نیست. در فوریه ۲۰۲۶، یک «آزمایشگاه زنده» مدیریت انرژی در شهر دابو، واقع در ۳۹۱ کیلومتری شمال غربی سیدنی، به بهره‌برداری رسید. این سیستم که توسط دانشگاه UNSW طراحی شده، از ماژول‌های بر پایه هوش مصنوعی برای تحلیل داده‌های ایستگاه‌های هواشناسی و شناسایی موج‌های گرما و سایر رویدادهای پیک مصرف استفاده می‌کند. رهبر پروژه از دانشگاه UNSW، توضیح داد: «این سیستم مدیریت انرژی پویا را از طریق نظارت بر بار و عملکرد باتری امکان‌پذیر می‌کند و به سیستم‌های انرژی اجازه می‌دهد مصرف را از قبل برنامه‌ریزی کنند.»

اروپا: شهروندان در مرکز سیستم انرژی

اتحادیه اروپا رویکردی نظام‌مند و شهروند‑محور را برای مدیریت انرژی با تکیه بر هوش لبه‌ای دنبال می‌کند. چندین پروژه بزرگ در چارچوب برنامه «افق اروپا» در این زمینه در حال اجرا هستند. پروژه REEFLEX یکی از مهم‌ترین این پروژه‌هاست که یک پلتفرم دیجیتال و راهکارهای نوآورانه بازار را برای مدیریت، مبادله و مصرف انرژی در سراسر اروپا توسعه می‌دهد. چهار پایگاه آزمایشی بزرگ در اسپانیا، یونان، سوئیس و بلغارستان در حال آزمایش این فناوری در محیط‌های متنوع از جمله ساختمان‌های مسکونی، سیستم‌های تحرک، تأسیسات تجاری و صنعتی و مراکز داده هستند. به موازات آن، فعالیت‌های تکرارپذیری در ترکیه، پرتغال و دانمارک نیز در حال گسترش است. مدل‌های پیش‌بینی توسعه‌یافته در این پروژه به دقتی بیش از ۹۰ درصد دست پیدا و ابزارهای تجسم کاربرپسند، تفسیر داده‌ها را برای کاربران نهایی ساده کرده‌اند.

پروژه ENPOWER رویکردی متفاوت اما مکمل را دنبال می‌کند. این پروژه با ترکیب فناوری‌های پیشرفته اطلاعات و ارتباطات با ابعاد اجتماعی‑رفتاری، اقتصاد اشتراکی و مدل‌های تجاری ارزش‌افزوده، ۱۰ ابزار و سرویس کلیدی ارائه می‌دهد. از جمله این ابزارها می‌توان به الگوریتم‌های خوشه‌بندی و بخش‌بندی مصرف‌کنندگان بر پایه هوش مصنوعی، بازار همتا‑به‑همتا بر پایه بلاک‌چین و مراکز نظارت لبه‌ای برای پاسخگویی خودکار تقاضا اشاره کرد. علاوه‌بر این، پروژه STREAM در مارس ۲۰۲۶ موفق به انتشار مقاله‌ای در مجله IEEE Access شد که نشان می‌دهد با ترکیب بهینه‌سازی خطی و یادگیری تقویتی عمیق چندعامله می‌توان هزینه انرژی جوامع مسکونی را تا ۲۹ درصد کاهش داد. نکته قابل‌توجه این است که این سیستم حتی در شرایطی که تا ۴۰ درصد داده‌های ورودی خراب یا مفقود باشد، عملکردی مقاوم از خود نشان می‌دهد.

مدیریت هوشمند انرژی در شهرها با تکیه بر هوش مصنوعی

اهمیت حفظ حریم خصوصی؛ چرا «لبه» بر «ابر» برتری دارد

یکی از قانع‌کننده‌ترین دلایل حرکت به سمت هوشمندی لبه‌ای، مسئله حریم خصوصی داده‌هاست. در رویکرد سنتی بر پایه ابر، داده‌های دقیق مصرف انرژی هر خانوار به سرورهای مرکزی ارسال می‌شود. این داده‌ها می‌توانند الگوهای رفتاری، زمان خروج از منزل، عادات مصرف و حتی غیبت یا حضور ساکنان را فاش کنند. در سیستم‌های هوشمند لبه‌ای، یادگیری فدرال به مدل هوش مصنوعی اجازه می‌دهد بدون خروج داده‌های خام از خانه، به‌طور جمعی در هزاران خانوار بهبود پیدا کند. تنها به‌روزرسانی‌های تجمیع‌شده و ناشناس (وزن‌های مدل، نه داده‌های خام مصرف) با شبکه به اشتراک گذاشته می‌شود. این رویکرد به‌طور طبیعی با مقررات سختگیرانه حفاظت از داده در سراسر جهان، از GDPR اروپا تا قوانین حفاظت از اطلاعات شخصی چین و هند، همسو است.

پروژه آژانس انرژی آلمان نیز نشان داد که حریم خصوصی و عملکرد با یکدیگر تضادی ندارند. با طراحی سیستم برای برقراری ارتباط از طریق کانال‌های امن و دادن کنترل شفاف به خانوارها از طریق برنامه‌های تلفن همراه، این پروژه ثابت کرد که هوش مصنوعی لبه‌ای می‌تواند با حفظ بالاترین استانداردهای امنیتی برای انتقال داده، به‌طور مؤثر عمل کند.

چالش‌های پیش رو و چشم‌انداز آینده

شواهد جهانی قانع‌کننده است. از کاهش ۲۷.۳ درصدی انرژی نشان‌داده‌شده در شبیه‌سازی‌های سیستم AE-GEMS گرفته تا پروژه‌های واقعی در شبکه‌های توزیع آلمان، مراکز خورشیدی استرالیا و استقرار شبکه‌های هوشمند چین، همه حاکی از آن است که مدیریت انرژی مصرف‌کننده‑محور و زمان واقعی نه‌تنها ممکن، بلکه عملی است؛ با این حال چالش‌های باقی‌مانده به‌طور عمده‌ نهادی و رفتاری هستند تا فنی. اپراتورهای شبکه باید طراحی بازار خود را تطبیق دهند تا به انعطاف‌پذیری پاداش دهند، نه اینکه تنها مصرف پیک را جریمه کنند. مصرف‌کنندگان نیز باید ابزارهای شهودی و مشوق‌های قانع‌کننده‌ای دریافت کنند، در اصل تنها از قبض‌های پایین‌تر بهره‌مند نشوند، بلکه عاملیت واقعی بر انتخاب‌های انرژی خود داشته باشند. استانداردهای قابلیت همکاری نیز باید همچنان تکامل پیدا کنند تا اطمینان حاصل شود که یک دستگاه هوشمند لبه‌ای از یک تولیدکننده می‌تواند به‌طور یکپارچه با دستگاه دیگر هماهنگ شود و از تجزیه‌شدنی که فناوری‌های اولیه «خانه هوشمند» را با مشکل روبه‌رو کرده است، جلوگیری شود.

با وجود این موانع، مسیر آینده روشن است. شبکه برق فردا از یک مرکز فرماندهی از راه دور کنترل نخواهد شد، در عوض در لبه و توسط دستگاه‌های هوشمندی که در دیوارها، گاراژها و پشت بام‌های خانوارها جای گرفته‌اند، مذاکره، بهینه‌سازی و مدیریت خواهد شد. به‌ این ترتیب مصرف‌کننده که برای دهه‌ها نقطه پایانی منفعل در سیستم انرژی بود، سرانجام در حال تبدیل شدن به هوش فعال آن است.

ارتقای تعاملات انسانی در شهر با پارک‌های کوچک

رونق مینی‌پارک‌ها در شهرهای مدرن، فراتر از یک تغییر ساده در منظر شهری، بازتابی از یک تحول بنیادین در فلسفه طراحی فضاهای عمومی است. این جنبش که با هدف بازپس‌گیری حریم‌های شهری از سلطه‌ خودروها شکل گرفته است، با تبدیل جایگاه‌های پارک خودرو به فضاهای سبز و نشیمن‌های کوچک، به دنبال بازگرداندن روح اجتماعی به بافت‌های متراکم و پرتردد است. پروژه‌های فضای سبز مقیاس‌کوچک، با ایجاد نقاطی برای توقف و تعامل، نقشی کلیدی در کاهش تنش‌های ناشی از شلوغی شهری و ایجاد فرصت‌هایی برای تعاملات انسانی در دل محیط‌های بتنی ایفا می‌کنند.

گسترش پارکلت‌ها را می‌توان از منظر اقتصادی، محرکی قدرتمند برای تجدید حیات کسب‌وکارهای محلی و اقتصاد خرد دانست. افزایش سطح پیاده‌روها و ایجاد فضاهای دلپذیر برای نشستن، موجب افزایش زمان حضور شهروندان در محله می‌شود و این امر به‌طور مستقیم منجر به افزایش تردد مشتریان در فروشگاه‌ها، کافه‌ها و رستوران‌های مجاور می‌شود. این فضاها با تبدیل شدن به مقاصد کوچک محلی، جریان اقتصادی را از مسیرهای عبوری و خودرویی به سمت پیاده‌روها و تعاملات مستقیم با مغازه‌ها هدایت می‌کنند.

ارتقای تعاملات انسانی در شهر با پارک‌های کوچک

علاوه بر جنبه‌های اقتصادی و اجتماعی، این مداخلات کوچک‌مقیاس در بافت شهری، ابزاری استراتژیک و حیاتی برای مقابله با چالش‌های زیست‌محیطی و بحران‌های سلامت عمومی در کلان‌شهرهای مدرن محسوب می‌شوند. در دنیایی که پدیده «جزیره گرمایی شهری» ناشی از غلبه سطوح آسفالتی و بتنی، دمای محیط‌های شهری را به شدت افزایش داده است، ایجاد پارکلت‌ها و مینی‌پارک‌ها با افزودن پوشش گیاهی و سطوح نفوذپذیر، نقش مؤثری در تعدیل دمای محلی و مدیریت جریان‌های حرارتی ایفا می‌کند. این مکان‌های سبز کوچک، فراتر از یک عنصر زیبایی‌شناختی، به‌عنوان ریه‌های شهر عمل می‌کنند و با جذب بخشی از آلاینده‌ها و تعدیل دمای هوا، به بهبود کیفیت زیست در آن محدوده مشخص کمک می‌کنند.

پارک‌های شهری کوچک، پاسخی مستقیم به آسیب‌های ناشی از زندگی در محیط‌های پرتردد و پرتنش هستند. دسترسی آسان و سریع به طبیعت در مقیاس انسانی و فراهم شدن فرصتی برای لحظه‌ای توقف و استراحت در میان شلوغی‌های روزمره، به‌طور مستقیم با کاهش سطح کورتیزول و تنش‌های عصبی شهروندان پیوند خورده است. این قابلیت که فرد بتواند بدون نیاز به طی کردن مسافت‌های طولانی به یک فضای سبز کوچک دسترسی داشته باشد، به کاهش احساس انزوای اجتماعی و خستگی ذهنی کمک می‌کند. این فضاها با بازگرداندن تعامل میان انسان و طبیعت به قلب بافت‌های متراکم، به پیوند میان سلامت جسمی و آرامش روانی شهروندان کمک می‌کنند.

این مداخلات شهری با تقویت پیوند میان افراد و محیط پیرامونشان، به افزایش تاب‌آوری اجتماعی در برابر بحران‌ها منجر می‌شوند. ایجاد فضاهای نشستن و تعامل در مقیاس محلی، موجب می‌شود که شهروندان نسبت به محیط زندگی خود احساس مالکیت و تعلق بیشتری پیدا کنند. این حس تعلق، زیربنای اصلی مشارکت‌های مدنی و همکاری‌های اجتماعی است که در زمان بحران‌ها، جامعه را در برابر چالش‌های محیطی و اجتماعی مقاوم‌تر می‌سازد. بنابراین، پارکلت‌ها تنها یک تغییر در چیدمان خیابان‌ها نیستند، بلکه راهکاری برای ساختن شهرهایی هستند که در آن‌ها سلامت، محیط‌زیست و تعاملات انسانی در کنار هم، زیربنای پایداری شهری را تشکیل می‌دهند.

ارتقای تعاملات انسانی در شهر با پارک‌های کوچک

آمستردام؛ بازگشت به مقیاس انسانی در قلب کانال‌ها

در شهر آمستردام، مفهوم پارکلت‌ها از یک ایده خلاقانه به یک استراتژی عملیاتی برای مدیریت هوشمندانه فضاهای شهری تبدیل شده است. این شهر که به‌دلیل بافت تاریخی متراکم و شبکه‌ پیچیده کانال‌های خود شناخته می‌شود، همواره با چالش کمبود فضای سبز در قلب بافت‌های تجاری و مسکونی روبه‌رو بوده است. پاسخ آمستردام به این چالش، تبدیل بخشی از حریم اشغال‌شده توسط خودروها به «جزایر کوچک استراحت» است؛ فضاهایی که با استفاده از متریال‌های طبیعی همچون چوب، گیاهان بومی و مبلمان شهری ارگونومیک، جایگزین جایگاه‌های پارک خودرو شده‌اند. این مداخلات، با تمرکز بر مقیاس انسانی، به شهروندان فرصتی داده‌اند تا در میان جریان ترافیک و شلوغی، مکانی برای مکث، مطالعه یا گفت‌وگو پیدا کنند.

یکی از ویژگی‌های متمایز مدل پارک‌های کوچک آمستردام، انعطاف‌پذیری و مشارکت‌محور بودن این پروژه‌هاست. پارکلت‌ها در این شهر فقط توسط شهرداری اجرا نمی‌شوند، بلکه اغلب با همکاری و حتی توسط کسب‌وکارهای محلی و گروه‌های اجتماعی طراحی و مدیریت می‌شوند. این رویکرد موجب شده است که هر پارکلت، هویت منحصربه‌فردی داشته باشد؛ بعضی به‌عنوان تئاتری کوچک برای نمایش‌های خیابانی، بعضی به‌عنوان باغچه‌های کوچک گیاهی و بعضی نیز به‌عنوان فضای نشیمن کافه‌های مجاور عمل می‌کنند. این تنوع موجب شده است که پارکلت‌ها از حالت یکپارچه خارج شوند و به بخشی از بافت زنده و پویای هر محله تبدیل شوند؛ که این موضوع منجر به تقویت و ارتقای هویت محلی شده است.

تجربه آمستردام نشان می‌دهد که این تغییرات کوچک، پیامدهای بزرگی از منظر زیست‌محیطی و اقتصادی دارند. از یک سو، افزایش سطح پوشش گیاهی در این نقاط، به کاهش دمای محیطی و بهبود کیفیت هوای محلی در مقابل اثرات گرمایش جهانی کمک می‌کند. از سوی دیگر، ایجاد این نقاط جذاب، موجب تغییر رفتار پیاده‌ها می‌شود و آن‌ها را به جای عبور سریع، به توقف و حضور طولانی‌تر در خیابان ترغیب می‌کند. این حضور مستمر، به‌طور مستقیم به رونق اقتصادی مغازه‌ها و رستوران‌های اطراف منجر شده است، چرا که پیاده‌روها از حالت «مسیر عبور» به «مقصد توقف» تغییر پیدا کرده‌اند؛ فرایندی که اقتصاد خرد محلی را در یک چرخه پایدار و پررونق قرار داده است.

ارتقای تعاملات انسانی در شهر با پارک‌های کوچک

پورتو: هنر بازآفرینی فضا در بافت‌های تاریخی و تپه‌ها

در شهر پورتوی پرتغال، استفاده از مداخلات کوچک‌مقیاس و پارکلت‌ها، پاسخی هوشمندانه به چالش‌های توپوگرافی پیچیده و بافت تاریخی و متراکم این شهر است. پورتو با ساختار شهری خود که از شیب‌های تند و کوچه‌های باریک و پرپیچ‌وخم تشکیل شده، همواره با محدودیت فضا برای فعالیت‌های اجتماعی در سطح زمین روبه‌رو بوده است. در این راستا، پورتو با تبدیل نقاط استراتژیک در امتداد مسیرهای پیاده و لبه خیابان‌های پرتردد، فضاهای کوچکی را برای استراحت و تماشای مناظر شهری ایجاد کرده است. این پارک‌های کوچک، با بهره‌گیری از طراحی‌های هنری و متریال‌های محلی، توانسته‌اند به بخشی از هویت بصری و فرهنگی شهر تبدیل شوند.

یکی از نقاط قوت مدل پورتو، توانایی این فضاها در ایجاد پیوند میان گردشگران و ساکنان محلی است. به‌دلیل ماهیت گردشگری پورتو، پارکلت‌ها در بسیاری از مناطق، نقش پلی را ایفا می‌کنند که موجب می‌شود گردشگران به جای عبور سریع از بافت قدیمی، در نقاطی توقف کنند که با طراحی‌های جذاب همچون نیمکت‌های دیدنی با چشم‌اندازهای رودخانه دورو مجهز شده‌اند. این توقف‌ها، علاوه بر ایجاد تجربه‌ای غنی‌تر برای بازدیدکنندگان، منجر به هدایت جریان گردشگری به سمت کسب‌وکارهای کوچک در کوچه‌های فرعی می‌شود و از تمرکز بیش از حد توریستی در چند نقطه اصلی جلوگیری می‌کند.

مینی‌پارک‌های پورتو به‌عنوان ابزاری برای بهبود کیفیت زندگی در مناطق پرتردد عمل می‌کنند. در شهرهایی همچون پورتو که برخورد با تپه‌ها و پیاده‌روی در بافت‌های قدیمی می‌تواند برای شهروندان، به‌ویژه سالمندان، چالش‌برانگیز باشد، ایجاد این ایستگاه‌های کوچک سبز و آرام، فرصتی حیاتی برای استراحت و بازیابی توان فراهم می‌کند. این پروژه‌ها با افزودن لایه‌ای از آرامش به محیط‌های پرصدا و شلوغ، به کاهش تنش‌های شهری کمک می‌کنند و با تبدیل شدن به نقاط ملاقات محلی، انسجام اجتماعی را در میان ساکنان محله‌های قدیمی تقویت می‌کنند. این موضوع نشان‌دهنده موفقیت پورتو در ترکیب هنر طراحی با نیازهای کاربردی شهروندان است.

ارتقای تعاملات انسانی در شهر با پارک‌های کوچک

کلرادو؛ تجلی خلاقیت در بازآفرینی فضاهای متروکه

در ایالت کلرادو به‌ویژه شهرهای پیشروی آن، سیاست‌های طراحی شهری به‌شدت بر محوریت پایداری زیست‌محیطی» و «هماهنگی با طبیعت» استوار است. رویکرد کلرادو در ایجاد پارک‌ها، فراتر از ایجاد فضای سبز است و با تمرکز بر مدیریت منابع آب، استفاده از گیاهان بومی برای کاهش مصرف آب و بازسازی اکوسیستم‌های آسیب‌دیده، تلاش می‌کند تا فضاهای باز را به بخشی از شبکه زیستی منطقه تبدیل کند. برنامه‌ریزی شهری در این ایالت به گونه‌ای تنظیم شده است که فضاهای تفریحی و پارک‌ها نباید تنها در مناطق مرفه متمرکز باشند، بلکه باید با استفاده از زیرساخت‌های پیاده‌رو و مسیرهای دوچرخه‌سواری، برای تمامی اقشار اجتماعی و در دسترس‌ترین فاصله از محل سکونت آن‌ها طراحی شوند.

پروژه «پارک دوچرخه در محوطه زباله» در کلرادو، یکی از جسورانه‌ترین و الهام‌بخش‌ترین نمونه‌های پارکلت و بازسازی فضاهای شهری در سطح جهانی است. این پروژه با رویکردی متفاوت، توانسته است یک فضای پیشتر آلوده و متروکه را که زمانی محل دفن پسماند بوده است، به یک مقصد پویا و جذاب برای ورزشکاران و علاقه‌مندان به دوچرخه‌سواری تبدیل کند. این ‌پارک نه‌تنها با استفاده از پتانسیل‌های نهفته در زمین‌های غیرقابل استفاده، بلکه با رویکردی فلسفی به مفهوم «بازیافت فضا»، توانسته است پیامی قدرتمند درباره پایداری و بازگشت طبیعت به محیط‌های صنعتی صادر کند.

ساختار طراحی این پارک، ویژگی منحصربه‌فردی را به نمایش می‌گذارد که آن را از پارکلت‌های معمولی متمایز می‌کند؛ استفاده گسترده و خلاقانه از مواد بازیافتی در ساخت موانع و مسیرهای دوچرخه‌سواری. این مسیرها با طراحی هوشمندانه، طیف وسیعی از سطوح مهارت را پوشش می‌دهند؛ از مسیرهای ساده برای مبتدیان گرفته تا موانع پیچیده و چالش‌برانگیز برای حرفه‌ای‌ها. این ویژگی باعث شده است که پارک، فضایی فراگیر باشد و تمام گروه‌های سنی و سطوح مهارتی را به خود جذب و از انزوای علاقه‌مندان به ورزش در فضاهای محدود جلوگیری کند.

ارتقای تعاملات انسانی در شهر با پارک‌های کوچک

ژاپن سردمدار پارک‌های هوایی

پدیده جهانی پارک‌های پشت‌بامی یکی از هیجان‌انگیزترین روندهای شهری قرن بیست‌ویکم است. با متراکم‌تر شدن شهرها و گران‌شدن بهای زمین در سطح خیابان، مکان منطقی برای احداث یک پارک جدید دیگر سطح زمین نیست، بلکه آسمان است.

ژاپن سردمدار پارک‌های هوایی

ژاپن رویکردی متفاوت و از نظر قانونی الزام‌آور نسبت به پارک‌های پشت‌بامی دارد. در شهرهایی همچون توکیو و اوزاکا، پارک‌های مرتفع نتیجه حسن‌نیت داوطلبانه نیستند، بلکه نتیجه مستقیم قوانین سختگیرانه ساختمان‌سازی هستند. از سال ۲۰۰۰، دولت شهری توکیو پیشگام این حرکت بوده و قوانینی وضع کرده است که پروژه‌های جدید و بازسازی را ملزم به سبز کردن فضای بام موجود می‌کند. به طور ویژه، تأسیسات خصوصی بزرگتر از هزار متر مربع و تأسیسات عمومی بزرگتر از ۲۵۰ متر مربع باید حداقل ۲۰ درصد از مساحت قابل استفاده پشت‌بام خود را با پوشش گیاهی بپوشانند، در غیر این صورت با جریمه مالی روبه‌رو می‌شوند؛ این پشتوانه قانونی، ژاپن را از یک جنگل بتنی به یک رهبر در زمینه فضای سبز هوایی یکپارچه تبدیل کرده و معماران را مجبور ساخته است که دوام تجاری را با ضرورت اکولوژیکی ترکیب کنند.

ژاپن سردمدار پارک‌های هوایی

علاوه بر مکانیسم‌های اجباری و مالیاتی، دولت‌های محلی از ابزارهای تشویقی دیگر نیز استفاده می‌کنند، برای مثال اعطای وام‌های کم‌بهره به مالکانی که پشت‌بام‌های خود را سبز می‌کنند، یکی از این ابزارهاست. در این سیستم، اگر مساحت ساختمان بیش از دو هزار متر مربع باشد و حداقل ۴۰ درصد از پشت‌بام سبز شود، مالک می‌تواند از وام با شرایط ویژه بهره‌مند شود، همچنین برخی مناطق همچون منطقه چوئو (Chuo) در توکیو، مستقیم تا ۵۰ درصد هزینه‌های سبزسازی پشت‌بام را از طریق کمک‌های بلاعوض پوشش می‌دهند.

در استان اوزاکا، قوانین مشابه اما با اندکی تفاوت در نرخ‌ها به اجرا درآمده است. بر اساس آیین‌نامه حفاظت از محیط طبیعی استان اوزاکا که از آوریل ۲۰۰۶ اجرایی شده، ساختمان‌های جدید، بازسازی یا توسعه‌یافته با مساحت زمین بیش از هزار متر مربع، موظف به رعایت استانداردهای مشخصی هستند. نرخ سبزینگی در اوزاکا به صورت ترکیبی تعریف می‌شود؛ در سطح زمین، معادل ۱۰ درصد مساحت زمین، با فرمول‌های دقیق بر اساس نسبت سطح اشغال و مساحت ساخته‌شده، و روی پشت‌بام، حداقل ۲۰ درصد از سطح قابل استفاده پشت‌بام باید سبز شود.

ژاپن سردمدار پارک‌های هوایی

این قانون اجازه می‌دهد در صورت دشواری، بخشی از سهم سبزینگی زمین و پشت‌بام به یکدیگر منتقل شود. آنچه رویکرد اوزاکا را متمایز می‌کند، جزئیات بسیار فنی و دقیقی است که در آیین‌نامه خود گنجانده است و نشان‌دهنده عمق نگاه اجرایی این قوانین است. برای مثال، قانون اوزاکا تعریف دقیقی از گیاهان ارائه می‌دهد: درخت بلند به درختی با ارتفاع حداقل ۳ متر و محیط تنه ۱۸ سانتی‌متر در ارتفاع ۱.۲ متری از زمین تعریف شده است، در حالی که درخت کوتاه به درختچه‌ای با ارتفاع و گستردگی تاج حداقل ۳۰ سانتی‌متر گفته می‌شود. قانون به‌صراحت بیان می‌کند که سطح پوشیده شده با چمن معمولی (علف) به‌عنوان فضای سبز قابل قبول محاسبه نمی‌شود، همچنین باغچه‌های شخصی در بالکن واحدهای مسکونی در محاسبه فضای سبز اجباری لحاظ نمی‌شوند، چرا که هدف قانون ایجاد فضای سبز عمومی و قابل مشاهده برای عموم است. از نظر معماری، اگر بالکن، سایبان یا هر سازه دیگری بالای یک فضای سبز قرار گیرد و مانع تابش مستقیم نور خورشید شود، آن فضا از محاسبه حذف می‌شود.

ژاپن سردمدار پارک‌های هوایی

این پشتوانه قانونی، ژاپن را از یک جنگل بتنی به یک رهبر جهانی در زمینه فضای سبز هوایی یکپارچه تبدیل کرده و معماران را مجبور کرده است که از همان مرحله طراحی، دوام تجاری را با ضرورت اکولوژیکی ترکیب کنند. در نتیجه، امروزه ژاپن نه‌تنها به خاطر پارک‌های پشت‌بامی چشمگیر خود شناخته می‌شود، بلکه به‌دلیل سیستم حقوقی پیچیده و کارآمدی که این فضاها را ممکن ساخته، به عنوان یک الگوی بین‌المللی در زمینه سیاست‌گذاری شهری و توسعه پایدار مطرح است.

ژاپن سردمدار پارک‌های هوایی

کزون و چالش تاب‌آوری در برابر سیل و انرژی

در اوت ۲۰۲۵، شهر کزون (کوئیزون) فیلیپین شاهد یک رکورد اقلیمی بی‌سابقه بود؛ حجمی معادل پنج روز بارندگی در تنها یک ساعت فرو ریخت و سیستم زهکشی فرسوده این کلان‌شهر را از کار انداخت. این حادثه که از شدت توفان مرگبار اوندوی (Typhoon Ondoy) در سال ۲۰۰۹ نیز فراتر رفت، به آبگرفتگی ۳۶ ناحیه شهری و تخلیه اضطراری هزاران خانواده انجامید.

رئیس اداره کاهش خطر بلایا و مدیریت شرایط اضطراری کزون، این واقعه را نقطه عطفی در درک شکنندگی زیرساخت‌های شهری توصیف کرد. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، مهم‌ترین چالش فراروی کزون، وابستگی متقابل و حیاتی میان دو سیستم آب و انرژی است. به بیان دقیق‌تر، برای پمپاژ و تصفیه آب مورد نیاز شهروندان به برق نیاز است، اما از سوی دیگر، سیستم‌های انرژی نیز برای خنک‌سازی و ادامه فعالیت به آب وابسته‌اند.

این همبستگی شدید به‌ این معناست که اختلال در شبکه برق به سرعت به قطع آب آشامیدنی و اختلال در پمپاژ سیلاب می‌انجامد. این وضعیت از منظر کاربری شهری، به‌معنای دوچندان شدن آسیب‌پذیری ساکنان و کسب‌وکارهای محلی هنگام بحران است. بررسی‌های میدانی حاکی از آن است که معضل کزون تنها به کمبود منابع محدود نمی‌شود، بلکه ریشه در ناهماهنگی فاحش میان زیرساخت‌های ملی و محلی دارد.

کزون و چالش تاب‌آوری در برابر سیل و انرژی

بر اساس گزارش شهرداری کزون، بین سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ حدود ۳۳۱ پروژه کنترل سیلاب با سرمایه‌ای بالغ بر ۱۷ میلیارد پزو (بیش از ۳۰۰ میلیون دلار آمریکا) به‌دلیل نبود انطباق با نقشه جامع زهکشی شهر، بی‌استفاده مانده‌اند یا خود به عامل تشدید سیلاب تبدیل شده‌اند. نمونه بارز این ناکارآمدی، ایستگاه‌های پمپاژی هستند که ساخته شده‌اند اما برق مورد نیاز برای بهره‌برداری از آن‌ها تأمین نشده است؛ همچنین سازه‌هایی که بدون توجه به مسیر طبیعی جریان آب احداث شده‌اند و در عمل رواناب شهری را تشدید می‌کنند. با وجود شدت بی‌سابقه حادثه، کرون از پیشرفت نسبی در مدیریت بحران خبر می‌دهد.

ظرفیت واکنش سریع و اجرای تخلیه پیشگیرانه در مقایسه با سیلاب سال ۲۰۲۴ بهبود پیدا کرده است و در آخرین حادثه، ده‌ها هزار شهروند در پناهگاه‌های امن اسکان داده شدند. با این حال‌ تیم‌های امداد و نجات تنها پنجره زمانی بسیار کوتاهی (گاهی چند دقیقه) برای تصمیم‌گیری و نجات جان افراد در جریان‌های شدید آب داشته‌اند که نشان از شکنندگی بالای سیستم موجود دارد.

در پایان این رویداد، کارشناسان بر ضرورت گذار از راهکارهای موقت و سنتی همچون ژنراتورهای دیزلی پرمصرف به‌سوی راهبردی هوشمند و پایدار تأکید کرده‌اند. برنامه آتی شهر کزون شامل توسعه انرژی تجدیدپذیر و غیرمتمرکز برای جلوگیری از قطعی همزمان آب و برق در محله‌های مسکونی، به‌کارگیری شبکه گسترده حسگرها برای هشدار سریع به شهروندان و مدیریت بلادرنگ سیلاب‌، همچنین بازنگری بنیادین در زیرساخت‌های زهکشی و انرژی بر اساس چارچوب تاب‌آوری انرژی شهری به‌عنوان نقشه‌راه رسمی هماهنگ‌سازی و مقاوم‌سازی است.

کزون و چالش تاب‌آوری در برابر سیل و انرژی

حادثه کزون یک هشدار جهانی روشن برای تمام کلان‌شهرها به‌شمار می‌رود. از دیدگاه کاربری شهری، سرمایه‌گذاری تنها روی زیرساخت بدون توجه به وابستگی متقابل سیستم‌های آب و انرژی و بدون هماهنگی میان نهادهای ملی و محلی، نه‌تنها کمکی به تاب‌آوری ساکنان نمی‌کند، بلکه می‌تواند پرهزینه و حتی تشدیدکننده خطر باشد. داستان کزون نشان می‌دهد که آینده شهرهای مقاوم، در گرو رویکردی یکپارچه، هوشمند و شهروندمحور است.

پاکسازی کانال‌های آبی انگلیسی به کمک شهروندان

بحران روبه‌افزایش انباشت زباله در آبراهه‌های شهری بریتانیا، شهروندان فیلزورث را به‌سمت اجرای یکی از ابتکارهای مردمی مقابله با آلودگی محیط‌زیست سوق داد. فعالیتی تحت حمایت سازمان مردم‌نهاد «نورثرن لیلی» که طی ۱۲ ماه گذشته، با حمایت مالی شورای اولدهام، طرحی با عنوان «پاکسازی با قایق پارویی» را در این کانال آلوده اجرا کرده است. در این طرح، افراد ۱۲ تا ۶۵ ساله پس از گذراندن آموزش‌های لازم، به آب می‌روند و زباله‌ها را مستقیم از بستر کانال جمع‌آوری می‌کنند. به گفته برگزارکنندگان، نتیجه این برنامه یک‌ساله جمع‌آوری حجم قابل‌توجهی از انواع پسماند، از بطری‌های پلاستیکی و بسته‌بندی مواد غذایی گرفته تا لاستیک خودرو، چرخ‌دستی، کپسول آتش‌نشانی و تشک‌های فرسوده بوده است.

البته معضل زباله‌ها تنها به فیلزورث محدود نیست. گزارش‌های پیشین روزنامه «منچستر ایونینگ نیوز» نشان داده است که منطقه منچستر بزرگ بالاترین میزان حوادث مربوط به گرفتار شدن حیات‌وحش در زباله‌ها را در انگلستان ثبت کرده است. انجمن سلطنتی پیشگیری از حیوان‌آزاری (RSPCA) نیز نسبت به تهدید جدی این پسماندها برای حیات‌وحش هشدار داده است.

پاکسازی کانال‌های آبی انگلیسی به کمک شهروندان

داوطلبان طرح مردمی «پاکسازی با قایق پارویی» با چالش‌ها و دستاوردهای متفاوی روبه‌رو هستند، با این حال نشان دادند که مردم محلی، زمانی که ابزار، آموزش و حمایت لازم را در اختیار داشته باشند، به‌اندازه قابل‌توجهی می‌توانند مؤثر باشند. این اقدام جمعی آن‌ها نیز تحت یک مجموعه مستند در معرض دید عموم قرار گرفته که هدف آن بررسی ابعاد بحران زباله در سراسر بریتانیاست. برآوردها نشان می‌دهد که روزانه نزدیک به دو میلیون قطعه زباله در خیابان‌ها و فضاهای سبز این کشور رها می‌شود. در بخشی از این برنامه نیز قرار است از فناوری پیشرفته تشخیص زباله بر ‌پایه هوش مصنوعی برای نقشه‌برداری از نقاط آلوده استفاده شود.

در سطح ملی نیز دولت بریتانیا اقداماتی را برای مقابله با این بحران آغاز کرده است. بر اساس گزارش منتشرشده در پایگاه رسمی دولت در ژانویه ۲۰۲۶، مبلغ ۲۹ میلیون پوند از محل جریمه شرکت‌های آب متخلف، به صدها پروژه محلی برای احیای رودخانه‌ها اختصاص پیدا کرده است، با این حال سازمان نورثرن لیلی اعلام کرده است که برای ادامه برنامه‌های پاکسازی خود به جذب یک حامی مالی جدید نیاز دارد تا این اقدام زیست‌محیطی در کانال‌های انگلستان بدون وقفه ادامه پیدا کند.

بهترین شهرهای جهان برای گردشگری سیاه در سال ۲۰۲۶

گردشگری تاریک به معنای عمل بازدید از مکان‌هایی است که با مرگ، تراژدی، وقایع ماوراءالطبیعه یا رویدادهای ترسناک گره خورده‌اند. این نوع گردشگری، فراتر از صرف کنجکاوی در تاریکی، سفری عمیق به دل تاریخ، تراژدی و اسرار ناگفته بشریت است که بعد جدید به درک ما از جهان می‌بخشند و فرصتی برای تأمل در تاریخ، طبیعت و جایگاه خودمان در پهنه هستی فراهم می‌کند. در ادامه به معرفی بهترین شهرهای جهان برای گردشگری سیاه در سال ۲۰۲۶ و ویژگی‌های منحصربه‌فرد آن‌ها می‌پردازیم:

بهترین شهرهای جهان برای گردشگری سیاه در سال ۲۰۲۶

رم، ایتالیا: تماشای مرگ زیر نور مهتاب

اگرچه رم به دلیل شکوه روزانه خود در دنیا مشهور است، اما در سال ۲۰۲۶ این شهر به‌عنوان مقصد برتر برای «گردشگری شبانه» معرفی شده است که ارتباط نزدیکی با کاوش در تاریکی شب دارد. برای علاقه‌مندان به گردشگری این شهر فرصت تجربه مکان‌های باستانی مرتبط با مرگ و تماشا در زیر نور مهتاب را فراهم می‌کند. گردش در این شهر زیبا، فراتر از ویرانه‌های باستانی، سرداب‌ها و دخمه‌های رم، دسترسی روزانه به تاریخی ترسناک را فراهم می‌کنند. قبرهای زیرزمینی، یکی از اسرارآمیزترین جاذبه‌های تاریخی رم است که ردپای تاریخ و تمدن آن را به خوبی نشان می دهد و رم را به مقصدی فراموش‌نشدنی برای علاقه‌مندان به گردشگری تاریک تبدیل می‌کند.

بهترین شهرهای جهان برای گردشگری سیاه در سال ۲۰۲۶

پورت آرتور، تاسمانی؛ اولین مکان میراثی تاریک استرالیا

استرالیا در سال ۲۰۲۶ به‌عنوان یک مقصد گردشگری سیاه ظاهر شده است و «مکان تاریخی پورت آرتور»، پیشتاز این عرصه است. این محل سابق سکونت محکومان و محل تیراندازی جمعی سال ۱۹۹۶، مدت‌ها است که یکی از قدرتمندترین جاذبه‌های تاریک مبتنی بر میراث این کشور به شمار می‌رود. در سال ۲۰۲۶، بازدیدکنندگان این روستای تاریخی می‌توانند پس از تاریکی هوا، خرابه‌های زندان و ساختمان‌های تاریخی را کاوش کنند. این تجربه، رنج تاریخی را با گزارش‌های ارواح ترکیب می‌کند و فضایی را ایجاد می‌کند که محققان آن را داستان‌سرایی میراثی احساسی توصیف می‌کنند. محوطه تاریخی پورت آرتور که برای سکونت مجرمان در قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی ساخته شده بود، امروزه شامل مجموعه‌ای از بناهای تاریخی و ویرانه‌ها می‌شود و در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است.

بهترین شهرهای جهان برای گردشگری سیاه در سال ۲۰۲۶

ترومسو، نروژ؛ تاریکی قطبی و شگفتی آسمانی

گردشگری تاریک تنها شامل تراژدی انسانی نمی‌شود. ترومسو در نروژ، در رتبه‌ی دوم رده‌بندی جهانی گردشگری شبانه در سال ۲۰۲۶ قرار گرفته است و چیزی کاملاً متفاوت ارائه می‌دهد که تاریکی را همچون یک پدیده‌ی طبیعی به تصویر می‌کشد. این شهر که در بالای مدار قطب شمال قرار دارد، زمستان‌های طولانی را با حداقل آلودگی نوری، تجربه می‌کند و همین ویژگی آن را به یکی از برترین مقصدهای جهان برای تورهای شفق قطبی، ستاره‌نگری و رصد آسمان تبدیل کرده است. این شهر به لطف شرایط منحصربه‌فرد خود، بالاترین امتیاز را در بخش «عوامل طبیعی» شاخص گردشگری شبانه کسب کرده است.. برای علاقه‌مندان گردشگری تاریک، ترومسو نوع دیگری از مواجهه با تاریکی را به نمایش می‌گذارد که مواجهه با مرگ‌ومیر انسانی نیست، بلکه رویارویی با قدرت طبیعت و کوچکی انسان در برابر نیروهای کیهانی است.

بهترین شهرهای جهان برای گردشگری سیاه در سال ۲۰۲۶

توکیو، ژاپن: تاریکی نئونی و وحشت دیجیتال

شهر توکیو نمونه‌ای است که ثابت می‌کند یک کلان‌شهر می‌تواند در گردشگری تاریک سال ۲۰۲۶ هم بدرخشد. پایتخت ژاپن، تجربه‌های تاریک شهری را از تورهای ارواح و گردهمایی‌های زیرزمینی فرهنگ خودرو گرفته تا پدیده نوظهور گردشگری وحشت دیجیتال ارائه می‌دهد. در واقع وحشت دیجیتال، به تجربه‌هایی اشاره دارد که از ترکیب عناصر دیجیتال، اینترنت و فضای مجازی با مفاهیم ترس و تاریکی، ناشی می‌شوند. توکیو، به عنوان شهری پیشرو در فناوری و فرهنگ دیجیتال، مفهوم «بک‌رومز» (Backrooms) را به فضاهای گردشگری تاریک وارد کرده است. «بک‌رومز»، یک ترس اینترنتی است که به فضاهای تقریباً بی‌نهایت، تکراری و وهم‌آلود اشاره دارد که گویی خارج از واقعیت معمول قرار دارند.

گردشگری تاریک در توکیو با بهره‌گیری از این مفهوم، تجربیاتی را ارائه می‌دهد که حس گم شدن، انزوا و اضطراب ناشی از فضاهای دیجیتالی نامحدود را در دنیای واقعی شبیه‌سازی می‌کنند. این امر، فراتر از ترس‌های سنتی ماوراءالطبیعه یا تاریخی، به ترس‌های مدرن و مرتبط با دنیای مجازی و دیجیتال می‌پردازد و تجربه‌ی گردشگری تاریک را با لایه‌هایی از وحشت روانشناختی و پساصنعتی غنی می‌کند. توکیو فراتر از جنبه‌ی دیجیتال، گردشگری تاریک سنتی را نیز ارائه می‌دهد که شامل معبد یاسوکونی، نمایشگاه موزه ادو توکیو درباره زلزله بزرگ کانتو در سال ۱۹۲۳ که جان بیش از ۱۰۰ هزار نفر را گرفت و محله‌هایی می‌شود که از بمباران‌های سال ۱۹۴۵ آسیب دیدند.

چراغ سبز برلین برای میزبانی المپیک

پارلمان ایالتی برلین با ارائه پیشنهاد این شهر برای میزبانی بازی‌های المپیک در سال ۲۰۳۶ یا سال‌های بعد از آن موافقت کرد. این تصمیم هم‌زمان با نزدیک شدن به صدمین سالگرد المپیک ۱۹۳۶ گرفته شده است؛ دوره‌ای بدنام که توسط رژیم نازی برگزار شد.

شهردار برلین در جلسه رأی‌گیری خطاب به نمایندگان اظهار کرد که این پیشنهاد وعده‌ای واقعی برای نسل‌های آینده است. وی تأکید کرد که آن‌ها به‌دنبال توسعه مثبت برای برلین هستند. طرح یادشده که نخستین‌بار در ماه مه سال گذشته در ورزشگاه المپیک برلین مطرح شد، حمایت حزب سوسیال دموکرات (SPD) و حزب راستگرای آلترناتیو برای آلمان (AfD) را جلب کرد.

دولت ایالتی برلین پیش‌تر مفهوم این پیشنهاد را تأیید کرده بود که به‌طور عمده بر استفاده از امکانات ورزشی موجود و نمادهای شهری همچون پارک فرودگاه سابق تمپلهوف تکیه دارد. برآورد هزینه این میزبانی ۴.۸۲ میلیارد یورو (۵.۶ میلیارد دلار) و درآمد پیش‌بینی‌شده ۵.۲۴ میلیارد یورو است که سود خالص حدود ۴۲۰ میلیون یورو را نشان می‌دهد. یک‌چهارم این سود به کمیته بین‌المللی المپیک (IOC) تعلق خواهد گرفت.

چراغ سبز برلین برای میزبانی المپیک

شهردار برلین در ادامه تأکید کرد: «اگر ما یک افسانه تابستانی برای جهان برگزار کنیم، این فرصتی برای تمام دنیاست»، با این حال این طرح با مخالفت شدید احزاب چپ و سبزها روبه‌رو شد. نمایندگان این احزاب ضمن اشاره به هزینه‌های سرسام‌آور سه دوره اخیر المپیک (بیش از دو برابر برآورد اولیه)، برنامه‌های دولت را وعده‌های توخالی و قصرهای هوایی خواندند و حتی هشدار دادند که بسیاری از مکان‌های پیشنهادی نیازمند بازسازی اساسی هستند.

جالب توجه اینکه دست‌اندرکاران برگزاری همه‌پرسی درباره این طرح را رد کرده‌اند. برلین یکی از چهار شهر آلمانی (به‌همراه مونیخ، هامبورگ و نوردراین-وستفالن) است که برای کسب حق میزبانی رقابت می‌کنند. کنفدراسیون ورزش‌های المپیک آلمان در بیست‌وششم سپتامبر (چهارم مهر) برنده نهایی را برای معرفی به IOC انتخاب خواهد کرد. آلمان امیدوار است میزبانی المپیک را در سال‌های ۲۰۳۶، ۲۰۴۰ یا ۲۰۴۴ به دست آورد.

کد خبر 975028

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.